در همين رابطه


گنجی: قرآن سخنان محمد است

مرجان قنبری
خودنویس:
اخیراً آقای گنجی از روشنفکران مذهبی نگرشی را در باره اسلام مطرح کردند که گرچه کم و بیش سابقه داشته و خود ایشان نیز قبلاً آن را بیان کرده بودند اما تا کنون به این روشنی و صراحت و مختصر و مفیدی بیان نشده بود. ایشان اظهار داشتند که قرآن ساخته ذهن خود محمد است نه کلام خدا! این درک و استنباط آقای گنجی تلاش دیگری است برای سازگار کردن ناسازگاری‌های فراوان و گاه عجیب و غریب اسلام با حقایق و واقعیت‌های جامعه بشری و توجیه اشتباهات بی شمار علمی در قرآن.



در واقع نیک که بنگریم می‌بینیم که اسلام در هر زمینه‌ای که اظهار نظر کرده و یا قانونی صادر کرده مشکلات بزرگ و کوچکی پدید آورده و از همان روز اول که نطفه اسلام بسته شد انواع و اقسام مشکلات عقلی و منطقی و اخلاقی پدید آورد و باز از همان روز اول یکی از بزرگترین تلاش‌های پیامبر اسلام پاسخ به این شبهات و حل و رفع مشکلات منطقی و اخلاقی اسلام بود و هر جا که خود پیامبر کم می‌آورد آیات الهی نازل می‌شدند تا مشکل و تناقض را حل کنند. این که تا چه حد در این زمینه موفقیت حاصل شده باشد بحثی جداگانه است اما قطعاً مشکلات به طور کامل حل نشدند. برای نمونه هنگامی که ابی سرخ یکی از کاتبان وحی چندین بار به پیامبر پیشنهاد می‌کند که آیه‌ای یا پایان آیه‌ای را تغییر دهند محمد موافقت می‌کند و پس از چندی این کاتب از اسلام بر می‌گردد و می‌گوید این چه کلام خدایی است که قابل تغییر دادن است و از مدینه خارج می‌شود. نهایتاً محمد شخصی را برای ترور او می‌فرستد. از این نمونه‌ها در تاریخ اسلام بسیار زیاد است. داستان ترور کردن سه زن و پنج مرد شاعر که علیه اسلام و محمد شعر می‌گفتند حتی در عربستان آن زمان نیز عملی غیر اخلاقی و مذموم بود.

یا هنگامی که مسلمین پس از چندین شبیخون ناموفق نهایتاً در ماه حرام رجب به فرمان محمد به قافله تجاری مکیان حمله می‌کنند ( این رویداد به نخیله معروف است ) طوفان اعتراض بر می‌خیزد و حتی خود مسلمین با این کار موافق نبودند نهایتاً آیه ۲۱۷ سوره بقره در توجیه این عمل نازل می‌شود که این کار را به خاطر هدف خوبی که پشت آن بوده موجه می‌داند! این اولین باری است که در تاریخ اسلام هدف وسیله را توجیه می‌کند و این توجیه به وسیله آیات قرآن تئوریزه می‌شود.(لازم به ذکر است که یکی از اساسی ترین اشکالات اسلام که من تا کنون ندیده‌ام در جایی به آن اشاره شود همین است که در اسلام و قرآن هدف وسیله را توجیه می‌کند). جالب توجه آن است که خود قرآن و پیامبر بعدها مکرراً در باره اهمیت ماه‌های حرام و پرهیز از مخدوش کردن حرمت آن سخن می‌گویند. بگذریم هدف این مقاله چیز دیگری است علاقه مندان می‌توانند موارد بی‌شماری مانند این را به راحتی در اینترنت پیدا کنند.

آنچه که هدف این مقاله است این است که بگوییم این تئوری هم مشکل اسلام را حل نمی‌کند بلکه مشکل را بیشتر کرده و عملاً اسلام را به طور کامل از اعتبار می‌اندازد. عدم توجه فردی مثل آقای گنجی به این مطلب مایه حیرت است. اگر قرار باشد قرآن کلام محمد باشد با این موضوع که در جای جای آن می‌گوید قرآن کلام خداست و محمد ابلاغ‌گر و رسولی بیش نیست چه کنیم آیا محمد دروغ‌گو بوده یا دچار نوعی توهم بوده؟ در هیچ دوره‌ای از تاریخ بیست و سه ساله اسلام محمد چنین ادعایی نکرده بلکه همانطور که از نص صریح قرآن بر می‌آید قرآن کلام خداست که بر محمد نازل شده. اگر قرار باشد به همین سادگی هر طور دل‌مان خواست هر مطلبی را در جهت عقاید خودمان توجیه و تفسیر کنیم که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و دیگر ملاکی برای تشخیص درست و غلط باقی نمی‌ماند. مشکل آقای گنجی و سایر روشنفکران مذهبی از آنجا ناشی می‌شود که ایشان و یا همفکرانی مانند ملاصدرا و مولوی بحث خود را با این پیش فرض شروع می‌کنند که اسلام چیز خوب درست و بر حقی است سپس در صدد بر می‌آیند که تناقضات و شبهات بی‌شمار موجود در آن را توجیه کنند اما از آنجا که وقتی یک چیز نامربوط را هزار و یک توجیه کنیم آنگاه هزار و یک چیز نامربوط خواهیم داشت این تو جیهات هم به همان سرنوشت دچار می‌شود.

آنها روش علمی در بررسی یک موضوع را به طور کلی فراموش می‌کنند هنگام بررسی یک موضوع باید کاملاً بی‌طرف بود و از هر گونه پیش داوری پرهیز کرد. محمد ابن عبدالله به مدت بیست و سه سال از جان و مال و ناموس و همه چیز خود مایه گذاشت و هزاران نفر را (در هر دو جبهه) در این راه به کشتن داد که بگوید من از طرف خدا مبعوث شده‌ام و سخن خدا را به شما ابلاغ می‌کنم و شما باید از کلام خدا پیروی کنید و من خود نیز چون شما بشری بیش نیستم تنها فرقم این است که وحی الهی بر من نازل می‌شود آنوقت آقای گنجی می‌گوید قرآن کلام محمد است. آیا مسخره‌تر از این هم می‌شود سخن گفت؟ ناگفته نماند که در طول تاریخ بسیاری قرآن را ساخته و پرداخته ذهن محمد می‌دانند اما آنها کل اسلام را مردود می‌شمارند و پیامبر اسلام را شیاد می‌دانند نه اینکه مثل آقای گنجی مسلمانند اما قرآن را کلام خدا نمی‌دانند. باید از آقای گنجی پرسید: با پیامبری که نظرات و سخنان خود را به جای خدا جا می‌زند چه باید کرد اصلاً آیا او واقعاً پیامبر است؟ آیا واقعاً از طرف خدا مبعوث شده؟ با خدایی که پیامبرش چنین می‌کند چه باید کرد؟ اگر کمی به تبعات منطقی و پیامدهای سخنان آقای گنجی فکر کنیم سؤالات بی جواب بی‌شماری مانند اینها به ذهن می‌رسد .

از خوانندگان گرامی می‌خواهم که خود با مراجعه به قرآن چند سوره یا آیه از آن را محض نمونه مشاهده کنند و ببینند از چند آیه می‌توان به روشنی استباط کرد که قرآن کلام خدا دانسته می‌شود نه سخن پیامبر اسلام.

من از کم و کیف نظریات ابن عربی و ملاصدرا و مولوی که آقای گنجی سخن خود را تکرار همان سخنان می‌داند اطلاع کامل ندارم. بنا براین در باره آنها خود را صاحب نظر نمی‌دانم اما آقای گنجی و کتاب‌ها و مقالات ایشان را مطالعه کرده‌ام. ممکن بود اگر آقای گنجی این سخن را پنجاه سال پیش به زبان می‌آورد بعضی مردم کم اطلاع آن را می‌پذیرفتند و به ایرادات و اشکالات منطقی آن توجهی نمی‌کردند اما این سخن در ایران امروز که هر جوانی یک وبلاگ دارد و هیچ حرف و سخنی از تیغ تیز نقد و طنز آنان در امان نمی‌ماند تنها مایه بی‌اعتباری بیشتر اسلام و روشنفکران مذهبی می‌شود.


Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد