آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

By | شهریور ۶, ۱۴۰۵

گرانی در ایران به قبرستان هم رسیده است. در برخی آرامستان‌ها حق دفن با قیمت‌های میلیاردی آگهی می‌شود، خانواده‌ها جای دفن خود یا نزدیکان‌شان را برای تامین هزینه‌های زندگی می‌فروشند و برخی برای فرار از هزینه‌های سنگین، مردگان‌ را به قبرستان‌های ارزان‌تر یا رایگان روستاها می‌برند.

بررسی آگهی‌های فروش قبر در تهران نشان می‌دهد قیمت پیشنهادی یک قبر سه‌طبقه در قطعات ۳۹ و ۷۲ «بهشت زهرا» به سه میلیارد تومان می‌رسد؛ در حالی که بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، رزرو سه طبقه قبر در همین محدوده ۳۴۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد. به این ترتیب، قیمت پیشنهادی در بازار آگهی‌ها بیش از ۸.۶ برابر تعرفه رسمی است.

این سه میلیارد تومان معادل بیش از ۱۸۰ ماه حداقل مزد پایه سال ۱۴۰۵ است؛ یعنی یک کارگر با حداقل مزد پایه، اگر بیش از ۱۵ سال تمام حقوقش را بدون هیچ هزینه‌ای پس‌انداز کند، تازه به قیمت پیشنهادی چنین قبری می‌رسد. حتی تعرفه رسمی رزرو همین قبر نیز معادل نزدیک به ۲۱ ماه حداقل مزد پایه است.

این بازار فقط مختص پایتخت نیست. در آرامستان «باغ فردوس» کرمانشاه، قیمت قبر در آگهی‌ها به سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان هم می‌رسد. در آرامستان «صاحب‌الزمان» کرمان نیز قبرهای دوطبقه تا دو میلیارد تومان آگهی شده‌اند و نمونه‌های یک‌میلیاردی در «امامزاده طاهر» کرج و «خلدبرین» یزد دیده می‌شود.

در مشهد، مقبره‌های خانوادگی «بهشت رضا» تا حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده‌اند و قیمت محل دفن در حرم امام رضا نیز در گزارش‌های منتشرشده تا حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان ذکر شده است.

صورت‌حساب آخرین بدرقه

قبر فقط یکی از هزینه‌های مرگ است. انتقال پیکر، غسل و کفن، دفن، سنگ قبر، مسجد، گل، پذیرایی و مراسم، هر کدام هزینه جداگانه‌ای دارند.

در تهران، بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، هزینه برخی خدمات اولیه از صدها هزار تا چند میلیون تومان است. استفاده از خودروی حمل خصوصی نیز برای سه ساعت نخست پنج میلیون تومان هزینه دارد.

با احتساب قبر، خدمات آرامستان، سنگ موقت، مسجد یا تالار، گل، پذیرایی و سایر خدمات، هزینه خاکسپاری و برگزاری یک مراسم شهری برای حدود ۱۰۰ نفر می‌تواند به حدود ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان برسد. انتخاب قبر گران‌تر، سنگ گران‌قیمت، غذای کامل یا برگزاری چند مراسم می‌تواند این رقم را به‌مراتب افزایش دهد.

اما برای بسیاری از خانواده‌ها مساله انتخاب قبر میلیاردی یا سنگ چند‌صد میلیونی نیست؛ تامین هزینه یک خاکسپاری معمولی است؛ هزینه‌ای که می‌تواند آنان را به کوچک‌کردن مراسم، حذف سوم و هفتم یا انتخاب محل دفن ارزان‌تر وادار کند.

فشار اقتصادی تنها خانواده‌هایی را که باید مردگان خود را دفن کنند، درگیر نکرده است. در سوی دیگر این بازار، کسانی هستند که جای دفن خود یا نزدیکان‌شان را برای تامین نیازهای امروز می‌فروشند.

وقتی حق دفن به دارایی تبدیل می‌شود

ایران‌اینترنشنال با سه نفر از افرادی که در تهران و کرمانشاه برای فروش قبر آگهی منتشر کرده‌اند، در پوشش خریدار تماس گرفت.

یکی از آنها در تهران یک طبقه خالی از قبر پدرش را برای فروش گذاشته است؛ جایی که خانواده برای دفن مادر نگه داشته بودند.

او گفت: «خدا را شکر مادرمان سالم است و ما الان به این پول بیشتر نیاز داریم.»

در کرمانشاه، فروشنده دیگری قبر مادرش را که حدود ۴۰ سال پیش در باغ فردوس دفن شده، آگهی کرده است. او موقعیت قبر در نزدیکی پارکینگ را یکی از امتیازهای آن می‌داند و می‌گوید هر زمان خریدار قصد دفن داشته باشد، پس از دریافت پول برای انجام مراحل انتقال حاضر خواهد شد تا قبر را به او «هدیه» کند.

فروشنده دیگری در کرمانشاه سال‌ها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود تا پس از مرگ در کنار او دفن شود، اما اکنون همان قبر را برای فروش گذاشته است.

او می‌گوید پیدا کردن قبر در باغ فردوس دشوار شده، اما فعلا پول آن برای خانواده‌اش ضروری‌تر است. به گفته او، فعلا زنده است و بیشتر به پول قبر نیاز دارد تا بتواند چیزهایی را که فرزندانش لازم دارند فراهم کند و ترجیح می‌دهد فعلا نگران راحتی دسترسی آنها به قبرش پس از مرگ نباشد.

در این بازار، حتی جایی که برای دفن در کنار پدر، مادر یا دیگر اعضای خانواده نگه داشته شده است، می‌تواند در برابر نیازی فوری‌تر قرار گیرد: پولی که خانواده امروز به آن نیاز دارد.

قبر در مزایده

قبر فقط در آگهی‌های شخصی به‌عنوان دارایی عرضه نمی‌شود. اسناد اجرای احکام نشان می‌دهند حق دفن می‌تواند برای وصول بدهی توقیف و به مزایده گذاشته شود.

در سال ۱۴۰۱، یک طبقه قبر در قطعه ۳۶ بهشت زهرا و در خرداد ۱۴۰۴، قبری در قطعه ۶۲ باغ فردوس کرمانشاه به مزایده گذاشته شدند.

خرید‌وفروش آزاد قبر در بسیاری از آرامستان‌ها مجاز نیست و انتقال حق دفن باید از مسیرهای رسمی انجام شود. در تهران نیز حق انتفاع قبر باید در سازوکار سازمان بهشت زهرا ثبت شود.

اما محدودیت قانونی بازار را از میان نبرده است. آگهی‌ها همچنان منتشر می‌شوند و برخی واگذاری‌ها با عناوینی مانند «هدیه» انجام می‌شوند. همان فروشنده کرمانشاهی می‌گوید پس از دریافت پول، مراحل لازم را انجام خواهد داد تا قبر مادرش به خریدار «هدیه» شود.

نتیجه، بازاری کم‌شفاف است؛ نه آمار رسمی جامعی از تعداد معاملات وجود دارد، نه قیمت نهایی آنها روشن است و نه همیشه مشخص است حقی که در یک آگهی عرضه شده، در نهایت قابل انتقال خواهد بود.

مهاجرت مردگان

پیامد دیگر گرانی قبر را می‌توان در روستاهای اطراف برخی شهرها دید.

گزارش‌هایی از اطراف مشهد و گرگان نشان می‌دهند برخی خانواده‌های شهری برای کاهش هزینه، پیکر بستگان خود را برای دفن به قبرستان‌های رایگان یا ارزان روستاها منتقل می‌کنند. در یکی از این گزارش‌ها از افزایش مراجعه خانواده‌های شهری به قبرستان‌های روستایی گفته شده و در روستایی دیگر، اهالی برای جلوگیری از دفن افراد غیربومی دور قبرستان حصار کشیده‌اند.

گزارش‌های مشابهی نیز از شهرهای دیگر منتشر شده است. آمار رسمی از تعداد چنین مواردی وجود ندارد، اما این نمونه‌ها نشان می‌دهند هزینه قبر می‌تواند حتی جغرافیای دفن را تغییر دهد.

قیمت قبرها البته تنها حاصل تورم نیست. محدودیت ظرفیت آرامستان‌های قدیمی، تمایل به دفن در کنار بستگان و جایگاه مذهبی برخی محل‌ها نیز بر قیمت اثر می‌گذارند.

در نتیجه، خانواده‌ای برای کاهش هزینه پیکر عزیزش را از شهر خارج می‌کند و در همان زمان، جای دفن در برخی آرامستان‌های قدیمی به دارایی‌ای با قیمت میلیاردی تبدیل می‌شود.

سوگواری زیر فشار مالی و امنیتی

برای برخی خانواده‌ها، دشواری دفن فقط اقتصادی نیست. گزارش‌های مربوط به کشته‌شدگان اعتراضات و اعدام‌شدگان در ایران نشان می‌دهند تحویل پیکر، محل دفن و حتی برگزاری مراسم سوگواری نیز می‌تواند تحت فشار و کنترل نهادهای امنیتی قرار گیرد.

در مواردی، این فشار با مطالبه پول نیز همراه شده است. خانواده بابک پورمظاهری، معترض ۳۷ ساله کشته‌شده در استان البرز، پیکر او را پس از سه روز و با پرداخت ۴۰۰ میلیون تومان تحویل گرفت. در پرونده جمشید مومنی نیز برای تحویل پیکر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان مطالبه شد و پس از اعلام ناتوانی خانواده در پرداخت، از آنان خواسته شد او را «شهید حکومتی» معرفی کنند.

در پرونده اسماعیل فکری نیز خانواده از محل دفن او بی‌اطلاع ماند و یک مامور امنیتی برای اعلام نشانی قبر ۱۵۰ میلیون تومان مطالبه کرد.

در این موارد، هزینه مرگ دیگر فقط قیمت قبر و مراسم نیست؛ پول با کنترل بر تحویل پیکر، محل دفن و امکان سوگواری درهم آمیخته است.

دو سوی بازار قبر

در بازاری که حق دفن می‌تواند میلیاردها تومان قیمت داشته باشد و حتی برای پرداخت بدهی به مزایده گذاشته شود، برخی خانواده‌ها همان جای دفنی را که سال‌ها برای خود یا نزدیکان‌شان نگه داشته‌اند، برای تامین هزینه‌های زندگی می‌فروشند.

در کرمانشاه، مردی سال‌ها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود. حالا آن را برای فروش گذاشته است.
او می‌گوید فعلا به پول این قبر برای تامین نیازهای فرزندانش بیشتر از جایی برای دفن خودش نیاز دارد.

سامان رحمتیان

ایران‌اینترنشنال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *