و خون هرگز نمی‌خُسبد / چگونه ایرانی ماندیم؟

By | ۱۴۰۴-۱۰-۲۷
محمدعلی فروغی در مقاله «چگونه ایرانی ماندیم؟» می‌نویسد: «آیا قومی که خود را بازماندگان اشخاصی چون کیقباد و کیخسرو و اردشیر و انوشیروان و گودرز و رستم و جاماسپ و بزرجمهر بدانند، سرفرازی و عزت نفس نخواهند داشت؟
و آیا ممکن است گذشته خود را فراموش کنند و تن به ذلت و خواری دهند و کوشش ننمایند؟
به عقیده من اگر ملت ایران با وجود آن همه بَلیّات و مصائب که به او وارد آمده در کشاکش دهر تاب مقامت آورده است سببش این امر بوده است.»

خیزش ملی دی‌۴۰۴ که سومین هفته خود را پشت سر می‌گذارد بار دیگر در طول تاریخ تصویری «شاهنامه»‌ای را مقابل چشم جهانیان ثبت کرده است. شهروندانی مانند کاوه و گردآفرید و رستم و تهمینه و اسفندیار برای سعادت میهن و هم‌میهنان به نبرد با ضحاک برخاستند. میلیون‌ها شهروند با دست خالی اما باوری قوی و امیدی عمیق در سراسر ایران بر ۴۷سال تباهی و تباهکاری جمهوری اسلامی شوریده‌اند؛ حکومت با سلاح‌های جنگی بر روی ملت معترض اسلحه گشوده و ده‌ها هزار شهروند را به خاک و خون کشیده است.

جمهوری اسلامی در گام بعدی برای موجی از سرکوب کم‌سابقه و پیاده‌سازی روزهای سیاه «دهه شصتی» با برگزاری دادگاه‌های صحرایی و اعدام و حبس و مصادره اموال معترضان خیز برداشته است.

در چنین شرایطی اظهارات و تلاش‌ها، از شاهزاده رضا پهلوی تا فعالان سیاسی و همه ایرانیان دیاسپورا فارغ از دیدگاه‌ها و تعلقات سیاسی‌شان، و دغدغه‌ها از سوی فعالان حقوق بشر و سیاستمداران خارجی باید متمرکز بر یک پاسخ روشن باشد: کمک موثر و فوری به مردم ایران در این مرحله چیست و باید در چه چارچوبی باشد؟

بدون شک پراکندگی راهکارها، و سردرگمی در هدفگذاری، و ناهماهنگی در بکارگیری ابزارهای کارآمد می‌تواند سبب «آسیب جدی» به تداومِ نتیجه‌بخش اعتراضات ملت ایران شود؛ به ویژه‌ آنکه جمهوری اسلامی با سرکوب مسلحانه و ایجاد شرایط «شبه حکومت نظامی» توانسته -ولو موقت- بر خیابان مسلط شود و در تدارک ایجاد «سرکوب استالینی» با خفقانی مرگبار و تسویه‌ای درون‌ساختاری برای ایجاد «ضمانت بقا» است.

واقعیت اینست که این خیزش مسیری طولانی را پیش آمده، و ده‌ها هزار جان‌باخته داده اما همچنان با پیروزی فاصله دارد. اگر چه «خون هرگز نمی‌خسبد» و ملت ایران نشان داده ایستاده تا ساختار ضدایرانی برآمده از انقلاب۵۷ را در هم بشکند و بر جمهوری اسلامی نقطه پایان بگذارد، اما باید مراقب بود که بار دیگر «فرصت»، که اینبار به شکلی بی‌سابقه، طلایی و خونین ظاهر شده، از دست نرود!

 

روشنک آسترکی

کیهان لندن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *