به دنبال لابی‎های عرب و آسیایی برای مذاکره با آمریکا؛ اروپایی‎ها کجا رفتند؟ «شرکای راهبردی» چه شد!؟

By | 2019-05-28

-معاون و سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی هرگونه مذاکره مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا را رد کردند.
-شواهد و شنیده‎ها حاکیست تهران از کانال ژاپن، عمان، قطر، پاکستان و سوئیس برای مذاکره با آمریکا تلاش می‎کند.
– «خروج پلکانی» از برجام، نسخه‌‌ی جایگزین آتش زدن برجام می‎شود؟!
– غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند غیرعامل: اینکه ما اتلاف وقت اروپایی‎ها را بپذیریم به مثابه این است که اروپایی‎ها ما را در مقابل تیراندازی اقتصادی آمریکایی‎ها به عنوان یک هدف ثابت نگه داشته‎اند.
-مقام‎های سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی بحث خروج از برجام را بیشتر و جدی‎تر از گذشته مطرح می‌کنند.
– بخشی از مسیر رسیدن به توافق اتمی در سال ۲۰۱۵ از طریق چین و روسیه و بخشی دیگر از مسیر دموکرات‎های آمریکا و اتحادیه اروپا مهیا شد اما اکنون خبری از این «شرکای راهبردی» نیست.

دیدار عراقچی و بن‎علوی در مسقط

در شرایطی که به نظر می‎رسد رژیم ایران از چند کانال به دنبال مذاکره با آمریکاست در تهران مسئولان وزارت خارجه هرگونه مذاکره با ایالات متحده را انکار و رد می‎کنند.
كيهان چاپ لندن:

عباس عراقچی معاون سیاسی وزیر خارجه جمهوری اسلامی، پنجم خرداد، در آغاز سفر منطقه‌ای خود در مسقط با یوسف بن‌علوی بن‎عبدالله وزیر خارجه عمان دیدار و هرگونه گفتگوی مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا را رد کرد.

همزمان عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز اظهارات یک مقام کویتی مبنی بر آغاز گفتگوی ایران و آمریکا را انکار و قویاً رد کرد و گفت: «هیچ گفتگوی مستقیم یا غیرمستقیمی بین ایران و آمریکا وجود ندارد.»

این در حالیست که روز شنبه معاون وزیر خارجه کویت از آغاز مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران خبر داده و گفته بود، «به نظر می‌رسد مذاکرات میان واشنگتن و تهران آغاز شده است.» عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق از اعزام هیات‎هایی از سوی این کشور به ایران و آمریکا و برای پایان دادن به تنش میان طرفین خبر داد.

علاوه بر اینها زمزمه‎هایی به گوش می‎رسد که از طریق پاکستان، قطر و آنسوتر، ژاپن، و همچنین سوئیس (حافظ منافع آمریکا در ایران) نیز تلاش‎هایی برای مذاکره مستقیم و غیرمستقیم تهران و واشنگتن صورت گرفته و رژیم برای هر کدام از این کانال‎ها تیم‎ها و لابیگران ویژه‎ای در نظر گرفته که ظریف، عراقچی، عبداللهیان، ولایتی، خرازی و مسجدی (سفیر جمهوری اسلامی در بغداد)، حجت‌الاسلام نوری شاهرودی (سفیر جمهوری اسلامی در مسقط) مهره‎های میدانی آن هستند.

حمد بن جاسم نخست‌وزیر و وزیر خارجه پیشین قطر، ۱۱ ماه مه، در توییتی نوشت، «مسئله حضور ایران در سوریه، یکی از علل بحران فعلی است. این موضوع یکی از پیچیده‌ترین موضوعات مطروحه در مذاکره [باواسطه] ایران و آمریکا می‌باشد.»

در جریان مذاکرات اتمی تا رسیدن به «نرمش قهرمانانه» و امضای نهایی برجام در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ که از برخی جهات شبیه وضعیتی است که اکنون جمهوری اسلامی در آن قرار گرفته، علاوه بر عمان دیگر کانال‎های ارتباطی میان تهران و واشنگتن از طریق کشورهای اروپایی وجود داشت. با اینهمه نباید فراموش کرد که در آن زمان از در آمریکا دولت باراک اوباما روی کار بود و محمدجواد ظریف و لابی‎های جمهوری اسلامی از جمله نایاک به دموکرات‎ها نزدیک بودند. در واقع یکی از کانال‎های اصلی مراودات طرفین در داخل خود آمریکا بود. اما شرایط فعلی که نظام در آن قرار گرفته با آن زمان تفاوت‎هایی دارد و پالس‎های مذاکره عمدتا از دولت‌های خاورمیانه و آسیایی ارسال می‎شود  که در پی ایفای نقش میانجی و نشاندن رژیم ایران و آمریکا پای میز مذاکره‌اند. اینکه آیا در میان این کشورها ظرفیتی برای میانجیگری بین تهران و واشنگتن هست یا نه نیز حاوی یک پیام است: اروپایی‌ها پای خود را پس کشیده‌اند!

در هفته‎های اخیر تنها سفر کمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران به پاریس بود که می‎توانست به روزنه‎ای برای پیگیری مذاکره با آمریکا از کانال اروپایی‎ها تعبیر شود که البته او دست به تهدید زد و گفت اروپا دو ماه فرصت دارد از مرگ برجام جلوگیری کند!

در واقع موازی با تلاش‌ها برای مذاکره با آمریکا زمزمه‎های خروج جمهوری اسلامی از برجام بیشتر مطرح می‎شود که به نظر می‎رسد پاسخی است از سوی رژیم به اروپا که ظاهرا در حال حاضر منفعل و ناظر است.

در همین زمینه غلامرضا جلالی، پنجم خرداد، رئیس سازمان پدافند غیرعامل گفت، «تدبیر حکیمانه‎ای که رهبری معظم انقلاب در خصوص تغییر مسیر برجام اتخاذ  فرمودند موجب می‎شود که طی یک سیر پلکانی با کاهش تعهدات و پس از محقق نشدن خواسته‎های ایران از برجام، خروج از برجام رقم بخورد.»

او تاکید کرده، «ما در ذیل استراتژی سیاسی آمریکایی‎ها در خصوص برجام مورد یک تهاجم همه‌جانبه اقتصادی قرار گرفته‌ایم ابزارهای این اعمال فشار اقتصادی بر کشور، تحریم‎های پولی، مالی و بانکی، صفر کردن فروش نفت و برخی کالاهای استراتژیک و ایجاد التهابات بازار هستند.»

این مقام امنیتی عنوان کرده، «آمریکا اروپایی‎ها را برای درگیر کردن و ماندن ایران در برجام وارد قضیه کردند و خودشان از برجام خارج شدند تا دستشان برای تحریم‎های جدید باز باشد» و «بر اثر کم‌توجهی برخی مسئولان در وزارت خارجه، اروپایی‎ها ما را بدون هیچ عایدی یک سال در برجام نگه داشتند، اینکه ما اتلاف وقت اروپایی‎ها را بپذیریم به مثابه این است که اروپایی‎ها ما را در مقابل تیراندازی اقتصادی آمریکایی‎ها به عنوان یک هدف ثابت نگه داشته‎اند.»

دوم خردادماه نیز حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین‎الملل در دیدار با مدیرکل سیاسی وزارت خارجه آلمان تهدید کرد تداوم وعده‌های بی‌عمل اروپا به خروج تهران از برجام منجر خواهد شد.

تظاهرات حامیان نظام علیه خروج آمریکا از برجام

آخرین اظهار نظر خامنه‌ای در مورد برجام

اول خرداد علی خامنه‎ای با گروهی از دانشجویان و بسیجیان هواداران خود دیدار داشت. یکی از پرسش‎هایی که در این دیدار از وی مطرح شد در مورد «نسبت دادن تصویب برجام به رهبری» بود که او پاسخ داد، «شما البته چشم و هوش دارید و همه چیز را می‌فهمید. در آن نامه‌ای که درباره برجام به مسئولان نوشتم مشخص است که تصویب باید چگونه باشد. در آن نامه شرایطی ذکر شده که در آن صورت، تصویب می‌شود.»

او در ادامه گفت، «البته اگر آن شرایط و خصوصیات اجرا و اعمال نشد، وظیفه رهبری این نیست که وسط بیاید و بگوید برجام نباید اجرا شود. این بحث که وظیفه رهبری در اینگونه مواقع اجرایی چیست، مقوله‌ای است، اما معتقدم در زمینه‌های اجرایی نباید رهبری وارد میدان شود و کاری را اجرا کند یا جلوی آن را بگیرد، مگر در مواردی که به حرکت کلی انقلاب ارتباط پیدا می‌کند که در آنجا وارد می‌شویم.»

وی همچنین تاکید کرد، «من به برجام به آنصورتی که عمل و محقق شد، خیلی اعتقادی نداشتم و بارها نیز به خود مسئولان این کار از جمله به آقای رئیس‌جمهور و وزیر محترم امور خارجه این مطلب را گفتیم و موارد زیادی را به آنها تذکر دادیم.»

خامنه‎ای چند ماه پیش از روی کار آمدن دولت ترامپ تهدید به آتش‎زدن برجام در صورت نقض آن کرده بود. پس از دو سال در عمل برجام پاره شد اما خبری از آتش زدن آن نشده و اکنون نیز بحث خروج تدریجی و پلکانی مطرح شده است.

گرچه بارها مقام‎های ارشد جمهوری اسلامی از جمله علی‎اکبر ولایتی مشاور عالی خامنه‎ای در امور بین‎الملل تاکید کردند مذاکرات اتمی و تصویب برجام با دستور و زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت، از اظهارات اخیر خامنه‌‏ای در جمع هوادارانش می‎شود دریافت که او احتمالا در حال زمینه‎چینی برای خروج نظام از برجام است و برای قدم اول ابتدا باید به تکرار از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کند و در گام دوم نقش خود را در انعقاد توافق اتمی انکار نماید تا در صورت چیزی شبیه «آتش زدن» و خروجی تدریجی و کامل از آن جایگاه وی بیشتر از این لطمه نبیند.

اما مسئله اساسی‌تر برای خامنه‎ای و نظام، نه خروج از برجام بلکه پس از آنست که علاوه بر افزایش فشارهای بین‎المللی به تهران نه تنها دست آمریکا را برای افزایش تحریم‎ها باز می‎کند بلکه بیش از پیش فضای بین‌المللی را علیه رژیم ایران با خود همسو می‎کند. علاوه بر این تهران پس از خروج از برجام بر بحران‌های موجود خواهد افزود چون تنها گزینه‎های پیش رو از یکسو راه‌اندازی مجدد سانتریفیوژها و افزایش تولید اورانیوم با غنای بیشتر و خروج از NPT است و از سوی دیگر، موشک‎پرانی‎ و افزایش برد بالستیک‎هاست که اینهم با جیب خالی تقریبا ناممکن است.

با خروج آمریکا از برجام در ماه مه ۲۰۱۸ و آغاز تحریم‎های شد این کشور از نیمه نوامبر همان سال در عمل مشخص شد اروپایی‌ها نه ظرفیت اجرای برجام بدون آمریکا را دارند و نه توان مقابله با تحریم‎ها را. پس از یک سال کانال مالی که قرار بود راهی برای مبادلات تجاری با ایران باز کند هنوز آغاز به کار نکرده و اروپا موانع زیادی پیش پای جمهوری اسلامی گذاشته از جمله لزوم تصویب پالرمو و CFT مربوط به گروه اقدام مالی FATF.

چهاردهمین نشست عمومی جمهوری اسلامی و گروه ۱+۵ در سطح معاونان در شهر مونترو سوئیس، ۱۴ اسفند ۱۳۹۳

محسن جلیلوند کارشناس مسائل بین‌الملل اخیرا به خبرگزاری مهر گفته امیدواری به اینستکس اشتباه است و اروپا برای برجام گامی بر نمی‌دارد.

تحریم‌ها به ویژه در حوزه‎ی نفت به شدت جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داده چنانکه عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور گفته باید برای مقابله با آن درآمدهای جدیدی را در کشور تعریف کنیم.

علی خامنه‎ای سوم خرداد ۱۳۹۷ در یک سخنرانی برای اروپایی‎ها شروطی را گذاشته بود که تضمین خرید نفت و تضمین تبادلات بانکی و تجاری از اصلی‎ترین آنها بود؛ اما کسی به این شروط اعتنایی نکرد چه برسد به آنکه متحقق شود.

در چنین شرایطی باید دید خامنه‎ای تصمیم به یک «نرمش قهرمانانه» دیگر که دردش بسیار بیشتر از نرمش قبلی خواهد بود می‌گیرد یا نه. آیا دولت ترامپ شرایط این نرمش را برای رژیم ایران فراهم خواهد کرد؟ و یا کار به آتش زدن برجام خواهد رسید؟

بخشی از مسیر رسیدن به توافق اتمی در سال ۲۰۱۵ از طریق چین و روسیه که رژیم آنها را «شرکای راهبردی» خود می‎داند و بخشی دیگر از مسیر دموکرات‎های آمریکا و اتحادیه اروپا مهیا شد. از امضای نهایی توافق تا کنون البته در آمریکا دموکرات‎ها کنار رفتند و جمهوریخواهان روی کار آمدند ولی ساختار ۱+۵ و برجام تا این لحظه حفظ شده است. اما چرا چین و روسیه به عنوان شرکای سنتی و راهبردی رژیم واسطه‎ی نجات جمهوری اسلامی از این تنگنای سرنوشت‌ساز نمی‎شوند؟! چرا اروپایی‎ها شبیه دوران منتهی به برجام از تمام ظرفیت‎های خود برای کمک به تهران استفاده نمی‎کنند؟! آیا رگه‌های پاسخ به این پرسش‌ها را نباید در کنفرانس ورشو جستجو کرد؟!