آقای دولت آبادی! شام رییس جمهور نوش جان تان!؛ ف. م. سخن

آقای دولت آبادی نویسنده ی خوبی ست. در نگاه بسیاری هم نویسنده ی بزرگی ست. نویسنده ی خوب معمولا نویسنده ی بزرگ خوانده نمی شود مگر آن که مردمی باشد. یعنی اکثریت مردم فرهنگی جامعه، چه آثارش را خوانده باشند چه نخوانده باشند او را بزرگ بشمارند. این صفت معمولا به نویسندگان مردمی اطلاق می شود نه نویسندگان خوب.

انسان دوره های مختلفی را در زندگی اش پشت سر می گذارد. تغییرات بسیاری را پشت سر می گذارد. انسان سیاسی به یک نوع؛ انسان فرهنگی به نوعی دیگر. بعضی وقت ها آدم رو به جلو می رود. بعضی وقت ها در جا می زند. بعضی وقت ها هم عقب می رود. به هر حال سیب زندگی ست و هزار چرخی که می خورد تا به زمین برسد.

در جایی، زندگی سیاسی با زندگی فرهنگی یک فردِ هنری به هم گره می خورَد. او باید تصمیم بگیرد که یکی از دو جبهه را انتخاب کند: جبهه ی حکومت یا جبهه ی مخالفان حکومت.

مهم خوب و بد حکومت نیست. مهم انتخاب فرد هنری ست. کسی که چیزی را انتخاب می کند حتما آن را «خوب» یا «بهتر» می شناسد که انتخاب می کند. هیچ دیوانه ای چیز بد را با آگاهی از بد بودن اش انتخاب نمی کند.

اما انتخاب میان خوب و بد، به همین سادگی و شفافیت نیست. بعضی وقت ها آدمی «در صدد تغییر از درون بد» بر می آید. کسانی که می گویند ما که نمی توانیم «تغییر» دهیم در عوض «اصلاح» کنیم، در این گروه جای می گیرند. اینان در حکومت های ضد مردمی، میان مردم و حکومت می مانند و میان این و آن به امید اصلاح تدریجی نوسان می کنند.

نویسنده ی «بزرگ» اما، سیاست باز نباید باشد. او کارش سیاست بازی و بند بازی میان حکومت و مردم نیست. خاصه حکومتی بغایت ضد مردمی و مردمی بغایت رنج کشیده و آسیب دیده. حکومتی که هیچ جای سالمی بر بدنه ی اجتماع داخلی، و حتی اجتماع جهانی باقی نگذاشته است. در این حد نهایت ها، ورود نویسنده ی بزرگ به بازی های سیاسی و اصلاحی، مساوی خواهد بود با از دست دادن اعتبار اجتماعی و صفت بزرگ و مردمی اش.

حسن روحانی، یک رییس جمهور عادی نیست. یک رییس جمهور دروغ گو و مکار و صاف کننده ی جاده ی ظلم است. دروغ گو و مکار بودن او حتی زمان انتخاب مشخص بود اما انتخاب او برای بر سر کار نیامدن موجودی قاتل، آن هم نه قاتلی ساده که قاتل صدها زندانی سیاسی بود.

رای دادن به او، با تاکید بر این بود که او لنگ کفشی در بیابان بیش نیست. اگر کسی این کفش پاره پوره را بخواهد کفشی شیک و بسیار موثر در کاهش زخم ها و آلام انسان معرفی کند دروغگو و متوهمی بیش نیست. این که این کفش را کسی بر پا کرده، او را مدیون آن و وابسته ی ابدی به آن نمی کند که دولت آبادی بخواهد بگوید، چون من به روحانی رای داده ام بنابراین در مهمانی شام اش حضور می یابم. می توان گفت به این دلیل و آن دلیل به این شخص رای دادم، ولی نه انتظار آباد کردن کشور توسط او را داشتم، و نه این آدم مزور و دروغگو حتی به وعده های نیم بند خود عمل کرد. انتظاری هم از او نداشتم. او هم امتحان اش را داد و چانه ی اصلاح طلبی حکومتی را در جایی که خامنه ای و دستگاه قضا و دستگاه سرکوب اش هست کشید. ماجرای روحانی هم مثل ماجرای خاتمی تمام شد. تمام.

خامنه ای رهبر است. روحانی تدارکاتچی او. یعنی کسی که باید برای خورد و خوراک و پوشاک و مسکن آدم ها برنامه ریزی کند. خامنه ای تصمیم های کلان می گیرد، روحانی تصمیم های خرد.

فقط در یک قلم از این تصمیم گیری های کلان، میلیاردها دلار ثروت مملکت بر باد می رود. روحانی که حداقل وظیفه اش تامین آب و خوراک سالم برای مردم است، در جایی لبخند رضایت از کار خود بر لب می آورد که وزیرش، گوشت گربه و کلاغ خوردن بخش عمده ای از مردم سیستان را انکار نمی کند و تلویحا آن را تایید می کند.

من بعد از خواندن این خبر و دیدن عکس خوراک گربه، چند روز است که لب به غذا نتوانسته ام بزنم. هر چه می خواهم بخورم، تصویر کودکی که سر سفره نشسته و گوشت گربه می خورد در ذهن ام نقش می بندد.

کار یک نویسنده، حتی نویسنده ی سیاسی، تصور کردن است. دولت آبادی هم قطعا از این خصیصه بر خوردار است که نویسنده ی خوبی شده است. حال او می خواهد در میهمانی شام رییس جمهور شرکت کند. او قطعا برای خوردن این شام سمبلیک نمی رود. می گوید چون به او رای داده، پس لازم است که حامی رای خود باشد. بماند که این استدلال چقدر سست بنیاد است، ولی از او می خواهم وقتی بر سر سفره رییس جمهور نشسته است، یک لحظه به خاطر بیاورد که در چه مملکتی زندگی می کند. آن میهمانی رفتنی نیست. کنار آن سفره جای خوبی برای نشستن نیست. گیرم حتی یک لقمه از شامی که بر سرِ آن سفره گذاشته اند خورده نشود، با حضورمان در جمع نابودکنندگان کشور چه خواهیم کرد؟


Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد