مذاکرات ایران و آمریکا پس از امضای تفاهمنامه از سوی روسای جمهور دو کشور، در حالی پیش میرود که اصولگرایان تندرو در ایران به شدت نسبت به این مذاکرات معترضاند و بر ضرورت انتقام و خونخواهی بابت کشتهشدن علی خامنهای تاکید میکنند.
لایهها و چهرههای افراطی جناح راست در ایران، نه فقط به روند مذاکرات ایران و آمریکا، بلکه به نفس این مذاکرات اعتراض دارند و در تازهترین اظهار نظر، علیرضا پناهیان، روحانی تندروی نزدیک به علی خامنهای، روز گذشته اعلام کرد حاضریم همه منافع ملی را بابت انتقام خون «رهبر شهید» فدا کنیم.
اما در میانه اظهار نظرهای چهرههای افراطی مخالف مذاکره، ادعای کامران غضنفری در اواخر هفته گذشته، متفاوت از سخنان سایر تندروها بود. آقای غضنفری که عضو مجلس ایران است، مدعی آغاز یک «شبهکودتا» علیه مجتبی خامنهای رهبر جدید جمهوری اسلامی شد.
او دقیقا گفت: «عدهای بنا دارند تا مراسم شبها را در میادین و خیابانها شهرهای مختلف کشور به تدریج کمرنگ و سپس تعطیل کنند. میخواهند مردم را از خیابانها جمع کنند و به خانههایشان بفرستند. این شروع یک شبهکودتای سیاسی علیه رهبری نظام است. در این راستا مدتی است شروع کردهاند. طبق گزارشاتی که به ما رسیده، پولهای کلانی در حد چندین هزار میلیارد تومان دارند هزینه میکنند. جمعی از مداحان عزیز را که این مدت در میادین و خیابانها برای مردم مداحی میکردند، با دادن پولهای کلان از آنها خواستهاند که دیگر در خیابانها و میادین حضور نداشته باشند و مداحی نکنند. نامههایی به بسیج زده شده که بسیجیها دیگر از این مراسم و تجمعات مردم حمایت نکنند و مجلس را هم چهار ماه است به تعطیلی کشاندهاند تا نمایندگان مجلس نتوانند به انجام این شبهکودتای سیاسی علیه رهبری نظام اعتراض کنند.»
این نماینده مجلس ایران، مسعود پزشکیان و قالیباف را عوامل اصلی این «شبهکودتا» دانست و آنها را متهم کرد که سعی میکنند نقش شورای عالی امنیت ملی را در اتخاذ تصمیمات سیاسی پررنگ و نقش رهبر و مجلس را کمرنگ کنند.
ولیفقیه بر امور مسلط است
اما محمدعلی ابطحی، سیاستمدار اصلاحطلب، درباره ادعای کنار زده شدن مجتبی خامنهای از روند تصمیمگیریهای مهم به یورونیوز گفت: «کسانی که مدعیاند در ایران کودتا دارد میشود و پزشکیان و قالیباف رهبری را کنار گذاشتهاند، حرفهایشان مصداق افراطیگری و قطعا دروغ است. اما دلیل این حرفشان شاید بیشتر این باشد که این مجموعه افراد، زندگی و شعار و تابلوی وجودیشان در این نوع حرکتهای افراطی است و مساله مبارزه با آمریکا و خون رهبر شهید هم بهانههایی است که اینها مطرح میکنند. من معتقدم که اگر رهبری انقلاب در مدیریت کلانی مثل مساله صلح و جنگ، که اتفاقا از مواردی است که در قانون اساسی تصمیمگیری درباره آن فقط بر عهده رهبری است، نتوانند تصمیم بگیرند و نظر بدهند و یا کسانی باشند که ایشان را منزوی کرده باشند، باید بگوییم که ما در ایران دیگر رهبر نداریم. ولی من معتقدم رهبری، چنانکه گفته میشود، بر این نوع مسائل نظارت دارد و این اتفاقات با نظارت ایشان در حال وقوع است و نیروهای قدرتمندی هم مثل سپاه و نهادهای امنیتی در کشور وجود دارند که اگر نظر رهبری موافق روند موجود نباشد، تلاش کنند که نظر ایشان عملیاتی شود.»
آقای ابطحی افزود: «به نظرم ادبیاتی که از سوی این افراد استفاده میشود، دال بر این است که اینها میخواهند زیر تابلوی رهبری فعالیتهای خودشان را انجام دهند و از این فرصتی که رهبری به دلایل امنیتی حضور آشکاری در فضای سیاسی کشور ندارد، میخواهند استفاده کنند. ولی آنچه تا به حال از سوی رهبری بیرون آمده و مطرح شده، متفاوت از نظرات افراطیهایی است که میخواهند از چتر ولایت فقیه سوءاستفاده کنند. من ولیفقیه را بر همه امور ایران مسلط میدانم.»
بهتر بود رهبری تصمیم قطعی بگیرد
به نظر میرسد نحوه موافقت مجتبی خامنهای با مذاکرات ایران و آمریکا، که در پیام مکتوبش بازتاب یافت، یکی از دلایل باز بودن دست اصولگرایان تندرو برای طرح ادعای کنار زده شدن رهبر جمهوری اسلامی از روند تصمیمگیری درباره مذاکرات ایران و آمریکا است.
مجتبی خامنهای در پیامش درباره امضای تفاهمنامه از سوی ایران نوشته بود: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.»
افشار سلیمانی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی ایران، درباره نقش رهبر جدید جمهوری اسلامی در مذاکرات و تفاهمنامه امضاشده و نیز ادعای شبهکودتا علیه او میگوید: «وقتی یک جناح سیاسی با تعداد اندکی از آدمهایش چنین ادعایی میکند، در واقع با بیان حرفهای بیاساس بر خلاف منافع ملی عمل میکند. رئیسجمهور کشور میگوید ما مذاکره با آمریکا را در شورای عالی امنیت ملی تصویب کردیم و رهبر هم موافقت کرده. رهبر هم این حرف رئیسجمهور را تایید کرده ولی نکاتی را هم گفته و آن جناح نیز همین نکات را تفسیر میکند. البته من میپسندیدم که رهبری تصمیم قطعی بگیرد. یعنی بگوید با مذاکره موافقم و دیگر این مسائل با استناد به یکی دو جمله رهبری پیش نیاید و صداوسیما نتواند چنین مواضعی اتخاذ کند.»
این دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، مخالفت اصولگرایان تندرو با توافق ایران و آمریکا را ناشی از منافع باندی دانست و افزود: «پزشکیان تلاش میکند اختلاف ایجاد نشود و وفاق باشد، ولی تندروها چنین چیزی را نمیخواهند چون منافعشان به خطر افتاده. تمام این مخالفتها با مذاکره و توافق با آمریکا، به دلیل منافع شخصی و باندی است. یعنی تندروها فکر میکنند اگر این توافق شکل بگیرد و اوضاع کشور به سمت بهبودی برود، منافعشان را از دست میدهند.»
آقای سلیمانی مخالفان توافق ایران و آمریکا را اقلیتی از مردم ایران دانست و از شورای عالی امنیت ملی خواست که به موافقان توافق هم اجازه تجمع داده شود: «اگر رایگیری شود، این تندروها زیر ۲ یا ۳ درصد رای میآورند. همین الان هم که عدهای از آنها در مجلس حضور دارند، با کمتر از پنج درصد رای مردم نماینده شدهاند. این نشان میدهد که این افراد پایگاه اجتماعی ندارند و به همین دلیل در حال شلوغکردن اوضاع و فریب افکار عمومی از طریق اقدامات پوپولیستی هستند تا به اهدافشان برسند. بنابراین میشود آقای پزشکیان در شورای عالی امنیت ملی بخواهد که امکان تجمع طرفداران توافق با آمریکا هم تصویب شود. این افراد هم در شهرهای گوناگون تجمع کنند تا ببینیم موافقان توافق چه عدهای را تشکیل میدهند. البته اگر رفراندوم برگزار شود که خیلی بهتر است ولی چون کلا در ایران رفراندوم مقبول واقع نشده، با اینکه در قانون اساسی هم هست، در شرایط فعلی میتوان به طرفداران توافق هم اجازه تجمع داد. طرفداران توافق آدمهای آرامی هستند. اگر به آنها اجازه تجمع داده شود، مشکلی پیش نمیآید. مخالفان توافق میدان را خالی دیدهاند و میدانداری میکنند در حالی که پایگاه اجتماعی گستردهای هم ندارند.»

