Tag Archives: “شیخک بی‌مایه”

“شیخک بی‌مایه”

این خانه دگر مِهر تو در جان و تنش نیست این مُرده غریبی ست که بر تن کفنش نیست از جور دَدان مادر میهن شده  ویران این شیخک بی‌مایه که درد وطنش نیست  در باور دیرینه‌ی خود غرق چنان است  گریان که چرا زنده امام حَسَنش نیست بر جنگل و دریای وطن رحم نکردند آنگونه… ادامه مطلب »