سایه «جنگ فرسایشی» بر تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا؛ نبرد با جمهوری اسلامی تا کجا ادامه می‌یابد؟

By | تیر ۲۹, ۱۴۰۵

اورشلیم‌پست نوشت که خاورمیانه سابقه‌ای دیرینه در جنگ‌های فرسایشی دارد و اکنون به نظر می‌رسد دولت دونالد ترامپ خود را برای ورود به رویارویی طولانی‌مدت با حکومت ایران آماده می‌کند.

این روزنامه شامگاه یک‌شنبه ۲۸ تیر نوشت یکی از نشانه‌های حرکت در این مسیر، تکرار کارزارهای نظامی در فاصله‌ای نسبتا کوتاه است؛ جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و دور تازه درگیری‌ها که از هفته گذشته آغاز شده است.

جنگ ایران؛ کدام طرف از توان ادامه نبرد برخوردار است؟

اورشلیم‌پست در ادامه نوشت تاریخ خاورمیانه و مناطق پیرامونی، از شمال آفریقا و افغانستان تا منطقه ساحل، نشان می‌دهد پیروزی‌های سریع نظامی همیشه امکان‌پذیر نیستند و حتی زمانی که رخ می‌دهند، لزوما به نتایج سیاسی قاطع و پایدار منجر نمی‌شوند.

یک ارتش ممکن است در نبردی پیروز شود یا بخش مهمی از توانمندی‌های دشمن را از بین ببرد؛ اما ماه‌ها یا سال‌ها بعد بار دیگر خود را در برابر دور تازه‌ای از درگیری ببیند.

به نوشته این روزنامه، این وضعیت ممکن است همان چالشی باشد که اکنون آمریکا و اسرائیل در رویارویی با حکومت ایران با آن مواجه هستند.

اگر درگیری کنونی در مسیر تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی باشد، پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که کدام طرف از توانایی انجام حملات موثرتر یا وارد کردن خسارت بیشتر به طرف مقابل برخوردار است.

پرسش تعیین‌کننده این است که کدام طرف می‌تواند دورهای پیاپی درگیری را برای مدت طولانی‌تری ادامه دهد، هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی آن را تاب آورد و در نهایت، فشار نظامی را به یک نتیجه سیاسی و راهبردی پایدار تبدیل کند.

چرخه نبردهای فرسایشی در خاورمیانه

اگرچه از جنگ ۶ ‌روزه سال ۱۹۶۷ و جنگ خلیج فارس به رهبری آمریکا در سال ۱۹۹۱ به‌عنوان نمونه‌هایی از پیروزی‌های سریع و قاطع نظامی یاد می‌شود، تاریخ خاورمیانه مملو از جنگ‌هایی است که سال‌ها ادامه یافته‌اند، بدون آنکه به نتیجه‌ای سیاسی و پایدار منجر شوند.

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها، جنگ ۸ ‌ساله ایران و عراقبود. دو طرف شهرهای یکدیگر را با موشک هدف قرار دادند و حکومت صدام حسین نیز در جریان جنگ از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد.

در این جنگ خونین، نیروهای زمینی دو طرف در جبهه‌ها و سنگرها وارد نبردی فرسایشی شدند؛ الگویی از جنگ که بیش از نبردهای جنگ جهانی دوم، یادآور جنگ سنگری در جنگ جهانی اول بود.

نمونه دیگر به تحولات پس از جنگ ۶ روزه سال ۱۹۶۷ بازمی‌گردد. اسرائیل در آن جنگ ارتش‌های مصر، سوریه و اردن را شکست داد، اما پس از پایان نبرد، درگیری با مصر در امتداد کانال سوئز ادامه یافت؛ نبردهایی که بعدها به «جنگ فرسایشی» شهرت یافتند.

چند سال بعد، در سال ۱۹۷۳، مصر و سوریه حمله‌ای غافلگیرانه را علیه اسرائیل آغاز کردند که به «جنگ یوم کیپور» معروف شد.

تحولات عراق پس از سقوط صدام

تحولات پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز نمونه دیگری از تبدیل یک پیروزی سریع نظامی به درگیری طولانی‌مدت است.

نیروهای آمریکایی حکومت صدام حسین را در مدت کوتاهی سرنگون کردند، اما اندکی بعد شورشی مسلحانه علیه حضور آمریکا و ساختار سیاسی جدید عراق شکل گرفت.

گسترش این شورش سرانجام در سال ۲۰۰۷ واشینگتن را به افزایش شمار نیروهای خود در عراق واداشت.

آمریکا در این مقطع کوشید با اعزام نیروهای بیشتر و همکاری با برخی گروه‌های سنی و دیگر نیروهای محلی، شورشیان را شکست دهد و اوضاع امنیتی را کنترل کند.

نبردهای اسرائیل در غزه و لبنان

اسرائیل طی دهه‌های گذشته بارها با دورهای مکرر و طولانی درگیری روبه‌رو بوده است. نوار غزه در سال‌های ۲۰۰۹، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ شاهد چندین دور جنگ بود و پس از آن نیز جنگی گسترده در پی حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد.

لبنان هم یکی دیگر از صحنه‌های درگیری‌های طولانی در منطقه بوده است. جنگ داخلی این کشور در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و پس از پیمان طائف در سال ۱۹۸۹ که با حمایت عربستان سعودی به دست آمد، در سال ۱۹۹۰ پایان یافت.

اسرائیل در سال ۱۹۷۸ و بار دیگر در سال ۱۹۸۲ در لبنان مداخله نظامی کرد و نیروهای این کشور تا سال ۲۰۰۰ در بخش‌هایی از جنوب لبنان حضور داشتند.

ده‌ها درگیری در یمن

یمن طی دهه‌های گذشته صحنه جنگ‌های داخلی و درگیری‌های طولانی بوده است.

یمن شمالی و جنوبی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با یکدیگر جنگیدند و دهه‌ها بعد، حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی پس از پیشروی در صنعا، برای تصرف عدن تلاش کردند.

مداخله نظامی ائتلافی به رهبری عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ مانع پیشروی کامل حوثی‌ها شد، اما نتوانست به تقسیم سیاسی و نظامی یمن پایان دهد و این کشور همچنان با شکاف‌های عمیق داخلی روبه‌روست.

جنگ‌های فرسایشی در آفریقا

نمونه‌های جنگ‌های فرسایشی به خاورمیانه محدود نمی‌شود. فروپاشی ساختار حکومتی سومالی در دهه ۱۹۹۰ زمینه‌ساز درگیری‌هایی طولانی شد که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد.

در همین بستر، سومالی‌لند ساختار حکومتی مستقلی از سومالی ایجاد کرد.

لیبی نیز پس از سال ۲۰۱۱ میان مراکز مختلف قدرت تقسیم شد و با وجود تلاش‌ها برای آشتی و مصالحه، پیامدهای سال‌ها جنگ داخلی همچنان ادامه دارد.

جنگ طولانی لیبی و چاد در دهه ۱۹۸۰، جنگ اوگادن میان سومالی و اتیوپی و جنگ اتیوپی و اریتره، از دیگر نمونه‌های درگیری‌های طولانی و پرهزینه در منطقه به شمار می‌روند.

اکنون پرسش این است که آیا جنگ با جمهوری اسلامی نیز به سرانجامی مشابه این موارد دچار خواهد شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *