وقتی «جهالت»، انسان را بیچاره می‌کند! محمدحسین روانبخش

By | تیر ۳۰, ۱۴۰۵
«اگر بی‌برقی و بی آبی را تحمل کنیم؛ آب و برق جهان را از دست ستم صهیونیست‌ها آزاد خواهیم کرد.» علی‌رضا پناهیان
بیچاره پناهیان. سخن گفتنش حالا فقط تحقیری است که در حق خودش روا می‌دارد. مثل آدمی پیزوری که وظیفه‌ی جابجا کردن سنگی بسیار بزرگ را به عهده گرفته؛ کنار سنگ نشسته و برای رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه زور می‌زند اما در چشم جماعتی که تماشایش می‌کنند زور زدنش مضحکه‌ی تاسف‌باری است. این‌که یک انسان چنین خفیف شود حتی خنده‌آور هم نیست، رنج‌آور است…
پناهیان هم جز سخن گفتن کاری بلد نیست؛ اما بارها سخنان از سر جهالتش نشان داده که علی‌رغم سال‌ها استمرار این کار، چون پشتوانه فکری و زمینه‌ی تحلیلی ندارد، به جای پیشرفت، فرو رفته است! بیل‌زنی است که باغچه‌ی خودش دست نخورده باقی مانده؛ اما تا وقتی که این واقعیت علنی نشده بود باز اعتماد به نفس کاذبی بود که کمی او را پیش ببرد ولی الان چه؟! حالا چیزی نمانده که با گفتن حرف‌هایی از قبیل آنچه به تازگی از او شنیده شده، از دست برود!

داستان جهالت او زمانی مورد توجه قرار گرفت که گفت اخلاق این ظرفیت را دارد که مقابل دین بایستد. شاید اگر کمی باهوش بود از آن به بعد سعی می‌کرد کمتر در رسانه‌ها حرف بزند… اما دریغ که جهالت ته ندارد.

به این ترتیب آبروریزی آغاز شد. بعد از این‌که ابراهیم رئیسی، فریب دور و بری‌هایش را خورد و با تتلو دیدار کرد، پناهیان این دیدار را با کمک خواستن امام حسین (ع) از زهیر مقایسه کرد تا نشان دهد چطور جهالت می‌تواند به سقوطی هولناک منجر شود. جهالت ویرانگر ادامه پیدا کرد و پس از آن این بیچاره، با «گوشت‌تلخ» دانستن پیامبر که در قرآن رحمت برای همه‌ی جهانیان توصیف شده، ضربه‌ی آخر را به خودش زد.
این پیشینه‌ … را برای این گفتم که بگویم تحقیری که امروز پناهیان با گفتن جملات بالا بر خود روا می‌دارد، اصلا عجیب نیست. پناهیان با اصرار بر جهالت به دره‌ای سقوط کرده که فقط بیچارگی برایش گذاشته است؛ در این بیچارگی چه می‌توان کرد جز این چنین سخن گفتن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *