امارات متحده عربی که بر سر موضوع جزایر سهگانه با ایران اختلاف دارد، بهسرعت در حال یارگیری و گسترش ابعاد بینالمللی موضوع است.
در تازهترین تحول بیستوهفت کشور اتحادیه اروپا همراه با شورای همکاری خلیجفارس که شش عضو دارد، بیانیه مشترکیمنتشر کردند و یک پاراگراف کامل را به موضوع جزایر سهگانه اختصاص دادند. آنها این جزایر را نه یک موضوع اختلافی بلکه «متعلق» به امارات خواندهاند.
دربند پنجاه و یکم بیانیه پایانی نشست مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیجفارس که در تازهترین نشانه از همکاری نزدیکتر این دو «شورای مشترک» نامگذاری شده، بهطور مفصل به موضوع جزایر سهگانه پرداختهشده است:
شورای مشترک از ایران میخواهد به اشغال سه جزیره متعلق به امارات متحده عربی شامل تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که نقض حاکمیت امارات و اصول منشور سازمان ملل متحد محسوب میشود، پایان دهد.
شورای مشترک نگرانی شدید خود را از نبود پیشرفت در حلوفصل اختلاف میان امارات و ایران دربارهٔ سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی ابراز میکند.
همچنین بر حمایت خود از حل مسالمتآمیز این اختلاف از طریق مذاکرات دوجانبه یا ارجاع آن به دیوان بینالمللی دادگستری، مطابق با حقوق بینالملل و اصول منشور سازمان ملل، تأکید دارد.»
نشانههای فزاینده صعودی بودن اختلاف
درحالیکه جمهوری اسلامی نتوانسته هیچ دولت حمایتگری در ارتباط با موضوع جزایر سهگانه برای ایران بیابد، امارات بهطور فزاینده در حال جلب حمایت دولتها از ادعای خود درباره این سه جزیره است.
فقط در دو سال گذشته امارات موفق شده روسیه، چین و بیستوهفت کشور عضو اتحادیه اروپا را با خود همراه کند بهطوریکه روسیه و اتحادیه اروپا باوجود اعتراض ایران، بیش از یکبار از ادعای امارات دراینباره حمایت کردند.
بیانیه مشترک وزرای خارجه روسیه و شورای همکاری خلیجفارس در تابستان سال ۱۴۰۲و فقط شش ماه پس از بیانیه مشترک رییسجمهور چین با اعراب درباره «ضرورت حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات بر سر جزایر سهگانه»، نشان میدهد که علیرغم ارتقا سطح روابط جمهوری اسلامی و امارات متحده عربی، اختلاف امارات بر سر جزایر، با بهبود روابط دو کشور حلنشده است.
روابط متشنج جمهوری اسلامی و امارات که در زمان قطع رابطه عربستان با ایران، منجر به کاهش سطح روابط امارات با جمهوری اسلامی شد، پس از تلاشهای بسیار در تهران، سرانجام با ارتقای روابط به سطح سفیر، در ظاهر بهبود پیدا کرد اما نقطه کانونی اختلافات که مربوط به سه جزیره است و در سالهای اخیر بهطور پیوسته جدیتر شده، بهجای خود باقیمانده است.
انزوای روزافزون جمهوری اسلامی و بحران شدید مشروعیت و کارآمدی آن در داخل باعث شده که دولت امارات موقعیت را برای تشدید فشار به ایران و همراه کردن دیگر دولتها با خود بر سر جزایر مناسب بداند و واقعا هم در این راه موفق بوده است.
جمهوری اسلامی هم حداکثر در حد اعتراض سخنگوی وزارت خارجه به این مواضع واکنش نشان میدهد و وضعیت آنچنان شکننده است که حتی از احضار سفیر امارات و اعتراض رسمی به آن خودداری میکند. زمانی که روسیه با ادعای امارات همراه شده بود مقامهای دولت ایران گفتند که سفیر مسکو در ایران را به وزارت خارجه «دعوت کردند» تا پارهای از ملاحظات را با او در میان بگذارند.
اختلاف بر سر جزایر از کجا میآید؟ از تابستان ۱۳۷۱
ریشههای این اختلاف به اوایل قرن بیستم بازمیگردد، زمانی که امپراتوری بریتانیا بر منطقه خلیجفارس، ازجمله شیخنشینهای تحتالحمایه (که اکنون امارات متحده عربی را تشکیل میدهند) تأثیر داشت.
هشت سال پیش از سقوط شاه در ایران، زمانی که بریتانیا آماده خروج از خلیجفارس شد تفاهمی میان ایران و بریتانیا در آذر سال ۱۳۵۰ امضا شد. بریتانیا آن زمان قیم شیخنشین شارجه بود که بعدها یکی از امارات تشکیلدهنده کشور امارات متحده عربی شد. بر اساس این تفاهم شارجه و ایران دارای حاکمیت مشترک بر ابوموسی هستند. قسمت جنوبی جزیره ابوموسی که محل زندگی اعراب شارجهای است، تحت کنترل شارجه قرار گرفت و نیروهای ایران در قسمت شمالی جزیره مستقر شدند.
این وضعیت ۲۱ سال ادامه داشت تا اینکه جمهوری اسلامی ایران در تابستان ۱۳۷۱، کارگران «خارجی» را که مدرسه، مرکز درمانی و نیروگاه تولید برق تحت حمایت امارات متحده عربی را در بخش تحت حاکمیت آن اداره میکردند اخراج کرد و پرچم امارات متحده عربی را از جزیره پایین کشید.
عمده کارگران اخراجی از ابوموسی، هندی بودند. مشابه سیاستی که امارات در خاک اصلی خود هم دارد، این افراد در ابوموسی مثل دبی، شارجه، رأس الخیمه و ابوظبی، بهعنوان نیروی کار فعالیت میکنند. حضور این کارگران خارجی مطابق تفاهم برای حاکمیت مشترک بر ابوموسی، از حقوق امارات بوده و اخراج آنها از جزیره، نقض تفاهمنامه آذر ۱۳۵۰ محسوب میشود.
نقض تفاهم آذر ۱۳۵۰، فقط محدود با اخراج عوامل استخدامی امارات از ابوموسی نبوده است. ازآنجاکه جزیره تحت حاکمیت مشترک دو کشور بوده، آبهای خلیجفارس که آن را احاطه کرده هم آبهای سرزمینی و در بخش دورتر آبهای مجاور محسوب میشود که اولی همانند خاک دو کشور و دومی منطقهای است که ایران و امارات در آن حاکمیت مشترک دارند.
در اشتباهی دیگر جمهوری اسلامی کنترل عبورومرور شناورها را از طرف اماراتی گرفت و خود راسا نظارت بر رفتوآمد کشتیها و سایر شناورها را آغاز کرد.
امری که نقض تفاهم آذر ۱۳۵۰ بود. این اقدامات اشتباه باعث اعتراض امارات شد و تداوم اشتباه جمهوری اسلامی باعث ادعای امارات در اشغال این جزایر توسط ایران شد و رفتهرفته کار را در سه دهه گذشته بهجایی رسانده که اینک کشورهای عضو اتحادیه اروپا، چین، روسیه، ایالاتمتحده و البته پنج کشور دیگر خلیجفارس از ادعای امارات حمایت میکنند و ایران را «اشغالگر» جزایر سهگانه میخوانند.
باز پس دادن دیرهنگام حقوق امارات
امارات متحده عربی مدعی است که ایران یادداشت تفاهم مربوط به ابوموسی را بهطورجدی نقض کرده است. طبق این یادداشت تفاهم، نیروهای ایرانی مجاز به اشغال مناطق مشخصی از جزیره بودند که ایران در آن مناطق دارای «صلاحیت کامل» باشد، درحالیکه امارات متحده عربی بر باقی جزیره دارای «صلاحیت کامل» بود.
امارات متحده عربی استدلال میکند که این اعطای «صلاحیت کامل» به ایران محدود به تنظیم و کنترل نیروهای نظامی ایرانی در آن مناطق مشخص تحت پرچم ایران بوده است. هرگونه فعالیت دیگری، بهویژه آنهایی که بر تعیین نهایی حاکمیت تأثیر میگذارد، تحت این صلاحیت مجاز نبودهاند.
در سالهای اخیر و پس از تلاش تهران برای بهبود روابط با امارات، حقوق نقض شده این کشور در جزیره ابوموسی به آن مجددا بازگردانده شده است اما امارات در این سی سال، ادعاهایی مطرح کرده و کشورهایی را با ادعایش توانسته همراه کند که لزومی به عقبنشینی از آن نمیبیند.
وضعیت بسیار وخیم سیاسی ایران در داخل و خارج که در هفتههای اخیر با بازگشت همه قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد تشدید هم شده، در کنار حملات نظامی بیسابقه اسراییل و آمریکا در خرداد و تیرماه امسال به ایران، موضوع جزایر سهگانه را به یکی دیگر از موضوعات مورد نگرانی ملی ایران بدل کرده است.
ورود اتحادیه اروپا به این موضوع که دو عضو آن از اعضای دائم شورای امنیت هستند در کنار همراهی چین، روسیه و آمریکا یعنی دیگر اعضای دائم شورای امنیت، زنگ خطر بسیاری جدی برای ایران است.
فرامرز داور
ایران وایر
