Tag Archives: ناروایی‌ها و نارسایی‌ها

دستی از «غرب» برون آید و کاری بکند؟ عبدالکریم سروش

آن‌چنان سوخته این خاک بلاکش که دگر /  ​​انتظار مددی از کرَم باران نیست انقلاب چهل‌ساله ایران به التهاب افتاده است. ایران چون انباری انباشته از ناروایی‌ها و نارسایی‌ها، سقف خود را می‌شکافد تا هوایی تازه را تجربه کند. طبیعت و رعیّت با چشمان خشک می‌گریند و مظلومیّت خود را فریاد می‌کنند. روزگار بر ما… ادامه مطلب »