دین و قدرت دو روی یک سکه؟ فیروز نجومی 

By | خرداد ۱۶, ۱۴۰۵

در شرایط کنونی، در شرایطی که بنظر میرسد نبرد بین جمهوری اسلامی، از یکطرف و امریکا و اسرائیل از طرف دیگر. به مرحله نهائیش نزدیک میشود، تنها رابطه ساختار قدرت و مردم نیست که بیش از همیشه تهی از اعتماد و اطمینان گردیده است بلکه رابطه مردم با دین، نیز، دیر زمانی ست به زیر سئوال رفته است.  

هموطنان باید بدانند که تنها مشت آهنین قدرت نیست که بر فرق مردم سخت فرود آمده است، بلکه چوب و چماق دین هم بوده است که جسم و جان مردم را زخمین ساخته و میسازد. که دین است مسئول خون هایی که در این دوران ریخته شده است، از زمانیکه، فرماندهاننظامی شاه را بجوخه های اعدام سپردند، تا اخرین خونریزیها و کشتار بیش از 44 هزار نفر مردم بی گناه، در هیجدهم و نوزدهم دیماه سال گذشته همه در خدمت و توسعه دین اسلام بوقوع . بوقوع پیوسته.

بعبارت دیگر، حکومت دین اسلام دوازده امامی برهبری قشر اخوند و یا “روحانیون،” از لحظه ی صعود بر مسند قدرت، خشم و خشونت، خونریزی و انتقام جویی را آغاز نمود. اول سران نظام شاهی را بدون محاکمه به جرم محاربه با الله به هلاکت رساندند. سپس دگراندیشان چپ و دمکرات و لیبرال، مجاهد و ملی گرا را، همچنین کرد و لرو ترک و ترکمن را تار و مار ساختند. سپس گروگانگیری کارکنان سفارت امریکا و هشت سال جنگ با کفر و باطل، به قصد فتح قدس از راه کربلا. اما آنها که به حکومت دین اعتراض داشتند اینیا آن گروه و دسته نبودند، بلکه اکثریت باتفاق مردم بودند و هستند که به حکومت ولایت، نه گفته و میگویند. بر سر این مردم است که شمشیر برنده دین اسلام فرود آمده است و میآید. شمشیر اسلام، شمشیر دین مهر و محبت الهی بود که در هیجدهم ونوزدهم دیماه بر گردنبیش از 44 هزار نفر از تظاهرکنندگان فرود آمد

واقعیتی که هم اکنون، نظام، بویژه، پس از قتل عام، در دی ماه گذشته، ماهیت خود را لخت و عریان به معرض نمایش گذارد که “دین، قدرت است و قدرت، دین.” هم چنانکه قدرت زمانی در دست فاشیسم جنگ و خونریزی به پا میکند و زمانی در دست کمونیسم مردم را باسارت و بندگی میکشاند. 

 از 47 سال پیش از این، در جامعه ما قدرت در دست دین بوده است برغم غیبت یکهزار و دویست ساله امام دوازدهم. با این وجود، هنوز، بنام دین است که، میکوبند، ویران میکنند و خون میریزند. یعنی که قدرت خود تهی از عقل و خرد است. این عقل و خرد انسان است که در زمانهای مختلف ساختار قدرت را در خدمت آرمانها و اندیشه های خود بکار گرفته است. نزدیک به نیم قرن است که در جمهوری اسلامی، دین محرک قدرت بوده است و هنوز هم. دین است تصمیم گیرنده. 

 این انسان نیست که بر ما ایرانیان حکومت میکند، بر ما الله است که حاکم است. خداوند ما زمانی خمینی بوده است و بعد آخوند خامنه ای بجانشینی او برگزیده شد. او حرف و کلام خود را، حرف و کلام خدا میدانست. او بارها در خطبه هایش اعلام کرد که الله از دهان او سخن میگوید. بی دلیل نبود که آخوند خامنه ای در دست یابی به تکنولوژی غنی سازی هسته ای، اصرار داشت. چون فکر میکرد با دست یافتن بچند بمب هسته ای، میتواند تمام جهان را وادار به پذیرش اسلام نماید 

 اما، کمتر کسی فکر میکرد با قتل رهبر، واکنشی عمومی بوقوع نپپوندد، چیزی از کار باز نایستاد و همه چیز بر طبق روال و نظم روزانه بانجام وظایف خود اشتغال داشتند. ظاهرا همه چیز حکایت از ادامه نظم و آرامش میکرد. اما، بسیار بعید بنظر میرسد که این آرامشچندان طول عمری داشته باشد 

 ترامپ در سخنرانی هایش در مراسم مختلف، از پیشرفت مذاکرات با حکومت آخوندی سخن میگوید و احتمال حل مسائل طرفین. اما، آخرین نفس، هنوز، بپایان نرسیده، ترامپ به تمسخر سران رژیم آخوندی می پردازد، از خوار شمردن و تحقیر رهبران جمهوری اسلامیاز هیچ دریغ نمیکند 

در ارتباط با براندازی نظام اسلامی، آیا ترامپ در انتظار برآمدن فرصت مناسبتری ست؟ پاسخ باین سوال کار حدس و گمان است. کمتر کسی هست که بتواند، حرکت بعدی ترامپ را حدس بزند. بسیاری، تصمیم ترامپ برای حمله به جمهوری اسلامی را به پس از پایانجام جهانی فوتبال موکول میکنند. ولی افزایش قیمت نفت و دیگر ضروریات روزانه، بدون تردید، ترامپ را از هر تصمیم عجولانه ای باز میدارد. مبادا، بر خشم مردم مخالف جنگ میافزاید. 

اما، دراینجا، سخنی از بی بی نتانیاهو برده نشد. میتوان مطمئن بود که وی کار خود را با جمهوری اسلامی، نظامی که هنوز به نابودی اسرائیل میاندیشد، هرگز، تمام شده نمی بیند.

نه تنها هرگز از دستیابی به 400 کیلو گرم اورانیوم، لحظه ای درنگ نمیکند.

چرا که اسرائیل هستی خود و یهودیان را در معرض نابودی می بیند.

ترامپ، فکر میکند که میتواند خود را از هرگونه درگیری بین اسرائیل و جمهوری اسلامی بر کنار نگاه دارد. سران رژیم اسلامی، تیز هوش و دور بین هستند، هرگز از تشدید تتنش و تشنج بین خود و یانیروهای نیابتی اش، رویگردان نیست.

لحظه ای از فکر نابودی اسرائیل غافل نشود.

چه جمهوری اسلامی، از خصومت و نفرت ورزیدن باسرائیل، هرگز دست بر نمیدارد.

گویا، جمهوری اسلامی درس خود را در این درگیریها نیاموخته است.

رهبران نظام، حتی، از کشورهای دوست و همجوار هم دشمن برای خود ساخته است.

باین ترتیب آینده ی روشنی برای جمهوری اسلامی و مردم مظلوم و بیگناه آن، نمیتوان پیش بینی نمود. 

فیروز نجومی 

Firoz nodjomi 

https://firoznodjomi.blogspot.com/ 

fmonjem@gmail.com 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *