خطر اعدام در یک‌قدمی علیرضا سپاهی؛ وقتی قساوت دستگاه قضا تمامی ندارد

By | مرداد ۱۱, ۱۴۰۵

خبرگزاری «هرانا»، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران، روز پنج‌شنبه، هشتم مردادماه، پس از چند روز تایید کرد که «علیرضا سپاهی»، معترض ۲۳ساله اصفهانی که قرار بود سحرگاه سه‌شنبه، ششم مرداد به همراه پسرعمویش، «ابوالفضل سپاهی» و دیگر هم پرونده‌ای‌شان «امیرحسین صفری» در اصفهان اعدام شود، سکته کرده است. در گزارش هرانا آمده که او پس از سکته به بیمارستان «الزهرا» در اصفهان منتقل شده و پس از عملیات «احیا»، از بیمارستان دوباره به زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است؛ انتقالی که نگرانی‌ها از اجرای حکم اعدام او در روزهای آتی را به‌شدت افزایش داده است.

قوانین در ایران درباره سرنوشت محکومان به اعدام که بیمار می‌شوند یا سکته می‌کنند چه می‌گویند و قوه قضاییه و سازمان زندان‌ها در موارد مشابه چه کرده‌اند؟

***

از سحرگاه سه‌‌شنبه ششم مردادماه و سکته کردن علیرضا سپاهی چه می‌دانیم؟

بر اساس گزارش نهادهای حقوق‌بشری، علیرضا سپاهی یکی از ۱۴ معترض جوانی که در پرونده میدان علیخانی اصفهان حکم قطعی اعدام گرفته، قرار بوده سحرگاه سه شنبه ششم مرداد۱۴۰۵ به همراه ابوالفضل سپاهی، پسرعمو و امیرحسین صفری اعدام شود، اما چون قبل از اجرای حکم سکته کرده، حکم اعدام او اجرا نشده و به بیمارستان منتقل شده است. در تازه‌ترین گزارش، خبرگزاری حقوق بشری هرانا اعلام کرده که او بعد از احیا، دوباره به زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها از خطر اجرای حکم او را افزایش داده است.

شامگاه دوشنبه، ۵مردادماه اما در شبکه‌های اجتماعی ویدیوها و تصاویری از برپایی چوبه دار در میدان علیخانی اصفهان منتشر شد که بیان‌گر تصمیم قوه قضاییه به اعدام محکومان این پرونده در ملا عام داشت. به سرعت شهروندان اصفهانی در این میدان حاضر شدند و اعتراضات بالا گرفت. پیش‌تر منابع مطلع به ایران‌وایر گفتند که نیروهای سرکوب حکومت از پینت‌بال و گاز اشک‌آور برای متفرق کردن معترضان استفاده کرده و تک‌تیراندازها نیز در محل حاضر بودند و روی شهروندان لیزر سبزرنگ می‌انداختند. در اعتراضات سال‌های گذشته، دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی از لیزر سبز برای اخطار به معترضان قبل از شلیک با اسلحه جنگی استفاده کرده است؛ اخطاری که گزارش‌ها حاکی است در اغلب موارد تنها چند ثانیه به‌طول انجامیده و بعد از آن شلیک صورت گرفته است.

همان شب دست‌کم سه منبع به ایران‌وایر گفتند که در میدان علیخانی اعدامی ندیده‌اند، با این‌حال ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که گفته می‌شود مربوط به صحنه اعدام آقایان صفری و سپاهی است. ایران‌وایر مستقلا قادر به تایید این موضوع که اعدام این جوانان در میدان علیخانی صورت گرفته یا در مکان دیگری، نیست.

اما گزارش‌ها حاکی از این است که امیرحسین صفری از ناحیه دست معلولیت داشته؛ موضوعی که ادعای جمهوری اسلامی درباره امکان رویارویی  افراد این پونده با نیروهای سرکوب و به تابلو بستن و «زنده زنده سوزاندن» آن‌ها در شب هجدهم دی‌ماه در میدان علیخانی را غیرممکن می‌کند. بنا به گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، امیرحسین به شدت شکنجه شده بوده است. «مسیح علی‌نژاد»، روزنامه‌نگار در تبعید و فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی پیش‌تر در پستی در شبکه‌های اجتماعی درباره امیرحسین نوشته که در آخرین سخنانش به مادرش گفته که به همه بگویند او کسی را نکشته و ویدیویی که از او منتشر کرده‌اند، «دروغ» است.

در یک فایل صوتی منتسب به مادر ابوالفضل سپاهی نیز، او خطاب به شخصی به نام «هادی» که احتمالا از دوستان و آشنایان فرزندش است و صدای هق‌هق او هم در فایل صوتی شنیده می‌شود، می‌گوید: «هادی طاقت داری بازم بگم؟! هادی با فندک اتمی زیر چشماشو سوزونده بودن. هادی با مشت تو دماغ ابوالفضل زده بودن و فکش رو شکونده بودن.» او در ادامه نیز در میان زاری و گریه‌های سایر اعضای خانواده و شعرخوانی سوگوارانه یک مرد که گفته می‌شود پدر ابوالفضل است، می‌گوید: «ما هم علی‌اکبر داریم مادر!»؛ احتمالا اشاره او  به یکی از جوانان  کشته‌شده واقعه کربلا در تاریخ شیعه که از فرزندان «حسین»، امام سوم شیعیان است و درباره رشادت‌ها و نحوه سبعانه کشته شدنش در روز عاشورا داستان‌های حماسی زیادی گفته و شنیده شده است.

چه سرنوشتی در انتظار علیرضا سپاهی است؟ 

قوانین در ایران درباره سرنوشت محکومان به اعدام که پیش از اجرای حکم دچار حمله قلبی یا سکته شده یا بیماری سخت دیگری چون سرطان می‌گیرند، مشخص است. ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری مشخصا به همین موضوع می‌پردازد.

در این ماده قانونی مصوب سال ۱۳۹۲، می‌گوید: «هرگاه محکومٌ علیه به بیماری جسمی یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تاخیر در بهبودی وی شود، قاضی اجرای احکام کیفری با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی، اجرای مجازات را به تعویق می‌اندازد.»

تبصره این ماده قانونی نیز می‌گوید: «هرگاه حین اجرای مجازات، بیماری حادث شود و تعویق اجرای مجازات فوریت داشته باشد، قاضی اجرای احکام کیفری، ضمن صدور دستور توقف اجرای آن، طبق مقررات این ماده اقدام می‌کند.»

«محمد اولیایی‌فرد»، حقوقدان و از مشاوران حقوقی ایران‌وایر با استناد به این ماده می‌گوید: «اگر اجرای حکم باعث وضعیت بیماری محکوم تشدید شود یا بهبودی او به خاطر بیفتد در حدود باید به تعویق بیفتد و در تعزیر می‌تواند تبدیل به مجازات بدیل شود.»

«موسی برزین»، دیگر مشاور حقوقی ایران‌وایر نیز به آیین‌نامه نحوه اجرای مجازات‌ها اشاره کرده و می‌گوید که مطابق این آیین‌نامه، «اگر شخصی بیماری داشته باشد و این باعث عدم اجرای حکم بشود، باید منتظر باشند که آن بیماری رفع شده و بعدا آن حکم اجرا شود. این بیماری نوعش متفاوت است و کسی که سرما خورده باشد شاید نیازی به انتظار برای رفع سرماخوردگی نباشد اما در مورد کسی که سکته می‌کند، اصولا چون یک بیماری جدی است و نمی‌توانند در حالی‌که علایم سکته رفع نشده یا خطر وقوع دوباره خیلی نزدیک است، آن مجازات را اجرا کنند.»

به گفته آقای برزین، «در مورد اعدام هم همین‌طور است و ممکن است بگویند شخصی که اعدام می‌شود بالاخره قرار است فوت کند این‌که قبلا مریض باشد یا نباشد چه فرقی دارد، ولی به‌هر حال قانون این را مقرر کرده و نمی‌شود کسی که سکته کرده را برداشت برد و اعدامش کرد.»

این حقوقدان ایرانی در ادامه به سبعانه بودن مجازات اعدام که این روزها با فشار «غلامحسین محسنی اژه‌ای»، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی به‌شدت نیز شتاب گرفته، تاکید کرده و می‌گوید: «این ماهیت مساله اعدام است و یکی از مخالفت‌ها با این مجازات هم بر سر همین است که اشخاصی که می‌دانند می‌خواهند اعدام شوند، به‌خصوص در روزهای آخر یا از لحاظ روانی یا از لحاظ جسمی دچار یک سری مشکلات و بیمار‌ی‌هایی می‌شوند. خیلی از کسانی که برای اعدام برده می‌شوند، در آن مسیری که می‌برند، از حال می‌روند و تعداد گزارش‌هایی که در آن ماموران در حالی که محکوم از حال رفته، بی‌هوش بوده یا سکته کرده بوده ولی او را اعدام کردند، واقعا کم نیست. نمونه‌هایی از آن هم در خبرها منتشر شده است.»

اعدام با تن شکنجه‌شده، رنجور و بیمار؛ قساوتی که تمامی ندارد

اگرچه قوانین در ایران می‌گویند که چنان‌چه محکوم به اعدام بیمار است دستگاه قضایی برای اجرای حکم باید صبر کند، ولی عملا در زندان‌های ایران چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. شاید بارزترین بر دار شدن در حین بیماری، مربوط به «ریحانه جباری» باشد، دختر جوانی که سحرگاه سومآبان۱۳۹۳، قوه قضاییه به گواه حرف های مادرش تن تب‌دار او را بر بالای دار کشید. ریحانه در نوزده سالگی به اتهام قتل «مرتضی سربندی»، پزشک و از اعضای سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد و در حالی‌که در پرونده‌اش تناقضات و ابهامات بسیاری وجود داشت، در آبان‌ماه ۱۳۹۳ اعدام شد. مراسم خاکسپاری او با تدابیر شدید امنیتی و به‌دست ماموران زندان انجام شد.

اما ریحانه تنها بیمار سربه‌دار در زندان‌های ایران نبوده است. هر از گاهی از پستوهای مخوف زندان‌های ایران که از آن برای اعدام زندانیان استفاده می‌شود، گزارش‌هایی از اجرای حکم اعدام به‌رغم بیماری و با تن رنجور یا دست و پای شکسته از شکنجه یا ضرب و شتم ماموران حین انتقال به چوبه دار، راه به بیرون پیدا می‌کنند.

برای مثال، اوایل مهرماه ۱۳۹۲، رسانه‌های حقوق‌بشری نامه‌ای منتسب به «جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان» را منتشر کردند. در این نامه، این زندانیان سیاسی شهادت داده بودند که در روز پنجشنبه ۲۸شهریور۱۳۹۲، ماموران زندان زاهدان، «احمد عیسی‌زهی»، جوان ۲۳ساله بلوچ محکوم به اعدام با اتهام مرتبط با مواد مخدر را از بند جوانان به قرنطینه بردند و تا روز شنبه حکمش را اجرا کنند. طبق گزارش پزشکی قانونی او چند ساعت قبل از اعدام سکته و فوت کرده، «ولی این ظالمان به همان‌صورت ایشان را به دار می‌‌آویزند که اثر پارگی گردن در زمان تدفین ایشان این امر را روشن می‌کند.»

همچنین در اسفندماه ۱۳۹۹، «امید مرادی»، از وکلای «زهرا اسمعیلی»، زنی که به قتل همسرش، «علیرضا زمانی»، از ماموران وزارت اطلاعات متهم و به قصاص محکوم شده بود، اعلام کرد که موکلش پیش از اعدام در زندان «رجایی‌شهر» کرج بر اثر سکته جان باخته ولی مقامات این زندان، همچنان او را دار زده‌اند.

به گفته آقای مرادی، زهرا اسمعیلی با دیدن اعدام چند مرد پیش از اجرای حکم سکته کرده بوده و در گواهی فوت او هم دلیل مرگ، «ایست قلبی» عنوان شده است: «۱۶ نفر مرد را قبل از زهرا و جلوی چشمانش دار زدند. زهرا قبل از این که پای چوبه دار برود سکته کرد و قلبش ایستاد و مرد. با این وجود جسد بی جانش را دار زدند … مادر مقتول شخصا زیر چهارپایه زد تا حتی برای چند لحظه جنازه عروسش را بالای دار ببیند.»

موسی برزین با ابراز تاسف و تاکید بر سبعانه بودن مجازات اعدام و احتمال بالای سکته زندانی پیش از اجرای حکم، می‌گوید: «ظالمانه است کسی را در چنین وضعیتی در حالی‌که سکته کرده است و نمی‌تواند راه برود را بردارند ببرند و اعدام کنند، ولی متاسفانه کرده‌اند.»

او ادامه می‌دهد: «مواردی هست و خبرهایی از طرف خانواده یا هم‌بندی‌ها به‌دست ما می‌رسد که می‌گویند، فرد در حالت خودش نبوده، بیهوش بوده یا بعضا چون در مسیر بردن به پای چوبه دار مقاومت کرده ماموران با او درگیر شده و نهایتا مجروح شده، آسیب دیده ولی او را باز هم اعدام کرده‌اند. این‌ها همه در ماهیت اعدام وجود دارد. این موارد همه رخ می‌دهد و توجهی هم نمی‌کنند.»

اشاره آقای برزین به مواردی است که در سال‌های گذشته دست‌کم در مورد معترضان اعدام‌شده بارها به بیرون درز کرده است. اعدام «مجیدرضا رهنورد» در مشهد و در جریان اعتراضات «زن زندگی آزادی» در حالی‌که در اثر شکنجه دستش شکسته و گچ گرفته شده بود و اعدام «مجید کاظمی»، «صالح میرهاشمی» و «سعید یعقوبی» در پرونده موسوم به «خانه اصفهان» در همان اعتراضات۱۴۰۱ در حالی‌که پیش از بردن برای اجرای حکم به‌شدت شکنجه و ضرب و شتم شده بودند و زخمی و مجروح به پای چوبه دار برده شدند، تنها چند مورد از این موارد هستند.

این وکیل دادگستری همچنین تاکید دارد: «موارد وحشتناکی را تعریف می‌کنند. می‌آیند نیمه‌شب، زندانی را ساعت دو و سه بیدارش می‌کنند که بیا برویم و این زندانی‌ها می‌دانند که رفتار مامورها نشان می‌دهد که قرار است اعدام شوند. این‌ها همه بار خاص مضاعفی را علاوه بر آن مجازات به روی شخص می‌گذارد و واقعا ظالمانه است. شخصی که می‌خواهد اعدام شود، ممکن است چند سال زیر حکم اعدام باشد و هر روز منتظر باشد که مبادا الان بیایند یا فردا بیایند. این خودش رنج مضاعفی است.»

آقای برزین در طول این مصاحبه بارها با ابراز ناتوانی از وصف میزان فشار روانی و جسمی حجم خشونتی که زندانیان محکوم به اعدام با آن مواجه هستند، می‌گوید که «مطابق تعهدات بین‌المللی فقط در جرایم جدی شاید بشود اعدام کرد. اما در ایران، خیلی از این جرایم جدی نیست و لزومی هم به اعدام نیست ولی به‌هر حال بحث سیاسی و امنیتی است.»

این حقوقدان در پایان نیز می‌گوید: «الان هر چند که امیدواریم حکم آقای سپاهی کلا متوقف شود، با توجه به قوانین و رویه‌های قبلی این خطر وجود دارد که وقتی علایم سکته برطرف شد، او را دوباره برای اعدام ببرند. احتمالا این‌که از بیمارستان برگرداندند، نشان می‌دهد که گفتند خطر جدی نیست، چون اگر خطر جدی بود بیمارستان باید نگهش می‌داشتند. یعنی هر لحظه این خطر وجود دارد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *