Tag Archives: طناب دار

از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

By | فروردین ۲۹, ۱۴۰۵

۱۰۰ روز پس از کشتار خونین معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴، نام و روایت شماری از کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان بار دیگر در حافظه عمومی ایرانیان برجسته شده است. نام‌هایی که در ۴۸ سال گذشته، از خاوران تا خیزش‌های سال‌های اخیر، از سوگ خانوادگی فراتر رفته و به نمادهای دادخواهی تبدیل شده‌اند. جمهوری اسلامی در نزدیک به… ادامه مطلب »

اعدام در جمهوری اسلامی؛ تاریخچه سرکوب خیابان با طناب دار

By | دی ۲۹, ۱۴۰۴

مرور چهار دهه اعتراض در ایران نشان می‌دهد که از سرکوب اعتراضات معیشتی تا خیزش‌های سیاسی، دستگاه قضایی و امنیتی اعدام را به‌عنوان ابزار اصلی کنترل و ارعاب جامعه به کار گرفته‌ است در میانه روزهایی که تحولات سیاسی و امنیتی ایران در جریان اعتراضات گسترده مردمی بار دیگر در کانون توجه افکار عمومی جهان… ادامه مطلب »

قضاتی که طناب‌ دار گره می‌زنند

By | دی ۱۸, ۱۴۰۱

در تاریخ ۴۴ ساله جمهوری اسلامی، واژه اعدام را می‌توان یکی ا‌ز کلیدی‌ترین واژه‌ها دانست. از اعدام گروهی ژنرال‌های ارتش پهلوی بر بام مدرسه رفاه و اعدام اعضای سازمان‌های سیاسی مخالف در زندان، تا اعدام دگراندیشان مذهبی و فرهنگی و حتی اعدام‌‌های صحرایی در کردستان و صد البته اعدام قابل توجه مجرمین مواد مخدر وبزهکاران… ادامه مطلب »

طناب دار خدای دهه ۶۰ بر گردن ایران؛ در مسیر قیام علیه جمهوری اسلامی

By | آذر ۱۹, ۱۴۰۱

آنچه روند احکام صادره را بیش از همیشه شبیه سال‌های دهه ۶۰ کرده بود، صدور حکم اعدام برای جوانان و نوجوانان بود اعدام محسن شکاری از میان بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر بار دیگر به جامعه یادآوری کرد جمهوری اسلامی حکومتی است که اعدام مخالفان و منتقدان برای مرعوب‌ کردن جامعه به بخشی از هویتش بدل شده است.… ادامه مطلب »

محاربه با خدا و فساد بر روی زمین؛ «به دنبال گردن برای طناب دار»

By | آذر ۱۳, ۱۴۰۱

کی از اتهاماتی که جمهوری اسلامی در چهاردهه پس از پیروزی انقلاب به مخالفانش می‌زند، اتهام‌ «محاربه با خدا و افساد فی الارض» است؛ اتهامی که از اعدام‌ فله‌ای منصوبان پادشاهی پهلوی تا اعضای گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب و برخی معترضان سیاسی و غیرسیاسی را در سال‌های اخیر دربرگرفته و… ادامه مطلب »

محافل بهایی در ایران؛ آنان که دزدیده شدند و آنان که تیرباران شدند

By | شهریور ۱۰, ۱۴۰۰

«همیشه فکر می‌کنم چه سرنوشتی داشت. در لحظهٔ آخر به چی فکر می‌کرد. لحظهٔ آخرش چه‌طور بود و چه‌قدر زجر کشیده. شاید درد تیرباران شدن از این‌که کسی را با طناب دار یا چاقو بکشند کمتر باشد یا تحملش راحت‌تر باشد. برای همین می‌گویم کاش تیرباران شده باشد.» این روایتِ شاهین صادق‌زاده میلانی فرزند کامبیز… ادامه مطلب »