منجی یا مشارکت؟ ریشه‌های یک انتظار جمعی/ بخش دوم

By | ۱۴۰۴-۰۵-۲۱

منجی یا مشارکت؟ ریشه‌های یک انتظار جمعی / بخش یک

ریشه‌های یک انتظار جمعی

اما
۶- راه خروج از این چرخه پلید چیست؟

پاسخ، در ظاهر کوتاه و ساده است، اما در عمل پرچالش و پرهزینه:
آزادی، پروژه‌ای جمعی است؛ نه محصول ظهور یک منجی و یا فردی استثنایی.

یعنی چه؟ یعنی باید چند کار را به‌طور جدی و هم‌زمان پیش برد،

الف ـ ساختن شبکه‌های کوچک اعتماد و همکاری
نهادهای مدنی، ظرف طبیعی شکل‌گیری این شبکه‌ها هستند؛ از انجمن‌های محلی و تعاونی‌ها گرفته تا گروه‌های داوطلبی، رسانه‌های مستقل محلی و اتحادیه‌های صنفی. این‌ها جاهایی هستند که اعتماد، از دل تجربه‌ی زیسته و واقعی و کار مشترک ساخته می‌شود.
اگر این نهادها نباشند، این شبکه‌ها معمولاً عمر کوتاهی دارند، به چند چهره‌ی محدود وابسته می‌شوند و دیر یا زود یا از هم می‌پاشند، یا به تدریج فرسوده و بی‌اثر می‌شوند.
-نمونه داخلی: انجمن‌های ایالتی و ولایتی در دوره مشروطه که در شهرهای مختلف شکل گرفتند و توانستند در مدت کوتاه، هماهنگی میان اقشار مختلف را ایجاد کنند؛ اما به‌دلیل سرکوب حکومت و نبود ساختارهای حمایتی پایدار، بسیاری از آن‌ها فروپاشیدند.
-نمونه خارجی: شوراهای کارگری لهستان در دههٔ ۱۹۸۰ (جنبش «همبستگی») که از دل کارخانه‌ها و محله‌ها شکل گرفتند و با تکیه بر شبکه‌های کوچک اعتماد، به یک جنبش ملی علیه نظام کمونیستی تک‌حزبی و وابستگی به شوروی تبدیل شدند

ب ـ تمرین سیاست‌ورزی محلی و مشارکتی
نهاد مدنی، همان جایی است که می‌توان گفت‌وگو، تصمیم‌گیری جمعی، حل اختلاف، شفافیت مالی و پاسخ‌گویی را در عمل تمرین کرد.
در نبود آن‌ها، سیاست‌ورزی یا به شعار و بیانیه‌های کلان و انتزاعی محدود می‌شود، یا به اقدام‌های فردی و پراکنده.
این فضاها به ما یاد می‌دهند که سیاست‌ورزی فقط کار رهبران بزرگ نیست؛ بلکه کاری روزمره و قابل یادگیری است.
-نمونه داخلی: انجمن‌های صنفی معلمان در دهه ۱۳۸۰ که نه‌تنها مطالبات معیشتی، بلکه روش‌های دموکراتیک اداره و تصمیم‌گیری جمعی را تمرین کردند، هرچند با فشار امنیتی روبه‌رو شدند.
-نمونه خارجی: کمیته‌های محلی در انقلاب تونس ۲۰۱۱ که در نبود ساختار حکومتی پایدار، اداره محلات را به‌صورت مشارکتی و شفاف به دست گرفتند.

پ ـ بازتعریف رهبری و قدرت
نهادهای مدنی می‌توانند مدل‌های متفاوتی از رهبری را تجربه کنند: جمعی، شورایی، دوره‌ای یا چرخشی.
در این الگوها، قدرت یعنی توانمندسازی دیگران، نه سلطه بر آن‌ها. همین تفاوت، نهاد را در برابر سرکوب یا انشعاب مقاوم‌تر می‌کند.
این تجربه عملی، نقطه‌ی مقابل فرهنگ سیاسی شخص‌محور است که هم در حکومت و هم در بخشی از اپوزیسیون دیده می‌شود.
-نمونه داخلی: برخی شوراهای کارگری در سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ که به‌طور شورایی اداره می‌شدند، هرچند بعدها زیر فشار ساختار متمرکز قدرت از میان رفتند.
-برای نمونه، شکل‌گیری «موج چهارم» فمینیسم در اسپانیا از دههٔ ۱۹۹۰ به بعد، بر پایهٔ مشارکت دیجیتال، فضای مجازی، بسیج جمعی و مبارزه با خشونت جنسیتی شکل گرفت. این جنبش‌ها، برخلاف ساختارهای اقتدارگرایانه، اغلب به صورت شبکه‌ای و بدون رهبران کاریزماتیک مشخص عمل کردند

ت ـ نقد بی‌پرده‌ی شخصیت‌محوری
نهاد مدنی سالم، جلوی بت‌سازی و فرقه‌گرایی را می‌گیرد. این نقد باید از درون هم شروع شود: یعنی اعضا بتوانند مدیران و رهبران خود را آزادانه نقد کنند، بدون ترس از برچسب‌زنی یا فروپاشی.
جامعه‌ای که در مقیاس خرد، نقد قدرت را یاد نگیرد، در مقیاس کلان دوباره همان اقتدارگرایی را بازتولید خواهد کرد.
-نمونه داخلی: نقدهایی که در انجمن‌های نویسندگان ایران در دهه ۱۳۵۰ و ۱۳۷۰ علیه تمرکز قدرت یا گرایش به یک جریان فکری خاص مطرح شد، و مانع از یک‌دست شدن و شخص‌محوری مطلق شد.
-نمونه خارجی: ساختار باز و نقدپذیر «حزب سبز» آلمان که در آن، رهبران همواره زیر نظارت و ارزیابی اعضا هستند و جایگاه‌شان موقتی و قابل‌تغییر است
ت – نقد صریح و بدون تعارف از شخصیت‌محوری، چه در میان حکومت، چه در میان مخالفان آن
۱- نهادهای مدنیِ مستقل، مهم‌ترین ابزار اجتماعی برای نقد متمرکز شدن قدرت در دست اشخاص‌اند.
۲- آنها به جای تمرکز بر «منجی» یا «رهبر کاریزماتیک»، به «پروژه‌های جمعی» و «مسئولیت‌پذیری نهادی» اتکا دارند.
۳- هر قدر این نهادها نیرومندتر باشند، جامعه از اسطوره‌ی فردگرایی نجات پیدا می‌کند.

نهاد مدنی، ظرف تحقق آزادیِ جمعی است؛ نه جایگزین رهبری، نه حاشیه‌ای بر سیاست، بلکه میدان اصلی تمرین دموکراسی و آزادی در مقیاس واقعی و زمینی.

تا زمانی که مردم درگیر ساختن این زیرساخت‌ها نشوند، هر «منجی»ای که بیاید، یا بی‌اثر خواهد بود یا خود بخشی از تداوم چرخه‌ی قدرت خواهد گشت.
استکهلم
۳ آگوست ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

#توضیح بیشتر:
نهاد مدنی نماینده‌ی بخشی از جامعه است که سازمان‌یافته و با هدف اثرگذاری پایدار بر سیاست یا جامعه فعالیت می‌کند.
-نهاد مردمی صدای بی‌واسطه‌ی مردم در زمان نیاز است، خودجوش، انعطاف‌پذیر و معمولاً فاقد ساختار رسمی.

# نهاد های مدنی
۱ـ سازمان‌های مردم‌نهاد
۲ـ خیریه‌ها
۳ـ انجمن‌های محیط زیستی
۴ـ سازمان‌های حقوق بشری
۵ـ نهادهای حمایت از زنان، کودکان و اقلیت‌ها
۶ـ اتحادیه‌های صنفی
۷ـ سندیکاهای کارگری
۸ـ احزاب سیاسی مستقل
۹ـ انجمن‌های علمی و فرهنگی
۱۰ـ انجمن‌های دانشجویی
۱۱ـ انجمن‌های صنفی معلمان و اساتید
۱۲ـ رسانه‌های مستقل
۱۳ـ نهادهای اطلاع‌رسانی مردمی
۱۴ـ جنبش‌های اجتماعی (مانند جنبش زنان، محیط زیست، ضد فساد)
۱۵ـ کمپین‌های مطالبه‌گر
۱۶ـ نهادهای مذهبی یا آیینی مستقل
۱۷ـ شوراهای محلی
۱۸ـ مجامع مردمی و کانون‌های محل

#نهادهای مردمی:
۱- انجمن‌های صنفی
۲- اتحادیه‌های کارگری و کارمندی
۳- شوراهای محلی و محله‌ای
۴- سازمان‌های مردم‌نهاد
۵- خیریه‌ها و بنیادهای عام‌المنفعه
۶- گروه‌های داوطلبانه (مثلاً امدادرسانی یا محیط‌زیستی)
۷- تعاونی‌ها (در حوزه تولید، مصرف، مسکن و…)
۸- انجمن‌های دانشجویی
۹- گروه‌های فرهنگی و هنری محلی
۱۰- تشکل‌های زیست‌محیطی
۱۱- انجمن‌های دفاع از حقوق بشر یا حقوق اقلیت‌ها
۱۲- شبکه‌های خودیاری (مثلاً برای ترک اعتیاد یا سلامت روان)
۱۳- نهادهای محلی مشارکتی در مدیریت شهری
۱۴- گروه‌های مطالبه‌گر (مثلاً برای شفافیت یا مبارزه با فساد)
۱۵- مجامع اولیا و مربیان در مدارس
۱۶- هیئت‌های مذهبی خودگردان
۱۷- خانه‌های فرهنگ یا کانون‌های فرهنگی‌اجتماعی
۱۸- پویش‌های مردمی (کمپین‌ها)
۱۹- رسانه‌های محلی و شهروندی
۲۰- انجمن‌های ورزشی و باشگاه‌های مردمی

تفاوت میان «نهادهای مدنی» و «نهادهای مردمی» بیشتر از آن‌که در تعریف دقیق و رسمی باشد، در کارکرد، سطح سازمان‌یافتگی و نوع رابطه با دولت و جامعه تمایز می‌یابد. در ادامه، این تفاوت را در چند محور کلیدی بیشتر توضیح می‌دهم.
۱- تعریف و ساختار
الف- نهاد مدنی:
-ساختاریافته و رسمی
-دارای اساسنامه، اعضا، هیئت‌مدیره
-گاه ثبت‌شده در چارچوب قانونی
ب- نهاد مردمی:
-غیررسمی و خودجوش
-فاقد ساختار حقوقی مشخص
-برآمده از دل جامعه در واکنش به نیازها

۲- رابطه با دولت
الف- نهاد مدنی:
-دارای رابطه رسمی یا نیمه‌رسمی با دولت
-نقش نظارتی، مطالبه‌گر یا مشورتی
ب- نهاد مردمی:
-لزوماً بی‌ارتباط با دولت
-گاه در غیاب یا ضعف دولت فعال می‌شود
-می‌تواند مستقل یا حتی منتقد دولت باشد
۳- میزان پایداری و تداوم
الف- نهاد مدنی:
-پایدار و بلندمدت.
-قابل بازتولید با حافظه نهادی.
ب- نهاد مردمی
-غالباً موقتی و وابسته به شرایط.
-واکنشی و ناپایدار.
۴- پایگاه مشروعیت
الف- نهاد مدنی:
-مشروعیت از قوانین، ساختار مدنی و مشارکت رسمی.
ب- نهاد مردمی:
-مشروعیت از اعتماد عمومی، تجربه زیسته و عرف اجتماعی.
۵- نمونه‌ها
الف- نهاد مدنی:
-انجمن‌های صنفی، سازمان‌های غیردولتی، اتحادیه‌ها
ب- نهاد مردمی:
-گروه‌های داوطلب در بحران‌ها، هیئت‌های محلّه، کارزارهای اجتماعی فوری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *