به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
وب لاگها
| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما  | بایگانی

نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را                براي  تو ای بوم بر دوست دارم


 

نخسه مناسب چاپ

 

تراژدی یک ملٌت و شارلاتانیزم پیامبران دروغگو , بخش پنجم


 کا ظم رنجبر دکتر در جامعه شنا سی سیاسی
اطلاعات.نت:

تراژدی یک ملٌت و شارلاتانیزم پیامبران درغگو , بخش یکم

تراژدی یک مٌلت، و شارلا تانیزم پیامبران دروغگو, بخش دوٌم

تراژدی یک ملٌت،و شارلاتانیزم پیامبران دروغگو بخش سوٌم

تراژدی یک ملٌت ، و شارلا تانیزم پیامبران دروغگو , بخش چهارم
نقش خانقاه در حفظ کشور.

در خصوص شخصیت و حیثیتی که شیخ صفی ا لدٌین ، در عصر خود ، ما بین بزرگان معاصر پیدا کرده بود همین قدر کافی باشد یا د آوری نماییم که پادشا هانی مانند غازان خان ،بعد از آنکه اسلام آورد، و سلطان محمد خدابنده و پسرش سلطان ا بو سعید ،و جهاندارانی مانند امیر چوپان ، امیر حسن و ملک اشرف معروف ، عمومأ در کارهای خود با پیشوای خانقاه صفویه ، مشورت کرده و راجع به مشکلات عمدهً سیاسی از شیخ صفی ا لدین و پسرش شیخ صدر ا لد ین موسی راهنمایی و کمک میخواستند.
بعنوان نمونه میتوان از این واقعه یاد کرد، که ، وقتی ازبک خان ، پادشاه دشت قبچاق که به عدا لت و انصاف ، و بخصوص دین داری و مسلمانی و نیز جد و جهد در عمران و آ بادانی مشهور بود ، و عظمت دولت و قدرتش زبانزد خاٌص و عام بود ، بنا بر پیشا مد اختلافی از راه در بند به آ ذربایجان و ایران تاخت و وآرد قفقاز شده تا کنار رود کررسید.هنگامی که خبر ورود لشگر قبچاق جرٌار به پادشاه مغول رسید، او خود به خانقاه اردبیل رفته مشکل کار خویش را در میان نهاد و گفت که قاطبهً سپاهیان را برای کمک به شاهزاده میسور به خرا سان فرستاده ا م، و در این حا ل خصم قوی پنجه با سپاهی از هر گونه مردم ترکتاز و مغولان بی ایمان به خاک ما تاخته و به یغما و غارت و سوزاندن و بردن پرداخته اند.

شیخ خانقاه سلطان ابو سعید را با سخنان خود اطمینان بخشید، و یکی از خلفای معروف خود موسوم به پیر عز الٌدین را نزد پادشاه ازبک فرستاد ، که به او چنین گفت :شیخ فرماید، تو شهریاری هستی مسلمان و عادل، چگونه راضی شده ای که گروهی از سپاهیان بت پرست و کفٌار مغول را بر سر مسلمانان فرود آورده ، نفوس و نوامیس خلق را بر باد دهی؟یا خود به خوشی از این سرزمین باز میگردی و یا روح مقدس حضرت خا تم الانبیا محمد(ص) ترا به نا خوشی باز میگرداند.

پادشاه ازبک چون این پیام شنید، رنگ از رویش پریده ، و ساعتی متفکر ماند، و آ نگاه به پیر عز الدین گفت : سلام مرا به حضور شیخ میرسانی و میگویی که ما به خوشی باز گشتیم، بشرط آ نکه شما از ما دلخوش باشید. روز بعد پادشاه ازبک از کنار رود کر به جانب دشت قبچاق باز گشت، در حا لیکه بسیاری از سرکردگان و ا میران سپاهش ، از این بازگشت بی جهت رنجیده خا طر بودند .( ماخذ: شرح جنگها و تاریخ زندگانی شاه اسماعیل صفوی صفحات 42-43 تا لیف رحیم صفوی زاده از انتشارات کتابفروشی خیٌام سال 1341، تهران )

باید دانست که تولد اسماعیل میرزا به سال 892 قمری ، روز سه شنبه بیست و پنجم شهر رجب ، روی دادو اهل نجوم طالع وی را برج عقرب و خداوند طالع او را مریخ تشخیص دادند( بخشی از خرا فات ایکه بنام علم در بین انسانهای ساده اندیش شارلاتانها ترویج داده اند همین طا لع بینی ها ست .. تا کید از نویسنده .) بزرگان صوفیه و عرفای صاحب دل در همان ایام ولادت وی را به فا ل نیک گرفتند.و چون از او ان کودکی آثار فهم و فراست و بینش و هوشمندی در حرکات و سکنات وی پیدا بود ، عارفان خانقاه صفویه در کار وی حسابها کردند مثلأ جمله به دولت قزلباش را موافق تاریخ ولادت وی دیدند. چون در حساب ابجد کلمهً دولت با کلمهً قزل باش یک عدد دارد، که 440 میشود. عموم مریدان و معتقدان خانقاه در وجود اسماعیل میرزا آیندهً سعاتمند همراه با عزت و قدرت طایفه ً خود را پیش بینی مینمودند و بد ین علت که او را از اوان کودکی به سمت شاهی موسوم ساختند.حضرت شیخ زاده را شاه اسما عیل یا شیخ شاه مینامیدندو با عقیدهً درست و اخلاص و ارادت شیخ اسما عیل را مرشد کامل و پادشاه میخواندند.(صفحات 118-119 همان ماخذ ذکر شده در با لا )

جا مه صوفیان
پیروان و مریدان صفویه از زمان شیخ صفی ا لدین به بعد ، دارای هر شغل و هر پیشه که بودند، خواه بازرگان و تاجر ، خواه پیله ور و پیشه ور و روستائی و کشاورز، لباس مخصوصی می پوشیدند، که عبارت بود از کلاه با دستار کوچک دورادور، تابستان پیراهنی مثل قبای سفید با سجاف سبز و زمستان غالبأ پیراهن را با رنگ سبز از اجنا س صوف و پشمینه میپوشیدند ، و روی آن دلق میانداختندو خلفا خرقه میپوشیدندو دلق یا خرقه نزد صوفیان گوشه گیر غا لبأ مرقع بود . یعنی به اصطلا ح امروز چهل تکه که با رنگهای مختلف درست میکنند . اما شیخ صفی ا لدین و فرزندانش لباس کامل میپوشیدند. در زمستان نیم تنهً و روی آن قبا و با لای آن جبٌه به تن میکردند. هنگام سواری مو زه (چکمه) با سر موزه میپوشیدند، ودر موقع دیگر کفش به پا میکردند. در تابستان دستار کوچکی از پنبه و در زمستان شال و غا لبأ به رنگ سبز ، بر سر میگذاشتند، و به هنگام سرما خرقه بلند روی لباس ها به شانه میانداختند، که بعد ها آن خرقه به ردا و در قرن اخیر به عبا تبدیل شد.

در خانقاه صفویه،، مدتها بعد از وفات شیخ صفی ا لدین ، در عهد پیشوائی نبیره اش (نتیجه نژاد نبیره) شیخ جنید ، مقرر گردید ، که صوفیان و مریدان ، برخی اشیا ء همراه خود داشته باشند.که شعار آ نان باشد . از آن جمله مرید ساده باید کاردی دو دم مثل قمه بر کمر ببندد. امٌا صوفیانی که به رتبهً پیری و خلیفگی رسیده بودند ، باید تبر زین همراه بردارند. از جمله لباس مشایخ ، و همچنین جامه ای که خلفای خانقاه میپوشند، و نیز لباس جمیع مریدان و صو فیان به صورتی بود که قیافه و وضع آ نان ، یک صوفی را از غیر صوفی مشخص و ممتاز گردا نید .

کلاه و دستار چه مذکور ، که به اصطلاح آن زمان طا قیه نامیده میشد، بعد ها در زمان شیخ جنید، و بقول بعضی در زمان شیخ حیدر ، به کلاه دوازده ترک مبدل شد که سرخ رنگ بود. چون لفظ قزل در ترکی هم معنی طلا و هم معنی سرخ فام میدهد ، بنا بر این قزل باش معنی سرخ سر میدهد . (ماخذ قبلی صفحه 46) ( آ قای رحیم صفوی برای کلمهً قزل ، معنی دیگری ساخته است به معنی َشجاع و جسور در زبان آذری قد یم و او قزل باش را به معنی شجاع باش میداند. به نظر بنده که خود آذری هستم و به زبان ترکی آذری و ترکی استانبولی آشنائی کامل دارم فرمایشات آقای رحیم زادهً صفوی در این باره ، بی پایه است . معنی قزل باش ، همان معنی سرخ سر در زبان فارسی است . ومسئله مسلح شدن صوفیان ، به سلاحهای سرد چون کارد و تبر ،و غیره ، در مفهوم جامعه شناسی ، نظریه تبدیل یک نیروی ذهنی ، چون یک ایده ئولوژی ، به یک نیروی عینی ، یعنی نیروهای سازمان داده شده همراه با تکیه بر نیروی قهریه ، را میتوان در تاریخ معاصر در انقلاب بالشویکی روسیه مشاهده کرد، ؛مسلح شدن اعضای حزب بلشویک در سر آغاز انقلاب 1917 را، ما نیز در ظهور سلسله صفویه را اینجا مشاهده میکنیم. در نظام ولایت مطلقه فقیه ، در ایران امروز هم نظایر آن کاملأ قابل مشاهده است . نظیر نیروهای مسلح غیر قانونی ،و غیر قابل کنترل ، که فقط از مقام رهبری فرمان میبرند. اینها نیروهای سرکوب رژیم هستند، که به هیچ نهاد دولتی پاسخگو نیستند ، مگر رهبر . )

دین حکومتی و حکومت دینی .
در بارهً تاریخ و ظهور سلسله ً صفویه ، نحوهً مملکت داری آ ن ها ، مورخین معتبر ایرانی و همچنین مبلغین مذهبی مقیم در پایتخت معروف آ ن عصر ، یعنی اصفهان ، و سفرای کشور های معتبر اروپا در دربار پادشاهان صفویه ، کتاب های متعد دی به زبانهای فارسی ، ترکی، انگلیسی، فرانسه و هلندی نوشته اند. بیان این مطالب چیزی جز تکرار مکرارت نخواهد بود ، و هدف این رساله نیست.ما بیشتر به ا ین موضوع تکیه خواهیم کرد ، که چگونه یک شخصیت مذهبی و بعد از او اولاد ان اش ، در قرن هیفدهم میلادی ، که اروپا با تمام تلاش خود را از سلطهً پا پها ، اسقفها و خرا فات نجات میداد ، در ایران درست بر عکس ، مذهب را وسیلهً رسیدن به قدرت سیاسی و نظامی کردند؟ و از بطن این حرکت ا جتماعی مذهبی سیاسی ، در مدت 220 سال سلسله ای را بر ایران حاکم کردند، که محور اصلی آن حا کمیت استبداد مذهبی ، ترویج خرا فات و تزویر، دروغ ، بوده است ، و در ایران امروزهم بنام ولایت مطلقهً ققیه که محور ایده ئولوژیک آن ، همان تبلیغ خرافات ، جهل ، ریا ، تزویر ، دین فروشی ا ست ، ادامه دارد؟

متا سفانه تا کنون ، مورخین کمتر به این موضوع ، یعنی فساد اخلاقی حاکم در دوران صفویه ، توجه کرده اند. شاید در طول سه قرن حملا ت مکرر مغول به ایران،و از بین رفتن قدرت مرکزیت و اقتدار حکومتی ،استقرار سلسله ای با دو چهرهً ملی و مذهبی از یک طرف ، و بیرون راندن بیگانگان مغول ، رونق تجارت ، امنیت راه ها و آ بادی شهر ها از طرف دیگر، موجب شده است ، که کمتر به مسائل مربوط به استبداد مذهبی ، و حا کمیت خرافات و تزویر در جامعه توجه شده است.. امٌا همین حا کمیت خرا فات مذهبی ، دروغ و سا لوسی که ا مروز در شروع هزارهً سو م بعنوان ایده اولوژی سیاسی حکومت دینی حا کم در ایران به کار گرفته میشود،، همان لایه های عمیق و پس مانده از دوران صفویه است ، که برای اولین بار در چنان سطح گسترده ای ، دین حکومتی را به زوز شمشیر به تودهً مردم ایران تحمیل کردند.

... شاه اسماعیل به نیروی قزلباش خود در اندک زمان سرزمین شروان را تا بندر باکو با قسمتی از ارمنستان را تصرف کردو آذربایجان را از الوند بیک بایندری آق قویونلو گرفت و در تبریز بر تخت سلطنت نشست و مذهب شیعه را یگانه مذهب رسمی ایران شمرد. امر کرد که خطیبان شهادت خاٌص شیعه ، یعنی ا شهد ان علیأ ولی الله و حی علی خیر ا لعمل را در اذان و اقامه وارد کنند. در صورتیکه ا کثریت مردم ایران سنٌی مذهب و از اصول مذهب شیعه بی خبر بودند. این اقدام شاه اسماعیل تمام مردم و حتی بعضی از علمای شیعهً تبریز را نگران ساخت . چنان که یک شب پیش از تاجگذاری شاه ، نزد وی رفتندو گفتند: قربانت شویم، دویست سیصد هزار خلق که در تبریز است ، چهار دانگ آن همه سنی اند واز زمان حضرات تا حال این خطبه را کسی بر ملاء نخوانده ، و میترسیم که مردم بگویند، که ما پادشاه شیعه نمیخواهیم و نعوذ با لله اگر رعیت برگردند ، چه تدارک در این باب توان کرد ؟(چهار دانگ یعنی دو سوم جمعیت کٌل شهر تبریز . به عبارت دیگر از 300 هزار نفر جمعیت کل ، شهر 200 هزار سنٌی بودند .)

پادشاه فرمودند که : مرا امر به این کار باز داشته اندو خدای عا لم و حضرات ائمه معصومین همراه من هستندو من ازهیچکس باک ندارم . به توفیق الله شمشیر میکشم و یک کس را زنده نمیگذارم. (ما خذ : صفحه 167 از تاریخ شاه اسماعیل نقل از تاریخ ادبیات ایران تا لیف ادوارد براون ، ترجمهً مرحوم رشید یاسمی ، صفحه 42 زندگانی شاه عباس اوٌل تالیف نصر الله فلسفی چاپ دوم ، انتشارات کیهان اسفند 1334)
در باره ً تعصب شاه اسماعیل در ترویج مذهب شیعه ، و از میان برداشتن مخالفان این مذهب ، مورخین چنین مینویسند: .. مقرر شد که کلمهً طٌیبه اشهد ان علیأ ولی الله و حی علی خیر العمل ، به تجویز علمای مذهب ا مامیه به زعم سنیان بد گهر (با تمام معذرت از پیروان اهل سنت . تاکید از نویسنده ) داخل اذان نمایندو منبعد مئو ذنان در خواندن اذان و شیعیان در وقت ادای فریضه به این کلمات متبرکه تلفظ نمایند و بعد از اتمام اذان تبرا و لعن و طعن بر ا عداء دین محمدی و تولا بر آ ل او نمایندو تبرائیان مقرر فرمودند که در کوچه و بازار ها و محلات میگشته لعن و طعن بر خلفای ثلاث و بر سنیٌان وا عدای حضرات دوازده ا مام و بر قاتلان ایشان می نموده باشندو مستمعان به بانگ بلندکلمهً بیش باد و کم باد (مثل زنده باد و مرده باد در زمان محمد رضا شاه و تکبیر در زمان ولایت مطلقه فقیه در ایران امروز ) گفته و هر یک از این معنی تکافل و تغافل ورزد ، تبرداران و قورچیان به قتل ایشان بپردازند. و همچنان مقرر فرمود که سکه به نام آن حضرت که از وفور اخلاص خود را بندهً شاه ولایت مینامیدبه زر نقش کرده ، اسامی حضرات دوازده ا مام را بر دور و لا الله ا لا ا لله و محمد ر سول ا لله و علی ولی ا لله در یک جانب آن نقش نمایند.....

( صفحه 167 ، زندگانی شاه عباس اول ذکر شده در بالا )
رسمیت یافتن مذهب شیعه در ایران ، سبب شد که پیروان این مذهب ، دسته دسته از آ سیای صغیر ، رو به ایران نهادند. شاه اسما عیل خود سردارانی را برای آوردن شیعیان ، به آن سرزمین می فرستاد و همین امر غا لبأ مایه بروز فتنه و انقلا ب در ولا یات مختلف عثمانی می شد. به همین سبب ، سلطان سلیم خان اوٌل پیش از آنکه به عزم جنگ با شاه ا سما عیل به ایران لشکر کشد، (سال 920 هجری قمری )فرمان داد تمام پیروان مذهب شیعه را که در ولا یات عثمانی به سر میبردند، از هفت ساله تا هفتاد ساله یا بکشند، یا به زندان اندازند. چنان که مورخٌان زمان نوشته اند ، چهل هزار تن از شیعیان به فرمان او کشته شدندو پیشانی باقی را با آ هن گداخته داغ کردند، تا شناخته شوندو آ نان را با بستگان وارث کشته شدگان به تصرفات اروپائی عثمانی کوچ دادند، تا کسی از پیروان شیعه در ولا یات سرحدی کشور های ایران و عثمانی باقی نماندو با سروران قزلباش همد ستی نکند. (همان ماخذ صفحه 168)

در طول 220 سال حکومت سلسلهً صفویه در ایران ، تظاهر به دین حکومتی که ناشی از ترس حاکمان مستبد و فاسد بود ، موجب آن شد که جا معه چنان از معنویات و ا خلا قیات خالی شود ، که تزویر ، ریا ، چا پلوسی ، و دروغ، تبدیل به شخصیت و منش ا یرانی گردد. این تجربهً تلخ ، در مما لک و جوامع مختلف ، نه یک بار و نه دو بار ، بلکه در طول تاریخ ، با ر ها و بار ها به دست آمده و همیشه نیز به یک نتیجهً مشخص رسیده است: اضمحلال ، سقوط و فروپاشی ملت و مملکت..

حکومت دینی و دین حکومتی ، انسانها را مزور ، چاپلوس ، درغگو و فاسد بار میآورد و در نها یت کلٌ جا معه و مملکت را نابود میکند. روم باستان بدست پاپ ها ، اسقف ها ، و کشیشان نابود شد . ایران باستان را موبدان ، این مرو جان جامعه :کا ستی ، به سقوط کشانید ، که در مقابل حمله اعراب مسلمان ، این امپرا طوری بظاهر عظیم، ولی فا سد از درون ، فرو ریخت .خلفای عباسی چنان در فساد غرق بودند ، که در مقابل حملا ت هلا کو خان مغول ، هیچ مقاومتی نشان ندادند. دولت بظاهر پر قدرت صفویه ، ولی در با طن فاسد ، در 8 مارس 1722 در گلنآ باد اصفهان بدست یک جوان 21افغانی تار مار شد.

در حکومتها ا یکه جهل و خرافات جای اندیشه و تعقل را میگیرند، حا کمان و رهبران دینی ، فکر میکنند که با صدور فرامین و و فتاوی ، میتوان معضلات جامعه را حل کرد!مسایل اجتماعی و اقتصادی ، جوابهای اجتماعی و اقتصادی لازم دارند. تا ریشه های اجتماعی و ا قتصادی ، فساد ،و بیعدالتی ها خشک نشوند ، معلول را نمیتوان با فرمان و فتوا از بین برد..تاروزیکه زمامداران به مسایل مدیریت جامعه را از زاویه عقل ، منطق و علم و تجربه نگاه نکنند، هیچ مسئله اجتماعی حل نخواهد شد. در همین مورد ،به حاکمیت فساد ، فحشا ، تزویر و دروغ در جامعه ایران دورهً صفویه را ، با نگاهی چند ، به فرامین پادشاهان این سلسله نظری می افکنیم . شاه طهماسب میخواست با یک فرمان سلطنتی ، مسئلهً فحشا را به کمک و راهنمایی روحانیون درباری از جا معه ایران پاک بکند !

...شاه طهماسب (1576-1523 میلادی 955-903 هجری )که خود منبع فساد بود ، فرمانی در منع فساد صادر کرد ، که در با لای یکی از مغازه های موقوفات مسجد عماد ا لدین کا شان بر سنگ ضبط شده است ، و این فرمان چنین است: ... ا لمظفر ..شاه طهماسب بهادر خان .. مبشر هدایت ا لهی ، توبه موالی ا لله توبه نصو حا را به مسامع ا عزاز رسانیده ... حکم مطاع وا جب ا لاتباع صادر گشته ، که در مما لک محروسه ، شرابخانه و معجون خانه و بوز خانه و قوال خانه ، و بیت ا للطف (فاحشه خانه ) و قمار خانه و کبوتر بازی نباشد . مستو فیان کرام ، ما هانه و مقرری آن را از دفاتر اخراج نموده و داخل جمع و دفتر نسازند ... و سایر نا مشروعات را مثل ریش تراشیدن ، و طنبور زدن و دیگر آ لات لهو رفع نمایندو منع نقاره زدن و ا جتماع کردن در بقاع خیر نما یند ... و منع ا مارد نمایند که در حمامات خدمت نکنند. کان ذلک فی السا بع من شهر ربیع ا لاول سنه احدی و اربعین و تسعما یه (941 هجری برابر با 1534 میلادی نقل از کتاب سیاست و اقتصاد عصر صفوی اثر با ستانی پاریزی ، انتشارات بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه. تهران 1348 ، صفحات 231و 232 )

سلطان حسین میرزا در تاریخ 14 ذی الحجه 1105 برابر با 6 اوت 1694 میلادی به تخت سلطنت نشانده شد . بنا به گفتهً محمد ابراهیم بن زین العابدین این مراسم در آینهً عمارتی به سبک چهل ستون واقع در کر انهً جنوبی زاینده رود ، مجاور قصر سعادت آ باد انجام گرفت. بنا به گفتهً مارتن گودرو (Martin Gauderau )، مبلغ مسیحی کا تولیک که در آ ن موقع در اصفهان بسر میبرد، تا جگذاری شاه فرصتی برای ا براز بهجت و سرور عمومی به دست داد. میدان شاه و بازارها ی طولانی شهر در تمام مدت شب چراغانی شده بودو شیر ها و ببر ها و فیل ها و سایر حیوانات متعلق به اصطبل سلطنتی را در مید ان می گرداندند و صدای طبل و کرنا قطع نمیشد. گودرو سخن را ادامه میدهدو میگوید ، از این تظاهرات چنین بر میاید که از وی (از شاه سلطان حسین )ملت انتظارات فراوان دارد.

امٌا دریغ که پس از اندک زمان همهً انتظا رات به یاس مبدل شد. .... سلطان حسین از همان توقف در حرم ، همچون پدر زیر نفوذ شخصیت فو ق ا لعاده نیرومند ، و مقتدر و موثر محمد باقر مجلسی ، یکی از مجتهدان و فقهای طریقه تشیع ، که شاه سلیمان چند سال پیش از مرگ خود ، وی را به سمت شیخ ا لاسلام معین کرده بود قرار گرفته بود .(ادامه دارد)

*پاریس 12 ماه مه 2005 به قلم کاظم رنجبر .دکتردر جامعه شناسی سیاسی kazem.randjbar@wanadoo.fr.
**استناد به این مقاله بطور ا ختصار و یا بطور کامل با ذکر نام نویسنده و سایت عصر نو بلا مانع است



توجه:
استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!  -  http://ettelaat.net/ -

Copyright © 1999-2017 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست