روش شناسی اکبر گنجی در دفاع از جمهوری اسلامی, حنیف حیدرنژاد

By | 2020-08-09

چند روز دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد پیشنهاد ایالات متحده آمریکا در باره تمدید تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی تشکیل جلسه داده و در مورد آن رای گیری خواهد کرد. این اقدام دولت ترامپ در راستای “فشار حداکثری” بر روی رژیم حاکم بر ایران است تا مانع از دسترسی آن به تسلیحات و تجهیزات نظامی شده و اینکه نهایتا بتوان زیر فشارهای مختلف، رژیم حاکم بر ایران را به پای مذاکره با خود بکشاند.

در چند ماه گذشته ماشین سیاست خارجی حکومت اسلامی حاکم بر ایران از طریق نامه نگاری به سران کشورهای عضو شورای امنیت و وزرای خارجه آنها، تلاش کرده تا با تهدید(کشورهای اروپائی) یا با باج دهی (قرارداد با چین و تمدید قرارداد با روسیه)، آنها را ترغیب به مخالفت با پیشنهاد ایالات متحده کرده تا مانع از تصویب این پیشنویس شوند. نامه های جواد ظریف، وزیر خارجه خامنه ای نیز در رسانه های غربی منتشر شده تا بتوان از اهرم افکار عمومی برای فشار بر روی دولت های هم پیمان ایالات متحده، بیشترین بهره برداری را بعمل آورد. استدلال اصلی ظریف در نامه نگاری و مصاحبه هایش این است که: سیاست موشکی جمهوری اسلامی تدافعی است، جمهوری اسلامی هرگز به هیچ کشوری حمله نکرده، سیاست موشکی ربطی به برجام ندارد، ترامپ که از برجام خارج شده اصلا به لحاظ حقوقی حق ندارد که بخواهد با استناد به برجام خواستار کنترل برنامه های موشکی ما شود و …

در چنین فضائی و کمی مانده به تشکیل اجلاس شورای امنیت، اکبر گنجی به مثابه سخنگوی غیر رسمی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به کمک ظریف شتافته است.

«ایرانِ اهریمنی کل خاورمیانه را ۱۲ دقیقه ای فتح خواهد کرد، اکبر گنجی»

«ایران» یا “جمهوری اسلامی”؟

– اکبر گنجی آگاهانه و مُصرانه در تلاش است تا “جمهوری اسلامی” را معادل «ایران» جا بیاندازد. تا به این وسیله مخالفت ایالات متحده و دیگر قدرت های جهانی با حکومت جمهوری اسلامی را جنگ و مخالفت آنها با «ایران» نشان دهد. او تلاش دارد تا از این طریق با تحریک حس وطن پرستی و عِرقیت ملّی، عده ای را که حتی مخالف جمهوری اسلامی هستند را نیز بخاطر«ایران» هم که شده به دفاع از جمهوری اسلامی بکشاند. این کار را خمینی هم به نام “دفاع مقدس” انجام داد و میلیون ها جوان و نوجوان ایرانی را به جبهه های جنگی فرستاد که خود او زمینه سازی کرده بود. جنگی که بعد از آزادسازی خرمشهر، پایانِ آن ممکن بود، اما خمینی همچنان بر ادامه آن پای فشرد و جوانان ایرانی را قربانی آن کرد تا با آن بسیاری از شهرها و روستاهای کشور را به نابودی بکشاند. این رژیم و کارگزاران و حامیانش هر وقت که لازم بوده “ایران دوست” می شوند تا خود و نظام ضد ایرانی شان را حفظ کنند.

– اکبر گنجی در ویدئوی خود برخی نقل قول ها، همراه با ترجمه آن ها را پخش و نتیجه گیری خود از آن مطالب را با استفاده از روش “مانیپولاتسیون”، طوری ارائه می دهد که با دستکاری و جهت دهی فکر و ذهن خواننده یا شنونده، نتیجه گیری مطلوب خود را به آنها القاء کند.

– اکبر گنجی، به مقایسه بودجه نظامی رژیم ایران با ایالات متحده آمریکا، اسرائیل وعربستان سعودی پرداخته و با محاسبه سرانه این بودجه، نتیجه گیری می کند که: بودجه نظامی جمهوری اسلامی در مقایسه با این کشورها بسیار کمتر و حتی “نازل” است. اما آنچه اکبر گنجی نمی گوئید این است که: جمع بودجه هر کدام از این کشورها چقدر و نسبت بودجه نظامی، اطلاعاتی و امنیتی برای همه بخش های پیدا و پنهان هر کدام از این کشورها چقدر می باشد؟ اکبر گنجی نمی گوید که بودجه انواع نهادهای اطلاعاتی- امنیتی جمهوری اسلامی اصلا در ردیف بودجه سالیانه وارد نشده و کسی از آن خبر نداشته و در مورد آن هم هیچ کسی نمی تواند از این نهادها حسابرسی کند. اکبر گنجی نمی گوید در کنار بودجه نظامی و دفاعی و تسلیحاتی و اطلاعاتی و امنیتی هر کدام از این کشورها، هر کدام از آنها چه میزان برای آموزش و پرورش، برای تحقیقات، برای بهداشت و درمان، برای عمران و آبادانی و برای تامین اجتماعی هزینه کرده و جمهوری اسلامی در مقایسه با آن کشورهای دیگر چه وضعی دارد؟ این روشِ اکبر گنجی، یک اطلاع رسانی هدفمند می باشد که منظور از آن، نه اطلاع رسانی موثق و دقیق، بلکه ارائه فاکت و نمونه های گزینشی می باشد تا خواننده را به نتیجه گیری مطلوب گوینده یا نویسنده برساند.

– در “تبلیغ پنهان” در فیلم ها و سریال ها بعضی وقت ها یک کالا نشان داده می شود که اگر چه نشان دادن آن در آن صحنه با روش های معمول “تبلیغ تجاری” انجام نمی شود، اما اتفاقا یک تبلیغ تمام عیار برای آن کالا محسوب می شود. بسیاری از سازندگان فیلم ها، صحنه های مشخص با استفاده از یک کالای مشخص در یک فیلم را برنامه ریزی می کنند، آن را همزمان به شرکت های مختلفِ رقیب پیشنهاد داده تا هر کدام حاضر باشد مبلغ بیشتری پرداخت کند، با آن شرکت قرارداد بسته و کالای آنها در آن فیلم یا در آن صحنه به نمایش گذاشته شود. شاید یکی از شناخته ترین نمونه ها در این مورد، فیلم های اخیر جیمزباند و استفاده از خودوری ب ام و در آن باشد. در واقع کمپانی ب ام و در رقابت با دیگر کمپامی های ماشین سازی با پرداخت مبلغ بسیار زیاد به تهیه کننده و سازنده فیلم، انحصار ارائه خودروی خود را به عنوان خودروی برتر و غیر قابل رقابت به دست آورده و از آن طریق، یعنی تحت تاثیر قراردادن بینندگانِ میلیونی فیلم، بازارهای بیشتری را در دنیا تصاحب می کند. در ویدئوی 39 دقیقه ای اگبر گنجی، 5 دقیقه از آن به پخش قسمتی از یک گفتگو از تلویزیون الجزیره در سال 2018 اختصاص دارد که در آن، گفتگو کننده با یک مقام اسرائیلی صحبت می کند. در قسمتی از همین گفتگو، گفتگو کننده از یک کارشناس مهمان و ظاهرا بی طرف در مورد تهیدات اسرائیل و ایران(جمهوری اسلامی)، نظرش را می پرسد. این کارشناس از جمله می گوید: “ایران هرگز به همسایگانش حمله نکرده است.” این گفته کارشناس برنامه، همان پیامی است که جواد ظریف با تلاش بسیار سعی در جا انداختن آن در افکار عمومی جهان دارد: “ایران در 300 سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است.”

اینکه این برنامه تلویزیونی و این کارشناس با جمهوری اسلامی بده و بستانی دارند را نمی دانم، اما اکبر گنجی با پخش این قسمت از یک برنامه تلویزیونی، همان حرف جواد ظریف که اعتباری در نزد افکار عمومی ندارد را به بیننده و شنونده خود القاء می کند.

جمهوری اسلامی، اهریمنی دروغین؟

اما آیا واقعا با همه استدلال های اکبر گنجی، جمهوری اسلامی تهدیدی برای کشورهای دیگر نبوده و اهل جنگ با دیگر کشورها نیست؟
باید تصریح کرد، جنگ اول و بزرگ جمهوری اسلامی با مردم ایران است. این رژیم در41 سال گذشته ده ها هزار نفر از مردم ایران را اعدام کرده، صده ها هزار نفر را در جنگ به کشتن داده، با خراب کردن زیر ساختارهای حمل و نقل عمومی و بهداشت کشور، مسببِ مرگ ده ها هزار نفر دیگر در جاده ها و یا مرگ بسیارانی دیگر به دلیل ناکارآمدی نظام درمان شده است. علاوه بر این ها، این رژیم فرهنگ و ادب و شعر و تاریخ و تمدن ایرانی را تخریب و بجای آن، نظامی مبتنی بر مرگ و نیستی و نابودی و دروغ و ترور و خشونت و… جایگزین کرده است. این رژیم از روز اول از صدور انقلاب حرف زده، یعنی قصد دارد همین مرگ و ویرانی را در هر جای دیگری که مسلط شود، برقرار سازد.
– این رژیم به سفارت ایالات متحده آمریکا، که به مثابه خاک آن کشور است، حمله کرد و دیپلمات هائی که باید طبق قوانین بین المللی از مصونیت برخوردار باشند را 444 روز به گروگان گرفت. در سال های بعد به سفارت بریتانیا و عربستان سعودی هم حمله کرد.
– این رژیم با تحریک مردم عراق به انقلاب بر علیه صدام حسین، با دخالت در امور داخلی یک کشور دیگر، عملا زمینه ساز حمله عراق و شروع جنگ شد.
– این رژیم بعد از آزاد شدن خرمشهر، با پیشروی در خاک عراق جنگ را به مدت پنج سال دیگر ادامه داد.
– این رژیم با سپاه قدس در امور داخلی عراق، افغانستان، بحرین، عربستان، یمن، سوریه، لبنان دخالت کرده و آتش جنگ های داخلی را دامن می زند.
– این رژیم با سپاه قدس در کشورهای دوردست یا همسایه بمب گذاری و ناامنی و بی ثباتی را دامن می زند. (انفجار مرکزهمیاری یهودیان آرژانتین در ماه جوالی ۱994، ارسال مواد منفجره به مکه و پیامدهای مرگبار آن در سال 1366)
– این رژیم با ترور مخالفیش در کشورهای مختلف جهان، تاکنون بیش از 200 ایرانی را کشته و با هر عملیات، حاکمیت ملی آن کشورها و قرادردادهای بین المللی را زیر پا گذاشته و امنیت شهروندان آن کشورها را به خطر انداخته است.
– این رژیم از 42 سال است از بالاترین مقامات آن تا تریبون های نماز جمعه تا رسانه های رسمی اش شعار مرگ بر آمریکا سر داده و پرچم این کشور را می سوزاند.
– این رژیم بر روی موشک های دوربرد خود به فارسی و عِبری و انگلیسی خواهان نابودی تل آویوشده و رهبر و رئیس جمهورش از نابودی اسرائیل سخن می گویند.
– تئوریسن های این رژیم در باره تسخیر کاخ سفید و تبدیل آن به حسنیه سخنرانی کرده و در رسانه های رسمی این حکومت پخش می شود.
و …

با همه اینها، اکبر گنجی معتقد است “اهریمن سازی” از جمهوری اسلامی که از آن با عنوان ایران نام می برد، یک دروغ بوده و ساخته و بافته ترامپ و نتانیاهو و بن سلمان است؟ ترامپ هنوز چهار سال نشده که در قدرت است، بن سلمان چند سالی است که ولیعهد شده و هنوز پادشاه نشده است، نتانیاهو نیز از سال 2009 نخست وزیر اسرائیل است. عمر حکومت جمهوری اسلامی از دوره تصدی مقام همه این افراد روی هم، بیشتر است. حال اکبر گنجی معتقد است:

«مثلث یاد شده [ترامپ، نتانیاهو بن سلمان] تصویری اهریمنی از ایران می سازد. هیولائی که نه تنها در عرض 12 دقیقه قادر به تسخیر کل خاورمیانه و اسرائیل است، بلکه قادر به نابودی آمریکاست. برای مبارزه با این هیولای دروغینی که خودشان ساخته اند اولا باید کشورهای منطقه سالانه ده ها میلیارد دلار اسلحه بخرند، و خودشان را مجهز بسازند، ثانیا باید مدل رونالد ریگان که منجر به فروپاشی و تجزیه شوروی شد، در ایران پیاده بشود. … ایران هراسی برای بی ثبات کردن منطقه، فروش اسلحه سیاست آمریکا بوده و بخصوص دولت ترامپ این سیاست را تشدید کرده است. … هیولا و اهریمن سازی از ایران محدود به غورت دادن کل خاورمیانه توسط ایران نیست، این غولی که خودشان ساختند، خودشان قادرش هم کرده اند که میتواند کل آمریکا را هم نابود سازد. آمریکا و متحدینش با دخالت نظامی، خاورمیانه را کلنگی و بی ثبات کرده اند، گروهای تروریستی را خلق کرده اند. آنها با هیولا سازی از ایران، کشورهای منطقه را مجبور می سازند تا ده ها میلیارد دلار سلاح بخرند و دائما بودجه نظامی شان را افزایش بدهند. کل پروژه ایران هراسی مبتنی است بر دروغ، فریب و جعل و ساختن آلترناتیو “فیک” است.»

اینکه مثلث مورد نظر اکبر گنجی برای اهداف سیاسی خود در مورد جمهوری اسلامی مبالغه کنند، چیزی از واقعی بودن “اهریمنی” بودن جمهوری اسلامی کم نمی کند. جمهوری اسلامی به دلیل سابقه 41 ساله اش تهدیدی جدی برای صلح و ثبات و امنیت در منطقه و در جهان محسوب می شود. دسترسی این رژیم به تسلیحات و تجهیزات پیچیده و پیشرفته تر، نه تنها برای مردم و کشور ایران امنیت بیشتر ایجاد نمی کند، بلکه بر فقر مردم افزوده، رقابت تسلیحاتی در منطقه را دامن زده و خطر دخالت قدرت های خارجی را افزایش می دهد. همه اینها بر ضد منافع ملی ایران می باشد. راه پایان دادن به این وضعیت، نه مصالحه و مذاکره و سازش با جمهوری اسلامی، بلکه تحریم هدفمند و تمام عیار دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری، مالی و بانکی این رژیم می باشد. علاوه بر اینها، باید رژیم جمهوری اسلامی را بخاطر نقض سیستماتیک حقوق بشر در سازمان ملل و مجامع بین المللی و در دادگاه بین المللی لاهه مورد حسابرسی قرار داده، آن را به محاکمه کشیده و باید همزمان از مبارزه مردم ایران برعلیه این رژیم حمایت نمود.

سیاست دولت ایالات متحده آمریکا، اسرائیل وعربستان سعودی یا هر کشور دیگری در ارتباط با رژیم جمهوری اسلامی قبل از هر چیز بر اساس منافع ملی آن کشورها بوده و نباید و نمی توان از آنها انتظار داشت که به منافع ملی کشور و مردم ایران توجه داشته باشند. تا آنجا که به ترامپ بر می گردد، تلاش های او بر اساس منافعی است که او برای انتخابات آتی ریاست جمهوری دنبال می کند. با این همه، این هم کاملا واضح است که به دلیل تضاد و درگیری و تنش این قدرت ها با رژیم حاکم بر کشورمان، مردم ایران نیز می توانند از ضعیف شدن حکومت اسلامی حاکم بر کشور استفاده کرده و مبارزه خود بر علیه حکومت را تشدید کنند.

اکبر گنجی در نوشتارش که در سایت گویانیوز منتشر شده، آورده است: “لطفا برنامه را ببینید و با نقدهای محققانه نشان دهید که شواهد و قرائن مدعیات، صادق و قوی هستند یا نه؟ آیا آن شواهد و قرائن صادق، موید مدعیات و نتیجه گیری ها هستند یا نه؟ بدین ترتیب است که یک گفت و گوی علمی شکل گرفته و فضای عمومی گامی به پیش بر می دارد.”

اکبر گنجی تلاش دارد تا با تاکید بر کلمات “محققانه” ، “یک گفت و گوی علمی”، استدلال های خود را علمی و بی طرفانه جا بزند. باید گفت: روش استدلالی اکبر گنجی که در آن برخی داده های درست نیز یافت می شود، یاد آور آن ضرب المثل ایرانی است که می گوید: “گنجشک را بجای قناری رنگ کرده است.” جمهوری اسلامی هیچگاه نماینده ایران نبوده و نیست. جمهوری اسلامی هیچگاه خواهان امنیت و صلح و ثبات نبوده و نیست. جمهوری اسلامی هیچگاه اهل حقیقت و حرف راست نبوده و نیست، اهل پایبندی به تعهدات بین المللی نبوده و نیست. و… مهمتر از هر چیز دیگر: جمهوری اسلامی قابل اعتماد نبوده و نیست.

در پایان و به محترمانه ترین کلام باید گفت: روش اکبر گنجی در دفاع از جمهوری اسلامی یک عوامفریبی شیادانه است که تنها می تواند به درد بسیجی ها و حامیان این رژیم بخورد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *