ترامپ دستکم ۱۴ سال است که از تهدیدی که جمهوری اسلامی ایران متوجه تنگه هرمز میکند، آگاه بوده است. همه دولتهای آمریکا حتی پیش از آن هم از این موضوع خبر داشتند. اما تحت ترامپ، فکر میکنم ما شتاب و توانایی لازم را داریم که این تهدید را برای همیشه از میان ببریم.
توانمندیهای تهاجمی و احتمالاً دفاعی در سواحل جنوبی و غربی ایران بهطور نظاممند هدف قرار گرفته و تضعیف شدهاند.
در نهایت، چیزی که فکر میکنم در ادامه رخ میدهد، نابودی کامل توانایی رژیم برای اعمال قدرت در تنگه است. ممکن است هر از گاهی حملات ناچیزی رخ دهد، اما آن هم با فشار کافی فروکش خواهد کرد.
این بار خوشبینم که میتوانیم نظمی برقرار کنیم که در آن، با وجود حملات گاهبهگاه تروریستی رژیم علیه کشتیهای غیرنظامی، بتوانیم عبور امن کشتیها را از تنگه تضمین کنیم. وقتی این اتفاق بیفتد، رژیم هرگونه اهرمی را که تا به حال داشته از دست میدهد.
و آنجاست که رژیم بهتدریج از درون فرو میپاشد. این روند از قبل آغاز شده است. باید اخبارشان را بخوانید، برنامههایشان را ببینید، جناحهایشان را زیر نظر بگیرید و هزاران پیام میان هواداران رژیم را در پلتفرمهای مختلف شبکههای اجتماعی مرور کنید.
رژیم رهبر ندارد. وحدتِ ساختگی فقط برای دفن رهبر مردهشان بود. حالا به جان هم افتادهاند.
در حالی که همه اینها جریان دارد، ممکن است در پسزمینه چیزهای دیگری هم در حال رخ دادن باشد که ما هیچ اطلاعی از آن نداریم.
فعلاً بگذارید این روند پیش برود. اگر آتشبس دیگری اعلام شد یا اگر تفاهمنامه دوباره برقرار شد، مثل قبل به «پانیکان» تبدیل نشوید — مگر اینکه قبلاً هم اینطور نبودهاید، که در آن صورت، خوش به حالتان.
برخلاف آنچه بسیاری ادعا میکنند، تفاهمنامه اولیه رژیم را قویتر نکرد؛ آنها را هم از نظر ساختاری و هم از نظر نظامی ضعیفتر کرد. بیش از حد اعتمادبهنفس پیدا کردند. فکر کردند پول میگیرند. فکر کردند جنگ تمام شده است. فکر کردند ترامپ قبل از انتخابات حاضر نیست برای بازار سهام یا اقتصاد ریسک کند. اشتباه میکردند.
تفاهمنامه عمداً با ابهام راهبردی زیادی تنظیم شده بود. پیش از آنکه نسخه نهایی را بگیریم، دولت به ما گفت روی مفاد تفاهمنامه زیاد مکث نکنیم. به ما گفته شد که رژیم با چیزهایی موافقت کرده که نمیشد روی کاغذ آورد و متن تفاهمنامه طوری نوشته شده بود که رژیم بتواند آن را به مخاطبان داخلیاش بفروشد. گزارشها حاکی از آن بود که هیچکس در کاخ سفید فکر نمیکرد رژیم پایبند بماند، اما با این حال میخواستند آن را انجام دهند و ۶۰ روز بعد برگردند. بعد مسئله بسیار مهمِ ذخایر راهبردی جهان بود که داشت تمام میشد، بهجز برای آمریکا، چین و چند کشور دیگر. روز به روز دولت میگفت این تفاهمنامه موقت است و کاملاً به رفتار خود رژیم وابسته است. بارها و بارها گفتند اگر ایران درست رفتار نکند و پایبند نباشد، دوباره بمباران میشود. اما مردم باز هم وحشتزده شدند.
بعد، در ۱۸ ژوئن، مسیر عمانی/مسیر جنوبی اعلام شد. سپس بیانیه مشترک شورای همکاری خلیج فارس و آمریکا منتشر شد که میگفت صلح واقعی مستلزم رسیدگی به موشکهای بالستیک ایران و حمایت از نیروهای نیابتی است (چیزی که در تفاهمنامه ذکر نشده بود). و بعد هم توافق صلح اسرائیل و لبنان آمد که ایران را منزوی کرد. همچنین دیدیم که دولت عراق در حال پاکسازی مقامهای فاسد، از جمله بسیاری از افراد مرتبط با سپاه پاسداران، بود. نیروهای نیابتی رژیم میان آمریکا و شرکا و کشورهای میزبان آن نیروها مدیریت میشدند. در بخشی از آن زمان، تندترین جناحهای رژیم شروع کردند به زدن آژیر خطر و روزنامههای رسمیشان علناً از از دست رفتن هرمز و تضعیف نیروهای نیابتی گفتند. رژیم بازی خورده بود، اما آمریکا از نظر فنی تفاهمنامه را نقض نمیکرد، چون یادتان باشد که ما ابهام راهبردی را در مفاد توافق میخواستیم.
در نتیجه، رژیم فهمید که هیچکس نمیخواهد از مسیر شمالیاش استفاده کند و همه مسیر جنوبی را ترجیح میدهند. فهمید که عادی شدن این وضعیت باعث میشود «کنترل» هرمز را از دست بدهد. و بنابراین دست به عصبانیت زد و شروع کرد به ایجاد مزاحمت برای کشتیها در تنگه. آنها این کار را کردند، ما هم زدیمشان و با ضربات سبک ادامه دادیم. اما این برای رژیم کارساز نبود. آنها برای مراسم خاکسپاری رهبر مردهشان خواستار وقت اضافه شده بودند و فهمیدند که جایی در اواخر ژوئن، ما مسیر جنوبی را گسترش دادهایم.
بعد رژیم روزها و روزها درباره نقضهای آمریکا در تفاهمنامه شکایت کرد و همچنان کشتیها را تهدید میکرد. اما تا حد زیادی رفتارشان را حفظ کردند، تا اینکه به ۶ و ۷ ژوئیه رسیدیم. البته، نمایشهای علنی هم برای انتقام از شخص ترامپ وجود داشت، مقامات بلندپایه آشکارا درباره هدف قرار دادن ترامپ حرف میزدند، و بعد هم گزارش اسرائیل درباره یک توطئه جدید علیه ترامپ منتشر شد (توطئه علیه ترامپ، مثل توطئههای واقعیِ مرتبط با سپاه، چیز تازهای نیست). ترامپ هم در نشست ناتو در آنکارا، ترکیه، به همه نشان داد که چه احساسی دارد.
بعد از آن، هر منفعتی که رژیم بهدست آورده بود یکییکی پس گرفته شد: اول معافیت نفتی لغو شد، بعد حملات آغاز شد، بعد تحریمها دوباره اعمال شدند و حتی سختتر، و سپس توانمندیهای تهاجمی رژیم دوباره تضعیف شد. هرچه بازسازی کرده بودند، دوباره نابود شد. و از آتشبس اولیه تا تفاهمنامه و پایان تفاهمنامه چه بهدست آوردیم؟ انبوهی از اطلاعات تازه و رژیمی که عمیقتر دچار تفرقه و ضعف شده بود.
آنچه بالا نوشتم فقط نظر شخصی من درباره آن چیزی است که رخ داده. ادعا نمیکنم همهچیز را میدانم، اما قطعاً میتوانم بگویم که از آغاز آتشبس اولیه، هر چیزی را که در این درگیری رخ داده، دیدهام، خواندهام و دنبال کردهام. ممکن است در یک یا همه نکاتم اشتباه کنم. اما تقریباً مطمئنم که جدول زمانی، داستان دیگری را روایت میکند. یک چیز را با اطمینان زیادی میگویم: هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن رژیم کنترل تنگه را به دست بگیرد یا سلاح هستهای داشته باشد. تقریباً به همان اندازه هم مطمئنم که رژیم دوام نخواهد آورد. بعدش چه میشود، نمیتوانم بگویم. اما آن کشور مدتی است در حال جوشیدن بوده و دارد منفجر میشود.
Trump has known about the threat posed by the Islamic Republic of Iran against the Strait of Hormuz for at least 14 years. All US administrations knew even before that. But under Trump, I think we have the momentum and the ability to eliminate that threat forever.
The offensive… https://t.co/OfAmlzOAA9 pic.twitter.com/v31RCOxuj2
— Urgent Intel (@urgentintel) July 14, 2026

