۵ شهریور ۱٣۵۷ / ٢۷ اوت ۱۹۷۸: جعفر شریفامامی در نخستین روز صدارت خود، تقویم شاهنشاهی را کنار میگذارد… این نوع سالشماری که از نوروز ۱٣۵۵، به مناسبت پنجاهمین سال سلطنت سلسلۀ پهلوی و بدون کوچکترین نظرخواهی از مردم وضع شد، بیشتر از دو سال و نیم عمر نکرد. انحلال این تقویم در عین حال یکی از اولین عقبنشینیهای حکومت در برابر اعتراضات روحانیت بود. شریفامامی همزمان، دستور تعطیل کازینوها یا بهقولی قمارخانههای کشور را نیز صادر کرد.
پایان کار تقویم شاهنشاهی همزمان با خبر برکناری دولت جمشید آموزگار، توسط روزنامههای بزرگ کشور اعلام شد. در اواخر تابستان ۵۷، مردم ایران دو واقعیت را بهخوبی دریافته بودند: مملکت با بحرانی کمسابقه مواجه است و حکومت و پادشاه به دستپاچگی افتادهاند.
گفته میشود یکی از دلایل برکناری جمشید آموزگار ناسازگاری او با روحانیت بوده است. ظاهراً محمدرضاه شاه پهلوی در ماههای آخر به فکر دلجویی از آخوندها افتاده بود. به احتمال زیاد، دلیل اصلی انتخاب شریفامامی نیز همین امر بوده که حداقل از نظر شخص پادشاه، نخستوزیر جدید «نزدیک به روحانیت» تصور میشد.
در همان ایام، روزنامۀ اطلاعات در معرفی شریفامامی به تفصیل از خاندان و اجداد روحانی او و تألیفات دینیشان تعریف و تأکید کرد که «نخستوزیر تازۀ ایران از هر نظر روحانیزاده و وابسته به سلالۀ متفکران بزرگ اسلامی است.»
شریفامامی نیز خود در نخستین روز مسئولیت تازهاش اعلام کرد که حالا «باید در فروغ جهانگیر قرآن و تعالیم اسلام و در قلمرو قانون اساسی به نجات مملکت کمر همت بست…»
با اینحال عمر دولت شریفامامی به سه ماه هم نرسید و اوضاع روزبهروز خرابتر شد.
تاریخ شاهنشاهی داخل پرانتز
درست در همان روزی که تیترهای اصلی مطبوعات مردم را از «سقوط دولت آموزگار و نخستوزیری شریفامامی» باخبر میکرد، خبر مربوط به تقویم نیز در گوشه و کنار صفحات اول دیده میشد: «اولین بخشنامۀ دولت جدید: سال شاهنشاهی تغییر کرد» و یا «تاریخ شمسی دوباره تاریخ رسمی شد.»
بخشنامۀ شریفامامی با لحنی محافظهکارانه، بدون این که از انحلال تقویم شاهنشاهی حرف بزند، یادآوری میکرد که قانون تصویبشده در سال ۱٣۰۴ خورشیدی همچنان معتبر است و سپس در ادامه، متن این قانون را نقل میکرد که «مبدأ تاریخ، سال هجرت حضرت خاتمالنبیین» است. در پایان بخشنامه، نخستوزیر اضافه کرده بود که همۀ وزارتخانهها و ادارات تابعه باید «مفاد این قانون را مجری و منظور دارند و البته تاریخ شاهنشاهی یا هجری قمری یا میلادی را بر حسب مورد، بینالهلالین (داخل پرانتز) ذکر کنند.»
بدین ترتیب تقویمی که بیمقدمه از فروردین ۱٣۵۵ (یا ٢۵٣۵) و به مناسبت پنجاهمین سلطنت سلسلۀ پهلوی به همۀ مؤسسات خصوصی و دولتی، مدارس، دانشگاهها و البته به رسانهها تحمیل شد، نزدیک به دو سال و نیم معتبر ماند.
ابداع تقویم شاهنشاهی
بعد از بحثهای مفصل که مبدأ تاریخ شاهنشاهی باید سال تولد کورش باشد یا سال تاجگذاریاش یا سال فتح بابل، بالاخره مشاوران شاه به این نتیجه رسیده بودند که سال ۵۵۹ پیش از میلاد، یعنی سال تاجگذاری کوروش باید به عنوان مبدأ تعیین شود. بدین ترتیب سال شروع سلطنت محمدرضاشاه (۱٣٢۰ هجری خورشیدی) با سال ٢۵۰۰ شاهنشاهی مصادف میشد.
بعد از انقلاب، کم نبودند مسئولان و مقامات پیشین که میگفتند تحمیل تقویم شاهنشاهی و قبل از آن تأسیس حزب رستاخیز، دو نشانۀ واضح و زننده از نخوت کورکنندهای بود که در نهایت باعث سقوط رژیم شد.
حزب رستاخیز نیز حدود سه سال و نیم عمر کرد و در آخر تابستان ۵۷ منحل شد. خبر انحلال این حزب را روزنامهها در روز سوم مهر ۱٣۵۷ اعلام کردند.

