از جایگاه شیطان و یا اریکه قدرت برصایت، با احترام و صلح و صفا فرود آی. مصلحت اینست. امروز به فردا مینداز که ابن مسند(منبر قدرت) را جایگاه شیطان است نه جایگاه دین و دیانت. کمتر کسی را میتوان یافت که به اریکه قدرت تکیه زند و به اعمال شنیع ضد بشری، برخلاف وجدان و اخلاق دست نزند. بیرحم و مروت سفاک و “فتاک”نشود؟
دروغگوئی، ریاکاری و دو روئی نکندو ظلم و ستم روا ندارد، مرتکب خیانت و جنایت نشود، حرص نزند و طماعی نکند، غنی را غنی تر و فقیر را فقیرتر ننماید، دچار توهم نشود و از دریافت واقعیت رویگردان نباشد و رویاهای خود را جایگزین واقعیت نکند، حرف حقیقت گوش هایش را آزار ندهد و از فکر رو در روئی با آن دچار کابوس نشود؟
ای فقیه، تو نیز نه تنها از این قانون، اسارت در دست قدرت و پیامدهای آنمستثنی نیستی بلکه بیش از هر حاکم دیگری، قدرت، پاک مست و مدهوشت ساخته است. بهوش نیستی که چه کنی و بسوی چه ناکجا آبادی روانی.
حال، زمان آن فرا رسیده است که خوب گوش فرا دهی ای فقیه. محمد رضا شاه را بخاطر دارید؟
خوب یا بد، دیدید که بچه سرنوشتی دچار شد. شاهان پیشین وهمچنین سرنگونی دیکتاتورهایی، مثل، صدام حسین در کشور همسایه، عراق، تیز، در کشورهایآفریقای شمالی، از جمله، حسنی مبارک، در مصر، سرهنگ فذافی، در لیبی، زین العابدین بن علی در تونس بهمان سرنوشت شوم دچار شدند. شاید این یاد آوری لازم باشد که هیچیگ از آن حاکمان که زودتر نامی از آنها برده شد، هرگز، بنام، خدا و پیعمبر و امام حکومت نکرده اند. حکومت در اصل نهاد سیاسی بود. باین دلیل حاکمان در گذشته تنها گور خود را میکندند، اما، تو ای فقیه هم گور خود کنی هم گور دین و آئین. آن حاکمان با اعمال خود زمینه ساز یک دگرگونی در ساختار سیاسی شدند،ولی تو ای فقیه “مقدس” زمینه ساز انقلابی هستی که رهایی آورد از اسارت در زنجیر تقدس و افسانه های ماورائی، و خود از این موضوع بی اطلاعید.
ای فقیه خاطر آسوده دار که تنها ساختار قدرت نیست که در معرض خطر سرنگونی است بلکه منبر خطبه و خطابه و موعظه و روضه، دستگاه فقاهت و حق و حقوق ولایتاست که در لبه پرتگاه قرار گرفته است. در انقلابی که بسرنگونی استبداد مضاعف دین و قدرت برهبری ولی فقیه و دستگاه ولایت خواهد انجامید، هر آنچه نهان است، لخت و عریان گردد، حرام و حلال، حجاب و مقنعه، امر به معروف و نهی از منکر همه بر چوبه دار آویخته شوند و کلام الهی بر سر نیزه ها رود، گویی که قیامت فرا رسیده است.
خر دجال ظاهر شود و امام عج از غیبت خروج یابد و شمشیر برکشد و سرها بر زمین فروغلتند. بساط فقاهتی از هم فرو پاشد و پایه های دین و مذهب اگر متلاشی و ویران نگردند، اعتبار و منزلت خود را از دست دهند و مساجد از خانه خدا به آبریزگاه عمومی تبدیل شوند. اگر جامعه به بی دینی نگراید، با چشمانی مضنون و مشکوک به دین و دینداری، به توحید و نبوت، خواهد نگریست.
مگر نه اینکه، شما، ای ولی فقیه، برگزیده خداوند یکتا و یگانه، الله هستید و از تبار امامان معصوم و مظلوم؟
مگر، نه اینکهبعنوان نایب امام، قصد آن دارید که “رسالت” و “امامت” را تا قیامت ادامه دادهو بنام آنها حکم برانید؟
بنابراین، تنها نام خود نیست که با زشتی و پلیدی، با خشونت و بیرحمی یکی سازید بلکه نام دین و خدا و پیغمبر و امام است که به رسوایی میکشانید. این دشمنان اسلام نبستند که اسلام را تهی از معنا و مفهوم انسانی کنند. چه نیازیست. چنین، هرگز کسی بهتر از شما، فقیه حاکم، نکرده است و نکند. اسلام را چنان ذلیل و خوار ساخته اید که نیش انسانی ناچیز در پیکر عظیم و پهناورش لرزه افکند. این چه بنائی فولادین و ابدیست کیش اسلامی که بسخن ناخوشی احساس فرو ریزی در بنیانش نشیند!
بسیارند آنان که اسلام را سبب فقر و عقب ماندگی و همسان تحجر و سکون، انجماد فکر و استبداد رای، قهر و قدرت، و خشم و خشونت پندارند، نیز دشمن رشد و تکامل و پیشرفت ارزیابی کنند. ادعائی که به سادگی نتوان بر آن مهر باطل زد و به دسیسه های شیطانی نسبت داد. چرا که شاهد زنده حکومت فقاهت است. آیا میتوان بدستآورد های انقلاب اسلامی برهبری خداوند خمینی و خامنه ای نگریست و چیزی جز پسروی دید؟
پسروی نه یک و دو سال، حکومت فقاهت نزدیک به نیم قرن دائم پس رفته است. همین بس به مبلع هنگفتی از پول بنگرید که حضرت ولایت فقه یه حزب الله امداد رسانده است، مبلغی حوالی یک میلیارد دلار. در حال که بسیاری از مردم در فقر گرسنگی زندگی میکنند. اینرا باید”اسلامروی” خواند، نه پسروی.
ای فقیه، عمامه خویش بالا بزن و منصفانه به قضاوت بنشین. آیا بجز قهر و قدرت، ستم و سرکوب، جنگ و خونریزی، تخریب و ویرانی، غارت ها و چپاولگریهای بزرگ، نهال دیگری هم نشانده اید؟
آیا بجز قساوت و درنده خوئی و خشم و خشونت, بذر دیگری هم کاشته اید؟
با توسل به شمشیر و شلاق، مردم را خاموش و تسلیم و فرمانبردار ساخته و خاطر آسوده داشته اید که چرخ گردون پیوسته بر وفق مراد گردد. ذهی خیال باطل؟
از جایگاه شیطان فرود آی، ای فقیه، برغم زیرکی و ذکاوت ذاتی ات، این مردم را هنوز بجا نیاورده اید، از مردمی که به تسلیم و اطاعت واداشته اید، شناخت چندانی ندارید. مردم ایران از آن گونه اند که در لحظه تسلیم جان به جان آفرین، ناگهان بپا خیزند و شور بپا کنند. برگرده بار سنگین بسیار حمل کنند و نفسی به اعتراض نکشند. به اسارت تن دهند و تسلیم و فرمانبردار شوند. به کم راضی و به امید نجات بانتظار نشینند. دست بسوی تقدیر برند، سوزند و سازند، و روزگار به آه و ناله سپری کنند، گوئی نفس آخر را امروز و فردا ست که برآرند، در این لحظه است که کار ساز شوند. بپا خیزند و بساط ظلم و ستم از بیخ و بن برکنند. تاکنون چندین بار بپا خاسته اند،هم اکنون نیز بار دیگر برخاسته و هر لحظه ممکن است طومار حکومت دین و قدرت را در هم بکوبند و خواهند کوبید. آنروز هر لحظه ممکن است برسد.
از جایگاه شیطان فرود آی، ای فقیه. مصلحت این ست، پیش از آنکه دیر شود و کار از کار بگذرد. مردم ایران بزرگوارند و بخشنده، اگر عذر گناه به فریب شیطان بخواهید، خود را از صحنه سیاست بیرون بکشید، به مسند و منزلت روحانیت باز گردیدو مردم را به محبت و مهربانی با یکدیگر فرا خوانده، راستی و درستکاری را توصیه نموده و از امر و نهی دست بشویید. مردمان را آزاد گذارده به عقل و خرد آنها اعتماد داشته باشید. به مردمان نه مثل بنده و نادان بلکههمچون انسان و دانا بنگرید. بدعوت بپردازید و از سر راه پیشرفت و ترقی کنار روید. روحانی و نورانی شوید خدعه و فریبکاری بس کنید. بیش از این بخنایت و جنایت دست خود آلوده و مهمتر از همه اسلام را بیش از این که هست بد نام نکنید.
زمان آن فرا رسیده است که ای فقیه از جایگاه شیطان برضایت فرود آئی. قدرت بسی فریبنده است و زیبا ، بهمین دلیل شیطانی ست. ای فقیه، فریب شیطان را نخور. زیرا که جبرئیل قرنهاست که باز نشسته شده است. انتظار نداشته باشید که آیه های شیطانی را از سر زبانت برگیرد. مصلحت بزرگ این است ای فقیه، به رضا از اریکه قدرت فرود آی قبل از آنکه بارگاه فقاهت با خشم و خشونت در هم فرو ریزد همانگونه که بارگاه شاهی فرو ریخت. بخود غره نشو و شیطان را از خود بدور بدار ای فقیه.
فیروز نجومی
firoz nodjomi
