یک نفتکش برای خارج شدن از چرخه انتقال نفت لازم نیست غرق شود. میشود سکان آن را با توپ جنگنده زد، به موتورخانهاش موشک شلیک کرد یا آن را هزاران کیلومتر دورتر از ایران، خالی از نفت، پشت خط محاصره نگه داشت.
از ۹اسفند۱۴۰۴، روز آغاز جنگ، تا ۱۸شهریور۱۴۰۵ هر سه اتفاق برای نفتکشهایی افتاده که بخشی از شبکه انتقال نفت جمهوری اسلامی بودهاند.
در ماههای نخست، آمریکا نفتکشهایی را که قصد ورود به بنادر ایران یا خروج از آنها داشتند هدف گرفت. در تابستان، با ازسرگیری محاصره، یک نفتکش بزرگ در مسیر خارک از کار افتاد. در شهریور اما حملات شکل دیگری پیدا کرد؛ سنتکام در فاصله سه روز هشت نفتکش را هدف قرار داد و درباره بعضی از آنها اعلام کرد برای همیشه از کار افتاده یا کاملا منهدم شدهاند.
در سوی دیگر ماجرا نفتکشهایی هستند که هیچ موشکی به آنها نخورده است. بارشان را در آسیا تخلیه کردهاند، سالماند، اما نمیتوانند برای گرفتن نفت بعدی به ایران برگردند. رویترز شمار تنها یک گروه از این نفتکشها را که خالی در نزدیکی سریلانکا ماندهاند، ۲۷ فروند اعلام کرده است.
بررسی «ایرانوایر» از اطلاعیههای رسمی آمریکا و اطلاعات کشتیها نشان میدهد از آغاز جنگ، دستکم ۱۶ نفتکش در حملات آمریکا از کار افتاده یا منهدم شدهاند. مجموع ظرفیت نفتکشهایی که در این مدت هدف قرار گرفتهاند، حدود ۲.۶۵ میلیون تن DWT است.
همه این ظرفیت برای همیشه از دست نرفته است. بعضی از نفتکشهای هدفگرفتهشده در ماههای نخست، بعدا دوباره در سامانههای ردیابی دیده شدهاند. اما با اطلاعات موجود تا ۱۸شهریور، بیش از ۱.۵ میلیون تن ظرفیت همچنان متعلق به نفتکشهایی است که آخرین وضعیت اعلامشده آنها «غیرعملیاتی»، «برای همیشه از کار افتاده» یا «منهدم شده» است. این تازه بخش قابل مشادهده خسارت است.
۵۳ نفتکش؛ ایران با چه ناوگانی وارد جنگ شد؟
برای محاسبه آنچه ایران در این شش ماه از دست داده، ابتدا باید یک سوال ساده را جواب داد: جمهوری اسلامی روز آغاز جنگ چند نفتکش داشت؟
برای پاسخ به این سوال باید در نظر داشت که در یک طرف، ناوگان رسمی شرکت ملی نفتکش ایران قرار دارد. در طرف دیگر، مجموعه بزرگی از کشتیهایی که با پرچم کشورهای دیگر، مالکان ناشناس یا شرکتهای واسطه نفت تحریمشده ایران را حمل میکنند؛ مجموعهای که به «ناوگان سایه» مشهور شده است.
حتی درباره ناوگان رسمی نیز عددهای متفاوتی وجود دارد.
TankerMap در پایگاه خود ۶۷ نفتکش ایرانپرچم ثبت کرده است. این پایگاه در آخرین دادههای قابل مشاهده، ۴۲ فروند را در حال حرکت و ۲۵ فروند را متوقف نشان میدهد. این عدد اما تعداد نفتکشهای شرکت ملی نفتکش ایران نیست.
NITC، یکی از روشنترین دادههای قابل استناد در گزارش سرویس تحقیقات کنگره آمریکا در گزارشی با استناد به Clarkson Tanker Register، ناوگان شرکت ملی نفتکش ایران را ۵۳ نفتکش با مجموع ظرفیت ۱۳ میلیون و ۴۹۵ هزار تن DWT اعلام کرده است.
DWT یا «تناژ وزن مرده»، وزن محموله، سوخت، آب و دیگر اقلامی است که کشتی میتواند حمل کند. بنابراین دقیقا معادل ظرفیت حمل نفت نیست، اما برای مقایسه اندازه و توان حمل نفتکشها معیار استانداردی است. با این مبنا، ایران با یک ناوگان رسمی حدود ۱۳.۵ میلیون تنی وارد جنگ شد.
به ۱۱ درصد ظرفیت رسمی ایران موشک خورد
از میان نفتکشهایی که از آغاز جنگ هدف آمریکا قرار گرفتهاند، دستکم شش کشتی به ناوگان رسمی ایران مرتبط بودهاند:
Hasna، Sea Star III، Sevda، Downy، Stark I و Derya.
مجموع ظرفیت این شش نفتکش حدود ۱.۵۵ میلیون تن DWT است؛ یعنی معادل تقریبی ۱۱.۵ درصد ظرفیت ۱۳.۵ میلیون تنی NITC.
اما ۱۱.۵ درصد را نمیتوان «ظرفیت ازدسترفته» ایران نامید.
داستان Hasna این تفاوت را بهخوبی نشان میدهد. ۱۶اردیبهشت، یک جنگنده F/A-18 آمریکایی در خلیج عمان به Hasna نزدیک شد. این نفتکش به سمت یکی از بنادر ایران حرکت میکرد. براساس روایت سنتکام، خدمه به هشدارها توجه نکردند. جنگنده آمریکایی با توپ ۲۰ میلیمتری به سکان نفتکش شلیک کرد و آن را از کار انداخت. دو روز بعد، همین اتفاق برای Sea Star III و Sevda افتاد. این بار جنگنده آمریکایی به دودکش دو نفتکش مهمات دقیق شلیک کرد و سنتکام اعلام کرد هر دو از حرکت به سمت ایران بازماندهاند.
اما این سه نفتکش برای همیشه ناپدید نشدند. TankerMap در دادههای ۱۷شهریور Hasna را دوباره در آبهای منطقه ثبت کرده است. بنابراین صرف هدف قرار گرفتن یک نفتکش یا حتی «از کار افتادن» آن در روز حمله، به معنی حذف دائمی ظرفیت آن نیست.
شهریور؛ این بار هدف، حذف نفتکشها بود
حملات ۱۴شهریور جنس دیگری داشت.
آن روز سنتکام اعلام کرد سه نفتکش Downy، Stark I و Kylo را پس از حملات موشکی سپاه پاسداران به دو ناو آمریکایی هدف قرار داده است.
درباره دو کشتی اول، عبارت سنتکام صریح بود: «برای همیشه از کار افتادند.»
Kylo که با نام Noxen نیز شناخته میشد، خالی بود. خدمه به دستور نیروهای آمریکایی کشتی را ترک کردند و بعد چند نقطه حیاتی آن هدف قرار گرفت. سنتکام گفت این نفتکش «کاملا منهدم» شده است. سه روز بعد، آمریکا پنج نفتکش دیگر را زد.
Kaviz، Charminar، Horizon 1 و Riesco در خلیج عمان و Derya در نزدیکی خارک.
این بار نیز ابتدا به خدمه گفته شد کشتیها را ترک کنند. بعد حمله انجام شد. سنتکام اعلام کرد هر پنج شناور «غیرقابلعملیات» شدهاند.
در فاصله تنها سه روز، هشت نفتکش هدف قرار گرفتند.
سه فروند از نفتکشهای این حملات، Downy، Stark I و Derya، در ناوگان رسمی ایران قرار میگیرند. مجموع ظرفیت آنها نزدیک به ۷۷۶ هزار تن DWT است.
این یعنی در پایان ۱۸شهریور، فقط همین سه نفتکش معادل حدود ۵.۷ درصد ظرفیت رسمی شرکت ملی نفتکش ایران را تشکیل میدادند.
Downy و Derya برای ایران بسیار مهم هستند. آنها از نفتکشهای بسیار بزرگ حمل نفت خام، یا VLCC هستند. دادههای TankerMap ظرفیت Downy را نزدیک ۲۹۷ هزار تن و Derya را بیش از ۳۱۹ هزار تن نشان میدهد.
هر VLCC در این ابعاد میتواند حدود دو میلیون بشکه نفت خام حمل کند.
ناوگانی که اسم ایران روی بدنهاش نیست
اما اگر فقط نفتکشهای ایرانپرچم یا NITC شمرده شوند، بخش اصلی شبکه انتقال نفت جمهوری اسلامی بیرون محاسبه میماند.
سالها تحریم نفتی باعث شده ایران برای رساندن نفت به مشتری، به شبکهای از کشتیها با پرچم کشورهای مختلف، شرکتهای کمنامونشان و ساختارهای مالکیتی پیچیده متکی شود.
اندازه این «ناوگان سایه» یک عدد ثابت ندارد.
S&P Global در شهریور۱۴۰۴، حدود شش ماه پیش از آغاز جنگ، ۱۷۰ کشتی با مجموع ظرفیت ۳۴.۲ میلیون تن DWT را در ناوگان سایه مرتبط با ایران دانسته بود.
از این تعداد ۸۶ فروند VLCC بودند. S&P نوشته بود بیشتر این نفتکشها توسط شرکتهای ناشناختهای اداره میشوند که تصور میشود با تهران ارتباط دارند.
این عدد را نباید با ۵۳ نفتکش NITC جمع کرد و نتیجه گرفت ایران ۲۲۳ نفتکش در اختیار داشته است. تعریف «ناوگان سایه» میان موسسات مختلف یکسان نیست و ممکن است بخشی از شبکه رسمی و غیررسمی با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
تنها S&P پیش از جنگ ۱۷۰ کشتی را در ناوگان سایه ایران شمارش کرده بود.
اولین شکارها؛ شلیک به موتورخانه
حمله به نفتکشها از شهریور شروع نشد.
آمریکا از ۲۴فروردین محاصره دریایی ورود و خروج به بنادر ایران را اجرا کرد. در هفتههای بعد، هر کشتی که به دستور نیروهای آمریکایی برای تغییر مسیر تن نمیداد، با خطر حمله روبهرو بود.
پس از Hasna، Sea Star III و Sevda، نوبت نفتکشهای دیگری رسید.
۱۲خرداد، Lexie با پرچم بوتسوانا به سمت خارک میرفت. به گفته سنتکام، خدمه طی ۲۴ ساعت چند بار به دستور تغییر مسیر توجه نکردند. یک هواپیمای آمریکایی سرانجام یک موشک هلفایر به موتورخانه کشتی شلیک کرد.
Lexie دیگر به خارک نرسید.
۱۸خرداد Marivex هدف قرار گرفت. این بار مهمات دقیق به بخش مهندسی و سامانه هدایت نفتکش اصابت کرد.
پس از آن Settebello و سپس Jalveer هدف قرار گرفتند. درباره Jalveer، دو موشک هلفایر به موتورخانه شلیک شد. سنتکام در همان اطلاعیه اعلام کرد از زمان شروع محاصره، در مجموع ۹ شناور را از کار انداخته است.
همه آن ۹ شناور نفتکش نبودند. با کنار گذاشتن کشتیهای باری از این فهرست، هفت نفتکش در مرحله نخست باقی میمانند.
Belma؛ یک نفتکش، دو حمله
۲۳تیر آمریکا محاصره را دوباره برقرار کرد. کمتر از یک روز بعد، Belma در راه خارک بود.
Belma خالی بود و با پرچم کوراسائو حرکت میکرد. سنتکام میگوید کشتی به هشدارها توجه نکرد و یک هواپیمای آمریکایی با شلیک موشک هلفایر به دودکش آن، نفتکش را از کار انداخت. کشتی دیگر به سمت ایران حرکت نکرد.
Belma یک نفتکش بسیار بزرگ در کلاس VLCC و با ظرفیت حدود ۳۰۰ هزار تن DWT است.
با اضافه کردن Belma به هفت نفتکش مرحله نخست و هشت نفتکش حملات شهریور، تعداد نفتکشهایی که از آغاز جنگ هدف قرار گرفته و در زمان حمله از کار افتادهاند، به ۱۶ فروند میرسد.
۱۶ نفتکش؛ اما خسارت را باید با «تن» شمرد
۱۶ نفتکش هماندازه نیستند.
از کار افتادن یک نفتکش کوچک با حذف یک VLCC سیصد هزار تنی از چرخه حمل نفت اثر یکسانی ندارد.
به همین دلیل، شمار کشتیها به تنهایی نمیگوید چه میزان از توان انتقال نفت ایران هدف قرار گرفته است.
جمع ظرفیت نفتکشهای هدفگرفتهشده از ۹اسفند تا ۱۸شهریور، با استفاده از DWT ثبتشده برای هر شناور، حدود ۲.۶۵ میلیون تن است.
از این میزان، حدود ۱.۵۵ میلیون تن به شش نفتکش رسمی یا مرتبط با NITC مربوط میشود.
یعنی آمریکا در طول جنگ به نفتکشهایی حمله کرده که مجموع ظرفیت آنها معادل حدود ۱۱.۵ درصد کل ظرفیت رسمی NITC بوده است.
اما باید میان «هدف قرار گرفته» و «از دست رفته» تفاوت گذاشت.
اگر فقط کشتیهایی را حساب کنیم که آخرین وضعیت اعلامشده آنها همچنان منهدم یا غیرعملیاتی است، رقم پایینتر میآید.
Downy، Stark I و Derya در بخش رسمی حدود ۷۷۶ هزار تن DWT ظرفیت دارند.
Belma، Kylo، Kaviz، Charminar، Horizon 1 و Riesco نیز در مجموع حدود ۷۴۰ هزار تن DWT ظرفیت داشتهاند.
روی هم، بیش از ۱.۵ میلیون تن ظرفیت نفتکش.
۲۷ نفتکش سالم؛ خسارتی که موشک نزد
با این همه، شاید مهمترین عدد این گزارش نه ۱۶ نفتکش هدفگرفتهشده باشد و نه ۱.۵ میلیون تن ظرفیت غیرعملیاتی.
عدد مهم دیگر ۲۷ است.
۲۷ نفتکشی که سالماند. رویترز در ۱۰شهریور به نقل از Vortexa گزارش داد ۲۷ نفتکش تحریمشده مرتبط با تجارت نفت ایران پس از تخلیه محمولههای خود، خالی در نزدیکی سریلانکا منتظر ماندهاند.
مشکل آنها خرابی موتور یا اصابت موشک نیست؛ راه برگشت ندارند.
براساس گزارش رویترز، از زمان ازسرگیری محاصره در ۲۳تیر تا ابتدای شهریور، هیچ محموله نفت خام ایران نتوانسته بود از تنگه هرمز عبور کند و به چین برسد. Kpler، Vortexa و TankerTrackers هر سه این وضعیت را گزارش کرده بودند.
این تفاوت اصلی محاصره با تحریم است.
تحریمها سالها نتوانستند صادرات نفت ایران را متوقف کنند. کشتیها نام و پرچم عوض کردند، انتقال کشتیبهکشتی انجام دادند و نفت در نهایت به چین رسید.
اما یک نفتکش خالی در نزدیکی سریلانکا برای ادامه کار باید دوباره به خارک برگردد.
اگر نتواند برگردد، لازم نیست غرق شود تا از چرخه صادرات نفت ایران خارج شود.
نفت پشت خط محاصره جمع میشود
اثر این وضعیت در محل ذخیره نفت ایران نیز دیده میشود.
براساس دادههای Vortexa که رویترز منتشر کرده، نفت خام ایران روی کشتیها در سمت غرب خط محاصره، از ۳۵.۵ میلیون بشکه در پایان تیر به ۴۱.۷ میلیون بشکه در چهارم شهریور رسیده است.
همزمان کل نفت خام ایران روی آب از ۱۳۵ میلیون بشکه به ۱۰۷ میلیون بشکه کاهش یافته است. یعنی نفتی که پیش از محاصره به سمت آسیا رفته، هنوز فروخته میشود؛ اما جای آن با همان سرعت پر نمیشود.
نفت در یک سوی خط محاصره جمع میشود و نفتکشهای خالی در سوی دیگر خط منتظر ماندهاند.
نفتکش هست، نفت هم هست؛ مسیر رفتوبرگشت نیست
شش ماه پس از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی نه نفتکشهایش را تمام کرده و نه ناوگان سایهاش نابود شده است.
S&P پیش از جنگ ظرفیت ناوگان سایه مرتبط با ایران را ۳۴.۲ میلیون تن برآورد کرده بود. در مقایسه با این عدد، ظرفیت نفتکشهای خارج از NITC که بر اساس آخرین وضعیت همچنان غیرعملیاتیاند، حدود دو درصد است.
در ناوگان رسمی، ضربه بزرگتر است.
سه نفتکش Downy، Stark I و Derya مجموعا حدود ۷۷۶ هزار تن ظرفیت داشتهاند؛ نزدیک به ۵.۷ درصد ظرفیت کل شرکت ملی نفتکش ایران بر مبنای دادههای Clarksons.
اما این دو درصد و ۵.۷ درصد تمام خسارت جنگ را نشان نمیدهند.
آمریکا از آغاز جنگ دستکم ۱۶ نفتکش را هدف قرار داده است. برخی تعمیر شدهاند، برخی هنوز از مدار خارجاند و برخی احتمالا برای همیشه از دست رفتهاند.
در کنار آنها، نفتکشهایی قرار دارند که سالم ماندهاند اما پشت محاصره گیر کردهاند.
این همان بخشی است که شمار نفتکشهای غرقشده نشان نمیدهد.
برای مختل کردن صادرات نفت ایران، آمریکا لازم نیست تمام ناوگان را منهدم کند. اگر نفتکش پر نتواند از خلیج فارس خارج شود و نفتکش خالی نتواند برای بارگیری بعدی به خارک برگردد، چرخه در جایی میان ایران و آسیا قطع میشود.
شش ماه پس از آغاز جنگ، این چرخه هنوز کاملا از بین نرفته است؛ اما برای اولین بار، مشکل جمهوری اسلامی فقط پیدا کردن مشتری یا نفتکش نیست.
نفت هست، نفتکش هم هست؛ راه رفتوبرگشت نفتکشها بسته شده است.

