در همين رابطه


رمزگشایی ازاستراتژی جدید آمریکا در قبال ایران: آیا خطر جنگ افزایش می یابد؟

رادیو فرانسه:
مایک پمپئو، وزیر امورخارجه آمریکا در سخنرانی خود در باره ایران در روز دوشنبه ۲۱ مه در بنیاد "هریتیج" راهبرد بلند پروازانه جدید آمریکا در قبال ایران را اعلام کرد. پمپئو ضمن بر شمردن شروط آمریکا برای دستیابی به یک توافق جدید که بتواند جمهوری اسلامی را از مؤلفه‌های راهبردی قدرت تهی کند، گفت که آمریکا برای نیل به این مقصود سخت‌ترین تحریم های مالی تاریخ را بر جمهوری اسلامی اعمال خواهد کرد. مایک پمپئو همچنین از متحدان واشنگتن خواست که با راهبرد آمریکا در قبال ایران همراه شوند و در همان حال به متحدان آمریکا که راهبرد دیگری را برای نجات برجام انتخاب کرده اند( کشورهای اروپایی)، هشدار داد که آمریکا در اعمال مجازات علیه منافع آنان تردید نخواهد کرد.

سخنان مایک پمپئو پرسش‌های زیادی را مطرح می کند: راهبرد آمریکا چقدر واقع بینانه است؟

چه تعداد از متحدان واشنگتن فراتر از سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها به این کار و زار می پیوندند؟ آیا جمهوری اسلامی اصلاً زیر بار می رود؟ در صورتیکه راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران شکست بخورد، آیا گزینه نظامی و خطر جنگ افزایش نمی یابد؟

تأمل در شروط ۱۲ گانه آمریکا این شائبه را تقویت می کند که هدف نهایی آمریکا تغییر رژیم سیاسی در ایران است. در واقع راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران نقشه راهی است که با همکاری نزدیک دو" فوکون" ضد ایرانی کابینه امنیتی ترامپ، یعنی جان بولتون، مشاورامنیت ملی ترامپ و مایک پمپئو وزیر امور خارجه و رئیس پیشین سازمان سیا تهیه و تدوین شده است. در اولین نگاه، شروط جدید اعلام شده و بالا بودن سقف انتظارات آمریکا برای رسیدن به یک توافق جدید گسترده با ایران را نمی توان واقع بینانه تلقی کرد.

در این راستا، برخی مقامات اروپایی از جمله فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا، در حالی که در واکنش خود کمتر نشانه‌ای از مخالفت با نگاه آمریکا به برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای ایران نشان داده‌اند، درخواست‌ها و تهدیدات مایک پمپئو را گسترده، بزرگ و غیرعملی توصیف کرده اند.

واشنگتن بر این باور است که با تهدیدها و اعمال تحریم های فزاینده علیه ایران، رژِیم اسلامی بیش از دو گزینه در اختیار ندارد. نخست آنکه جمهوری اسلامی برای نجات اقتصاد کشور و ممانعت از فروپاشی اقتصادی، تسلیم بخش عمده ای از خواست های آمریکا می شود، به میز مذاکره باز خواهد گشت و به توافق جامع و گسترده تازه ای گردن خواهد گذاشت. در چنین شرایطی، حاکمیت اسلامی ایران از تمامی مؤلفه‌های راهبردی قدرتش تهی شده و تغییر در رفتار و ساختار سیاسی در ایران به صورت ساده تری محقق می شود. دوم آنکه جمهوری اسلامی مقاومت می کند و خواست های آمریکا را رد می کند. در چنین شرایطی، آمریکا امیدوار است تا با افزایش تحریم ها، زمینه تشدید فشارهای اقتصادی در ایران و شکاف عمیق بین حاکمیت نظام اسلامی و مردم را ایجاد کند. در همین حال فشار افکار عمومی برای تغییر سیاست های حاکمیت افزایش خواهد یافت و ایران ناچار خواهد شد که به سر میز مذاکره باز گشته و این بار به اکثریت خواست های آمریکا جواب مثبت دهد.

" فوکون" های ضد ایرانی کابینه ترامپ احتمالاً بر این باورند که انتخاب هر دو گزینه، موجب ضعف بسیار شدید حاکمیت نظام اسلامی، همراه با از دست دادن مشروعیت سیاسی نظام شده و رژیم به سوی سقوط سوق داده می شود.

جیک سالیوان مشاور امنیت ملی جو بایدن، معاون پیشین ریاست جمهوری آمریکا، یکی از مقاماتی که نقش بسیار مهمی در مذاکرات محرمانه هسته‌ای با ایران در عمان داشته است، در تحلیل راهبرد جدید دولت ترامپ در قبال ایران می گوید که تنها راهبرد ترامپ، تنبیه ایران است. سالیوان توضیح می دهد که سیاست تحریم و فشار باید یک هدف مشخصی داشته باشد، ولی دولت ترامپ بدون داشتن هدفی روشن، فقط به دنبال حداکثر فشار به ایران است. به گفته سالیوان، ادعای تیم ترامپ مبنی بر اعمال حداکثر فشار به ایران برای رسیدن به توافقی همه‌جانبه با ایران درست نیست، بلکه هدف واقعی دولت جدید آمریکا، تغییر نظام سیاسی در ایران است.

در ظاهر امر، راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران اعمال تحریم های گسترده علیه ایران است. واشنگتن برای مقابله با نفوذ منطقه ای ایران بر روی تعدادی از متحدان منطقه ای خود حساب می کند.

برای آنکه تحریم های آمریکا بتوانند تأثیرات لازم را علیه ایران داشته باشند، باید کشورهای جهان با آن همراه شوند و یک اجکاع بین المللی علیه ایران شکل بگیرد.

علیرغم سال های ۲۰۱۳ میلادی که تحریم های آمریکا توانست طیف وسعیی از کشورها جهان را علیه بلند پروازی های هسته ای جمهوری اسلامی متحد کند و ایران را به سر میز مذاکره بکشاند، در حال حاضر اجماع جهانی برای همراهی با تحریم های اعلام شده آمریکا وجود ندارد.

متحدان اروپایی آمریکا راهبرد دیگری را در قبال ایران پیش گرفته اند و مصمم هستند تا توافق اتمی سال ۲۰۱۵ و برجام را نجات دهند.

در همین حال ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا و در راس آنها سه کشور بزرگ اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا هفته گذشته موضع مشترکی را در حمایت از برجام اتخاذ و اعلام کردند.

برای حفظ برجام، اروپا تدابیر تازه ای را اندیشده و در حال به اجرا گذاشتن است. از جمله این تدابیر و اقدامات می توان به فعال کردن قانون مسدود کردن تحریم های آمریکا، حمایت بانک سرمایه گذاری اروپایی برای تأمین سرمایه گذاری شرکت های اروپایی در ایران، مذاکرات جدی با سویفت و احتمال ایجاد یک مرکز کنترل تراکنش های مالی اروپایی بر اساس مدل سویفت، تضمین خرید نفت خام ایران توسط کشورهای اروپایی و پرداخت وجه آن با یورو و از طرف بانک مرکزی اروپا به بانک مرکزی ایران و همچنین ساز و کارهایی که اروپا بتواند ضررهای احتمالی شرکت های اروپایی در اثر تحریم های آمریکایی را جبران کند، می توان نام برد.

با وجود تمامی تلاش های اروپا، هنوز راهکار مؤثری برای مقابله با تحریم های فراسرزمینی آمریکا به مرحله اجرا نرسیده است. این بدین معنا نیست که اتحادیه اروپا نمی تواند در سال های آینده ساز و کارهای جدیدی را برای استقلال اقتصادی خود از آمریکا و مقابله مؤثر با قوانین تجاری فراسرزمینی آمریکا به مرحله اجرا بگذارد.

آمریکا با اعمال تحریم های فراسرزمینی خود، شرکت های جهان را بر سر دوراهی تصمیم گیری قرار می دهد. به همه آنها پیام می دهد که میان تعامل با بازار ایران و آمریکا، باید یکی را انتخاب کنند. در صورتیکه بازار ایران را انتخاب کنند، ضمن آنکه باید رنج تمامی محدودیت های بانکی ومالی و پولی وضع شده از سوی آمریکا را به جان بخرند، اجازه نخواهند داشت در بازار گسترده آمریکا فعالیت داشته باشند. آمریکا قصد راسخ دارد تا تحریم ها علیه ایران و شرکت های خارجی که با بازار ایران تعامل دارند را در برنامه زمانی تعیین شده به مورد اجرا بگذارد. این گونه تحریم ها بخش بزرگی از شرکت های بزرگ اروپایی در زمینه انرژی، حمل و نقل، بیمه، بانک و بخش های مختاف صنعتی و خدماتی را در بر می گیرد. اکثریت این شرکت ها در بازار آمریکا، که بزرگ ترین بازار جهان است، حضور دارند و نمی خواهند روابط اقتصادی خود با آمریکا را قربانی کار در ایران کنند. شرکت نفتی توتال مثال بارزی از اینگونه شرکت هاست که علیرغم سرمایه گذاری ۵ میلیارد دلاری در ایران، اعلام کرده که احتمالاً بازار ایران را ترک خواهد کرد. فقط ظرف دو هفته گذشته نزدیک به ۱۵ شرکت بزرگ اروپایی از احتمال متوقف کردن و خروج خود از ایران خبر داده اند.

رویکرد اروپا در قبال ایران که با رویکرد آمریکا همخوانی ندارد، شاید نقطه آغازی برای اروپا در رابطه با استقلال تصمیم سازی اروپا در قبال آمریکا باشد. آنچه تا کنون مشاهده می شود، اروپا قصد ندارد تا درگیر یک جنگ تجاری با آمریکا شود، ولی در همان حال، تصمیم گرفته تا در برابر زیاده خواهی های آمریکا بایستد.

البته در راستای سیاست خنثی کردن تلاش های اروپا برای نجات برجام، باید به اقدامات جدید کنگره آمریکا نیز اشاره کرد.

روز دوشنبه پايگاه خبری واشنگتن فری بيكن از اقدامات تلافی جویانه احتمالی کنگره علیه اروپا بدلیل تلاش اروپا برای بقای برجام خبر داده است. این پایگاه خبری از وجود طرحی در کنگره آمریکا برای تحریم احتمالی "بانک سرمایه‌گذاری اروپا" و قطع دسترسی این بانک اروپایی به نظام مالی آمریکا، در صورت تخطی از تحریم‌های علیه ایران پرده برداشته است.

از ایستادگی احتمالی اروپا در برابر آمریکا در قبال تحریم های ایران بگذریم، پرسش دیگری که مطرح می شود آنست که آمریکا چگونه می تواند کشورهای بزرگی چون روسیه، چین و هند را وادار به فرمانبرداری و همراهی با راهبرد خود علیه ایران کند.

آمریکا در باره پیوستن کشورهای جهان به راهبرد خود در قبال ایران با زبان تهدید با کشورهای جهان سخن می گوید و این موضوع می تواند مانع بزرگی بر سر راه اهداف آمریکا در ایجاد یک ائتلاف بزرگ جهانی علیه ایران باشد.

به جرئت می توان گفت که سیاست ایجاد یک ائتلاف بزرگ جهانی علیه ایران برای وادار کردن این کشور به قبول خواست های آمریکا نمی تواند با واقعیات موجود جهانی هم‌خوانی داشته باشد. به دیگر بیان، آمریکا قادر نخواهد بود که تحریم‌هایی به گستره تحریم های پیش از توافق اتمی ایران در سال ۲۰۱۵ را علیه ایران سازمان دهد.

با این وجود، این موضوع را نمی توان انکار کرد که تحریم‌های یکجانبه آمریکا مشکلات و چالش هایی را برای ایران ایجاد خواهد کرد. اما این مشکلات بیش از آنکه گریبان حاکمیت نظام اسلامی را بگیرد، بر سر طبقات متوسط و مردمی ایران خراب خواهد شد.

اما نگرانی اصلی زمانی ایجاد می شود که راهبرد جدید آمریکا نتواند رفتار جمهوری اسلامی را بر اساس آنچه وزیر امور خارجه آمریکا خواستار آنست، تغییر دهد. بسیاری از ناظران نگران این موضوع هستند که دولت ترامپ که تحت تأثیر "فوکون" های ضد ایرانی چون مایک پمپئو و جان بولتون قرار دارد، "فوکون" هایی که از دیرباز خواستار تغییر رژیم در ایران هستند، دولت آمریکا را به سوی مداخله نظامی در ایران هدایت کنند.

"الکسی آرباتف" رئیس مرکز امنیت بین المللی آکادمی علوم روسیه می گوید: "مرحله جدیدی از تنش بین واشنگتن و تهران می تواند منجر به جنگ جدیدی در خاورمیانه شود." وی سناریو این جنگ احتمالی را چنین توصیف می کند: "اگر اروپا، چین و روسیه با تلاش های خود نتوانند برجام را نجات دهند و ایران فعالت های غنی سازی خود را از سر بگیرد، یک حمله هوایی اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران که با همکاری آمریکا انجام شود، بسیار محتمل خواهد بود. در صورت حمله، ایران نیز با تمام امکات نظامی خود در خاورمیانه به این حمله پاسخ خواهد داد. در نتیجه، آتش جنگ بزرگی در خاورمیانه شعله ور خواهد شد.



Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد