هنگامی که شاخص فلاکت در بازه ۴۰ تا ۶۰ واحدی قرار میگیرد روند فرورفتن قشر متوسط به زیر خط فقر با سرعت ادامه مییابد؛ و وقتی رقم این شاخص از ۶۰ واحد عبور میکند اصطلاحا مرحله انفجار اقتصادی آغاز میشود و در آنسوی بنبست و بیثباتیِ اقتصاد کلان، ریسکهای سیاسی تشدید و جامعه به نقطه جوش میرسد.
در سالهای اخیر به علت سرعت بالای افزایش نرخ تورم و سقوط ارزش پول ملی، قشر متوسط طی مدت کوتاهی به زیر خط فقر رانده شد. به بیان دیگر جمهوری اسلامی، قشر متوسط را در کوتاه زمانی با قیچی دو لبه «فساد رانتی» و «عادیسازی فقر مزمن» تکهتکه کرد.
جمعیت قابل توجه قشر متوسط در حالی به سرعت فقیر شدند که همچنان داشتههای فرهنگی «قشر متوسط» را با خود حمل میکردند؛ رنج و ناکامی اقتصادی «قشر متوسط فقیر» که همچنان توانایی عاملیت در مناسبات اجتماعی را دارد اکنون به بزرگترین پتانسیل «اعتراضات سیاسی» تبدیل شده است.
اعتراضات دی۴۰۴ آینه تمامنمایی از اثرات همین شاخصها بر عزم جامعه ایران برای رویارویی سیاسی در برابر جمهوری اسلامی است.
اگر چه جمهوری اسلامی تلاش میکند اعتراضات دی۴۰۴ را به «نفوذ» و «دشمن» مرتبط کند اما برخلاف این فرافکنی ، یکی از دلائل رادیکال شدن گام به گام جامعه ایران و ایستادن بر خواسته براندازی، عملکرد رژیم در حوزه اقتصادی است.
دولت یا همان «قوه مجریه» که سه دهه گذشته بین جناحهای اصولگرا و اصلاحطلب پاسکاری شده در حقیقت یک خط و مشی تباهکارانه و ویرانگر در ساختار اقتصاد را پیش برده که نتیجهای جز فقر و فساد در بر نداشته است. جمهوری اسلامی از یکسو ساختار حکومت را به بستر کاکیستوکراسی یا حکمرانی بیکفایتترینها و نالایقترینها تبدیل کرد و از سوی دیگر محفلی الیگاریشی پدید آورد که همه منابع ملی و عمومی را با کانالهای رانتی به جیب و انبان خود سرازیر کردند.
در چنین شرایطی طبیعی است جامعهای که با انباشت ناکامیهای اقتصادی و اجتماعیِ تحمیل شده از سوی حکومت روبروست خواستار «سرنگونی» ساختاری باشد که جز تباهی و ناامیدی و فشار و سرکوب نیافریده است.
روشنک آسترکی
کیهان لندن

