از خیابان تا بیمارستان : شب‌هایی که ایران در خون و سکوت غرق شد

By | ۱۴۰۴-۱۱-۱۱

پس از دو هفته خاموشی اجباری، روایت‌های میدانی و گزارش‌های بین‌المللی پرده از سرکوبی برمی‌دارند که ایران را لرزاند: شلیک گلولۀ جنگی به معترضان، بازداشت و شکنجۀ گسترده و تعقیب مجروحان تا تخت‌های بیمارستان : فصلی که شاهدان عینی، آن را از تاریک‌ترین شب‌های تاریخ معاصر کشور می‌دانند.

بر پایۀ گزارشی که لاکروا به قلم گزارشگر خود در ایران منتشر کرده، همزمان با بازگشت تدریجی ارتباطات در ایران پس از بیش از دو هفته قطع کامل اینترنت و شبکه‌های مخابراتی، شواهد تازه‌ای از سرکوب خونین اعتراض‌ها در روزهای ۸ و ۹ ژانویه آشکار شده‌اند، سرکوبی که به گفتۀ شاهدان، یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران را رقم زده است. نویسنده گزارش، طوبا مشیری در تهران، بر پایۀ روایت‌های مستقیم شاهدان عینی و قربانیان، تصویری از شبی ارائه می‌دهد که اوج اعتراض‌ها و امید عمومی، در چند ساعت به حمامی از خون بدل شد.

ایران پیشتر نیز بهای سنگین خشونت را تجربه کرده بود، از جمله در جنگ دوازده‌ روزه خرداد ۲۰۲۵ که به کشته‌ شدن ۷۲۲ نفر انجامید. با این حال، به گفتۀ بسیاری از شاهدان، آنچه در شب‌های ۸ و ۹ ژانویه رخ داد، از نظر شدت و گستره، بی‌سابقه بود. «هانیه»، کارمند بانک و یکی از معترضان، به لاکروا می‌گوید: «در جنگ با اسرائیل وحشت‌زده بودم، اما آنچه در این دو روز دیدیم، به‌مراتب هولناک‌تر بود. تعداد کشته‌ها بسیار بیشتر بود.» لاکروا می‌نویسد شامگاه ۸ ژانویه، هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراض‌های سراسری در بیش از ۴۰۰ شهر ایران، حکومت دست به قطع کامل اینترنت، شبکه‌های تلفن همراه و حتی برق در بسیاری از مناطق زد. این خاموشی سراسری، به گفتۀ گزارشگر لاکروا، زمینه‌ساز یکی از مرگبارترین عملیات‌ سرکوب در تاریخ جمهوری اسلامی شد.

بر اساس اطلاعاتی که به‌تدریج منتشر می‌شود، در جریان ۴۸ ساعت، ده‌ها هزار نفر با شلیک گلولۀ جنگی در خیابان‌ها کشته شدند و صدها هزار نفر دیگر زخمی یا بازداشت و به مکان‌هایی نامعلوم منتقل شدند. لاکروا تأکید می‌کند که به‌دلیل قطع ارتباطات، راستی‌آزمایی مستقل این ارقام همچنان دشوار است.

«از بهشت به جهنم»

گزارشگر لاکروا، که خود در تهران حضور داشته، پس از ۱۵ روز بی‌خبری کامل، در پیامی کوتاه به تحریریۀ این روزنامه نوشت: «به‌ سختی به اینترنت بسیار ضعیفی دست پیدا کرده‌ام. نمی‌دانم پیامم می‌رسد یا نه. زنده‌ام. حرف‌های زیادی دارم.»

او سپس در پیام‌هایی که از شوک عمیق حکایت داشت، شب ۸ ژانویه را چنین توصیف کرد: «در آغاز، همه‌ چیز شبیه فروپاشی رژیم بود؛ خیابان‌ها پر از جمعیت و صحنه‌ها سرشار از شادی. اما نزدیک نیمه‌ شب، ناگهان همه‌چیز از بهشت به جهنم بدل شد. مثل یک فیلم وحشت بود؛ گلوله‌ها از هر سو شلیک می‌شدند، فریاد و گریه قطع نمی‌شد و آدم‌ها کنارم جان می‌دادند»

تیراندازی از پشت‌بام‌ها و خودروها

به نوشتۀ لاکروا، با فرارسیدن شب، نیروهای امنیتی که ابتدا در برابر جمعیت انبوه عقب‌نشینی کرده بودند، به‌ سرعت با سلاح‌های جنگی، از جمله کلاشینکف، از پشت‌بام‌ها، موتورسیکلت‌ها و خودروهای نظامی به سوی معترضان آتش گشودند. خیابان‌ها به خون آغشته شد و اجساد و مجروحان در معابر رها شدند.

هانیه که همراه همسرش در خیابان پیروزی تهران تظاهرات می‌کرده، می‌گوید: «جمعیت آن‌ قدر زیاد بود که فکر کردیم پایان دیکتاتوری علی خامنه‌ای نزدیک است. اما با شروع تیراندازی، شادی جای خود را به وحشت و اضطراب داد.»

فضای شبه‌نظامی و موج بازداشت‌ها

پس از سرکوب خونین، به نوشتۀ لاکروا، اعتراض‌ها در بسیاری از شهرها فروکش کرد. نیروهای مسلح با استقرار ایست‌های بازرسی، رفت‌وآمدها را کنترل و شهرها را عملاً به وضعیت شبه‌حکومت نظامی کشاندند. مأموران بازرسی تلفن‌های همراه، وجود ماسک، تصاویر اعتراض‌ها یا حتی زخم‌های روی بدن را به‌عنوان دلیل بازداشت تلقی می‌کردند. بازداشت‌شدگان به مراکز نگهداری منتقل شدند که در آن‌ها، به گفتۀ شاهدان، ضرب‌وشتم و شکنجه‌های جسمی و روانی به‌ طور گسترده اعمال می‌شد.

روایت بازداشت‌شدگان

«علیرضا»، ۲۵ ساله، که یک هفته بازداشت بوده، به لاکروا می‌گوید: «ما را ده‌ها نفره، فقط با لباس زیر، در اتاقی سرد نگه می‌داشتند. مجبور بودیم ساعت‌ها و حتی بیش از یک شبانه‌ روز سرپا بایستیم. هرکس خسته می‌شد یا می‌نشست، به‌شدت کتک می‌خورد.»

به گفتۀ او، هدف بازجویان نه کسب اطلاعات، بلکه «شکنجه و تحقیر» بود. علیرضا پس از آزادی موقت با وثیقۀ سنگین می‌گوید بازداشتگاه‌ها چنان پر بوده که زندانیان را در دسته‌های چهار یا پنج نفری در سلول‌های انفرادی کوچک جا می‌دادند، بدون غذای کافی یا دسترسی مناسب به آب.

جامعه‌ای در سوگ و نگاه به بیرون

با بازگشت تدریجی اینترنت، ویدئوهایی از شهرهای مختلف – از لاهیجان و کرج تا اصفهان، بندرعباس و یزد – منتشر شده که صحنه‌هایی از سردخانه‌ها، گورستان‌ها و اجساد انباشته در کیسه‌های سیاه را نشان می‌دهند. خانواده‌هایی که در جستجوی فرزندان و بستگان خود هستند، در این تصاویر دیده می‌شوند. لاکروا می‌نویسد جامعه ایران اکنون در سوگی عمیق فرو رفته است، سوگی که به باور بسیاری، به‌سادگی التیام نخواهد یافت. در عین حال، افزایش تحرکات نظامی در مرزها و آب‌های خلیج فارس، نگاه‌ها را به تحولات خارجی دوخته است.

به گفتۀ این روزنامه، شماری از ایرانیان آشکارا از مداخلۀ خارجی سخن می‌گویند. هانیه در پایان به لاکروا می‌گوید: «شاید فقط قدرت‌های بزرگ، مثل آمریکا، بتوانند این دیکتاتورهای خونریز را سرنگون کنند. بدون سلاح، مردم به‌ تنهایی نمی‌توانند بر آن‌ها غلبه کنند.»

بر پایۀ گزارش‌های جداگانۀ خبرگزاری فرانسه و آسوشیتدپرس، همزمان با تشدید سرکوب اعتراض‌های ضدحکومتی در ایران، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی این کشور نیز دیگر مکان امنی برای مجروحان به شمار نمی‌روند. به گفتۀ سازمان‌های مدافع حقوق بشر، نیروهای امنیتی با یورش به مراکز درمانی، معترضان زخمی و حتی پزشکان و کادر درمانی را که به آنان کمک کرده‌اند، بازداشت کرده‌اند.

فعالان حقوق بشر می‌گویند نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم به سوی معترضان، هزاران نفر را کشته و شمار زیادی را زخمی کرده‌اند. به‌گزارش این نهادها، در بسیاری از موارد از ساچمه‌های فلزی استفاده شده که در بدن مجروحان باقی می‌ماند و خارج کردن آن‌ها تنها با مداخله پزشکی امکان‌پذیر است. با این حال، به‌ نوشتۀ خبرگزاری فرانسه و آسوشیتدپرس، گزارش‌های متعددی حاکی از آنند که نیروهای امنیتی با یورش به بیمارستان‌ها، به دنبال شناسایی افرادی بوده‌اند که جراحات آنان نشان‌دهندۀ حضور در اعتراض‌هاست. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که دست‌کم پنج پزشک به‌دلیل مداوای مجروحان بازداشت شده‌اند.

بازداشت مجروحان و فشار بر کادر درمان

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده است که نیروهای امنیتی «معترضان در حال درمان در بیمارستان‌ها» را بازداشت کرده‌اند. این سازمان می‌گوید به اطلاعاتی دست یافته که نشان می‌دهند در استان اصفهان، به کارکنان درمانی دستور داده شده بیماران دارای جراحات ناشی از گلوله یا ساچمه را به مقام‌های امنیتی معرفی کنند.

مرکز حقوق بشر در ایران مستقر در نیویورک نیز گزارش داده است که موارد متعددی را ثبت کرده که در آن نیروهای امنیتی برای شناسایی و بازداشت معترضان زخمی، به بیمارستان‌ها یورش برده‌اند. در واکنشی که ناظران آن را پاسخ غیرمستقیم به این اتهام‌ها می‌دانند، وزارت بهداشت ایران این هفته از مجروحان خواست «نگران مراجعه به بیمارستان‌ها نباشند» و از درمان خانگی خودداری کنند.

در همین حال، به‌گزارش خبرگزاری تَسنیم، محمد رئیس‌زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی ایران، اعلام کرده است که «تنها شمار بسیار محدودی» از کارکنان پزشکی در ارتباط با اعتراض‌ها بازداشت شده‌اند، بی‌آنکه توضیح دهد این بازداشت‌ها به چه دلیل صورت گرفته است. او تأکید کرده است: «هیچ گزارشی مبنی بر بازداشت افراد به‌دلیل معاینه بیماران یا انجام وظایف حرفه‌ای وجود ندارد.»

روایت قربانیان

بر پایۀ گزارش سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ، سجاد رحیمی، ۳۶ ساله، اهل جزیرۀ قشم، در جریان اعتراض‌های ۹ ژانویه در استان فارس، با شلیک نیروهای امنیتی به‌شدت مجروح شد. به گفتۀ این سازمان، او به دلیل ترس از کشته‌شدن در بیمارستان، از دوستانش خواست او را مستقیماً به مرکز درمانی منتقل نکنند.

با این حال، خانواده‌اش سرانجام او را به بیمارستان رساندند، اما به‌دلیل خون‌ریزی شدید ناشی از اصابت گلولۀ جنگی جان باخت. برادر او به این سازمان گفته است: «پزشک گفت اگر فقط ده دقیقه زودتر رسیده بود، احتمالاً زنده می‌ماند.»

سازمان حقوق بشر ایران همچنین گزارش داده است که نیروهای امنیتی به برخی مراکز درمانی و پناهگاه‌های غیررسمی مجروحان یورش برده‌اند تا کادر درمان و امدادگران داوطلب را بازداشت کنند. خبرگزاری هَنگاو نیز به بازداشت علی‌رضا گلچنی، پزشک اهل قزوین، اشاره کرده و گفته است او «به‌ دلیل ارائۀ خدمات درمانی به معترضان زخمی» بازداشت شده است.

تدروس آدهانوم گبریسوس، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت، اعلام کرده است که «به‌ شدت نگران گزارش‌های متعدد از تأثیر ناامنی‌ها بر کارکنان و مراکز درمانی در ایران» است. او گفته است گزارش‌هایی دریافت شده که نشان می‌دهند «دست‌کم پنج پزشک هنگام مداوای مجروحان بازداشت شده‌اند».

همچنین انجمن جهانی پزشکی اعلام کرده است که گزارش‌هایی درباره بازداشت معترضان زخمی در استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری دریافت کرده و افزوده است که به کارکنان بیمارستان‌ها دستور داده شده جراحات ناشی از گلوله را به نیروهای امنیتی گزارش دهند؛ دستوری که نافرمانی از آن می‌تواند به پیگرد قضایی و اقدامات تلافی‌جویانه منجر شود.

کودکان در میان قربانیان

هَه‌نگاو به مورد طاهر ملکشاهی، کودک ۱۲ سالۀ کُرد اهل قروه، اشاره کرده که پس از اصابت ساچمه به صورت و چشم‌ها به‌شدت مجروح شده است. بر اساس این گزارش، او یک چشم خود را از دست داده و چشم دیگرش نیز به‌ طور جدی آسیب دیده است. این نهاد مدافع حقوق بشر می‌گوید مقام‌ها خانواده او را تحت فشار گذاشته‌اند تا در ازای برخورداری از مزایای دولتی، علت جراحت را «حملۀ تروریست‌ها» اعلام کنند. نیویورک تایمز در گزارشی جداگانه خبر داده است که دست سیصد کودک در جریان سرکوب خونین روزهای اخیرایران بازداشت شده‌اند.
ناصر اعتمادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *