«هادی مطر»، ضارب «سلمان رشدی» و شهروند ۲۸ساله لبنانی-آمریکایی روز چهارشنبه هفتم مردادماه از سوی هیات منصفه دادگاهی فدرال در بوفالوی ایالت نیویورک در تمامی اتهامات مرتبط با «تروریسم»، مجرم شناخته شد. او که پیشتر بابت اتهام «اقدام به قتل» در دادگاهی در نیویورک به تحمل ۲۵سال حبس محکوم شده بود، حالا احتمالا باید تمام عمرش را در زندان بگذارند.
مسیر زندگی او اما سالها قبل از تولدش رقم خورده بود؛ وقتی «روحالله خمینی»، موسس جمهوری اسلامی، چند ماه پیش از مرگش، در بهمنماه ۱۳۶۷ فتوای قتل رشدی را بهدلیل «ارتداد» صادر کرد. بر اساس گزارشها، پدر مطر نزدیک به «حزبالله» لبنان است که از ۱۶مهر۱۳۷۶ در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی ایالات متحده قرار دارد. او که اهل نیوجرسی در آمریکاست، بارها به جنوب لبنان سفر کرده است. 
دادستانهای آمریکایی میگویند او با انگیزه اجرای فتوای روحالله خمینی تنها در عرض ۳۰ثانیه ۱۵ضربه به چشم راست، صورت و گردن، شکم و سینه و دست و بازوی این نویسنده سرشناس چاقو زده است؛ ضرباتی که اگرچه جان رشدی را نگرفت ولی چشم راست او را کاملا نابینا کرد، آسیب جدی به کبد و اندامهای داخلی او وارد کرد و با قطع عصب، یکی از دستهایش را از کار انداخت.
درباره انگیزه هادی مطر و فتوای خمینی که جمهوری اسلامی و شخص «علی خامنهای»، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی آن را «فتوای مذهبی» میخواندند ولی بنیاد ۱۵خرداد، نهاد مذهبی و حکومتی زیر نظر ستاد اجرایی فرمان امام در ایران، برایش اجرایش جایزه ۳.۳ میلیون دلاری تعیین کرده بود، چه میدانیم؟
***
از حمله هادی مَطَر به سلمان رشدی و انگیزههای او چه میدانیم؟
۲۱ مرداد ۱۴۰۱، سلمان رشدی، نویسنده سرشناس مسلمانزاده هندیتبار و شهروند دوتابعیتی بریتانیایی-آمریکایی، قرار بود در یک رویداد ادبی در انستیتو «شاتاکوا» در شاتاکوای ایالت نیویورک سخنرانی کند که در مقابل چشمان افراد حاضر در این سخنرانی مورد حمله با چاقو قرار گرفت. وقتی نام رشدی برای سخنرانی توسط مجری خوانده شد، هادی مطر، جوانی که آن زمان تنها ۲۴سال داشت در عرض ۳۰ثانیه با ۱۵ضربه چاقو به سر و صورت و قفسه سینه و شکم و بازو و دستش، قصد جانش را کرد.
در تصاویر و ویدیوهایی که بعد از این حمله منتشر شد، خون روی دیوار پاشیده و رشدی روی زمین در تقلا برای زندگی است؛ تقلایی که ماهها به طول انجامید تا او دوباره به زندگی بازگردد، البته با یک چشم نابینا شده، دست ناتوان از حرکت و زخمهایی ماندگار در صورت و بدن. مطر که همانجا بازداشت شد، روز بعد به «تعرض» و «اقدام به قتل» متهم شد. او طی ماهها دادرسی، نهایتا در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ در اتهام «اقدام به قتل» در دادگاه ایالتی نیویورک مجرم شناخته شده و به تحمل ۲۵سالحبس محکوم شد. پرونده او اما هنوز بابت اتهام فدرال «تروریسم» باز بود و در این مورد نیز روز هفتممرداد۱۴۰۵، هیات منصفه دادگاه فدرال در بوفالوی ایالت نیویورک او را در تمامی اتهامات مرتبط با تروریسم «مجرم» شناخت.
این رای پس از چند ساعت شور هیات منصفه صادر شد و دادستانهای فدرال اعلام کردند حمله مرداد ۱۴۰۱ (اوت ۲۰۲۲) به سلمان رشدی با انگیزه اجرای فتوای روحالله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، انجام شده است. با اینکه هیات منصفه رای به مجرم بودن مطر در اتهامات مربوط به تروریسم داده است، دادگاه فدرال قرار است سومنوامبر، یعنی ۱۲آبان۱۴۰۵ درباره مجازات او تصمیمگیری کند و او ممکن است با حکم حبس ابد روبهرو شود.
رشدی اما در سال ۱۹۸۹، یک سال پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» در پی فتوای روحالله خمینی تهدید به مرگ شد؛ خمینی فتوایی مبنی بر «مرتد» و «مهدورالدم» بودن او صادر کرده بود. اینها در همه در حالی صورت میگرفت که خیابانهای شهرهای بزرگ کشورهای با جمعیت بالای مسلمان مثل هند و پاکستان و حتی شهرهای مسلماننشین بریتانیا، مملو از مسلمانهای خشمگینی بود که به گواه گزارشهای متعدد حتی کتاب رشدی را نخوانده بودند ولی خواهان مرگ او بودند.
پلیس بریتانیا شبانهروزی مراقب رشدی بود. کمتر از دو سال بعد، «هیتوشی ایگاراشی»، مترجم ژاپنی آیات شیطانی یک مترجم ژاپنی که کتاب او را به ژاپنی ترجمه کرده بود بهدست بنیادگرایان اسلامی کشته شد. مترجمان دیگری که آیات شیطانی او را به زبانهای دیگر ترجمه کرده بودند نیز مورد حمله قرار گرفتند.
در اواسط دهه۷۰، به نظر میرسید که آبها از آسیاب افتاده و جمهوری اسلامی که خواهان تنشزدایی با غرب و کشورهای منطقه بود، اعلام کرد از این فتوا فاصله گرفته است، این حکم اما هرگز بهطور رسمی لغو نشد. ۲۰ سال بعد، علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، اعلام کرد که این فتوا همچنان معتبر است. مدتی قبل از آن هم، بنیاد ۱۵خرداد وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام که برای سالها زیر نظر علی خامنهای فعالیت کرده و امپراتوری مالی او محسوب میشود، در سال ۱۳۹۱ جایزه قتل رشدی را از ۲.۷ میلیون دلار به ۳.۳ میلیون دلار افزایش داد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانههای آمریکایی، پدر مطر به «حزبالله» نزدیک است که از سال ۱۹۹۷، در لیست سازمانهای تروریستی خارجی ایالات متحده قرار دارد. حزبالله یکی از قدیمیترین و مشهورترین گروههای نیابتی جمهوری اسلامی است و اهمیت آن هم برای جمهوری اسلامی در درگیریهای نظامی اخیر ایران در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه ایران با اسراییل و ایالات متحده بیشتر از همیشه معلوم شده است.
اما، «مایکل دی جیاکومو»، دادستان ایالات متحده، روز چهارشنبه هفتم مرداد پس از صدور رای هیات منصفه در بیانیهای گفت: «او (هادی مطر) ماهها برنامهریزی و آمادهسازی برای اجرای آنچه که امیدوار بود اعدام سلمان رشدی و احتمالا پیروی از راه شهدایی باشد که تحسینشان میکرد، صرف کرد.»
بر اساس گزارش «فری پرس»، رسانه حامی آزادی بیان در نیویورک، بخشی از این آمادهسازی مربوط به دیدارهای مطر از خانوادهاش در جنوب لبنان بوده است. پیشتر دو خبرنگار این رسانه، در گزارشی از روابط نزدیک پدر و خانواده مطر با حزبالله پرده برداشته و به نقل از یکی از شیوخ محلی از روستای خانوادگی مطر نوشته بودند: «من کاملا متقاعد شدهام که هادی حمله به سلمان رشدی را تحت تاثیر ایدئولوژی حزبالله انجام داده است.»
جان آیزنبرگ، معاون دادستان کل آمریکا در امور امنیت ملی نیز در جریان بررسی این پرونده با این نظر موافق بوده و پس از رای مجرمیت هادی مطر در دادگاه فدرال به رسانهها گفته است که مطر «بیش از یک سال خود را در ایدئولوژی خشونتآمیز حزبالله غرق کرده و آماده عمل به فتوایی شده بود که توسط آیتاللههای ایران صادر شده و خواستار قتل آقای رشدی شده بود.»
شواهد دادگاه برای ارتباط بین هادی مطر و فتوای خمینی چیست؟
جان آیزنبرگ، معاون دادستان کل آمریکا در امور امنیت ملی، گفته است که حمله به رشدی در جریان یک نشست فرهنگی و مسالمتآمیز، «یادآور گستره جهانی تروریسم ایران» است و با این رای «عدالت اجرا شده است.» جمهوری اسلامی البته هرگونه دخالت در این حمله را رد کرده است.
بر اساس گزارشهای رسانههای آمریکایی، دادستانهای فدرال در جریان دادگاه با استناد به پیامهای رد و بدل شده در شبکههای پیامرسان اعلام کردند که هادی مطر از سال ۲۰۲۱ درباره فتوای قتل سلمان رشدی گفتوگو میکرده و معتقد بوده نویسنده کتاب «آیات شیطانی» به اسلام توهین کرده است.
به گفته دادستانها، اسناد دادگاه نشان میدهد مطر در ابتدا از «افشا کردن» سلمان رشدی سخن گفته، اما بعدها تصمیم خود برای کشتن او را مطرح کرده و در یادداشتی شخصی نوشته است: «باید هرچه زودتر او را بکشیم.»
همچنین او ماهها برنامههای عمومی و محل حضور سلمان رشدی را زیر نظر داشته و سرانجام هنگام معرفی این نویسنده برای سخنرانی، با چاقو به او حمله کرده است.
در سوی دیگر، وکلای مدافع هادی مطر در دادگاه استدلال کردهاند که دادستانها مدرکی برای اثبات انگیزه یا وضعیت ذهنی هادی مطر ارایه نکردهاند. خود مطر نیز در دادگاه حاضر به ادای شهادت نشده است. سلمان رشدی که بهعنوان شاهد در دادگاه حضور یافته، درباره مهاجم گفته است: «نمیتوانم درباره انگیزه یا هدف او اظهارنظر کنم، اما زخمها در سراسر بدنم پراکنده بود.»
«رضا علیجانی»، فعال سیاسی و روزنامهنگار که از زمان صدور فتوای خمینی در سال ۱۳۶۷ وقایع مربوط به این فتوا را دنبال کرده به ایرانوایر میگوید که فتوای خمینی روی این اقدام هادی مطر، «خیلی موثر» بوده است.
او میگوید که خمینی در سالهای پایانی عمرش دست به کارهای شگفتانگیزی چون برکناری آیتالله منتظری از جانشینی رهبری و قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ زده، میگوید: «بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، خمینی مغروری که میخواست صدام را برکنار کند، داشت با خود صدام مذاکره میکرد و دچار نوعی عقده و خشم درونی بود. این را لحظه به لحظه نشان میداد. یکی، فتوا علیه سلمان رشدی بود، یکی یک خانمی که در رادیو و تلویزیون آن موقع گفته بود اوشین الگویش است چون شناختی از حضرت فاطمه ندارد.»
در ۸ بهمن ۱۳۶۷، رادیو ایران در روز زن و سالگرد تولد «فاطمه»، دختر پیامبر مسلمانان، برنامهای زنده پخش کرد. در آن برنامه، یک زن جوان، شخصیت «اوشین» در سریال «سالهای دور از خانه» را الگوی خود خوانده و گفته بود الگوی امروزی میخواهد. خمینی در پیامی به رییس صداوسیما دستور بررسی داد و گفته بود که اگر قصد توهین به حضرت فاطمه در کار بوده، حکم آن ارتداد و اعدام است.
به گفته رضا علیجانی، موضوع ارتداد این زن، از طرف مقامات ایران «سریع تمام شد ولی مساله سلمان رشدی چون ابعاد جهانی پیدا کرد روی دست حکومت ماند و بعدا ساختار قدرتی که میخواست با غرب کنار بیاید و همزیستی مسالمتآمیزی در دوران هاشمی رفسنجانی با جهان داشته باشند، مجبور شد بگوید این فتوای مذهبی است ما کاری نمیتوانیم بکنیم ولی اقدامی هم برایش نخواهیم کرد. یعنی دولت ایران این فتوا را دنبال نخواهد کرد ولی خب نهادهای مذهبی خصوصی دنبالش بودند. اینکه پنهانی بخشهای امنیتی هم دنبالش بودند یا نه را من نمیدانم ولی بعدا هم علی خامنهای گفت این یک فتوای مذهبی است و قابل تغییر نیست.»
قتلهای زنجیرهای فرامرزی، حکمهای ارتداد و محاربه و تحدید آزادی بیان
آقای علیجانی با اشاره به موارد مشابه چون «فریدون فرخزاد»، مجری سرشناس ایرانی و از مخالفان نظام جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۷۱ در شهر بُن آلمان به قتل رسید و قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ که بر پایه فتوای ارتداد خمینی برای زندانیان سیاسی چپگرا و «محاربه» و «افساد فی الارض» برای زندانیان سیاسی نزدیک به «سازمان مجاهدین خلق» بوده، میگوید: «من همانموقع زندان بودم و اینها از یک سال پیش دورخیز کرده بودند برای اجرای ماجرا (قتلعام زندانیان سیاسی) و عملیات فروغ جاویدان هم به نوعی به نفعشان تمام شد. اما بچههای چپ که در پروژه مجاهدین نبودند و با همین فتوای ارتداد آنها را قتلعام کردند.»
او به ترور نویسندگان و شخصیتهایی چون «حسین برازنده» که در سال ۱۳۷۳ در جریان قتلهای سیاسی دهه۱۳۷۰ در مشهد کشته شد نیز اشاره کرده و میگوید: «کلا در فقهی که روحانیت شیعه دنبالش است، انسان بدون عقیده هیچ ارزشی ندارد. انسان بهعلاوه عقیده است که دارای ارزش میشود. این در یهودیت نیز هست. حقوقی که برای انسان قائلند برای عقیده و دین قائلند. نه انسان به ماهو انسان. در دنیای قدیم این ریشههایی دارد ولی در دنیای جدید انسان به ذات خود اهمیت دارد. مشخصا از عصر روشنگری و رنسانس به بعد. ولی این عقبماندگی تاریخی بهعلاوه خشونت و قساوتی که در دنیای قدیم وجود داشته و وارد ادیان هم شده حالا کار داعشی تلقی میشود.»
این روزنامهنگار و فعال سیاسی میگوید: «سلمان رشدی یک رمان نوشته و شما حداکثر میتوانید یک رمان در برابرش بنویسید. آن زمان من یادم است در کشورهای مسلمان دیگر بعد از اینکه شایعه شد چنین کتابی در آمده و هیچکس هم واقعا نخوانده بود، مثلا در پاکستان تظاهرات عظیمی اتفاق افتاد. خمینی از قضا آخرین آخوندی بود که به این کاروان پیوست ولی تندترین موضع را گرفت و پرید اول صف و بعدا هم در تاریخ ماند و منجر به این مسایل شد.»
علیجانی با تاکید بر این که دادگاه مطر که در اتهامات تروریسم مجرم شناخته شده، میتواند درسی برای گذشته و آینده ایران باشد، میگوید: «هادی مطر متهم و مجرم به یک عمل تروریستی شد. ولی در یک نظام عادلانه دادرسی محاکمه شد و شکنجه نشد. من میخواهم از این پل بزنم هم به آینده ایران و هم به گذشته ایران. نمیشود عدهای از ساواک دفاع کنند و بگویند اینها تروریستها را شکنجه میکردند. کجای حقوقبشر مجوز میدهد که تروریست را بیایید شکنجه کنید. هادی مطر، سُر و مُر و گنده رفته و آمده در دادگاه شرکت کرده و بر اساس یک روال و با آیین دادرسی عادلانه محاکمه شده و حکم گرفته. حق تجدیدنظر و اعتراض را هم برایش قائل هستند.»
رقیه رضایی
ایران وایر

