دلار ۱۰۰ هزار تومانی!

By | ۱۴۰۳-۱۲-۲۸

مسابقه‌ای در گرفته که برای نباختن باید در آن باشی، هر روز قیمت دلار و طلا را چک کنی تا ببینی چقدر دارایی‌ات آب شده، یا نه، چقدر بر کمبودهایت افزوده شده است. این داستان دیروز و امروز نیست، سال‌هاست که همین است و هر سال بر حسرت و رنج و عذاب سال قبل افزوده می‌شود.

 تجربه‌ی همین سال‌ها می‌گوید که دلار ۱۰۰ هزار تومانی نه تنها برای ما عادی خواهد شد که خیلی زود حسرتش را هم خواهیم خورد و از این روزها با خوشی یاد خواهیم کرد! فقط کافی است کمی به عقب برگردیم. در دهه‌ی هفتاد کسی باور نمی‌کرد که دلار هزار تومان شود. در میان شایعاتی که دهان به دهان بین مردم می‌گشت یکی این بود که رئیس‌جمهور آمریکا یک هزار تومانی را دست گرفته و گفته که ارزش این پول را تا یک دلار پایین می‌آوریم!
البته که چنین چیزی محال می‌نمود… اما امروز که دلار در آستانه‌ی صد هزار تومان شدن است؛ یا صد هزار تومان شده است (در فاصله‌ی شروع نوشتن این مطلب تا پایان آن قیمت دلار متفاوت است!) فقط باید حسرت آن زمان را بخوریم. کمتر از یک دهه قبل هم وقتی یک اقتصاددان اعلام کرد که دلار به ۲۵ هزار تومان می‌رسد همه مسخره‌اش کردند و چنین چیزی را محال می‌دانستند و… این چرخه ادامه دارد.این‌ها را نمی‌نویسم که دلار ۱۰۰ هزار تومانی را عادی تلقی کنم. هر جهش نرخ دلار که در واقع به معنای پودر شدن پول ملی و سرمایه‌های داخلی است، بخش قابل توجهی از مردم را وارد دایره فقرا می‌کند و بخشی دیگر را له می‌کند. این‌ توضیحات برای این است که بگویم «اوج فاجعه‌ی اقتصادی» برای کشور و مردم ما حداقل سه دهه است که وجود دارد ولی گشایشی وجود ندارد. در تمام این سه دهه تا دل‌تان بخواهد شعار داده شده، به اندازه تمام کائنات وعده و ادعا بیان شده است.

این تصادفی نیست که در این روزهای ویرانی کامل زندگی و معیشت مردم، در اوج فلاکت اقتصادی داریم وارد سال ۱۴۰۴ می‌شویم که سال تحقق چشم‌انداز ۲۰ ساله‌ی کشور است. بر مبنای این سند در سال ۱۴۰۴ «ایران، کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهره‌مند از محیط زیست مطلوب، و دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه)…رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل»!
حالا که نگاه می‌کنیم انگار دقیقا راه را برعکس رفته‌ایم و جز این هم نباید باشد. فهمیدن این نکته خیلی سخت نبود که چشم‌انداز با دستور و کاغذ و ادعا شکل نمی‌گیرد؛ چشم انداز مثبت فرداها با شایسته سالاری، همت همه‌جانبه برای فسادزدایی، تعامل با دنیا و… شکل می‌گیرد. اما کدام شایسته‌سالاری؟ کدام فسادزدایی؟ چشم‌انداز مثبت را می‌توان از افزایش اعتماد و امید مردم فهمید… اما کدام اعتماد و کدام امید؟!
حالا روز حساب زودتر از آخرت رسیده است. سند چشم‌انداز چون کارنامه‌ی اعمالی در دست راست یا چپ همه آن‌هایی را که سهمی در مسئولیت کشور داشته و دارند، قرار می‌گیرد! قبل از قیامت روزی رسیده است که «هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده و آنچه را از کار زشت مرتکب شده حاضر شده می‌یابد، و آرزو می‌کند که ای کاش میان او و کارهای زشتش زمان دور و درازی فاصله بود.» سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ را قدر بدانیم که جا برای هیچ ادعا و شعار و طلب‌کاری و توجیهی نمی‌گذارد.
محمدحسین روانبخش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *