آقاي بوش، آقاي بلر، خوب گوش کنيد
ايران و جهان
جرج بوش، رييس جمهوري آمريکا و ديگر پايوران حکومت اين کشور به صراحت از جنبش دانشجويي در ايران حمايت کرده اند. نخست وزير انگلستان نيز، پس از چند هفته اين دست و آن دست کردن، سرانجام به موضع آمريکا پيوست و حمايت خود را از جنبش دانشجويي و تلاش مردم ايران براي دستيابي به دموکراسي اعلام کرد.
اين حمايتها، آن هم از سوي دو دولتي که در همسايگي ايران حضور نظامي چشمگيري دارند، بيگمان سبب شده است که دانشجويان ما، چنانکه همه آن کساني که به اين يا آن شيوه به حمايت ازجنبش دانشجويي برخاسته اند، دلگرم شوند.
چنين حمايتي را رژيم جمهوري اسلامي "مداخله در امور داخلي" خود قلمداد کرده است. به آمريکا دوباره دشنام هايي داده است که فقط در فرهنگ لغات جمهوري اسلامي پيدا مي شود. نيز سفير انگلستان را به وزارت خارجه خوانده است تا اعتراض رسمي رژيم تهران را به وي ابلاغ کند.
ولي آنچه مايه نگراني جنبش آزاديخواهي ملت ايران است، اينها نيست. بلکه اين است که رژيم جمهوري اسلامي حمايت آمريکا و انگليس را از جنبش دانشجويي بهانه قرار داده است تا گروههاي حمله خود را به سراغ جوانان معترض بفرستد و نشان دهد که خشونت رژيم هنوز تا به کدام پايه مي تواند بالا برود.
بيش از 2 هزار دانشجو هم اکنون در بازداشت بسر مي برند؛ اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت را روز روشن، جلو چشم همگان مي ربايند و به بازداشتگاههايي مي برند که مکان درست آنها اعلام نمي شود.
ديگر به دستگيري و زنداني کردن دگرانديشان سرشناس بسنده نمي کنند، بلکه فرزندان آنها را به اسارت مي گيرند. زندانيان را يا به حبس انفرادي مي برند يا آنها را با تبهکاران در يک بند مي اندازند. براي تبهکاري که آدم کشته است، تهديد يک استاد دانشگاه يا وکيل دادگستري به مرگ يا حتا ضرب و جرح آنها بازيچه اي بيش نيست، به ويژه اينکه اين کار براي تبهکاران نه تنها مجازاتي ندارد، بلکه پاداشي نيز در پي دارد.
و اينهمه در حالي مي گذرد که ملت ايران از خود مي پرسد اعلام حمايت آمريکا و انگلستان، به عنوان قدرتي که در معماري تازه منطقه پيشگام شده اند، براي ملت ايران چه پيامدهايي خواهد داشت. آيا اين حمايت سبب خواهد شد که رژيم جمهوري اسلامي آدمخواران خود را با اشتهاي تازه اي به سراغ دانشجويان بفرستد؟ آيا بر جوانان و دانشجويان ما و همه آن کساني که به حمايت آنها برخاسته اند، همان خواهد رفت که بر آن مردم عراق که پس از جنگ اول خليج فارس در سال 1991 بر رژيم صدام حسين شوريدند و به تلخکامي دريافتند که قدرتهاي فاتح دستي براي حمايت واقعي از آنها نجنباندند؟ آيا دانشجويان ما نيز بايد همان گونه طعمه آدمخواران رژيم اسلامي در ايران شوند که شورشيان عراق در سال 1991 طعمه آدمخواران صدام حسين شدند؟
آقاي رييس جمهوري آمريکا! آقاي نخست وزير انگليس!
حال که از جنبش مردم ايران عليه حکومت بيداد حمايت کرده ايد، گزيري از اين نداريد که براي صيانت مردم از ددمنشي حکومت اسلامي، و بازداشتن اين حکومت از سرکوب ملت ايران نيز چاره اي بينديشيد. وگرنه حمايت شما براي ملت ايران بسيارگران تمام خواهد شد، و هديه اي گرانبها نيز خواهد بود که به رژيم جمهوري اسلامي داده ايد. باورپذيري خود را نيز نزد مردم ايران از دست خواهيد داد.