فقر شديد را تعريف كنيد
اعتماد، حميدرضا خالدي: در حالي كه براساس
آخرين آمار رسمي، در سال 1382، خط فقر براي يك خانواده پنجنفره يك ميليون
و 850 هزار ريال در ماه عنوان شده است، معاون وزارتخانه تازه تاسيس رفاه،
مدعي است تنها 2 درصد از مردم كشور از فقر شديد رنج ميبرند
.
واعظ مهدوي با بيان اينكه 700 هزار نفر در كشور زير خط فقر شديد زندگي
ميكنند، ميگويد: با برنامهريزي دقيق در نظر داريم پيش از سال 2015 ميلادي
اين جمعيت را به نصف برسانيم و تا پايان برنامه چهارم توسعه اين جمعيت
را تحت پوشش قرار دهيم.
وي ميافزايد: به منظور شناسايي افرادي كه زير خط فقر بسر ميبرند بررسيهاي
متعددي صورت ميگيرد كه در كشور ما اين بررسيها توسط مركز آمار و بانك مركزي
و براساس هزينه خانوار صورت ميگيرد و اين در حالي است كه براساس تعيين
گزارش سازمان ملل افرادي كه در روز كمتر از يك دلار درآمد داشته باشند زير
خط فقر تلقي ميشوند.
وي معتقد است: بايد با برنامهريزي اقتصادي مناسب و دقيق در وزارت رفاه و
تامين اجتماعي امنيت اجتماعي و اميد به زندگي را در بين اقشار مختلف مردم
افزايش دهيم و در كوتاهترين زمان ممكن بايد تا حد امكان فاصله طبقاتي كه
در بين مردم وجود دارد كاهش و فقر را در كشور ريشهكن كنيم.
معاون وزير رفاه در امور سياستگذاري و برنامهريزي با اعلام خطر در اين مورد
ميگويد: در صورتي كه فكر اساسي در ارتباط با مشكلاتي كه در حال حاضر با آن
مواجه هستيم صورت نگيرد بطور حتم در سالهاي آينده در تامين رفاه اجتماعي
مردم با مشكلات عديدهيي مواجه خواهيم شد.
در اينجا ذكر چند نكته ضروري به نظر ميرسد: اولا، جمعيت 2 درصدي برچه اساس
و چه معيارها و يا به قول آقاي مهدوي چه بررسيهاي دقيقي! صورت گرفته است،
آن هم در كشوري كه پايه حقوق كارمندان داراي مدرك كارشناسي آن كمتر از
120 هزارتومان و ساير كاركنان داراي مدرك ديپلم حدود 70 هزار تومان؟! و اينكه
چند درصد از قشر فعال و كارگر ما را كارمندان تشكيل ميدهند؟
دوم اينكه: همان رقم اعلام شده قبلي يعني 185 هزار تومان نيز جاي اين
سوال را دارد كه اين رقم براساس چه شاخصههاي اقتصادي در كشور تعيين شده
است؟ آن هم وقتي كه رقم خط فقر در سال هشتاد و يك، 1544162 ريال بوده
است و در عرض يك سال بعد به رقم فوق تبديل شده است! آيا با گذشت يك سال
و رشد تورم تصاعدي در كشور هزينه يك خانوار 5 نفره، تنها 30 هزار تومان
افزايش پيدا كرده است؟!
سوم اينكه :در كشوري كه براساس آمار رسمي بسياري از پزشكان عمومي و معلمان
آن زير خط فقر زندگي ميكنند، چگونه ميتوان تنها 2 درصد از شهروندان جامعه
را زير خط شديد فقر دانست؟
و بالاخره اينكه تعريف مسوولان محترم وزارت نوپاي «رفاه» از فقر «شديد»
چيست؟ چه معيار و رقمي براي آن در نظر گرفته شده است؟!
در مباحث آماري و پژوهشهاي كمي، به كاربردن واژههاي نسبي مثل «كم»، «زياد»،
«شديد»، «ضعيف» و...
معمول نيست و معمولا استادان علم آمار و بويژه علوم اجتماعي به كاربردن
صفت يا پسوندهاي نسبي را از ايرادهاي يك تركيب آماري ميدانند
.
نظر به اينكه به گفته واعظ مهدوي 2 درصد از ايرانيان زير «خط فقر شديد» بسر
ميبرند، پيشنهاد ميشود وزارت جديد رفاه يا تعريف جديدي از اين واژگان آماري
ارايه دهد يا منابع چنين آماري را در اختيار رسانهها قرار دهد كه در
تحليلهاي اقتصادي دچار سرگرداني آماري نشوند.