نامه يک فرهنگی به خامنه ای
به نام او كه هستي از اوست.
جناب حجه الاسلام والمسلمين سيد علي خامنه اي:
سلام عليكم
باور بفرماييد حقيرنه جزء ايادي استكبار هستم ونه از آن دشمناني كه شما مدام در
سخنراني هاي خود ازآنان ياد مي كنيد .من ايثارگروجانبازي هستم كه از وضع موجود خسته
شده ام.پس از اين حيث حيالتون راحت باشد.
به هر حال بنده وهزاران نفر مثل من بنابر عشق وعلافه اي كه داشته ايم به استخدام
آموزش وپرورش در آمديم.ولي در طول اين مدت دريغ از يك روز خوش.باوربفرماييد ديگر نه
تنها نسبت به اين شغل علاقه اي در خود احساس نمي كنم بلكه از آن متنفر نيز شده
ام.واين احساس به عينه دراكثر قريب به اتفاق همكاران فرهنگي قابل لمس ودرك است.من
نمي دانم كه واقعا شما از وضع موجود بي اطلاع هستيد ويا اطلاع داريد ولي اراده اي
در جهت رفع اين معضل نداريد كه درهردوصورت گناهكاريد .شما به عنوان عاليترين مقام
كشور اگرازاين مهم بي اطلاع باشيد قطعااز بسياري مسائل ديگر بي اطلاع خواهيد
بودودرنهايت سرانجام كشوري كه چنين رهبري داشته باشد بر همه روشن است.واگر واقعا
باخبريد واراده اي درجهت حل اين مشكل نداريدكه پرواضح است انسان بي اراده به درد هر
كاري مي خورد به جزرهبري يك كشور.
رهبرعزيزم متاسفانه شما دچارتوهم توطئه هستيد وتمام هم وغم خويش را صرف خنثي سازي
توطئه هاي دشمنان خيالي خود مي كنيد.غافل از اينكه دشمن اصلي اين ملت وحتي خود
جنابعالي افكار خرافي وپوچ جنابعالي ومقربان دستگاه خلافتتان مي باشد.افكارواعمالي
كه نزديكترين دوستان خودرا(جانبازان وايثارگران)به بزرگترين دشمناننتان تبديل نموده
است،پس بر شماست لا اقل براي حفظ قدرت دنيوي خود سعي كنيد نارسائيهاي موجود راازبين
برده ويا كاهش دهيدچراكه در غيراين صورت روزي فراخواهدرسيد كه“نه ازتاك نشان ماند
ونه ازتاك نشان”.
جنابعالي مي توانيد با تشكيل هياتي (البته نه از نوع هياتهايي كه سگ دربار
محمدخاتمي تشكيل مي دهند)نسبت به ادعاهاي من تحقيق نمايند(البته در صورتي كه بي
اطلاع هستيد) در انتها گوشه اي از مشكلات ومعضلات گريبانگير جامعه فرهنگي را متذكر
مي گردم كه مي تواند مبناي كار گروه تحقيق قرار گيرد
ا -1اكثر قريب
به اتفاق فرهنگيان دچار افسردگي ومشكلات روحي ورواني بوده وبه شدت احساس سرخوردگي
مي كنندونسبت به شغل خود احساس انزجار مي كنند.-2اكثريت
فرهنگيان جهت امرار معاش به مشاغل كادب روي آورده اند كه از آنجمله اند سيگارفروشي،
مسافركشي،آبدارچي شركتهاي خصوصي وبنگاه املاك واتومبيل،بنائي وحتي .......
ا -3اكثرفرهنگيان
دچارمشكلات خانوادگي هستند كه اين نيز زائيده مشكلات اقتصادي است.پرواضح هست كه
هردختري وقتي تشكيل خانواده مي دهد آمال وآرزوهايي داردكه از آنجمله اند خانه اي
محقرووسيله اي جهت تردد اماوقتي تمام اين آرزوها رانقش بر آب مي بيند كه بماند حتي
شوهرش توان خريد لباس آنهم سالي يك بار را ندارد مسما دچار ياس مفرط مي شود ومشكلات
خانوادگي ار اينجاست كه استارت مي خورد.-4فرزندان
معصوم وبي گناه ما نيز از اين شغل مقدس ما بي نصيب نمي مانند .پدرومادري كه بيشتر
اوقاتشان رادر بيرون خانه دنبال لقمه اي نان مي دوند ديگر نه فرصت رسيدگي به امورات
فرزندشان را دارند ونه از خستگي حوصله اين كاررا ودرثاني وفتي آنان وضع زندگي
خودبابقيه رامقايسه ميكنند ومتوجه اين شكاف عميق مي شوند دچار ياس وتزلزل روحيه مي
گردند -5جامعه فرهنگيان به سبب مشكلات معيشتي
كه دارد نه تنها در جامعه قدر ومنرلت خويش راازدست داده است (به طوري كه كمتر كسي
پيدا ميشود دخترش را به جواني بدهد كه معلم باشدحتي خود جنابعالي آياحاضريد دخترتان
را به معلم بدهيدودرنتيجه اورااز همه امكانات خدادادي محروم نماييد)بلكه در بين
دانش آموزان نيز ابهت خويش راازدست داده است وچه بسا كه مورد تمسخر واستهزاء آنان
نيز قرار مي گيرد.
وقتي دانش آموز مي بيند لباس معلمش بارفتگر محله شان فرقي نمي كند
استهزاءوتمسخرآنان تعجبي ندارد.(در همين رابطه بهتره خاطره اي رابه عرض همايوني
برسانم شايد خستگي از تن مبارك برهاند وتبسمي بر لبان تان بنشاند“بنده در مقطع
راهمنايي تدريس مي كنم چندروز پيش يعني پس از اعتصابات نيم بند فرهنگيان دانش آموزي
به من گفت آقااجازه چراآقاي فلاني مثل شما اعتصاب نكردوكلاس مي آمد.بهش گفتم چرااين
سؤال رومي كني؟گفت آقااجازه آخه اون معلم كلاس اول ودوم ابتدايي منم بود ازاون موقع
تاالان كت وشلوارش عوض نشده ولي اعتصاب هم نمي كنه-6باوركنين
چه بسيار پيش آمده وبازم خواهد آمد كه معلم به دليل فقرروزهاي متوالي از درد دندان
وبيماريهاي ديگررنج برده است ولي به علت فقر موجود وهزينه بالاي درمان درد را تحمل
نموده است كه شايد فرجي حاصل شودو...
وچه بسا روزهاي متوالي شاهد دردكشيدن جگر گوشه شان بوده اند ولي توان پرداخت حق
ويزيت وهزينه سنگين وروزافزون دارو را نداشته اند-7بااين
حقوق هنگفتي كه شما به فرهنگيان مي دهيدهرمعلم مي تواند سالي چند بار به مسافرت
داخل وحارج از كشور برود تا تجديد روحيه كند(البته فقط در عالم خواب)خواهشا خواب
رابراي فرهنگيان ممنوع نكنيد.
رهبر معظم شما كه مدام از نهضت خدمت رساني به مردم سخن مي گوييدآيا بهتر نيست
خودتان دراين ابتداي سال نو اين نهضت به اصطلاح خدمت رساني رو كلنگ زني كنيد.چه
قشري براي ارائه خدمت واجب تر از معلمين .پس منتطريم سعيد