همسر یک عضو لشکرفاطمیون:حضرت زینب شوهرم را برای شهادت گلچین کرده بود

By | 2018-10-25

او معتقد است که همسرش از جمله‌ای کسانی است که توسط «حضرت زینب» برای شهادت گلچین شده بوده و رفتن او در جنگ سوریه حکمت داشته است.

همسر 43 ساله‌اش سه سال پیش، در همان نخستین اعزام به منطقه «حماه» سوریه کشته شد. آنها 13 سال قبل زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند و یک دختر دارند؛ دختری 9 ساله که حالا هر جمعه سر خاک پدرش سر می‌رود و برایش گل می‌برد.

می‌گوید: «شوهرم قبل از این که در صف لشکر “فاطمیون” در آید، برای زیارت خاک “امام حسین” به کربلا رفته و طلب شهادت کرده بود که در جنگ سوریه به خواست او لبیک گفته شد.»
مریم حیدری؛ شهروندخبرنگار ایران وایر

او ششمین فرزند خانواده‌اش، در یکی از ولایت‌های افغانستان بوده است. 14 ساله بوده که به ایران مهاجرت می‌کنند و در شهر قم ساکن می‌شوند. این عضو لشکر فاطمیون که نزدیک به 30 سال در ایران زندگی کرده، قبل از اعزام به جنگ سوریه، پیمان کار ساختمانی بوده است و چندین نفر زیر دست او کار می‌کرده‌اند. همسرش می‌گوید: «سطح درآمدش خوب بود و در سال 1391 در شهر قم یک خانه خرید.»
در این خانه حالا همسر و دخترش زندگی می‌کنند.

اول پدرش راضی نبوده است او به جنگ برود اما آن قدر اصرار می‌کند که بالاخره راضی می‌شود. پس به یکی از مراکز جذب نیروی لشکر فاطمیون می‌رود: «آن جا یک فرم داده بودند که اول آن را پیش پدرش برده و پدرش سر او شصت کرده بود. وقتی که خانه آمد، من هم رضایت دادم و شصت کردم. پدرش را وکیل تعیین کرده بود که اگر شهید یا زخمی شود، سپاه این خبر را به وکیلش برساند.»

او پس از گذشت ۲۰ روز، برای آموزش نظامی به استان یزد منتقل می‌شود. حدود یک ماه در آن جا آموزش می‌بیند و روزاول شهریورماه سال 1393 عازم سوریه می‌‌شود. اما تنها 40 روز زیر پرچم لشکر فاطمیون می‌جنگد و در دهم  مهر ماه 1393 کشته می شود.

همسرش می‌گوید: «در روز شهادتش، رزمنده‌ها در حماه دو قسمت شده بودند. همسرم با چهار نفر دیگر حفظ خط می‌کرده و مابقی به عقب می‌روند. وقتی به همسرم می‌گویند برگرد عقب، او قبول نمی‌کند و می‌گوید من تا آخر مبارزه می‌کنم. چندین مرمی به سینه راستش خورده بود و او را به آرزویش که از امام حسین خواسته بود، رساند.»

هم زمان با او، چهار عضو دیگر لشکر فاطمیون که آن ها نیز شهروند افغانستانی بودند و حفظ خط می‌کردند، کشته شدند. همسرش با ستایش از شجاعت و دلاوری او می‌افزاید که شوهرش تا آخرین قطره خون خود در برابر «داعش» جنگیده و به خاطر عدالت مبارزه کرده است: «پیکر شهید را در ایران آوردند و در روز نوزدهم مهرماه در “بهشت معصومه” به خاک سپرده شد.»

او تاکید می‌کند که همسرش آرزوی شهادت داشته است. توضیح می‌دهد حتی زمانی که خانواده همسرش به ایران مهاجرت می‌کنند، مصادف با جنگ ایران و عراق بوده و او تصمیم داشته است که همراه رزمنده‌های ایرانی، در جنگ شرکت کند ولی با ممانعت برادرش مواجه می‌شود.

اکثر شهروندان افغانستانی مقیم ایران مردمی مذهبی هستند که از جامعه‌ای به شدت بسته و سنتی افغانستان به این کشور مهاجر کرده اند. سپاه پاسداران نیز با استفاده از ایدئولوژی مذهبی، از افغانستانی‌های مقیم ایران در لشکر فاطمیون نیروگیری می کند و آن‌ها را به جنگ سوریه می‌فرستد.

شوهر این زن که در جنگ کشته شده، تنها عضو خانواده نبوده که به عضویت لشکر فاطموین درآمده است، دو برادر وی نیز از سال 1393 به عضویت این لشکر در آمده و تا کنون چندین بار برای دفاع از حرم به  سوریه فرستاده شده‌اند. آن ها هنوز عضو فعال فاطمیون هستند.

خودش هم می‌داند که مردم، به ویژه شهروندان افغانستان نسبت به لشکر فاطمیون دید چندان مثبتی ندارند، به همین دلیل بارها در طول این مصاحبه از پیوستن شوهرش به فاطمیون دفاع می‌کند و معتقد است که «معصومین اهل تشیع» خود اعضای لشکر فاطمیون را گلچین و به سوریه دعوت می‌کنند.

پیش از این، برخی از اعضای لشکر فاطمیون به «ایران وایر» گفته بودند که تعدادی از افغان‌های مقیم ایران که در جنگ سوریه شرکت می‌کنند، به امید زندگی بهتر خانواده‌هایشان، خود را قربانی می‌کنند تا با کشته شدنشان در زیر پرچم فاطمیون در سوریه، برای بازماندگان خود در ایران امکان زندگی بهتر را فراهم کنند. اما او این موضوع را رد می‌کند و بیش تر به انگیزه‌های مذهبی اشاره می‌کند و می‌گوید: «در قم با تعدادی از خانواده‌های شهدای فاطمیون در ارتباط هستم. آن ها از نظر مالی خیلی در وضعیت خوبی قرار دارند. رزمنده‌ها به خاطر پول نمی‌روند، آنها به خاطر رضای خدا می‌روند.»

او کشته شدن شوهرش در جنگ سوریه را مایه افتخار می‌داند، با این حال می گوید نبودن همسرش در بسیاری مواقع برای او سخت سنگین است و مسوولیت بسیار بزرگی برای تربیت دختر 9 ساله‌اش بر گردن دارد. از دخترش با عنوان «یادگار شهید» نام می‌برد و می‌گوید: «خانواده‌های شهدا مسوولیت خیلی سنگینی دارند. باید فرزندان شان را طوری بزرگ کنند که فردا آن ها نیز راه شُهدا را ادامه دهند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *