حفره امنیتی؛ نفوذ تا قلب تصمیم‌گیری‌ها در جمهوری اسلامی

By | مرداد ۲, ۱۴۰۵

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفت‌وگویی تازه جزئیاتی بی‌سابقه از ساعات آغازین جنگ ۴۰ روزه بیان کرد. او از وجود یک “حفره امنیتی” جدی سخن گفت که به گفته او مهاجمان را از محل نشست‌های حساس آگاه کرده بود.

مصاحبه تازه عباس عراقچی با جواد موگویی، روایتی متفاوت از آغاز جنگ ۴۰ روزه ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن، جمهوری اسلامی از یک سو مدعی آمادگی راهبردی برای جنگ است، اما از سوی دیگر به غافلگیری‌های تاکتیکی، ضعف در حفاظت از مقام‌های ارشد و وجود حفره امنیتی در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری اذعان می‌کند.

عراقچی در این گفت‌وگو تاکید کرد که جمهوری اسلامی در جنگ ۴۰ روزه غافلگیر نشد، اما غافلگیری‌های تاکتیکی داشت. او آمادگی نظامی و دفاعی حکومت و پاسخ دو ساعت پس از حمله را نشانه آمادگی راهبردی دانست، اما هم‌زمان گفت: «در حفاظت از خودمان و به‌خصوص مسئولان، به نظرم مقداری غافلگیری وجود داشت.»

همین جمله، یکی از مهم‌ترین نقاط مصاحبه است، زیرا نشان می‌دهد آنچه مقام‌های جمهوری اسلامی از آن به عنوان “آمادگی برای جنگ” یاد می‌کنند، الزاما به معنای امنیت ساختار فرماندهی، حفاظت از مسئولان و مصون بودن مرکز تصمیم‌گیری از نفوذ اطلاعاتی نبوده است.

 حمله به قلب نشست‌های حساس

عراقچی گفت، هنگام حمله در دفتر اصغر حجازی، قائم‌مقام دفتر علی خامنه‌ای، حضور داشته و گزارش مذاکرات ژنو و احتمال وقوع جنگ را توضیح می‌داده است. او تأکید کرد این دیدار ارتباطی با نشست شورای راهبردی روابط خارجی نداشته که در ساختمانی دیگر در مجموعه پاستور برگزار می‌شده است.

هم‌زمان، به گفته جواد موگویی، مجری این مصاحبه اختصاصی، علی شمخانی نیز با تعدادی از فرماندهان در یکی دیگر از ساختمان‌های مجموعه جلسه داشته است؛ جلسه‌ای که موگویی از آن به‌عنوان نشست شورای دفاع نام برد. جلسه‌ای جداگانه نیز در وزارت اطلاعات و در محلی دورتر برگزار می‌شده است. موگویی همچنین گفت علی خامنه‌ای هنگام حمله در مجموعه پاستور حضور داشته است.

بر اساس روایت مطرح‌شده در این مصاحبه، محل جلسه شمخانی، دفتر شیرازی، دفتر حجازی و بخش‌هایی از مجموعه هدف قرار گرفتند. عراقچی با اشاره به اطلاع آمریکا و اسرائیل از زمان و محل نشست‌ها گفت: «این نشان‌دهنده وجود یک حفره امنیتی است؛ حفره‌ای که احتمالا هنوز هم به‌طور کامل برطرف نشده و باید درمان شود.»

اهمیت این سخن در آن است که عراقچی فقط از یک خطای عملیاتی یا نشت محدود اطلاعات سخن نمی‌گوید. او افزود که این حفره “ممکن است از دستیابی به اطلاعات فراتر رفته و بر تصمیم‌سازی و فضای روانی حکومت نیز اثر گذاشته باشد”. به بیان دیگر، مسئله از دانستن زمان و مکان جلسات فراتر می‌رود و به امکان اثرگذاری بر فرایند تصمیم‌گیری درون نظام نزدیک می‌شود.

وقتی خود مصاحبه به مسئله امنیتی تبدیل می‌شود

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، جواد موگویی از تونل‌هایی سخن گفت که مقام‌های نظام می‌توانند وارد آن شوند و در امنیت جلسه برگزار کنند. به گفته او، در این تونل‌ها کپسول اکسیژن و امکان زنده ماندن بدون خطر جانی فراهم است؛ هرچند پس از ورود، مقام‌ها باید چند روز در آن بمانند تا به دلایل امنیتی شناسایی نشوند. با این حال، موگویی در همین گفت‌وگو آدرس تقریبی دو مورد از این تونل‌ها را نیز بیان کرد.

حسین رزاق، فعال سیاسی می‌گوید نفوذ در میان این‌گونه افراد در بسیج و سپاه ساده است

حسین رزاق، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «بزرگ‌ترین حفره اطلاعاتی، وجود همین نوع چهره‌هاست؛ مجری مصاحبه و نیروهای بسیجی‌ای که چنین اطلاعاتی را دارند و به‌راحتی برای خودنمایی آن را افشا می‌کنند.»

رزاق می‌گوید نفوذ در میان این‌گونه افراد در بسیج و سپاه ساده است. به گفته او، پیش‌تر نیز شمار زیادی از این افراد به اتهام جاسوسی بازداشت شده‌اند و اسرائیل توانسته به‌راحتی با آنان ارتباط بگیرد.

از نگاه رزاق، جمهوری اسلامی سال‌هاست با اسرائیل و آمریکا درگیر است و طبیعی است که این کشورها نیز برای مقابله با اقدامات جمهوری اسلامی، در پی نفوذ و جمع‌آوری اطلاعات باشند. اما مسئله اصلی، گستردگی حفره‌های امنیتی در درون ساختار است. او می‌گوید این حفره امنیتی آن‌قدر بزرگ است و شمار نیروهای نفوذی آن‌قدر زیاد است که می‌توانند بر روند تصمیم‌گیری نیز اثر بگذارند.

 از نفوذ اطلاعاتی تا اختلال در تصمیم‌سازی

موضوع مهم در مصاحبه عراقچی و واکنش‌های پس از آن، فقط این نیست که مهاجمان چگونه از محل جلسات حساس آگاه شده‌اند. مسئله جدی‌تر این است که اگر نفوذ اطلاعاتی تا این سطح پیش رفته باشد، آیا تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی اساسا می‌تواند مستقل از اثرگذاری نیروهای نفوذی انجام شود یا نه.

کامبیز غفوری، تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «سیستم هرمی اطلاعات در جمهوری اسلامی دچار نفوذ است و این نفوذ قطعا در سطح راس هرم قرار دارد.» او معتقد است علاوه بر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، کشورهایی مانند روسیه، چین و حتی برخی کشورهای اروپایی نیز در ایران شبکه‌های اطلاعاتی دارند.

کامبیز غفوری می‌گوید روسیه و چین حتی توان اثرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های کلان را دارند

به گفته غفوری روسیه و چین “حتی توان اثرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های کلان را دارند”. او می‌افزاید، “منابع درز اطلاعاتی در جمهوری اسلامی در سطحی بسیار بالا قرار دارند و آن‌قدر نفوذ دارند که امکان حذف آن‌ها وجود ندارد”.

او همچنین به مسئله‌ای ساختاری اشاره می‌کند: در جمهوری اسلامی برخی مقام‌ها اساسا امکان بازرسی ندارند. به گفته غفوری، “حتی برخی افرادی که باید مسئول فعالیت ضدجاسوسی باشند، خود بخشی از پروژه جاسوسی هستند”.

این ارزیابی، تصویری به مراتب عمیق‌تر از یک شکست امنیتی ساده ارائه می‌دهد. اگر نفوذ فقط به دسترسی به اطلاعات محدود نباشد و بتواند بر تصمیم‌سازی، ذهنیت مقام‌ها و جهت‌دهی روانی درون حکومت اثر بگذارد، آنگاه جمهوری اسلامی نه فقط با یک مشکل حفاظتی، بلکه با بحران اعتماد در مرکز ساختار قدرت روبه‌روست.

 بازنگری در فرماندهی پس از جنگ

در کنار بحث نفوذ، مسئله ساختار فرماندهی پس از جنگ نیز در این روایت اهمیت دارد. در مواد مطرح‌شده، به بازنگری ساختار فرماندهی پس از جنگ دوازده‌روزه اشاره شده است؛ ساختاری که جمهوری اسلامی را به سمت نوعی مدل موزاییکی و غیرمتمرکز سوق داده است. در این مدل، هر بخش حتی در صورت قطع ارتباط با مرکز، می‌تواند به‌طور مستقل به حیات خود ادامه دهد و سطحی از استقلال در تصمیم‌گیری داشته باشد.

اما همین تغییر می‌تواند نشانه‌ای از شدت آسیب‌پذیری نیز باشد. وقتی یک حکومت ناچار می‌شود فرماندهی خود را به شکل غیرمتمرکز و موزاییکی بازسازی کند، یعنی احتمال ضربه به مرکز تصمیم‌گیری را جدی گرفته و می‌داند تمرکز بیش از حد، می‌تواند کل ساختار را در لحظه بحران فلج کند.

در همین چارچوب، روایت عراقچی فقط افشای یک حفره امنیتی نیست، بلکه بخشی از جدال سیاسی درون حاکمیت نیز به نظر می‌رسد. به گفته اخوان، در شرایط کنونی گروهی با بزرگ‌نمایی بخش نظامی و قدرت سخت تلاش می‌کنند کفه را به نفع ادامه جنگ سنگین کنند.

در مقابل، عراقچی و دستگاه دیپلماسی در کنار بخشی از نیروهای معقول‌تر و کمتر ایدئولوژیک سپاه و فرماندهان نظامی که بر اساس واقعیت‌های میدانی تصمیم می‌گیرند، می‌کوشند جریان تندرو را تضعیف کنند و کفه ترازو را به سمت توازن مطلوب خود پایین بیاورند تا مذاکرات را به نتیجه دلخواه برسانند.

از این زاویه، گفت‌وگوی عراقچی را می‌توان تلاشی برای بازتعریف روایت رسمی جنگ نیز دانست. او نمی‌گوید جمهوری اسلامی از نظر راهبردی غافلگیر شد، اما هم‌زمان با پذیرش غافلگیری تاکتیکی، حفره امنیتی و ضعف حفاظتی، عملا بخشی از تصویر رسمی “پیروزی راهبردی” را تعدیل می‌کند.

شکاف میان روایت پیروزی و واقعیت میدان

جمهوری اسلامی پس از جنگ ۴۰ روزه تلاش کرد روایت پیروزی راهبردی را به افکار عمومی بفروشد؛ روایتی که بر دوام نظام، پاسخ نظامی، تداوم فرماندهی و شکست اهداف مهاجمان تاکید داشت. اما مصاحبه عراقچی، ناخواسته یا آگاهانه، وجه دیگری از ماجرا را نشان می‌دهد: آسیب‌پذیری مرکز تصمیم‌گیری، نفوذ اطلاعاتی، افشای محل نشست‌های حساس و حتی نگرانی از تداوم حفره امنیتی.

این دو روایت الزاما همدیگر را به‌طور کامل نفی نمی‌کنند. ممکن است حکومتی در سطح نظامی توان ادامه جنگ داشته باشد، اما در سطح اطلاعاتی و حفاظتی ضربه‌های سنگینی خورده باشد. ممکن است ساختار فرماندهی پس از حمله از هم نپاشیده باشد، اما اعتماد در درون همان ساختار آسیب دیده باشد. مسئله اصلی همین شکاف است: شکاف میان تصویری که حکومت از کنترل و آمادگی ارائه می‌دهد و واقعیتی که از درون همان ساختار بیرون می‌زند.

مصاحبه عراقچی نشان داد که مسئله نفوذ در جمهوری اسلامی فقط یک موضوع امنیتی یا اطلاعاتی نیست. وقتی وزیر خارجه از حفره‌ای سخن می‌گوید که ممکن است بر تصمیم‌سازی و فضای روانی حکومت نیز اثر گذاشته باشد، بحث به سطح بالاتری منتقل می‌شود: به اعتماد درون ساختار قدرت، توان تشخیص واقعیت از عملیات روانی و امکان تصمیم‌گیری عقلانی در شرایط بحران.

در چنین وضعیتی، پرسش اصلی فقط این نیست که آمریکا و اسرائیل چگونه از محل نشست‌های حساس آگاه شدند. پرسش مهم‌تر این است که در ساختاری که خود مقام‌هایش از حفره امنیتی برطرف‌نشده سخن می‌گویند، تصمیم‌های کلان تا چه اندازه بر اساس ارزیابی واقعی گرفته می‌شوند و تا چه اندازه ممکن است تحت تاثیر نفوذ، جنگ روانی و رقابت‌های درونی قرار گیرند.
امیر سلطان‌زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *