چرا ایرانی‌ها به شکلی فزاینده تمایل دارند به رضا پهلوی رضایت دهند؟

By | اسفند ۵, ۱۴۰۴

ایرانی‌ها چنان برای سرنگونی رژیم اسلامی مستأصل هستند که برخی حاضرند تاکتیک‌های تفرقه‌انگیز را نیز تحمل کنند.

تا همین چند وقت پیش، رضا پهلوی، فرزند ارشد آخرین شاه ایران، در پایتخت‌های جهان یک آماتور سیاسی محسوب می‌شد. البته او خوش‌سیما و مبادی آداب بود. هر از گاهی ظاهر می‌شد تا از ایالات متحده و سایر رهبران بخواهد روحانیون اسلام‌گرایی را که در سال ۱۹۷۹ باعث سرنگونی پدرش شدند، برکنار کنند. اما در حالی که ایرانیان سراسر جهان نام پهلوی را می‌شناختند، او تنها یکی از چندین چهره اپوزیسیون بود، نمی‌توانست ادعای رهبری یک جنبش جدی را داشته باشد و خوش‌شانس بود اگر می‌توانست با قانون‌گذاران دیداری داشته باشد.

اکنون همه چیز تغییر کرده است، تا حدودی به این دلیل که تیم او بسیار جنگنده‌تر شده است.

در سال‌های اخیر، دستیاران و حامیان پهلوی از تاکتیک‌های «زمین سوخته» در فضای مجازی و دنیای واقعی استفاده کرده‌اند تا بر اپوزیسیون ایران و گفتمان گسترده‌تر در داخل و خارج از کشور مسلط شوند؛ الگویی که به من گفته شده تا حدودی از پرزیدنت دونالد ترامپ الهام گرفته شده است. این اقدامات حتی افرادی را که به اختلافات داخلی دیرینه در میان ایرانیان خارج از کشور عادت داشتند، نگران کرده است.

همزمان با پیگیری این تاکتیک‌های تهاجمی توسط هوادارانش، جایگاه پهلوی به اوج جدیدی رسیده است؛ روندی که به‌ویژه پس از جنگ اسرائیل با ایران در ژوئن گذشته و در میان اعتراضات اخیر در ایران مشهود بوده است. با تهدید ترامپ به حملات نظامی علیه تهران، پهلوی — که بیشتر عمر خود را در ایالات متحده گذرانده است — ممکن است به‌زودی فرصتی برای بازگشت به میهن و شکل دادن به آینده آن پیدا کند. این احتمال برای ایرانیان رنج‌کشیده، از جمله در خارج از کشور، چنان جذاب است که برخی از فعالانی که تاکتیک‌های تیم او را نمی‌پسندند، به من می‌گویند که اگر این کار به پایان رژیم اسلام‌گرا کمک کند، همچنان از پهلوی حمایت خواهند کرد.

یک فرد آشنا با حلقه نزدیکان پهلوی به من گفت که هدف آن‌ها ایجاد دقیقاً همین دوگانه در ذهن مردم است: پهلوی یا رژیم.

رویکرد تند و تیز تیم پهلوی در حال حاضر به این معناست که کوچک‌ترین انتقاد از او کافی است تا حامیانش به شدت واکنش نشان دهند. فعالان ایرانی، از جمله برخی که شخصاً پهلوی ۶۵ ساله را تحسین می‌کنند، توسط پیروان او تهدید شده‌اند که اغلب با لحنی زن‌ستیزانه و رکیک همراه بوده است.

یک نفر به من گفت که یکی از طرفداران پهلوی اخیراً در صورت او فریاد زده و باعث شده احساس ناامنی فیزیکی کند. شخص دیگری گفت که اطلاعات شخصی خانواده‌اش توسط افرادی که گمان می‌رود از هواداران پهلوی (پهلویست‌ها) باشند، فاش (دِکسا) شده است. در همین حال، یک مقام سابق ایالات متحده درباره دستیاران پهلوی گفت: «آن‌ها مرا می‌ترسانند.» من به دلیل امنیت این افراد و دیگران، نامشان را فاش نکردم.

دستیاران و حامیان پهلوی تلاش کرده‌اند تا رقبای احتمالی او در اپوزیسیون را به حاشیه برانند، که اغلب این کار را با زیر سؤال بردن اعتبار ضد رژیم بودن آن‌ها انجام می‌دهند. به گفته سه منبع آگاه، کارشکنی‌های آن‌ها دلیل اصلی فروپاشی ائتلاف چهره‌های اپوزیسیون ایران تنها پس از چند ماه در سال ۲۰۲۳ بود.

بسیاری از حامیان پهلوی که اغلب او را «شاهزاده»، «ولیعهد» یا در مورد دوستانش، صرفاً «آر‌پی» (RP) خطاب می‌کنند، او را تنها صدای مشروع ایرانیان می‌دانند. امیر اعتمادی، یکی از مشاوران ارشد پهلوی، در ژانویه نوشت: «خطاب به کسانی که انتخاب کردند بخشی از ماشین سانسور و تحریف علیه صدای ملت باشند: نام‌های شما ثبت شده است.»

خود پهلوی معمولاً از لفاظی‌های تند پرهیز می‌کند و می‌گوید که خشونت سیاسی و ارعاب را محکوم می‌کند. او همچنین با لحنی متعالی از آینده‌ای دموکراتیک برای ایران سخن می‌گوید که در آن ممکن است نقشی مبهم ایفا کند. با این حال، او شروع به معرفی خود به عنوان تنها رهبر اپوزیسیون کرده است. او همچنین از نظر سیاسی در فضای ایالات متحده حزبی‌تر شده است؛ از دموکرات‌ها انتقاد می‌کند در حالی که به تمجید از ترامپ و حزب جمهوری‌خواه می‌پردازد. او فراتر از این، پیوند خود را با دولت اسرائیل تقویت کرده و در تجمعات محافظه‌کاران سخنرانی کرده است.

پهلوی و جنبش او سازمان‌یافته‌تر شده‌اند و توانایی بیشتری برای جذب توده‌ها و همچنین حامیان مشهور پیدا کرده‌اند. او در حال تحت‌الشعاع قرار دادن سایر چهره‌های اپوزیسیون ایران است، از جمله کسانی که به دلیل به چالش کشیدن رژیم زندانی هستند و همچنین «مجاهدین خلق»، جنبشی چند ده ساله که ایالات متحده پیش‌تر آن را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده بود.

اعتقاد بر این است که اظهارات پهلوی به شعله‌ورتر شدن اعتراضات اخیر در ایران کمک کرده است؛ اعتراضاتی که در آن بسیاری از تظاهرکنندگان نام او را فریاد می‌زدند. (برخی از منتقدان پهلوی، او را تا حدودی در سرکوب‌های رژیم که منجر به کشته شدن هزاران تن از معترضان شد، مقصر می‌دانند.) نظرسنجی‌ها در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که پهلوی حمایت قابل‌توجهی در ایران دارد، هرچند نظرسنجی در آنجا دشوار است. در اواسط فوریه، پهلوی جمعیت خیره‌کننده ۲۵۰ هزار نفری را در مونیخ آلمان و همچنین تجمعات بزرگی را در شهرهای دیگر جهان برای حمایت از تغییر رژیم در تهران گرد هم آورد.

شبکه «ایران اینترنشنال»، که یک شبکه تلویزیونی مهم خارج از کشور است، بسیار با پهلوی همسو شده است و گزارش‌هایی از یک کمپین آنلاین مرتبط با اسرائیل برای تبلیغ پهلوی وجود دارد. او سرانجام در حال دیدار با برخی از شخصیت‌های کلیدی جهانی است؛ از جمله استیو ویتکوف، فرستاده ترامپ (که به درخواست من برای اظهارنظر پاسخ نداد).

دستیاران پهلوی — از جمله دو تن از تندروترین آن‌ها در فضای مجازی، یعنی سعید قاسمی‌نژاد و امیر اعتمادی — به درخواست‌های من برای توضیح درباره رویکرد تندشان و اینکه آیا این بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر است، پاسخ ندادند. خود پهلوی نیز به درخواست‌های متعدد برای اظهارنظر درباره لحن دستیاران و هوادارانش و برنامه‌هایش برای ایران پاسخی نداد.

اما از طریق گفتگو با افراد آشنا با تیم پهلوی و با مطالعه برخی از نظرات گذشته دستیاران او، متقاعد شده‌ام که رویکرد آن‌ها تصادفی نیست.

شخص دومی که دستیاران ارشد پهلوی را می‌شناسد به من گفت که آن‌ها عمداً موضعی تند اتخاذ کرده‌اند زیرا معتقدند این کار از نظر استراتژیک هوشمندانه است: با اصرار بر اینکه پهلوی محور اصلی اپوزیسیون باشد، اقتدار او با سیاست‌های ائتلافی تضعیف نمی‌شود، پیامی که او به رژیم می‌فرستد منسجم‌تر خواهد بود و مخالفان رژیم می‌توانند حول محور یک نفر متحد شوند. شخص سومی که با گروه پهلوی آشناست گفت که آن‌ها رویکرد تهاجمی ترامپ، به‌ویژه استفاده او از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها را به عنوان یک الگو دیده‌اند، هرچند پهلوی نسبت به ترامپ کمتر به حضور در کانون توجهات عادت داشت.

اولین منبع آگاه از حلقه نزدیکان پهلوی گفت که دستیاران او هوادارانشان را تشویق می‌کنند تا اشارات به جنبش «زن، زندگی، آزادی» را از شناسه‌های رسانه‌های اجتماعی خود حذف کنند؛ چرا که معتقدند این جنبش با برنامه‌های چپ‌گرایانه و فمینیستی مرتبط است و می‌تواند از شعارهای ملی‌گرایانه که به باور آن‌ها متحدکننده‌تر و در این لحظه به نفع پهلوی است، بکاهد. (من نتوانستم تأیید کنم که آیا کسی واقعاً چنین اشاراتی را از حساب خود حذف کرده است یا خیر.)

چندین تحلیلگر استدلال کردند که محبوبیت فزاینده پهلوی ممکن است بیشتر به این دلیل باشد که ایرانیان برای سرنگونی رژیم بسیار مستأصل شده‌اند. ایرانی‌ها از سرکوبگری رژیم، خطاهای اقتصادی و انزوای جهانی ایران به ستوه آمده‌اند. پهلوی نامی آشناست که آن‌ها می‌توانند در این دوران تاریک به آن چنگ بزنند. کارزارهای نفوذ تلویزیونی و آنلاین که از او حمایت می‌کنند نیز قطعاً بی‌تأثیر نبوده‌اند.

برخی تحلیلگران می‌گویند دولت ترامپ باید به این موضوع توجه کند. بهنام بن‌طالب‌لو از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) که نهادی با رویکرد سخت‌گیرانه است، گفت: «واشینگتن نمی‌تواند اجازه دهد که در سیاست‌های مربوط به ایران، “ایده‌آل” مانع “خوب” شود.»

این دوران چقدر پرتنش است؟ برخی از هم‌وطنان ایرانی‌ام از من خواسته‌اند که این ستون را ننویسم، با وجود اینکه موافق هستند لحن جنبش پهلوی اغلب تند است و گمان می‌برند که او سازماندهی میدانی چندانی در داخل ایران ندارد. (بر اساس آنچه مقامات آمریکایی به من می‌گویند، این‌ها گمان‌های منصفانه‌ای هستند.) این ایرانی‌ها می‌پرسند: چرا در این لحظه حیاتی که ایرانیان گزینه‌های بسیار کمی دارند، چیزی بنویسیم که ممکن است به اعتبار پهلوی لطمه بزند؟

پهلوی استدلال کرده است که رژیم ممکن است از دست‌کاری‌های آنلاین برای دامن زدن به حملاتی که مردم به حامیان او نسبت می‌دهند، استفاده کند. او در کنفرانس امنیتی مونیخ امسال گفت: «آن‌ها همیشه سعی می‌کنند بازی “تفرقه بینداز و حکومت کن” را اجرا کنند.»

احتمالاً رژیم در صفوف طرفداران پهلوی نفوذ کرده است. اما بخش قابل‌توجهی از این ادبیات تند از سوی افراد شناخته شده — و نه ربات‌های جعلی — و همچنین برخی از مشاوران پهلوی صادر می‌شود. او نه توانسته است بازیگران بدخواه این جنبش را مهار کند و نه دستیارانش را به حاشیه رانده است. (همسر او نیز به دلیل برخی از سخنانش با انتقاداتی روبرو شده است؛ وی به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.)

سوزان مالونی، متخصص امور ایران در اندیشکده مرکز-چپ «بروکینگز» در واشینگتن، گفت: «روشی که او سازمانش را اداره می‌کند، گویای نکاتی درباره نحوه احتمالی اداره یک کشور توسط اوست.» پهلوی مدعی شده است که ده‌ها هزار نفر از کسانی که قصد جدایی از بدنه نظامی و دولتی ایران را دارند با او تماس گرفته‌اند؛ ادعایی که تأیید آن دشوار است.

روحیه تهاجمی جنبش او ممکن است باعث شود برخی از کسانی که قصد جدایی از حکومت را دارند، در پیوستن به او تجدیدنظر کنند و این امر توانایی او را برای تثبیت حمایت‌ها تضعیف می‌کند. این موضوع به‌ویژه زمانی صادق است که برخی از حامیان پهلوی تأکید می‌کنند هیچ‌کس در رژیم اسلام‌گرای فعلی در امان نخواهد بود، یا شعارهایی علیه به‌اصطلاح «چپ‌گرایان» و «اصلاح‌طلبان» سر می‌دهند.

آخرین کسی که رهبری سرنگونی حکومت ایران را بر عهده داشت، آیت‌الله روح‌الله خمینی بود؛ روحانی‌ای که پدر پهلوی را برکنار کرد. خمینی مایل بود با گروه‌های بسیاری — از سکولارها گرفته تا کمونیست‌ها و دیگران — برای مخالفت با شاه متحد شود. تنها پس از سقوط پادشاه بود که خمینی شرکای ائتلافی خود را مغلوب کرد و حکومت اسلام‌گرا را مستقر ساخت. او همچنین وعده خود مبنی بر بازنشستگی و پرداختن به مطالعات اسلامی به جای به دست گرفتن رهبری ایران را شکست.

پهلوی نزدیک به ۵۰ سال است که در ایران نبوده است؛ او زمان فرار پدرش در ایالات متحده بود. در طول دهه‌ها، او عمدتاً در آمریکا زندگی کرده و خود را به شیوه‌های مختلفی نشان داده است، از جمله به عنوان پیرو نافرمانی مدنی خشونت‌پرهیز. برخی تحلیلگران ایران حدس می‌زنند که احتمالاً پهلوی دستیاران فعلی‌اش را به دلیل تاکتیک‌های خشن‌شان برکنار نخواهد کرد، زیرا آن‌ها به گونه‌ای باعث ارتقای جایگاه او شده‌اند که مشاوران قبلی‌اش موفق به انجام آن نشده بودند.

متحدان پهلوی طرحی مفصل برای ایرانِ پس از جمهوری اسلامی تدوین کرده‌اند که «پروژه رفاه ایران» (Iran Prosperity Project) نام دارد.این طرح فاز اضطراری را پس از سقوط رژیم پیش‌بنیاد می‌کند که طی آن، پهلوی و دستیارانش می‌گویند حفظ ثبات کشور حیاتی خواهد بود. اما این طرح فاز اضطراری همچنین به رهبر دوره انتقال — که احتمالاً پهلوی است — قدرت قابل‌توجهی می‌دهد که باعث نگرانی برخی فعالان شده است.

در حالی که پهلوی مدت‌هاست خواستار یک دموکراسی سکولار در ایران شده، این را هم گفته است که ایرانیان باید خودشان نوع حکومت مورد نظرشان را انتخاب کنند. «پروژه رفاه» پیش‌بینی می‌کند که ایرانیان در نهایت میان یک «پادشاهی دموکراتیک» و یک «جمهوری دموکراتیک» حق انتخاب داشته باشند.

اینکه آیا پهلوی به ایران بازمی‌گردد یا خیر، ممکن است به تصمیم ترامپ بستگی داشته باشد. رئیس‌جمهور ایالات متحده حضور نظامی آمریکا را در خاورمیانه تقویت کرده و رهبری ایران را مورد تهدید قرار داده است. (او در ماه ژانویه به معترضان ایرانی وعده داد که «کمک در راه است»، اما ایالات متحده مانع از کشتار آن‌ها نشد.)

ترامپ هنوز هم می‌تواند گزینه توافق با رژیم فعلی را انتخاب کند. یا اینکه می‌تواند تغییری در رده‌های بالای آن ایجاد کند اما بخش بزرگی از ساختار را حفظ نماید، مشابه آنچه در مورد ونزوئلا انجام داد. ترامپ پیش‌تر اشاره کرده است که پهلوی حمایت چندانی در داخل ایران ندارد، در حالی که در عین حال گفته است او «بسیار خوش‌برخورد به نظر می‌رسد.»

پهلوی از ترامپ ناامید نشده است. او در مونیخ گفت اگر ترامپ به وعده خود برای کمک به ایرانیان عمل کند، تاریخ از او به عنوان یکی از «بزرگ‌ترین قهرمانان جهان» یاد خواهد کرد.

نهال طوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *