بحران آب در عسلویه؛ پایتخت انرژی ایران حتی آب شرب کافی ندارد

By | تیر ۶, ۱۴۰۵

عسلویه، قلب انرژی ایران و یکی از مهم‌ترین مراکز تولید ثروت کشور، سال‌هاست با بحران شدید آب دست‌وپنجه نرم می‌کند. در شهری که صنایع گاز و پتروشیمی از امکانات پایدار برخوردارند، مردم گاه فقط چند ساعت در هر دو روز آب دارند.

بحران آب در عسلویه، قطب انرژی ایران و تولیدکننده بخش مهمی از ثروت کشور، قابل قبول نیست. شهری که نامش، به نوشته رضا طاهری در کتاب “از مروارید تا نفت”، به معنای “شهر آب و عسل” است، امروز با یکی از حادترین اشکال کمبود آب در جنوب ایران روبه‌روست. در ماه‌های اخیر، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد در برخی دوره‌ها، آب در عسلویه طی هر ۴۸ ساعت فقط حدود سه ساعت وصل بوده است. در برخی توصیف‌ها حتی آمده که روستاهای اطراف این شهر ۱۰ هزار هکتاری عملا فقط یک روز در هفته آب شرب دارند. این وضعیت برای منطقه‌ای که در قلب صنعت انرژی کشور قرار گرفته، فقط یک ناکارآمدی خدماتی نیست؛ نشانه‌ای از شکاف عمیق میان استخراج ثروت و کیفیت زندگی مردم محلی است.

مجتمع عسلویه

 پایتخت انرژی، محروم از ابتدایی‌ترین زیرساخت

عسلویه سال‌هاست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و اقتصادی ایران شناخته می‌شود. بخش بزرگی از درآمدهای ملی، صادرات انرژی و پروژه‌های عظیم گاز و پتروشیمی به این منطقه گره خورده است. با این حال، همین شهرستان از نظر زیرساخت‌های پایه، از جمله آب، جاده، خیابان، شبکه دفع آب‌های سطحی و خدمات شهری، با مشکلات مزمن روبه‌روست.

این تناقض برای مردم منطقه کاملا ملموس است. اعتراض اصلی شهروندان این است که وقتی وارد محدوده صنایع و پالایشگاه‌ها می‌شوی، آب وجود دارد و آن هم با کیفیت مناسب؛ اما در شهرها و روستاهای اطراف، مردم حتی برای تامین آب شرب روزانه  مشکل دارند. به بیان دیگر، همه امکانات و توان اجرایی برای حفظ تولید و تداوم کار صنایع متمرکز شده، اما جوامع محلی زیر بار توسعه‌ای که در کنارشان شکل گرفته، فرسوده شده‌اند.

فقط کمبود آب نیست؛ کیفیت آب هم بحرانی است

بحران عسلویه فقط به کمبود آب محدود نمی‌شود. کیفیت پایین آب نیز خود به مسئله‌ای جدی تبدیل شده است. حتی در مواردی که آب در شبکه لوله‌کشی وجود دارد، شهروندان می‌گویند آب گل‌آلود است یا اساسا برای آشامیدن قابل استفاده نیست. به همین دلیل، بسیاری از خانواده‌ها ناچارندآب شرب را جداگانه تهیه کنند و علاوه بر آن برای خرید پمپ و مخزن ذخیره هم هزینه بپردازند؛ هزینه‌ای که در شرایط اقتصادی امروز ایران، به‌ویژه برای روستاها و خانوارهای کم‌برخوردار جنوب، بسیار سنگین است.

فشار روانی این وضعیت نیز کم نیست. کمبود مداوم آب فقط به معنای تشنگی یا دشواری در نظافت نیست؛ به معنای زیستن در نااطمینانی دائمی است. خانواده‌ها نمی‌دانند چه زمانی آب می‌آید، چقدر دوام می‌آورد و آیا اصلا برای آشامیدن یا استحمام مناسب خواهد بود یا نه.

 آلودگی صنعتی، بحران آب را پیچیده‌تر کرده است

در شرایط عادی، یکی از راه‌هایی که ممکن است برای حل بحران آب به ذهن برسد، استفاده از منابع زیرزمینی است. اما در عسلویه، این گزینه هم به‌دلیل آلودگی‌های گسترده صنعتی به‌شدت محدود شده است. توسعه عظیم صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در جنوب استان بوشهر، بدون رعایت کافی زیرساخت‌های زیست‌محیطی، باعث شده در کنار آلودگی هوا، خاک و دریا، آب‌های زیرزمینی منطقه هم در معرض خطر قرار بگیرند.

گزارش‌ها از وجود فلزات سنگین، هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای، آلودگی‌های نفتی و آثار مستقیم و غیرمستقیم صنایع پتروشیمی در منطقه خبر می‌دهند. شیوع بالای آسم و بیماری‌های حساسیتی در عسلویه نیز بخشی از تبعات همین وضعیت عنوان شده است. در چنین شرایطی، سفره‌های آب زیرزمینی نه یک ذخیره مطمئن، بلکه بخشی از همان محیط آسیب‌دیده‌اند.

بحران آب در عسلویه، نماد بحران حکمرانی آب

روزبه اسکندری، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «مشکل آب در عسلویه نماد بحران حکمرانی آب در ایران است.» به گفته او، در حالی که عسلویه در کنار آب قرار دارد و بزرگ‌ترین مرکز انرژی ایران است، همچنان با کمبود آب روبه‌روست؛ آن هم بحرانی که تازه هم نیست و سال‌هاست ادامه دارد.

روزبه اسکندری، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «مشکل آب در عسلویه نماد بحران حکمرانی آب در ایران است.»

اسکندری تاکید می‌کند که راه‌حل فقط در آب‌شیرین‌کن خلاصه نمی‌شود. به گفته او، فرسودگی شبکه باعث شده بخش بزرگی از آب در ایران هدر برود و این میزان در کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است. از نظر او، بازچرخانی آب و استفاده از پساب تصفیه‌شده صنایع برای مصارف غیرشرب می‌تواند فشار را از روی آب شرب بردارد و بخشی از بحران را کاهش دهد.

او همچنین می‌گوید نباید در موضوع آب‌شیرین‌کن‌ها به دوگانه‌سازی ساده‌انگارانه رسید. به گفته اسکندری، استفاده از آب‌شیرین‌کن راه درستی است، اما شورابه ناشی از آن اگر بدون مدیریت مناسب به خلیج فارس بازگردد، می‌تواند شوری آب را بیشتر کند و فشار تازه‌ای بر محیط زیست وارد آورد. در عین حال، او تاکید می‌کند که می‌توان از فناوری‌های پیشرفته‌تر استفاده کرد که عوارض زیست‌محیطی کمتری داشته باشند.

 توسعه برای صنعت، نه برای مردم

نکته محوری در بحران عسلویه این است که دولت و نهادهای متولی، به نظر می‌رسد بیش از هر چیز به بهره‌برداری از منابع نفت و گاز توجه کرده‌اند، نه به حفظ و بهبود شرایط زندگی جوامعی که در کنار این منابع شکل گرفته‌اند. این مسئله فقط در آب دیده نمی‌شود. جاده‌هایی که با یک بارندگی کوتاه دچار بحران می‌شوند، مسیرهایی که هر سال بسته می‌شوند، و زیرساخت‌هایی که با کوچک‌ترین فشار از کار می‌افتند، همگی نشانه آن‌اند که توسعه در این منطقه بیشتر برای تداوم تولید طراحی شده، نه برای زندگی انسانی.

این همان شکافی است که اعتراض شهروندان بر آن متمرکز است: چگونه ممکن است منطقه‌ای که ستون مهم اقتصاد ایران است، هنوز نتوانسته آب شرب پایدار و باکیفیت برای مردم خود فراهم کند؟ چگونه ممکن است صنایع بزرگ از همه امکانات لازم برخوردار باشند، اما مردم همان منطقه برای آب آشامیدنی، پمپ، مخزن و حتی ذخیره روزانه آب دچار مشکل باشند؟

 کمبود بودجه، توجیه کافی نیست

در مورد عسلویه، استناد به کمبود بودجه برای عدم تامین آب پایدار، به‌سختی قابل پذیرش است. منطقه‌ای که چنین حجم عظیمی از گاز، پتروشیمی و ثروت ملی از آن استخراج می‌شود، قطعا از نظر مالی در موقعیتی است که بتوان برای آن زیرساخت‌های آب، از جمله آب‌شیرین‌کن، شبکه مناسب انتقال، بازچرخانی و مدیریت مصرف را فراهم کرد. افزون بر این، حتی اگر شرکت‌ها بتوانند برای خود این امکانات را فراهم کنند، باز هم این دولت است که موظف است شرایط منطقه‌ای را که چنین ثروتی از آن استخراج می‌شود، بهبود بخشد.

در غیر این صورت، توسعه در عسلویه بیش از آن‌که نشانه پیشرفت باشد، به نماد نوعی بی‌عدالتی تبدیل می‌شود: ثروت از زمین و دریا و ساحل این منطقه بیرون کشیده می‌شود، اما مردم همان جغرافیا از ابتدایی‌ترین حقوق زیرساختی محروم می‌مانند.

بحران آب در عسلویه فقط یک مشکل محلی نیست. این بحران، پرسشی بزرگ‌تر را پیش می‌کشد: در الگوی توسعه ایران، جای مردم بومی و جوامع محلی کجاست؟ اگر منطقه‌ای که این‌همه برای اقتصاد ملی اهمیت دارد، تا این حد از نظر آب و زیرساخت آسیب‌پذیر است، تکلیف مناطق کم‌اهمیت‌تر از نظر اقتصادی چه خواهد بود؟

عسلویه امروز نماد یک تناقض بزرگ است: شهری که بر دوش آن بخش مهمی از ثروت ایران می‌چرخد، اما خود از آب کافی و سالم محروم است. این تناقض را نمی‌توان با توجیه‌های اداری یا وعده‌های تکراری پنهان کرد. بحران آب در عسلویه، بیش از هر چیز، نشانه توسعه‌ای است که صنعت را دیده، اما انسان را نه.
دانیال عمری
دویچه وله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *