سقوط؟ روایت‌هایی از اعتراضات مشهد در روزهای ۱۸ و ۱۹دی

By | مرداد ۱, ۱۴۰۵

ایران‌وایر توانسته روایت چهار نفر از معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ را که از مهلکه هجده و نوزده‌ دی در محدوده بلوار وکیل‌آباد و قاسم‌آباد مشهد جان به‌در برده‌اند، در طول ماه‌های اخیر به‌دست بیاورد. هر چهار روایت‌ از شمار بالا و خیل عظیم شهروندان معترض و دست‌خالی بودن آن‌ها در مقابل نیروهای سرکوب‌گر حکایت دارند.

یکی از این شهروندان که در شب هجدهم دی۱۴۰۴ محدوده خاصی از بلوار وکیل‌آباد حضور داشته، شهادت می‌دهد که هرگز در عمرش چنین جمعیتی را به چشم ندیده بوده و لحظاتی بوده که می‌ترسیده زیر دست و پای معترضان کشته شود.

به گفته او جمعیت در لحظات و دقایق نخستین شروع اعتراض ابتدا در پیادده‌روی عریض بلوار وکیل‌آباد حاضر بوده و بعد سرریز این جمعیت وارد لاین کندرو و سپس سرریز آن وارد خیابان اصلی بلوار شده است.

بلوار وکیل‌آباد یکی از بزرگ‌ترین و عریض‌ترین خیابان‌های ایران است. طول این بلوار ۶کیلومتر، است و از میدان آزادی آغاز و به دوراهی طرقبه و شاندیز ختم می‌شود. این مسیر دارای دو باند رفت و برگشت است که عرض کلی آن را با در نظر گرفتن کندروها، فضای سبز و حریم مترو به حدود ۶۰ تا ۷۰ می‌رساند.

در ویدیوهایی که کانال وحیدآنلاین از مشهد در شب هجدهم‌دی منتشر کرده، عظمت این جمعیت به‌وضوح دیده می‌شود. پیش‌تر دونالد ترامپ هم از حضور بیش از یک میلیون نفر در خیابانئ‌های دومین شهر بزرگ ایران، یعنی مشهد خبر داده بود. با این‌که تاکنون هیچ مقام رسمی در ایران از شمار معترضان حرفی به میان نیاورده، بسیاری گفت‌وگوی موگویی و عراقچی را که البته بعدا سانسور شد، دلیلی بر صحت ادعای ترامپ و جمعیت میلیونی معترضان در مشهد دانسته‌اند.

فرد مطلعی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده با گفتن این‌که پلیس بوده ولی به‌دلیل حجم بالای جمعیت قادر به حضور بین مردم نبوده، می‌گوید: «سمت ما پلیس اصلا نمی‌توانست برود. این قدر جمعیت زیاد بود که به لحاظ فیزیکی امکانش را نداشت که بیاید بین جمعیت. برای همین از آن سر بلوار که تعداد پلیس‌ها خیلی بود روی سر مردم گاز اشک‌آور می‌ریختند. وسط این بلوار یک خط متروست. یعنی تصور کنید یک خط عریضی از مترو را کنار بزنند و از آن هم، آن طرف‌تر روی سر ما گاز اشک‌آور می‌ریختند. بچه‌هایی که آن‌طرف بلوار مانده بودند هم کتک خورده بودند هم تیر خورده بودند. ولی سمت شلوغ بلوار هنوز تیراندازی نشده بود.»

او در ادامه به تیراندازی به سمت مردم در مقابل کلانتری «هفت‌تیر» اشاره کرده و می‌گوید که آن‌جا «مردم را خیلی کشتند.» به گفته او شماری از معترضان خشمگین سعی داشتند کلانتری و خانه امن کنارش را به آتش بکشند: «فقط آدم می‌دیدیم و پلیس نمی‌دیدیم. پلیس هر دو طرف خیابان هفت‌تیر از روی پشت بام‌ها به مردم شلیک کرد و خیلی کشت. اما حتی در آن تیراندازی هم جمعیت بود. من صدای تیراندازی را می‌شنیدم و یک گلوله آمد کنار سر من رد شد و خورد به شیشه ایستگاه مترو. اگر می‌خواستی برگردی هم این‌قدر جمعیت زیاد بود که نمی‌توانستی.»

به گفته او، «مردم این‌طوری مسلط شده بودند به شهر. این به این معنا نیست که از دست پلیس کار را درآورده بودند. نه، فقط تعدادمان زیاد بود.»

این شهروند معترض و از شاهدان کشتار دی‌ماه در مشهد که خود به چشم  پیکر ۹نفر از معترضان کشته شده را دیده است، می‌گوید: «جلوی صداوسیما هم خیلی کشتند. انگار جلوی صداوسیما مردم خیلی زیاد بودند. به لحاظ تعداد قشنگ مسلط بودند اما اسلحه نداشتند. پلیس جلویشان می‌ایستد. ردیف اول کلا سرشان یا قلب‌شان را نشانه می‌گیرد. ردیف اول تقریبا همه کشته شدند. ردیف دوم هم کشته داشتند و هم مجروحیت جدی. برای ردیف‌های بعدی سطحی‌تر به آن‌ها شلیک شده بود. یعنی مقابل صداوسیما ردیفی و رگباری به صف آدم‌ها شلیک کرده بودند. منظورم این است که مردم خیلی به لحاظ تعداد زیاد بودند و اگر به لحاظ تعداد باشد بله می‌توانستند مسلط باشند ولی مردم اسلحه نداشتند و آن‌ها (ماموران) کاملا مسلح بودند.»

او در ادامه به حضورش در شب ۱۹‌دی‌ماه در خیابان به‌رغم کشتار شب قبل اشاره می‌کند و می‌گوید: «شب دوم با ترس زیادی رفتم توی خیابان، فضای خیلی ترسناکی بود. یکی از آن لیزرهایی که پلیس وقتی می‌خواهد تیراندازی کند انداخت روی کناریم. واقعا در حد چند ثانیه بود و بدون اخطار شروع کردند به تیراندازی. من توی اخبار خواندم که حداقل سه نفر را در آن بخش خیابان کشته شدند.»

او که شاهد آتش زدن شهرداری منطقه نُه مشهد نیز بوده می‌گوید: «بعد از آتش زدن شهرداری منطقه نه یگان ویژه آمد ولی قبلش لباس‌شخصی‌ها آمده بودند و به چشم خودم دیدم از کدام مسجد در می‌آمدند و چطوری تیم می‌شدند.»

به گفته او، در یک جاهایی مثل مسجد اصلی احمدآباد که آتش گرفته، «با این‌که پلیس بوده و مردم را می‌کُشته ولی باز هم از پس مردم بر نمی‌آمده. خیلی‌ها بودند که توی تمام بدن‌شان ساچمه خورده بود.»

شاهد دیگری که به‌دلایل امنیتی نام و هویت او نیز نزد ما محفوظ است می‌گوید: «محدوده فرامرز عباسی تا وکیل‌آباد، به‌معنای واقعی کلمه، یعنی از این سر مشهد به آن سر مشهد، جمعیت آن‌قدری بود که می‌شد خیابان‌ها را به هم وصل کنی. نیروهای حکومتی البته نگذاشتند این اتفاق بیفتد. بعد از ۱۲:۳۰ شب چهره شهر طوری بوده که نیروهای حکومتی عقب‌نشینی کرده بودند و ما فکر می‌کردیم مشهد رو آزاد کردیم.»

او در ادامه درباره شب هجدهم‌دی تا پیش از ساعت ۱۰شب می‌گوید: «یک سوم مغازه‌ها بسته بودند و من حس می‌کردم امشب اتفاقی خواهد افتاد‌. مسیری را تا میدان امامیه قاسم‌آباد پیاده رفتم و دیدم جمعیت در حال زیاد شدن است. من رفتم سمت چهارراه شریعتی و دیدم مغازه‌ها دارند یکی یکی کرکره‌ها رو می‌دهند پایین، ماسک مشکی می‌زنند و معلوم بود دارند کجا می‌روند.»

این فرد با تاکید بر این‌که رفته رفته جمعیت بیشتر می‌شده، می‌گوید: «مردم داشتند می‌رفتند سمت چهارراه امامیه که محل تجمع بود اعلام شده بود. از یک ساعتی به بعد که تلفن و اینترنت قطع شد، صدای تیراندازی هم شروع شد. تیراندازی‌ها تا دو و نیم صبح ادامه داشت.»

یک شاهد دیگر اعتراضات ۱۸‌دی در مشهد به ایران‌وایر می‌گوید: «شیشه‌های بانک را ۱۸دی  شکسته بودند و فردا صبحش حکومت آمده بود میله‌های آهنی گذاشته بود. بعد ۱۹ دی یک گروه هماهنگ با ابزاری که داشتند آن میله‌ها رو بریدند و به آتش کشیدند. نمی‌توانم باور کنم این‌ها از مردم باشند.»

او با تاکید بر این‌که ۱۹دی حجم خشونت نیروهای سرکوب بیشتر بوده، می‌گوید: «با چشم خودمان دیدیم به کسی که پاش گلوله خورده بود، تیر خلاص زدند. کسی که تیر زد، لباس شخصی داشت. نیروهای ضد شورش هم آن‌جا حضور داشتند.»

این شخص در ادامه می‌گوید: «بعدش دو تا پیکر کشته شده را هم محله‌ای‌ها آوردند جلو در خانه آن افراد تا دست حکومت نیفتند. یکی‌شان هنوز زنده بود ولی از ترس بیمارستان نرفته، متاسفانه در خانه فوت کرد.»

یک شهروند دیگر اهل مشهد در محدوده خاصی از میدان وکیل‌آباد به خیابان رفته می‌گوید که راس ساعت ۸ شب پنج‌شنبه ۱۸‌دی، جمعیت گسترده‌ای شروع به شعار دادن کرده‌اند: «یک دسته ۲۰ نفره بچه‌های حدود ۲۰ ساله شروع کردند پهلوی را صدا زدن. به فاصله ۲ دقیقه نمی‌دانم از کجا گارد ریخت و از فاصله نزدیک ساچمه زد بهشان، جمعیت کمی پراکنده شد، اشک‌آور زدن ولی ما دوباره برگشتیم توی خیابون، پلیس از روبه‌رو با موتور می‌آمد و می‌زد تو دل جمعیت و مدام تیر ساچمه‌ای می‌زدند. حدود ساعت ۹ دیگه پلیس‌ها نبودن، تعجب کردیم، رسیدیم به وکیل‌آباد که سیل جمعیت رو دیدیم، جمعیت به سمت پارک می‌رفت چند نفر مسیر را داشتند برعکس می‌آمدند گفتند مردم پاسگاه هفت تیر را گرفتند. اول باور نکردیم ولی دسته‌های بعدی که آمدند تایید کردند، وکیل آباد را رفتیم به سمت پارک که دیدم صدای تیر جنگی می‌آید، کلاش بود.»

تنها مشهد نبود که از کنترل نیروهای حکومت خارج شد

«مرضیه محبی»، حقوقدان و وکیل دادگستری اهل مشهد که چند سالی است ناچارا خارج از ایران زندگی می‌کند می‌گوید که در شب هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ تنها مشهد نبود که از کنترل نیروهای حکومت خارج شد، بلکه در شهرهای دیگری چون نیشابور و سبزوار در استان خراسان رضوی نیز به دلیل حضور گسترده مردم، نیروهای امنیتی توان کنترل جمعیت را نداشتند.

او البته توضیح می‌دهد که مردم دست خالی بودند و سناریوهای دستگاه‌های امنیتی مبنی بر این‌که اعضای موساد یا نیروهای وابسته به خارج در خیابان‌ها بودند، دروغ است؛ اشاره او  به روایت رسمی حکومت است  که می‌گوید شماری از معترضان کشته‌شده نه به‌دست نیروهای سرکوب‌گر حکومت بلکه به‌دست نیروهای موساد و وابسته به اسراییل کشته شده‌اند.

خانم محبی توضیح می‌دهد: «آن شب جمعیت انبوه و شگفت‌انگیز و باورنکردنی در مشهد به خیابان آمد. شما اگر بلوار وکیل‌آباد را دیده باشید در کمتر شهری چنین بلوار وسیعی دیده می‌شود. دو تا خیابان طرفش خیلی وسیع‌اند و وسط آن هم به اندازه یک بلوار معمولی باز فضای سبز وجود دارد. طولش هم زیاد است. این بلوار از اول تا آخرش مملو از جمعیت بود. علاوه بر این در تمام نقاط شهر مشهد، مردم توی خیابون بودند. تنها در این بلوار نبودند مردم در طبرسی که از نقاط نسبتا فقیرنشین‌تر مشهد است، از کوی امیر که نگاه کنید از جاده قدیم که نگاه کنید همه این‌ها به حکایت بسیاری از دوستان که تعریف کردند و شاهد بودند مملو از جمعیت بوده.»

این وکیل دادگستری تاکید دارد که در شب هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، جامعه مشهد شکاف‌های سنتی خود در زمین مذهب، سنت و مدرنیته و پیر و جوان را کنار گذاشته بوده و فقط یک چیز برای مردم مطرح بوده است: «آزادی و آن هم آزادی ایران. طوری‌که همه اختلافات را کنار گذاشته بودند به همین پرچم شیر و خورشیدی می‌اندیشیدند و در نظرشان اوج و قله حضورشان بود که آن وسط آن شب به خون بچه‌ها آغشته شد.»

خانم محبی با گفتن این‌که سقوط شهر یعنی «شهر از کنترل نیروهای انتظامی دولتی خارج می‌شود و این نیروها توان کنترل مردم را ندارند و در واقع کارآمدی‌شان پایان پیدا می‌کند»، ادامه می‌دهد: «این اتفاق آن شب افتاده در مشهد. صداوسیما نمی‌توانست برنامه بدهد، کلانتری‌ها یکی به یکی تخلیه می‌شدند. البته مردم واقعا دست خالی بودند داستان‌هایی که درست می‌کنند موساد بوده و نیروهای خارجی بودند. دروغ است. این همه فیلم آمده تمام این مردم واقعا با دست خالی رفتند به مصاف یکی از خشن‌ترین و مخو‌ف‌ترین حاکمان. شما هر کدام از فیلم‌ها را نگاه می‌کنید خیلی عجیب است که مردم با وجود آن کشتار عقب ننشستند و به خانه‌هایشان نرفتند. حتی هجدهم دی‌ماه که در آن حجم انبوه مردم کشته شدند. نوزدهم هم مردم رفتند خیابان. الان من پیام می‌گیرم که مردم می‌گویند بیستم هم رفتیم با وجود این‌که ضربدری توی خیابان گلوله باران بوده.»

به گفته مرضیه محبی، «وقتی (معترضان) در آن حجم انبوه ظاهر شدند، ماشین‌هایی که رویش تیربار نصب شده بود و در تقاطع‌ها زیر درختان پنهان شده بودند در شب شروع به آتش کردند و درو کردند.»

او در پایان نیز این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه علی خامنه‌ای سنگ‌دل‌ترین نیروها را پرورش داده که روی نوجوانان ۱۴-۱۵ ساله مسلسل گشودند و در شهر مشهد که به پذیرندگی شهره است، جوی خون راه انداختند: «مردم می‌گویند صبح نوزدهم و بیستم خون به‌قدری بود که کفش‌هایمان به زمین می‌چسبید. شلنگ‌های آتش‌نشانی را آوردند و خون را شستند و در جوهای کنار بلوارها جاری شد. این کاری بود که با مشهد کردند. در تاریخ معاصر بشر سابقه نداشته چنین چیزی. هیچ تظاهرات و هیچ جنبشی در هیچ کجای جهان با این شدت سرکوب نشده.»

رقیه رضایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *