آنچه مشروطه نامیده شد

By | 2019-08-05
علی‌اصغر حقدار – در گیرودار تحولاتی که در صحنه‌های سیاسی اوایل قرن نوزده پدید آمده بود، عده‌ای از درباریان و مدرن‌اندیشان ممالک محروسه ایران با آشنایی که در حکومت منتظم به‌هم رسانده بودند، به دولت «مشروط» و مقید به «قانون» تمایل یافته و سخن از ایجاد نهادهای اجرایی نوین به میان کشیدند.
  • نخستین اشارات به مفاهیم مدرن سیاسی و اجرایی را مسافران دیار فرنگ به ادبیات ایرانیان وارد ساختند؛ آنان از مکان‌هایی نوشتند که ارباب و رعیت دورهم جمع شده و با شور و مشورت و به استناد ورق کاغذهایی تصدی امور جامعه را مدیریت می‌کردند؛ بعضی از سفرنامه‌نویسان این مکان‌ها را «پارلمنت» و دیگرانی که به حاق واقع دگردیسی زمانه پی نبرده بودند، آن را «دارالشورا» و برخی دیگر که از راه تغییرات سرزمین عثمانی با مدنیت جدید آشنا شده بودند، از «مجلس» سخن گفتند. تدوین قانون اساسی و تفکیک قوای حکومتی و تعیین حدود قوه مجریه و تحدید اختیارات پادشاه، از دیگر مفاهیمی‌بودند که در ذهن و زبان ایرانیان از دوره سفرنامه نویسی به متن‌های سیاسی و اجتماعی مدرن اندیشان کلاسیک وارد و گفتمان مدرنیته را در عصر قاجاریه بنیان گذاشت.
  • صدور فرمان مشروطیت در ۴۱ امرداد ۱۲۸۵ که به دنبال تدوین ابتدایی سه قانونچه اساسی برای کشور به منصه رسید، نهاد پارلمان را برای تهیه قانون انتخابات و سپس قانون اساسی تأسیس و شیوه کشورداری را در گسست از سنت سیاسی، به دنیای معاصر سیاست پیوند زد. حضور نمایندگان ایالت‌های چهارگانه در تهران و تدوین «قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی»، نخستین جوانه‌های اداره محلی ممالک محروسه ایران را در سرآغاز ورود به جهان سیاست نوین و محوریت «امر سیاسی» مشروط و قانونمند شکوفا ساخت. برخی از ایلچیان دول خارجه که با دقت پروسه مشروطیت در ایران را دنبال می‌کردند، از «کنستیتوسیون» برای مدیران خود نوشتند.

  • تدوین قوانین موضوعه و ایجاد نهاد «دادگستری» و تهیه و تنظیم قانون‌های خاص جزایی- خانواده و… که ریشه در جداسازی امر سیاسی از امر دینی داشت، به همراه برپایی نظام اداری جدید و بوروکراسی، ایجاد آموزشگاه‌های رسمی‌ تحصیلی و انتظام مالیه حکومتی، توابعی از سیاست مشروطیت بودند که پایگان دینی را از دخالت در امور سیاسی و اجتماعی دور و حدود تازه‌ای برای آموزش مذهبی و تربیت اجتماعی پدید آوردند.
  • فرهنگ به معنای عام شامل ادبیات و هنر اگرچه پیش از فرمان مشروطیت تن به نوزایی داده بود، اما با استقرار نهادهای مدنی نوین، مفاهیم حسی و اخلاقی، سیاسی و اجتماعی، دینی و اقتصادی، معنایی دیگر یافتند و سبک‌های ادبی و ژانرهای هنری تازه‌ای به عرصه آمدند؛ «رمان» و «نمایشنامه» از سویی و «ژورنالیسم» و «تحزب» از سوی دیگر، حاصل و محصول مدرنیته در ایران هستند که با نمادها و نهادهای مشروطیت گره خورده است.
  • اکنون در حالی از یکصد و یازدهمین سالگرد مشروطیت یاد می‌کنیم که نهادهای سیاسی مدرن به تعطیلی جزیی و کلی سنت‌گرایان مشروعه‌خواه دچار، و مفاهیم نوین کشورداری به یغمای ایدئولوژیک‌اندیشان رفته و شرع جای قانون نشسته، امر سیاسی به ملعبه ولایتمداران گرفتار و هویت فردی و تشخص مردمان عاری از حقیقت شده و کشور در گرداب بی هویتی مانده است.
    كيهان چاپ لندن: