آيت‌الله طاهري  در استعفانامه سرگشاده خود خطاب به ملت ايران:

هنگامي كه از وعده‌ها و قول و قرارهاي اول انقلاب ياد مي‌آورم، همچون بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم

 

تا کی برای مردم تکراری سخن بگوييم

 

لاف زدن و گزاف گفتن و تزوير نمودن و حريم خصوصی افراد را شکستن و سخنان کليشه ای نتوانسته از حجم انبوه مشکلات و معضلات بکاهد

 

رجاله ها و فاشيست هايی که معجونی از جهل و جنونند هم فقيه و هم فيلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند!

 

 

روز سه شنبه 18 تيرماه در حاليکه انتظار ميرفت برگزاری مراسم سالروز فاجعه کوی دانشگاه مهمترِِين تيترهای خبری را به خود اختصاص دهد، خبر غيرمنتظره استعفای آيت الله سيدجلال الدين طاهری امام جمعه اصفهان بقيه خبرهای ايران را تحت الشعاع قرار داد. آيت الله طاهری با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به ملت ايران با شديدترين لحن نسبت به وضعيت حاکم بر ايران اعتراض کرده است.

آيت الله طاهری در نامه سرگشاده خطاب به ملت ايران تقريبا برای تاييد همه موارد اعتراضی خود از آيات قرآن و سخنان پيامبر اسلام شاهد آورده است.

به منظور روان و يکدست خواندن و انتقال پيام امام جمعه اصفهان متن کامل نامه سرگشاده آيت الله سيدجلال الدين طاهری را بدون ذکر شواهدوی از قرآن و سخنان پيامبر اسلام که گاه بدون معنی فارسی آن در نامه ذکر شده، در زير ميخوانيد:

***

بسم‌الله الرحمن الرحيم و به نستعين الحمدلله رب العالمين و صلوات‌الله و سلامه علي الانبياء و المرسلين خص علي خاتمهم و اشرفهم الذي قيل في شانه لولاك لما خلقت الافلاك و علي وصيه و خليفته علي اميرالمؤمنين و الائمه المعصومين من ولده بالاخص خاتمهم الذي به الله العرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.

 

از ديرباز تاكنون مي‌خواستم مطالبي را به طور اختصار به ملت شريف و سرافراز تقديم كنم.

غرض از نوشتن اين اوراق، هرگز نخواسته و نمي‌خواهم ملت عزيز و صبور را مأيوس و نااميد كرده باشم. اما هرگز نمي‌توانم چشمم را بر واقعيات ملموس و حقايق محسوس ببندم و شاهد درد نفس‌گير و رنج‌ طاقت فرساي مردم باشم. مردمي كه گل‌هاي فضيلت را پايمال مي‌بينند و افول ارزش‌ها و زوال معنويت‌ها را مي‌نگرند.

جمهوري اسلامي كه ثمره خون پاك فرزندان غيور ملت سلحشور و مسلمان ايران است و هنوز بسياري از خانواده‌ها منتظر جنازه فرزندان شهيد خود هستند، با وعده حكومت عدل علي عليه‌السلام استقرار يافت تا ملت به نوايي و كشور به جايي برسد و البته ملت سامان نمي‌پذيرد و ملك اصلاح نمي‌شود مگر به جمله كوتاه پيامبر گرامي اسلام كه مي‌فرمايد: صنفان من امتي اذاصلحا صلحت امتي و اذا فسدأ امتي. قيل يا رسول‌الله و من هما؟ قال الفقها و الامراء (خصال جلد 1، صفحه 37)‌دو دسته از امت هستند كه اگر اصلاح شوند، امت من اصلاح مي‌شوند و اگر فاسد شوند، جامعه اسلامي فاسد مي‌شوند. پرسيدند اي پيامبر خدا اين دو صنف چه كساني هستند؟ فرمود: دانشمندان ديني و حاكمان.

اصل جمهوري يعني جابجايي مرتب و مكرر مديران كشور و جامعه مدني يعني نقد و انتقاد مداوم برنامه‌هاي حكومت‌‌و انقلاب يعني تأمين و تضمين خواسته‌هاي ملت كه مع‌الاسف امروز واقعيت غير از اينها است. مصلحت كشور بعيد است و آزادي كه اين سالها هر دو را به مسلخ و مقتل مي‌بينيم. هنگامي كه از وعده‌ها و قول و قرارهاي اول انقلاب ياد مي‌آورم، همچون بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم. من عمرم را آفتاب لب بام مي‌بينم، آردم را بيخته و غربالم را آويخته‌ام، اما از اينكه مي‌شنوم تعدادي از آقازادگان و از ما بهتران كه بعضاً خرقه‌پوش و دستاربند هم هستند، در سبقت از سرمايه و ثروت كشور در راه اهداف خويش با يكديگر رقابت گذاشته‌اند، به ياد مي‌آورم كه اي بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد. آنها كه اموال مردم را به غارت مي‌برند، آري براي آنان كه بيت‌المال مسلمين را از خود و كشور را ملك طلق و ثروت موروثي خويش مي‌پندارند، عرق شرم مي‌ريزم. اذا اردنا ان نهلك قريه‌امرنا مترفيها ففسقوافيها.

آيا اين بود آنچه را با مستضعفين پيمان بستيم؟

ايهات و هيهات! هزار وعده خوبان يكي وفا نكند. حقير كه مثل همگان سهم بسيار ناچيزي در انقلاب و تداوم آن داشته‌ام، خود را مكلف مي‌دانم و از سر غيرت و درد مي‌پرسم تكليف اين همه كاستي و ناراستي و قصور و فتور و فقر وفاقه عصيان و نقصان و تكاثر و تفاخر و زراندوزي و مردم‌سوزي و تبعيض چيست؟ تاكي براي مردم تكراري سخن بگوييم و مرتب كنفرانس و جلسه و ميتينگ برگزار كنيم و از قوت لايموت ملت دردمند و محتاج و مستمند، لقمه سفره‌هاي اشرافي و طاغوتي خود گردانيم و از جيب ملت نجيب به اطرافيان و نورچشمي‌ها حاتم‌بخشي كنيم و هزينه سفرهاي سياسي و خاقاني و قاآخي و تبليغاتي و بي‌خاصيت خود را بر مردم محروم و به تعبير حضرت امام طاب ثراه پاي برهنه تحميل كنيم! چه مي‌گوييم؟

در برابر اين همه انحراف و اجحاف و قانون‌شكني؟ تغافل و تجاهل و تساهل تا چند؟ اكنون كه شاه و آمريكا در اين كشور تسلط ندارند كه مضايق و معايب و مشكلات را متوجه آنها بدانيم، چرا به انتقادات دلسوزانه گوش نمي‌دهند؟ چرا از استعدادها و مغزها كمتر استفاده مي‌كنند. مگر پيامبر مكرم و نبي‌معظم اسلام صلوات‌الله و سلامه عليه نفرمود: من اصبح ولايهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم.

مصيبت عظماي دين گريزي و سرخوردگي و بيكاري و تورم و گراني و شكاف جهنمي فقر و غنا و فاصله عميق و روز افزون طبقاتي و ركود و سقوط درآمد ملي و اقتصاد بيمار و فساد اداري و ضعف شديد مديريتي و نقص فزاينده ساختار سياسي كشور و اختلاس و ارتشاء و اعتياد و عدم چاره‌انديشي كارآمد تبعات وجيع و فجيعي دارد كه همچون سيل بنيان برانداز پشت سد ايستاده و هرلحظه كيان كشور و حيات ملت را تهديد مي‌كند. واتقوا فتنه لاتصيبين الذين ظلمو امنكم خاصه (آتش كه گرفت خشك و تر مي‌سوزد) لاف زدن و گزاف گفتن و تزوير نمودن و حريم خصوصي افراد را شكستن و تصفيه حساب خصوصي و سياسي نمودن و آب در شير كردن و به سخنان كليشه‌اي دلخوش بودن و از جمعيت‌هاي خياباني سان ديدن، تاكنون نتوانسته است از حجم انبوه مشكلات و معضلات بكاهد و افسرده‌اي را با مرهمي بنوازد و يا آبي بر اضطرابي بيفشاند و جامي به تشنه كامي پچشاند و ناني به خسته جاني برساند. عدم تعهد به قانون وحضور نهادهاي غيرمدني نامسؤول، باندهاي مافيايي و خلع يدمجلس و وجود اهرم‌هاي مطلقه نامتناهي و مادام‌العمر نامحدود و قدرت‌هاي بادآورده رويين‌تن غير پاسخگو و سياستگذاري‌هاي خارجي بعضاً ناموفق و بنيادهاي مرئي و بنگاه‌هاي نامرئي غيراقتصادي و تجاري و اسكله‌هاي غيردولتي نامتعارف و رانت‌خواري و يغماگري و فراري دادن مغزها و بگير و به‌بندها و حصر و حبس‌هاي نامألوف و باب شدن چنگيزي و مردم‌ستيزي و قانون گريزي و ايزوله كردن ارباب فكر و انديشه و اسير كردن منتقدان و ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشريات و نظارت جناحي ناصواب و نامعقول استصوابي و دادگاه نامقبول روحانيت و فلج كردن دولت و با فت نامطلوب شوراي مصلحت و مردم را هيچ انگاشتن و بر شيپور قدرت دميدن و كشور را بر بال باد گذاشتن،‌سرانجامي ناميمون دارد كه از نكبت و شقوت آن به خداي بزرگ پناه مي‌برم. آنان كه بر شتر چموش قدرت سوارند و در ميدان سياست دو اسبه مي‌تازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا مي‌روند و گرد‌آسياب رياست مي‌چرخند و از پل دين مي‌گذرند تا به دنيا برسند متأسفانه مؤيد و مشوق عده‌اي چماق به دوش و فرقه‌اي كفن پوش كه دندان تمساح خشونت را تند و تيز مي‌كنند و مي‌خواهند عجوزه تندخوي و عفريته زشت روي خشونت را به نكاح دين درآورند و امور مقدس را ملوث جلوه دهند يعني رجاله‌ها و فاشيست‌هايي كه معجوني از جهل و جنونند و بندنافشان به مراكز ثقل قدرت متصل است و مطلق العنان و افسار گسيخته‌اند و نه ملوم معاقب قضا هستند و نه محكوم معاتب قانون. هم فقيه و هم فيلسوف و هم داروغه و هم حاكم و هم مفتي و هم قاضي هستند! فعال‌مايشاء و حاكم ما يريد! ذوب شدگاني كه ماست را سياه مي‌بينند! و به تعبير زيباي قرآن «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالاً الذين ضل سعيهم في‌الحيوه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا» بگو اي پيامبر آيا با خبر كنم شما را به كساني كه زيانبرترين مردمند آنها كه عمل خود را تباه كردند در اين سراي و گمان مي‌برند بهترين مردمند از لحاظ عمل!

شعبان بي‌مخ‌هاي وحشت‌ و رهبت كه با هتاكي و سفاكي ننگ عنيف و معيف كوي دانشگاه را آفريدن و با تهاجم حيواني مرتع دانشگاه را چريدند و با تعرضات شنيع پرده ناموس فرهنگ و علم را دريدند و در قتل‌هاي زنجيره‌اي مظلومان بي‌گناه و قربانيان بي‌پناه لعنت سرمدي خدا و نفرت ابدي خلق را خريدند. الذين اتخذوا دينهم لعباً و لهواً و عزتهم الحيوه الدنيا.

همان عمله‌هاي استبداد و چماقداران قدم به مزد نامهذب مجنون باطل انديش و ظالم كيش كه چهره بين‌المللي نظام را ملكوك و وجهه اسلامي انقلاب را مهتوك نمودند. اولئك الذين طبع‌الله علي قلوبهم و اتبعو اهوائهم و عجب اينكه در آن دادگاه حق سوز عدالت كش به آن بردگان مفلوك دست مريزاد نيز گفتند و من لم يحكم بما انزل‌الله فاولئك هم الظالمون.

من در اين سراشيبي عمرم كه صداي هولناك خطوات مرگ را مي‌شنوم و صاعقه مهيب تجهزوا رحمكم الله فقد نودي فيكم بالرحيل را استماع مي‌كنم و مشتاقانه لقاء حق‌تعالي و وصال اجداد طاهرينم را انتظار مي‌كشم. موضوعي را كه بايد در صدر مطالبم به رشته تحرير مي‌كشيدم مطرح مي‌كنم و مي‌پرسم حصر فقيهي وزين و مجاهدي نستوه و مرجعي مبارز كه ثاني اثنين انقلاب و از اساطين نظام و اوتاد حوزه و اعاظم فقه و افاخم كشور است با كدام عقل و نقل و آيه و حديث و عرف و شرع و سياست قابل توجيه است؟ سوابق مستحسن و مدارج علمي چه فقيه و مرجعي همسنگ حضرت آيت‌الله منتظري مدظله است؟

معظم‌له نيمي از حوزه است و حوزه نيمي از اسلام و براين شناخت بود كه رهبر فقيد و عظيم‌الشأن انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله‌العظمي امام خميني قدس سره القدوسي گرما بخشيدن به نظام و حوزه را به ايشان توصيه فرمودند. فاجعه نامسبوق و نامسموع حصر ارتجاعي و غيرانساني مجتهدي چون ايشان عاقبتي شوم و نتيجه‌اي مشئوم و پاياني مذموم دارد. الملك يبقي مع‌الكفر و لايبقي مع الظلم.

عزت و حرمت و عظمت حريم مرجعيت معظم شيعه حتي در سياه‌ترين حكومت و فرعوني‌ترين رژيم نيز استوار وپايدار و برقرار بوده است. حوزه‌هاي نفوذناپذير علميه هميشه كهف امين مردم و مراجع عظام تقليد علي‌الدوام حبل المتين ملت و روحانيت اصيل پيوسته حصن حصين كشور و منهاج حقيقت و منوار فضيلت بوده‌اند و حيات و ممات همه فقها از كليني تا خميني شاهد اين مدعا است.

آه آه! شوقا الي رويته وا اسفا كه امروز شاهد حبوط روحانيت و سقوط مرجعيت هستيم! دريغ و درد كه دژ مستحكم و نفوذناپذير مرجعيت شيعه به دست غوغائيان معركه سياست و بازيگران صحنه رياست به سود استعمار ضربه اي جانكاه خورد و الي‌الله المشتكي.

انشاءالله ملت شريف كاستي‌ها و قصوري را كه احياناً مشاهده فرمودند به حساب كهولت سن از ضعف جسماني اين پير ارادتمند كه مدام دعاگوي ملت و كشور است، بگذارند.

حقير حدود سي سال پيش در نجف اشرف با كسب اجازه از محضر مبارك حضرت امام، رهبر كبير انقلاب به اقامه نماز جمعه در اصفهان مجاز شدم ولي با كمال تأسف در شرايط موجود از امامت جمعه كنار مي‌روم الفرار ممالايطاق من سنن المرسلين.

در پايان برادران و خواهران بزرگوارم را به صبر و هوشياري و متانت اكيداً توصيه مي‌كنم و ملت و كشور مظلوم را به صاحب اصلي ولايت مولانا و صاحبنا حضرت مهدي موعود ارواحنا فداه مي‌سپارم و دست همه طبقات را به رسم وفا و صفا مي‌فشارم.

اي خداوند قسط و آزادي و اي پروردگار عدالت و آگاهي و اي آفريدگار قلم و انديشه، بر كوير تفتيده و مزرعه خشكيده ما بيش از اين آب شعور و باران نور ببار و رحمت واسعه خود را از اين ملت بزرگ دريغ مدار. اللهم اظهر كلمه الحق و اجعلها العليا و ادحض كلمه الباطل و اجعلها السفل انك علي كل شي قدير و بالاجابه جدير اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبته‌ ولينا و كثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا فصل علي محمد و اله و اعينا علي ذلك بفتح منك تعجله و بضر تكشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره و رحمه منك تجللناها و عافيه منك قلبناها برحمتك يا ارحم الراحمين

اصفهان؛ سيد جلال الدين طاهري

17 تير سال 1381، 26 ربيع‌الثاني 1423

نامه آيت الله طاهري با دست خط خودش

 

125 نماينده مجلس : نامه دردمندانه آيت الله طاهري

وزير آموزش و پرورش كابينه خاتمي از آيت الله طاهري حمايت كرد

جبهه مشاركت: بيانيه مستحكم و مستدل و منطقي آيت الله طاهري چيزي جز فريادهاي درگلو مانده همه علاقه مندان اين كشور نيست

 

يك روز پس از انتشار استعفانامه سرگشاده و شديداللحن آيت الله سيدجلال الدين طاهري امام جمعه اصفهان خطاب به ملت ايران، در آخرين ساعات روز چهارشنبه شوراي امنيت ملي جمهوري اسلامي با انتشار بيانيه اي به كليه مديران مسئول روزنامه هاي ايران دستور داد از چاپ هرگونه مطلب و خبر و موضعگيري له يا عليه آيت الله طاهري خودداري كنند.

روزنامه نوروز با چاپ اطلاعيه شوراي امنيت ملي در صفحه نخست روزنامه صبح پنجشنبه نوشته است چهارشنبه شب در حالي كه همه صفحات روزنامه آماده چاپ بود پس از ساعت 22 اطلاعيه شوراي عالي امنيت ملي از طريق خبرگزاري جمهوري اسلامي مخابره شد. نوروز نوشته با توجه به آنكه بخش قابل توجه از مطالب خبري روزنامه پنجشنبه به ديدگاه تشكل ها و شخصيت هاي مختلف نظير 125 نماينده مجلس شوراي اسلامي، جبهه مشاركت، دفتر تحكيم وحدت، اظهارنظر جمعي از شخصيت هاي سياسي و مذهبي درباره نامه آيت الله طاهري اختصاص يافته و بخش هايي از يادداشت ها و مطالب تحليلي نيز به بررسي و تحليل نامه امام جمعه پيشين اصفهان مربوط ميشد و از سوي ديگر به هيچ روي امكان توليد مطالب جايگزين و يا صفحه بندي و صفحه آرايي مجدد نبود، تنها راه حل ممكن، حذف مطالب غيرقابل چاپ و انتشار روزنامه به شكل فعلي (با جاي خالي مطالب يادشده) بود. نوروز نوشته هرچند اين اعتراض به شيوه اطلاع رساني شوراي عالي امنيت ملي وارد است، كه در صورت درنظر داشتن حساسيت هاي خاص امنيتي مربوط به مطبوعات بويژه روزنامه ها بايد مقتضيات و تنگناهاي مربوط به چاپ و انتشار آنها را لحاظ كرده و قبل از آمادگي روزنامه ها براي انتشار دستورالعمل ها را ابلاغ نمايند. نوروز نوشته است، صرفا براي بهانه ندادن به دست بهانه جويان حرفه اي خود را ملزم به رعايت مفاد اطلاعيه ديرهنگام شوراي عالي امنيت ملي ديده و صفحات روزنامه را با جاي خالي مطالب مربوط به نامه آيت الله طاهري چاپ كرده است.

اما روز چهارشنبه تا پيش از صدور بيانيه شوراي عالي امنيت ملي اكثر رسانه هاي خبري ايران با اختصاص تيتر اول خود به انتشار نامه آيت الله طاهري واكنش گسترده اي نشان دادند. بيش از 125 نماينده مجلس، حزب مشاركت و بسياري از شخصيت هاي سياسي و كشوري ضمن حمايت از مطالب عنوان شده در نامه آيت الله طاهري خواستار اقدام صريح به منظور بررسي علل و زمينه هاي صدور اين نامه شده اند.

125 تن از نمايندگان مجلس روز چهارشنبه نامه اي منتشر كردند كه در آن آمده است:

نامه دردمندانه آيت الله طاهري خطاب به ملت ايران و كناره گيري از مسئوليت 30 ساله امامت جمعه شهر اصفهان ما را نيز در تأسف و تأثر فرو برد.

نمايندگان مجلس اضافه كرده اند: نيت خير، موضع تقوا و زبان صدق جنابعالي در مقاطع مهم و حساس كشور در پيش و پس از انقلاب اسلامي همواره در پيشبرد و اصلاح امور جامعه تاثيرگذار بوده است.

125 نماينده مجلس در نامه خود خطاب به آيت الله طاهري افزودند: ما درد شما را درك مي‌كنيم و اميدواريم گوش‌هايي شنوا، پيش از هر واكنش سوء، اين سوز دل و خواسته خداپسندانه شما را بشنوند و راه را بر پيشبرد خواست‌هاي مردم بگشايند.

جبهه مشاركت ايران اسلامي نيز در بيانيه اي اعلام كرد:

پيام پر رنج و نگران كننده‌ آيت‌الله طاهري به همان اندازه كه بيان كننده‌ي انحراف عظيم موجود در كشور بود، انوار اميد خود را بر دل‌هاي مالامال از بيم و اميد اين ملت خصوصا جوانان غيور و پرتوان اين آب و خاك افشاند.

آنچه كه در اين بيانيه مستحكم و منطقي آمده است چيزي جز فريادهاي در گلومانده همه علاقه‌مندان اين كشور نيست .

در بخش ديگري از اين بيانيه با اشاره به عدم تحمل عده اي نسبت به انتقادها از بعضي روحانيون آمده است: حضوري اينچنين پرشكوه از سوي يك روحاني وارسته، جايگاه عظيم روحانيت متعهد و فداكار اسلام را در پيش مردم نشان ميدهد و از يك طرف برانديشه‌ ناصواب جداكردن روحانيت از مردم خط بطلان مي‌كشد.

وزير آموزش و پرورش عدم حضور آيت الله طاهري در نماز جمعه را به مصلحت كشور ندانست و اظهار اميدواري كرد آيت الله طاهري بيشتر از گذشته در صحنه مسائل اساسي كشور حضور داشته باشد.

حاجي خاطرنشان كرد كه براي كمك به روند اصلاحات در ايران اميد زيادي به آيت الله طاهري و امثال وي است.

احمد شيرزاد نماينده مردم اصفهان در مجلس گفت: به رغم كم لطفي هايي كه در حق آيت الله طاهري صورت پذيرفته نبايد استعفاي او را ناشي از اين بي مهري ها دانست.

نماينده اصفهان در واكنش به خبر كناره گيري آيت الله طاهري با اشاره به موضع گيريهاي شجاعانه او قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تصريح كرد: استعفاي وي به دليل كم توجهي هاي موجود نيست بلكه به خاطر احساس خطري است كه اين شخصيت گرانقدر متوجه نظام و آينده آن ديده است و فكر ميكنم كه كارد بايد خيلي به استخوان ايشان رسيده باشد كه به اين صراحت دست به قلم برده و مردم را نسبت به مسايل جاري كشور آگاه كرده است.

شيرزاد گفت: همه مسئولان كشور بايد به محورهاي نامه آيت الله طاهري توجه كنند و نسبت به اعلام خطرهاي وي توجه جدي نشان دهند.

فضل الله صلواتي روزنامه نگار و استاد دانشگاه اصفهان درباره استعفاي امام جمعه اصفهان تصريح كرد: آيا آيت الله طاهري نبايد نگران باشد كه عده اي به نام آقازاده اموال مردم را ميبلعند و بيت المال، تيول عده اي خاص باشد. آيا از گروههاي فشار نبايد ناراحت باشد؟ آيا از منزوي شدن چهره هاي انقلابي اندوهگين و خشمگين نشود؟ وقتي نماز جمعه اش كارساز نباشد و جامعه را به كمال نرساند، وقتي روز به روز تورم و گراني بيشتر ميشود و كشور مورد تهديد قرار ميگيرد، او كه يك امام جمعه شهر است چه ميتواند بكند؟ و كدام جواب را ميخواهد به مردم بدهد؟

استاد دانشگاه اصفهان در ادامه در جواب سئوالي درباره روند آتي اصلاحات و شرايط كنوني اصلاح طلبان در جامعه گفت: در حال حاضر وضعيت اصلاحات مشخص نيست و مردم اميد كمتري به آينده دارند، در شرايطي كه انقلابيون بزرگي همچون آيت الله طاهري ناراضي و مأيوس باشند، وضعيت ديگران مشخص است0

 

آيت الله جلال الدين طاهري كيست؟

 

آيت الله جلال الدين طاهری، تا زمان کناره گيری از امامت نماز جمعه در اصفهان، به مدت 30 سال با حکم آيت الله خمينی رهبر انقلاب ايران، امام جمعه اين شهر بود.

وی در اصفهان، از پايگاه بسيار قوی اجتماعی و سياسی برخوردار است، چندان که در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در ايران که در آن تنها روحانيون مجاز به کانديدا شدن هستند، با رای چشمگير و بی سابقه بيش از يک ميليون نفر، به عنوان نماينده اصفهان انتخاب شد. او هنوز عضو مجلس خبرگان رهبری به شمار می آيد.

آيت الله طاهری از جمله نخستين روحانيونی بود که در ايران بحث حکومت اسلامی را مطرح کرد و در دوران حکومت شاهنشاهی، به دليل سخنانی عليه حکومت مدتی در زندان و تبعيد بسر برد.

او که 76 ساله است، از جمله روحانيونی است که پس از اخذ مدرک ديپلم در مدارس عمومی، وارد حوزه علميه قم شد و از شاگردان آيت الله بروجردی، آيت الله خمينی، آيت الله محقق داماد و آيت الله خوانساری است که بويژه در سالهای اخير ديدگاهی متمايز از روحانيون محافظه کار را در پيش گرفته است.

او در دوران انقلاب، رهبری مذهبی تظاهرات در اصفهان را به دست داشت و جزو روحانيون تندرو به شمار می آمد. آيت الله طاهری پس از پيروزی انقلاب اسلامی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی شد و در تدوين قانون اساسی جديد ايران هم فعال بود.

او در دوران جنگ حضور قابل توجهی در جبهه های جنگ داشت و يکی از شش فرزندش را در جنگ از دست داد.

وی پس از جنگ به تدريس خارج و اصول در مدرسه صدر بازار اصفهان پرداخت و به دنبال بروز اختلاف بين آيت الله منتظری و آيت الله خمينی، ابتدا از سوی آيت الله خمينی مامور گفت وگو با آيت الله منتظری  شد و کوشيد ديدگاههای آن دو را به يکديگر نزديک کند.

وی در سال های اخير از آيت الله منتظری حمايت کرده و حکومت را به دليل بازداشت خانگی منتظری بارها مورد انتقاد قرار داده است.

آيت الله طاهری از جمله روحانيون برجسته طرفدار اصلاحات در ايران به شمار می آيد و در جريان انتخابات رياست جمهوری گذشته در ايران همواره از عمده ترين روحانيون حامی محمد خاتمی بوده و اصلاح طلبان معمولا در زمانهايی که نياز به حمايت مراجع و روحانيون بلند پايه داشته اند، از حمايت وی برخوردار بوده اند.

از سوی ديگر وی به همين دليل تحت فشار گروه موسوم به انصار حزب الله در اصفهان بوده و اعضای اين گروه بارها با تجمع در نمازهای جمعه خواستار استعفای وی از امامت جمعه اصفهان شدند. اين شايعه نيز مطرح بوده که اختلافات آيت الله طاهری با آيت الله خامنه ای در مورد مسايل جاری ايران بالاگرفته است و آقای خامنه ای از وی حمايت نميکند.

گرچه در ماههای اخير دامنه اعتراض ها و انتقادهای علنی آيت الله طاهری نسبت به شرايط کشور و زمامداران ايران گسترش يافته بود، اما به گفته نزديکان وی، پس از بی پاسخ ماندن نامه های محرمانه او به رهبر جمهوری اسلامی، و آنچه آنان "بی توجهی مقامات" ميخوانند، وی با انتشار نامه ای اعتراض آميز که اصلاح طلبان آن را تاريخی خوانده اند، تصميم به کناره گيری از امامت جمعه اصفهان گرفته است.

 

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان به‌مناسبت استعفاي آيت‌الله طاهري

ملت خداجوي ايران،

مردم شهيدپرور اصفهان،

اين روزها شاهد حادثه غمباري بوديم كه بر مظلوميت فرزندان اين سرزمين گواهي داده و وقايع ملموسه و حقايق محسوسه را به كمال بيان داشت. بقيه‌السلف شهداي محراب، يار ديرين خميني كبير، مقتداي شهيدان و امام جمعه شهر شهيدان، طاهري بزرگ با دردنامه محشون از تعب و رنج و تلخي و مصيبت با مردم بي‌پناه خداحافظي كرد. ايشان با بيان هدم جمهوريت در نظام كنوني حاكم بر كشور، وعده‌هاي نامحقق دولت جمهوري اسلامي، پيمان شكني با مستضعفين، تجمل و اشرافيت‌گرايي مسئولين، مردم‌ستيزي و مردم‌سوزي، هبوط روحانيت، سقوط مرجعيت، انحراف و اجحاف و قانون‌شكني، رانت‌خواري و تجويز خشونت به نام دين، افول ارزش‌ها و فضليت‌ها در حكومت ارزش‌مدار و ده‌ها درد ديگر عطاي حضور در صحنه حكومتي را به لقايش بخشيد و با دردي جانكاه و دلي افسرده، از حضور در سنگر امامت جمعه وداع نمودند.