به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد

صفحه نخست | روزنامه ها | گروهاي سياسی | ادب و هنر | راديو | تلويزيون |فايل های صوتی
وب لاگها| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی تاريخ وفرهنگ | تماس با ما | بایگانی

 


bookmark print></a><a href='http://faves.com/Authoring.aspx?u=ettelaat.net/10-mars/news.asp?id=45667&t=<b>نه خامنه ای شاه تواند بود نه خجسته جانش، شهبانو</b> , گیل آوایی'><img border= myspace.com reddit.com del.icio.us Facebook Twitter

نه خامنه ای شاه تواند بود نه خجسته جانش، شهبانو , گیل آوایی
  درد بزرگ ما ایرانیان آن است که کمینه در حرکتهای اعتراضی برای تغییر سیاسی جامعه ی ما، همیشه بجای درست کردن ابرو، چشم را کور کرده ایم. اشکال کارمان کجاست!؟ براستی در کجای تاریخ خشت این کارمان را کج گذاشته اند که تا ثریا می رود، دیوار کج است.

نمونه های مشخصی که بیشتر از هر نمونه ی تاریخی مرا بخود می چزاند، انقلاب مشروطیت است وقتی آن قانون اساسی اش را می خوانم و جان فشانی بسیارانی که خون در راه به ثمر نشاندن آن داده اند اما آنچه به میراث مانده است بیشتر شبیه همان فرهنگ مرده پرستی ماست که وقتی فاتحه ی چیزی یا کسی خوانده شد، به سراغش می رویم و چنین و چنانش می کنیم و می داریم که گویی نبوده آن یا او در جمع ما که در بودنش قدر دانسته باشیم.

همین ماجرای مشروطیت را بگذارید با انتحار سال 57 که چه می خواستیم و چه شد!

در اینجا نمی خواهم به مقایسه شاه با خمینی بپردازم اگر چه تفاوت آن دقیقا معنای وارونه ی آن شعار سال 57 است که : دیو چو بیرون رود فرشته در آید! بدین مفهوم که معنای درست و عینی آن در روندی که ما آغازیده بودیم، فرشته برون رفت و دیو در آمد.

اما پس از 57 و جابجایی خونباری که صورت گرفت و ایران به قرنها عقب رانده شد با تفکر و فرهنگ و مالیخولیای صاحب زمانی و هاله نوری، شرایط ما بمراتب خونبارتر و هولناک تر و بسا اشکبارتر شده است.

چگونه از یک آخوند زه وار در رفته چنین دیکتاتور سیاهی ساخته شد؟ کجای کار را گاف داده ایم؟ چگونه ممکن است به یک آخوند که یک مجلس روضه خوانی برای نانی به کف آوردن را سگ می زد! چنان میدان باخته ایم که به چنین جاه و مقام و مکنت رسیده است؟

دود از کله ی آدمی فوران می کند! مگر ممکن است ملتی اینچنین به خون بنشیند!؟ خامنه ای هرچه یا هرکه باشد، در یک پروسه ای باید به چنین دیکتاتوری خونباری تبدیل شده باشد! مسئله یک سال و دو سال و یک حادثه یا دو حادثه نیست! مسئله ی سه دهه از یک گذار قهقرایی اجتماعی/سیاسی/فرهنگی است که بر دریای خونی از فرزندان این سرزمین شکل گرفته است.

همه این شوربختی های نکتبار، از همانجا سرچشمه می گیرد که خدایمان را سیاسی کردیم. دین را به مثابه مار در آستین پروراندیم و در چنین روزگاری که انسان جهانی شده است و حقوق انسانی بی مرز! حرف و حدیث هر کس و ناکس در میهن ما بیشترینه در همین منجلاب دین و خدای سیاسی سیر می کند و هزار حسرت که باز از همین سوراخ دنبال راه چاره می گردد.

{ آخر کدام حتی ابلهی است نداند که شکایت از جنایت به جنایتکار بردن! آنهم در میانه ی کارزاری که شمشیرها از رو بسته شده، دادخواهی کردن و چاره جویی است!!؟ آیا اینکار چیزی جز فریباندن خود و فریب دادن مردم و انحراف مبارزاتشان با جنایتکار است!؟

کدام حتی ابلهی است که از جنایتکار اجازه بخواهد که علیه جنایت به خیابان بیاید و اعتراض کند!؟ آیا این در کمترین حد آن یک توهم بیمارگونه نیست!؟ با همین توهم ( که البته توهمش نمی دانم بلکه فریبکاری و وحشت از سرنگونی کل حکومتش می دانم) از همان ابتدای به خیابان آمدن مردم؛ تلاش شد تا با مراجعه به قانون( شورای نگهبان!) و مراحل بعدی به قویه قضاییه!! ( بجای سگ نشیند عقرب کور!)، مبارزات مردم را به مهار جنایتکاران در آوردن و این که شاهد بودیم، بوده است. از یک سوراخ چند بار باید گزیده شد!!!؟؟؟

به صراحت باید گفت که تا زمانی که چنین تفکر و توهم و خط و مشی ای بر هر حرکت اجتماعی/سیاسی /فرهنگی ایران حاکم باشد، که یک روز سردار سازندگی هزار رنگ، یک روز خاتمی ِ تدارکاتچی آنهم هشت سال!، یک روز کروبی و موسوی و ....رهبری و مقبولیت عمومی یابند، هیچ خشتی بر خشت بنای دمکراسی و آزادی در ایران گذاشته نخواهد شد. صمیمانه بگویم، قصد توهین یا تضعیف کسی را ندارم، هیچکدام اینان قابلیت و ظرفیت جایگاهی را ندارند که قرار گرفته اند! بیهوده با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نکنیم.

آزادی و حکومت مردمی و استقلال ملی، با چنین کسان و با چنین راه جوییها، بدست نمی آید. اگر راست می گویند و غیر از این است که بیان کرده ام، خواستهای مردم را ببینید وبا چیزی که خودشان می گویند را با هم مقایسه کنند! از بیچارگی ملی ماست که چنین کسانی بر گرده ما سوار می شوند ورنه قحط الرجال نیست}

اصلا هدفی که از نگاه حزب یا سازمان یا ایدئولوژی سیاسی به این ماجرا بنگرم، ندارم. اصلا منظور من این نیست بپردازم به اینکه حقوق زن پایمال شده و می شود یا ستم مضاعف بر کرد و ترک و گیلک و عرب و بلوچ روا داشته می شود، یا اینکه باز در بحث بی پایان تئورسین های تا کنون " گاف " داده، راه گم کنم. اصلا منظور این نیست که بخواهم ببینم حزب توده چه شکر خورده است یا اکثریت فلان کرده یا مجاهدین مافیای رجوی ها شده است. منظور من دو نکته بسیار روشن است:

1- چگونه از یک روضه خوان ِ خاک برسر ِ فکستنی! چنین دیکتاتوری ای ساخته شد که اکنون ادای شاه را در می آورد آنهم به خونبارترین شکل ممکن و بجای سلطنت موروثی! صاحب زمان موروثی می گردد!!

2- با وجود چنین روزگار سیاهی که بر میهن ما جاریست و اینهمه گورهای بی نشان و شکنجه و قتل و ترور و سرکوب که در کمترین حد برآوردش، برآیند دین سیاسی یعنی همان دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت! است، باز چرا راه چاره از همین دین سیاسی جستجو می شود!

یادم هست زمانی پس از کشتار شصت و هفت، برخوردم در بحثها چنین بود که با وجود اینهمه جنایت و ناروایی، کار توضیحی و افشاگری و بحث با حزب اللهی ها حماقت است! و اما پس از بیست سال و تجربه خونبارتر و پی در پی، ماجرا دردناکتر و اسفناکتر شده است. اینک دو دسته از کسانی اند که یکی در داخل و دیگری در خارج از ایرانند و این هر دو دسته باز دو دستی چسبیده اند به همان خدای سیاسی و به همان نگاه هولناک دینی که به چنین استبداد خونبار انجامیده است و حیرتم از آن است که با چنین تجربه آشکار و انکار ناپذیر، همه اینان اگر ذره ای صداقت و همسویی انسانی با مردم ما داشته باشند، در کمترین حد آن، نسبت به این گرایش و تئوریزه کردنهای سفسطه آمیز و ادای فیلسوفانه و رهبران سیاسی در آوردن، دوری می جویند و عطای سیاست را به لقایش وا می نهند اما چنین نمی کنند. براستی چرا!؟

تازه این بخشی از درد ماست در جرگه دینمداران سیاسی که هنوز قسط علی می جویند و آزادی حسین! ولی بخش دیگر همه کسانیند که هنوز در چرخه سیاسی ِ تاکنونی با همان شیوه ها و تحلیل ها و تفسیرها و برخوردها و موضع گیری ها، محکوم می کنند و حمایت می کنند!

پرسش من از هر دو گروه این است که آیا روزگاری سیاهتراز این روزگار هست که در آنیم!؟ آیا سی و یک سال تجربه سیاسی و تحلیل و تفسیر و صف کشیها راه بجایی برد!؟ آیا زمان آن نیست که بر سر عمومی ترین، ملموس ترین و ضروریترین نیازها و آماجها، در مقابل جنایتکاران اسلامی قد علم کرد!؟ چرا هنوز یک جایگزین متمرکز و سازمان یافته و نیرومند، شکل نگرفته است!؟ سیاست خارجی حکومت نحس اسلامی فلسطینی شده است و مبارزه ما با حکومت اسلامی می رود که به درد مبارزه فلسطین با اسراییل شود!! بقول غربی ها بیزنس از یوژال!

با یک نگاه ساده و گذرا حتی! از راست و چپ گرفته تا میانه، از آن سوسیالیسم علمی گرفتن تا جامعه بی طبقه توحیدی! از شاه تا مصدق! براحتی می توان روی چند نکته به اندازه شمار انگشتان توافق کرد. براستی شرایط کنونی آنچنان هست که نمی توان و نباید هم با شرایط فردای اتوپیای نیامده، موضع گیری کرد و دنبال وحدت بود!؟

آنانی که هنوز به ریسمان خدای سیاسی چنگ انداخته اند و جمهوریت اسلامی و دمکراسی اسلامی و حقوق بشر اسلامی شکر می خورند، روزهای سیاه تا کنونی را براستی نمی بینند!؟ ضرورتها را در نمی یابند!

به باور من، خیلی صریح و بی پرده می گویم، همه اینان یک جایشان می لنگد، یک جایشان از صداقتی که شعارش را می دهند تهیست. همه شان دارند نقش چهره های سیاسی فلسطینی را می گیرند که سیاست ابزار کار و گذران زندگی و پرستیژ شان می شود نه به جایی بایسته رساندن مبارزه و سرنوشتی که شایسته یک جامعه انسانیست! تا بحران، بحران بماند و ترکتازی همه آنانی که حکومت نحس اسلامی مرگ بر این و مرگ برآنش نعره می کشند!
شرم و ننگ و هزار درد و اندوه ما همین بس که سی و یک سال به مشتی آخوند ِهرز، میدان باخته ایم و مردم ما تا به قهقرای مالیخولیای صاحب زمان فرو رفته اند.

شرم و ننگ و هزار حسرت ما همین بس که فرزندان ما اینگونه به میدان می آیند و از جان خویش می گذرند و میدان دارشان همانانی می شوند باز! که خاک سیاه خدای سیاسی را در چشمان ملت ما ریخته اند.

جنایت به حدی هولناک است و بی پناهی سیاسی ملی ما چنان خونبار که هنوز فتوای یک آخوند تاثیر گذار است اما دشنه آجین شدن ِ شیرزن میهن ما نیست! قتل خونبار نویسنده ی ما نیست! تجاوز زنان و مردان و دختران و پسران ما نیست!

وای بر ما
وای بر ما که از شاه آخوند ساختیم و مجاهد ما مافیای چند انگشت شمار می شود و خون و زندگی شیردلان مجاهد، ابزار قدرت شان و ملیون ما چنانکه فقط سنگ مصدق به سینه بزنند و سرانجام در ِ سیاسی ِ ما باز بر همان پاشنه ای بچرخد که میدان داران دینی ِ قافیه باخته چرخش به عقب را خواسته عمومی کنند و سبز ِ رستن و رهایی و جوانه زدن را سبز ابا عبدالله حسین!

براستی شرم آور نیست!؟ اینهمه گورها و زندانها و شکنجه شدگان را ببنیم! اما باز همانهایی را از زبان مدعیانی بشنویم که دکتر شریعتی های پیش از انتحار پنجاه هفت، مغز نسل مرا مسموم کرده اند!؟

واقعیت روزگار کنون ما ناشی از هرچه و هرکه و هر جریانی که بوده باشد، این است که در مقابل یک حاکمیت جنایتکاری ایستاده ایم که به هیچ اصل و اساس و حق و حقوقی غیر از ماندگاری خودش در قدرت، آنهم به هر قیمت! پایبند نیست. در مقابل چنین جنایتکاران و شرایطی چنین حساس و سرنوشت ساز، ما هیچ راهی جز بزیر کشیدن کل حکومت اسلامی نداریم.

هیچ راهی جز تکیه به اصل و اساس ملی و ساختارهای هویتی ایرانی خود برای برون راندن خدای سیاسی از قدرت شوم مرگبارش نداریم،
جوانان ما، مردم ما از پیر و جوان، از زن و مرد در داخل ایران، خوب بنگرند، راهی را که به هزار باره گزیده شدیم و به هزار هزار خون داده ایم، نروند! اگر که باید از این فقر و بیکاری و جهل و خرافه و مالیخولیای صاحب زمانی رهایی یابیم، فقط و فقط به همت و زیرکی و هوشیاری همه شما بستگی دارد و بس. تنها نیرویی هستید که می توانید هر معادله از سوی هر قدرت داخلی یا خارجی را به نفع خود و سرزمین ما تغییر دهید. تنها خود شما هستید که حتی رهبران سیاسی را از انحراف و فریب خوردن و فریب دادن باز می دارید. چشم همه جهان به شما دوخته است.

با مهر
گیل آوایی
www.shooram.blogspot.com
سیزده اسفند 1388

در همين رابطه

وزير دادگستري ميزان ديه در سال 89 را ابلاغ كرد
ایسنا: در اجرای ماده 297 قانون مجازات اسلامی و با عنایت به فتوای مقام معظم رهبری و اخذ نظر اشخاص خبره و مراكز ذیربط، قیمت سوقیه اعیان 3گانه موضوع احكام دیه مندرج در بندهای 1، 2 و 3 ماده مذكور به شرح زیر برای سال 1389 كه به تصویب ریاست قوه قضائیه رسیده، اعلام می‌شود. مقتضی است كلیه مراجع قضایی ارقام زیر را مبنای محاسبه دیه قرار دهند. 1-ارزش‌ ریالی دیه كامل بر مبنای قیمت عین..
آقای عسگراولادی چه خوشتان بیاید یا نیاید ،چه با مردم همراه شوید یا نشوید،چه به دروغ پردازی ادامه دهید یا توبه کنید،بهایی ندارد و فرقی به حال مردم نمی کند زیرا حکومت نعلینها رو به پایان است
رد پای نعلینها برشانه های مردم سمیه نصرتی تحول سبز: هفته گذشته حبیب الله عسگر اولادی مسلمان ،یکی از چهرهای بانفوذ محافظه کار و دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در کشور در مصاحبه ای که بر خروجی خبرگزاری ایسنا قرار گرفت ،گفت:"حکومت بر شانه های مردم استوار است". در این راستا چند نکته را خطاب به عسگراولادی و همپیاله گانش متذکر می شویم: ۱- واقعیت اینست که مردم..
کشف احادیث و روایات نوروزی ,عبد القادر بلوچ
در فارس نیوز مطلبی تحت عنوان: نوروز در فرهنگ شیعه خواندنی است. باور می‏فرمایید حضرت امیر(ع) فرموده باشد: اصنعوا کل یوم نیروزا!! (چیزی در مایه‏های نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز!). پس این زنده یاد مطهری چرا فحش را کشیده بود به پدران مرحوم ما؟ دم فارس نیوز گرم که علیرغم فارس نیوز بودنش عجب نیروزای عربی‏ای سر هم کرده است. انشاء‏الله تا سال دیگر، سردبیر..

توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست
اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد
  نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع  اطلاعات.نت باشد
 مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد.
 خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد