Tag Archives: از زندان قرچک

نامه عاطفه رنگریز از زندان قرچک: در این زندان کودکانی هستند که نه شب را می‌بینند، و نه پدر را، و نه بیرون را، و نه پارک ملی را و نه چیزهای ملی شده را!

عاطفه رنگریز، فعال مدنی که در زندان قرچک در بازداشت موقت است، وضعیت این زندان را در نامه‌ای شرح داده است: ‍ «آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوان‌ها خواهم رقصید؟»۱ آیا می‌شود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید می‌دانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است.… ادامه مطلب »