ولايت فقيهي كه به قامت فرعون در آمده، امیر آخولقه

By | 2020-01-11

نقص فنی

کلمه – امیر آخولقه

۲۳۰ جان در هفته ای که گذشت از میان ما پر کشیدند. ۲۳۰ انسان، هموطن، نخبه و گل هایی که تازه شکوفا شده بودند یا به فصل بار رسیده بودند یا می خواستند هستی تازه ای خلق کنند یا … یا … یا …

آنها از میان ما رفتند. همچنانکه جانباختگان آبان خونین، همچنان‌که کشتگان دی ۹۶، همچنانکه جان های ۸۸ و … .

تا کجا باید شمرد؟

تا کجا باید گریست؟

تا کجا باید نظاره کرد؟

تا کجا باید دم فروبست؟

و تا کجا باید مرد؟

اتوبوس با نقص فنی!

هواپیما با نقص فنی!

تشییع جنازه با نقص فنی!

و حالا به شما می گویم:

ترور سردار نیز با نقص فنی

و کشتگان آبان نیز با نقص فنی

و کشتگان دی و جانباختگان ۸۸ و همه خون های مردمان پیش از این،

همگی را نقص فنی جان ستاند!

آری! نقص فنی!

همه زندگی ما را، جامعه ما را، دینداری ما را، حکمرانی ما را، قانونگذاری ما را، همه هستی مان را نقص فنی فراگرفته است.

نقص فنی نه فقط پیچ و مهره ای سست و ناساز یا موشک هایی نادقیق و موشک پران هایی نادقیق تر بلکه افکار، کینه ها و توهمات رهبری و مدیران کاسبکار و قوانین زنگ گرفته و نظامیان خطاکار ناکاربلد پرسروصدایی است که می تواند هستی کشور و ملتی را به نقص فنی خویش برفنا دهد.

آری و اگر معدود جملاتی راست از زبان سران و رهبران این نظام بیرون آمده باشد، آن همین احاله هر فاجعه به نقص فنی است. و می‌دانید چرا جای شگفتی نیست! چرا این سخن سست اکنون ستبر می‌نماید؟

از آنجا که بزرگترین نقص فنی، فساد درمان ناپذیر همین سیستم خطاکار و پرمدعاست.

نقص فنی حاکمانی هستند که بر هستی ما تکیه زده اند و بر قامت فرعون، شولایی از ولایت پوشانده اند.

در شگفت نباشیم و حیرت نکنیم!

درست می‌گویند و چاره دیگری ندارند که پس از هر سوگ مرگ، هر سفیر سقوط و هر نفیر انفجار نخستین متهمی که به ذهن معیوب شان می‌رسد همین نقص فنی باشد.

باید غریبانه بگوییم که این پاسخ سست آنها پس از هر ویرانی سیل و هر ولوله زلزله‌ و هر بارش باران، تا همیشه تکرار میشود؛ نقص فنی!

و چرا که نه؟

پس از چهل سال خرمشهر آب ندارد و اهواز فاضلاب و تهران خفه در دود بنزین پتروشیمی و ترکمن صحرا غرق در سیلاب و کرمانشاه مملو از کانکس و چادر زلزله زدگان و لرستان همچون گل در گورستان آب و اصفهان بی آب و جنگل های شمال مخزن زباله های بی پایان و چه بسیار زخم چون اینهمه و همه از سر نقص فنی! و مگر نقص فنی حکومت جز نقص فنی حکمرانی به بار می‌آورد؟

مگر نقص فنی جز حاکمیت فاسد و غارتگر و متوهم و ناکارآمدی است که اینهمه شکاف و شیادی بر جای جای این کشور اندوده است؟

مگر نقص فنی جز قوانین نابخردانه، فساد ساز و دست و پاگیر و متعلق به چند دهه گذشته است که اینهمه زخم بر آبرو و اعتبار و شغل و مال مردمان این کشور زده است؟

مگر نقص فنی جز این است که فرماندهان و پیمانکاران و واسطه‌ های سپاه روزشان را با فستبقوا الفساد شب می‌کنند و هر دم طشت رسوایی یکی از پس دیگری از پشت بام می افتد و بعد که می پرسی چرا از پس چفیه و ولایت و راهپیمایی ۹ دی و لقلقه فتنه اینهمه خون جوانان و ربودن منتقدان و حبس صاحبنظران و حصر احرار و دزدی و اختلاس از بیت المال پدید آمد و نظارت خبرگان کجا رفت و استقلال دستگاه قضا چه شد و چگونه می توان پذیرفت آنکه به نام فتنه گلوله بر سر و قلب ما زد و ذوب در ولایت و کلب آستان علی بود، اختلاس گر و سارق از آب درآمد، پاسخ جز سکوت و سرکوب نیست تا ثابت کند کسی را یارای تعمیر این نقص فنی نیست همچنانکه کسی را یارای رفع آن نقص فنی هم نیست که اقتصاد کشور را به باتلاق دلالی و خصولتی سازی و اقتصاد رانتی و قوانین مدافع شکل گیری قله های ثروت در برابر فرو خشکیدن دره های عمیق فقر فرستاده است.

همچنانکه استبداد با تمام توان، توانی را باقی نگذاشته تا نقص فنی ناشی از هر ترور و هر سرکوب و هر کشتار را مرتفع کند و این دردناک ترین بخش ماجراست. می توان دید حکومتی که اعتراض ملت را نمی پذیرد و آن را سرکوب می‌کند درحالیکه می تواند همچون انتقام سردار شهیدش از آمریکا، از در و دیوار و ساختمان و آجر و بلوک یک پایگاه انتقام بگیرد و خون از دماغ کشنده سردار و سربازانش و هفت پشتش هم نیاید اما وقتی پای ملت خودش به میان می‌رسد، نقص فنی باعث می‌شود که آنکه رفته کلاه بیاورد سر برمیدارد.

آنهم سر هموطن مستضعف ش! این نقص فنی نیست؟

تمام این سیستم نقص فنی نیست؟

ولایت فقیهی که به قامت فرعون درآمده و ایمان و استقلال و اعتماد به نفس تمامی نهادهای انتخابی را به رضایت خود متصل نموده و جمهوری اسلامی را به یراق نظارت استصوابی به ولایت مشرکانه بدل کرده، به تمامی نقص فنی نیست؟

و آیا خود دولتیان و مجلسیان و نظامیان بر این نقص فنی واقف نیستند؟ البته که آنان همه خود محصول همین نقص فنی و یکی از بزرگترین ظهوراتش یعنی نظارت استصوابی اند.

با این حال اگر پاسخ آری است که جز این نیست، چرا اینجا به این نقص فنی اعتراف نمیشود؟ چرا کسی به فکر درمان این نقص فنی نیست و آیا اساسا درمانی بر آن متصور هست؟

جز این درمان:

تعمیر این نقص فنی را به کارگاه ملت باید سپرد. تعمیر این نقص فنی از مجرای آزادی می‌گذارد و ابزارش توزیع عدالت اجتماعی و رفع تبعیض و نابرابری رانتی و عقیدتی و صنفی روحانی در کشور است. این نقص فنی را رفع حصر رهبران فداکار نهضت ملت رفع می‌کند و به ظلمی آشکارا خشونت آمیز و خلاف صدر و ذیل قانون اساسی و تحقیر کننده ملت پایان می‌دهد.

این نقص فنی بنیادین از راه آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و اجتماعی می‌گذرد تا نظارت کنند و با نقادی خویش در مطبوعات آزاد نقایص کشور بازگویند و منافع ملی پاسدارند.

این نقص فنی بنیادین را انتخابات آزاد درمان است. چرا که اولین نشانه پذیرش شعور و شرافت و رشادت ملت در انتخاب نمایندگان خود است و سرانجام باید بگویم این نقص فنی جز با رفع دیکتاتوری درمانی ندارد. دیکتاتوری، چه هوادار غرب یا شرق و چه مبتنی بر ترور و وحشت به نام بصیرت و با شنیع ترین سواستفاده از تقدس مقاومت که در اصل برای آزادی و زندگی معنوی و سالم و غیرریاکارانه ملت و محرومان بنا شده بود اما در عمل به کام فاسد نظامیان و حکمرانانی می ریزد که دزدی از بیت المال مسلمین و ریختن خون هموطنان بر سر در بیت شان حک شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image