رپرتاژ از ايران

گزارش خبرنگار روزنامه‌ی ايتاليايی «لارپوبليكا» از تهران

دانشجويان: "تا آخر می‌ايستيم و مبارزه می‌كنيم

سفری در ميان جوانانی كه قيام را سازماندهی می‌كنند

• نامه‌ای كه ديروز دانشجويان به رييس جمهور نوشتند: "اين آخرين فرصت برای گفتگو است. بعد از اين دولت را به رسميت نخواهيم شناخت"

• تداركات بسياری برای راهپيمايی ٩ ژوئن ، سالروز اعتراضات در ١٩٩٩، در جريان است

از: وانا وانوچيني Vanna Vannuccini (خبرنگار لارپوبليكا- ايتاليا در ايران ٢٠٠٣/٦/٢٦)

ترجمه: داوود حجازي

davud37@yahoo.com

جمعه ٦ تير ١٣٨٢

"چشمها را ببند و به خدا بينديش". مريم ، كه در استخر حلزون در دو قدمی ميدان وحدت كار ميكند ، هميشه قبل از شروع ماساژ اين نكته را به مشتريان خود يادآوری مينمايد. او خانم بسيار مهربانی است. در پايان هر صحبتی ميگويد: «اگر خدا بخواهد». امروز مريم به دليل خاwی شكرگزار خدا است. بتازگی در روزنامه خوانده است كه تونی بلر اعلام كرده است كه "دانشجويان مستحق حمايتند". تونی بلر مشخص نكرده است كه اين حمايت چه ابعادی را در بر ميگيرد اما همين كلمات قلب مريم را روشن كرده‌اند. او ميگويد كه قلبش از يك عمر زحمت ، اضطراب و ناراحتی "سياه" شده است.

مريم از شوهرش جدا شده است و بايد دو فرزند خويش را به تنهايی بزرگ كند. يكی از آنها در حال حاضر مشغول آماده شدن برای كنكور دانشگاه است ، ديگری ، اقتصاد ميخواند. فرزند كنكوری به مادر گفته است كه "اگر وارد دانشگاه نشوم ، خودم را ميكشم". هر سال هزاران جوان در كنكور شركت ميكنند و تعداد كمی موفق به ورود به دانشگاه ميشوند. كسی كه در كنكور قبول نميشود بايد در دانشگاههای خصوصی «آزاد» ثبت نام كند. مريم قادر به پرداخت هزينه دانشگاه آزاد نيست. هر دو فرزند او در تظاهرات روزهای اخير شركت كرده‌اند. او اتوموبيلی برای رفتن به خيابانها و بوق زدن جهت حمايت از دانشجويان و جوانان ندارد ، اما تظاهركنندگان از حمايت كامل او برخوردارند. بهرحال ، هرشب ناآراميها را از طريق تلويزيون تعقيب ميكرد، طبيعتا تلويزيونهايی كه از لس آنجلس برنامه پخش ميكنند. "آيا شما به كسی كه تلويزيون دولتی را تماشا كند برخورده ايد؟" در اين روزهای آخر اما قادر بديدن برنامه‌های تلويزيونی نيست. در محله آنها ، پارازيتها جلو پخش اين برنامه‌ها را گرفته‌اند. بدليل عدم دريافت خبر ، مشوش و ناراحت است. احساس ميكند كه حالت خفگی به او دست داده است. اين حالت را تمام مردم دارند.

هيچگاه جوانان خود را در چنين شرايطی پيدا نكرده‌اند. بهر طرف كه رو می‌آورند با درهای بسته مواجه ميشوند. مريم ميگويد: "همه اين سركوبها برای اين است كه افرادی همانند رفسنجانی و عسگراولادی هر روز ثروتمندتر شوند. پس شايد بهتر آن باشد كه نفت ما را آمريكاييها و انگليسيها ببرند اما حداقل آزادی نفس كشيدن را برای ما باقی بگذارند."

او نفسی كشيده و ميگويد:"اما ديگر زمان برای اين رژيم به پايان رسيده است". "اين آغاز پايان است". با هركسی كه در تهران در اين روزها صحبتی دارم اين سه كلمه را تكرار ميكند: آغاز پايان است. مريم فقط مقداری از خوشباوريهای خويش را نيز به آن می‌افزايد. بنظر او اين پايان ميتواند در ١٨ تير رقم بخورد. نهم ژوئن ، سالگرد تظاهرات دانشجويی در سه سال پيش. در ١٨ تير آنزمان ، پروسه معكوس اعتبار رييس جمهور اصلاح طلب خاتمی ، آغاز گرديد. دانشجويانی كه مورد تهاجم نيروهای انتظامی و بسيج قرار گرفته بودند فرياد ميزدند: "خاتمی دوستت داريم". اما رييس جمهور خود را نشان نداد و اجازه داد تا روزنامه اصلاح طلبی كه دانشجويان بر عليه توقيفش تظاهرات ميكردند بسته شود. امروز در سومين [چهارمين] سالگرد اين واقعه ، ١٨ تير به آرامی سپری نخواهد شد. جنبش دانشجويی ، اكنون كه ورشكستگی اصلاحات روشن گشته است ، خود را بعنوان يگانه اپوزيسيون رژيم معرفی مينمايد. نمايندگان كليه گروههای دانشجويی در نامه‌ای امضاء شده به خاتمی كه در روزنامه‌های ديروز به چاپ رسيد نوشتند: "آقای رييس جمهور، يا شما و مجلس ، اصلاحات دموكراتيكی را كه وعده داده ايد عملی سازيد و يا ما دولت اسلامی را به رسميت نخواهيم شناخت. اين آخرين گفتگو بين جنبش دانشجويی و حاكميت است. بعد از اين ما به ارگانهای منتخب جمهوری اسلامی كه بی كفايتی خود را به نمايش گذاشته‌اند روی نخواهيم آورد. ما به سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشر رجوع خواهيم نمود. در پايان نامه ، نامهای همه ما ثبت شده است. ما آماده پرداخت هزينه آن هستيم .

سعيد رضوی فقيه ، يكی از رهبران جنبش تحكيم وحدت (جنبش با سابقه دانشجويی كه در سايتهای اينترنتی نام خويش را تغيير داده و امروز خود را جنبش دموكراسی خواهی مينامد) جزء امضاكنندگان نامه است. او را در هيئت تحريريه روزنامه «ياس نو» ، در حاليكه نامه را آورده است ، ملاقات ميكنم. «تا بحال جنبش دانشجويی از تظاهرات با احتياط زيادی حمايت كرده بود. ما به خيزشهای خودجوش عادت نكرده ايم. اين خيزشها شك ما را برمی انگيزند. اما شركت كنندگان در اين تظاهرات چه كسانی بودند؟ وقتی كه وسعت مشاركت مردم از هر طيف و سنی را ديديم ، فهميديم كه كليت جامعه ايران خواهان تغيير است».

بهرام و‌هاله ، كه بعد از مدت كوتاهی با آنها سخن ميگويم ، آماده‌اند تا جنبش را به سرانجام برسانند. بهرام در دانشگاه شهيد بهشتی درس ميخواند و‌هاله دانش آموز مدرسه زينب است. بهرام از شهر گنبد می‌آيد و بعد از اتمام كلاسهايش ، برای آماده كردن امتحاناتش به آن شهر باز گشت. روز سه شنبه كه به تهران آمد ، در خوابگاه دانشجويی با برگ احضار دادگاه مواجه شد. او در روز ناآراميها در گنبد بوده است اما دادگاه انقلاب اسلامی او را تهديد كرده كه "ما عكسهايی داريم كه تخلف شما را ثابت ميكنند". روز شنبه همراه با پدرش به دادگاه خواهد رفت تا "آثار جرم" را به او نشان بدهند. اما در هيچ كجا مانند ايران ، اين ضرب المثل صحت ندارد كه: "در برابر قاضی و دريای طوفانی بايد به خدا پناه برد".

قبلا رييس سابق قوه قضاييه در نماز جمعه تهران وعده "تنبيهی شديد" برای تظاهركنندگان داده بود. حداقل ٣٢٠ دانشجو در زندان بسر ميبرند و يا بدتر ، هيچكس از وضعيت آنان خبری ندارد و معلوم نيست كه كجا هستند. نمايندگانی از مجلس كه از آنها حمايت كرده‌اند تهديد به مرگ شده‌اند و يا از طرف كانگسترهای مسلح مورد هجوم قرار گرفته‌اند. ديروز اكثر روزنامه‌ها عكس عبدالمحمد نظام اسلامی ، نماينده بروجرد و امضاء كننده نامه معروف ، بهمراه ١٦٥[١٣٥] نماينده ديگر به خامنه‌ای ، را با دست شكسته به چاپ رساندند. نظام اسلامی در مجلس اعلام كرد كه بوسيله اتوموبيلی از «لباس شخصی»‌ها تعقيب شده و سپس از جاده به بيرون پرتاب گرديده است. او معجزه وار نجات پيدا كرد. دو نماينده ديگر خواهان شكايت از حملات مشابهی كه برای آنان اتفاق افتاده بود شدند كه مجلس از طرف نمايندگان محافظه كار اقليت به تشنج كشيده شد و آقای كروبی كه از زمره "قهرمانان" نيست ، ختم جلسه را اعلام نمود.

هاله ، دانش آموز ، هيچگاه تا كنون با سياست آشنايی نداشته است. روزنامه‌ها برای او خسته كننده بنظر ميرسند و او آنها را بندرت مطالعه ميكند. اما او نيز در تظاهرات شركت كرده است. آنچه كه از آن شكايت دارد كمبود دموكراسی نيست ، اما نبود هيچ فضايی برای زندگی خوصی وی ميباشد. هركاری را بايد در پنهان انجام داد. و اكنون بسيجيها دخترانی را كه روپوشهای كوتاه تا زانو بپا ميكنند متوقف ميسازند.‌هاله ميگويد: "اين چگونه زندگی است؟" "برای بار اول آنرا تحمل ميكنی ، دفعه دوم سعی ميكنی كه از دست آنان فرار كنی ، اما با گذشت زمان خشم بسياری در درون تو انباشته ميشود. خسته ميشوی و از آنها بيزار ميگردی ، با تمام نيرويت از آنها نفرت داری." نارضايتی از جامعه‌ای كه حق زندگی كردن را از مردمانش گرفته است ، خميرمايه ياغی شدن جوانان ايرانی و گرايش آنان بسوی سياست است. اينرا خانمی روانشناس به من ميگويد. اين مسئله برای رژيم خطرناكتر از اعتراضات سياسی است مخوصا امروز كه حاكمان اسلامی آخرين ذرات مشروعيت خويش را از دست داده‌اند. قواعد تحميلی اين رژيم نامشروع ديگر قابل تحمل نيستند و باعث آزار بيشتری ميشوند.