نیویورک تایمز: انتقام سنگین جمهوری اسلامی از حامیان اعتراضات

By | ۱۴۰۴-۱۱-۱۶

«این یک تنبیه دسته‌جمعی است»: انتقام سنگین حکومت ایران از حامیان اعتراضات مقامات در حال بازداشت‌های گسترده، مصادره اموال و تعقیب پزشکانی هستند که معترضان را درمان کرده‌اند. با این حال، برخی از ایرانیان همچنان به ایستادگی و نافرمانی ادامه می‌دهند.

نوشته: اریکا سولومون، لیلی نیکونظر و صنم ماحوزی ۵ فوریه ۲۰۲۶

اعتراضات در ایران تا حد زیادی پایان یافته و توسط مشت آهنین حکومت سرکوب شده است، اما انتقام‌جویی تازه آغاز شده است.

پزشکانی که معترضان زخمی را مداوا کرده بودند در بازداشت‌های دسته‌جمعی بازداشت شده‌اند، کسب‌وکارهای محبوب مصادره و تعطیل گشته‌اند و رسانه‌های منتقد ساکت شده‌اند؛ همه این‌ها با هدف از بین بردن احتمال ناآرامی‌های بیشتر صورت گرفته است. حتی به خانواده‌هایی که برای عزیزان کشته‌شده خود در جریان سرکوب‌ها مراسم خاکسپاری برگزار می‌کنند، دستور داده شده است که در ملاء عام گریه نکنند.

اعضای یک یگان پلیس ایران؛ بخشی از دستگاه امنیت داخلی که به سرکوب اعتراضات کمک کرده است.

چندین گروه حقوق بشری تخمین می‌زنند که از زمان آغاز اعتراضات، تا ۴۰ هزار نفر بازداشت شده‌اند که بسیاری از آن‌ها با اتهاماتی چون «اغتشاشگر» یا «تروریست» روبرو هستند. بسیاری از آن‌ها اعترافات تلویزیونی انجام داده‌اند که گروه‌های حقوق بشری می‌گویند به احتمال زیاد اجباری بوده است.

فعالان می‌گویند دامنه و مقیاس تاکتیک‌های سرکوب شاید در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه و فراگیرترین باشد. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران در اسلو، گفت: «این یک تنبیه دسته‌جمعی است. آن‌ها می‌خواهند یک نسل کامل را دچار تروما (ضربه روانی) کنند تا دوباره قیام نکنند.»

به گفته تحلیلگران، شدت سرکوب نشان‌دهنده این است که رهبران مذهبی ایران تا چه حد احساس می‌کنند پشتشان به دیوار است (در بن‌بست هستند). علاوه بر بحران اقتصادی رو به تعمیق، که باعث شروع اعتراضات در اواخر دسامبر و تبدیل آن به یک جنبش سراسری شد، حکومت همچنین باید با احتمال حمله ایالات متحده مقابله کند.

«حکومت در حال مخابره این پیام است که برای باقی ماندن در قدرت، آماده است دست به هر کاری بزند.» این را امید معماریان، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در سازمان دِاون (DAWN) بیان کرد؛ سازمانی مستقر در واشینگتن که بر مسائل خاورمیانه تمرکز دارد.

حکومت ایران از زمان فرونشاندن اعتراضات، به طور رسمی کشته شدن حدود ۳,۰۰۰ نفر در جریان سرکوب‌ها را تایید کرده است، هرچند گروه‌های حقوق بشری تخمین می‌زنند که آمار نهایی بسیار بالاتر از این خواهد بود. هفته‌ها پس از آن کشتارها، بازداشت معترضان همچنان ادامه دارد — و کادر درمان که از آن‌ها مراقبت کرده بودند نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

نیویورک تایمز با سه پزشک در ایران گفتگو کرده است که نام دست‌کم ۱۱ نفر از همکاران خود را که در هفته گذشته بازداشت شده‌اند، در اختیار این روزنامه قرار دادند؛ در میان آن‌ها پزشکان، پرستاران و دندان‌پزشکان دیده می‌شوند. آن‌ها گفتند که همکارانشان به دلیل مداوای معترضان در مخفیگاه‌ها و خانه‌های شخصی بازداشت شده‌اند. محل نگهداری یکی از این پزشکان همچنان نامشخص است. مانند تمام کسانی که در داخل ایران برای این گزارش با آن‌ها مصاحبه شده است، این پزشکان نیز از ترس انتقام‌جویی خواستار فاش نشدن نام خود شدند. دو نفر از آن‌ها گفتند که بارها توسط مقامات برای بازجویی احضار شده‌اند؛ مقاماتی که به دنبال کسب اطلاعات بیشتر درباره کسانی بودند که به معترضان کمک کرده‌اند.

حتی چهره‌های مشهور در ایران نیز از بازداشت در امان نمانده‌اند؛ از جمله محمد سعیدی‌نیا، صاحب سبیل‌خاکستریِ یک کافه زنجیره‌ای در سطح کشور.

کافه‌های آقای سعیدی‌نیا به ایرانیان طعمی از جهانی را چشاندند که توسط حاکمان مذهبی و تحریم‌های کمرشکن بین‌المللی به روی آن‌ها بسته شده بود؛ با سرو خوراکی‌های ترند جهانی مانند «کراِفین» و «کلد برو» (قهوه دم‌سرد). اما در ۸ ژانویه، کافه‌های سعیدی‌نیا به کسب‌وکارهای سراسر کشور پیوستند که با اعتصاب خود، از تظاهرات حمایت کردند.

به گفته یکی از کارکنان، چند روز پس از سرکوب مرگبار، مقامات درِ کافه‌های سعیدی‌نیا را در سراسر کشور پلمب کردند و ابلاغیه‌ای گذاشتند که بر اساس آن، این کافه‌ها به مدت دو ماه بسته خواهند ماند. این کارمند گفت که آقای سعیدی‌نیا، پسرش صادق که اداره کافه‌ها را بر عهده داشت و یک مدیر فروشگاه بازداشت شده‌اند.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه ایران، روز سه‌شنبه بازداشت آقای سعیدی‌نیا را تأیید کرد و گفت که صاحب این کافه‌ها از «اغتشاشگران» حمایت کرده است و در صورت محکومیت، دارایی‌های او برای جبران خسارات وارده در جریان ناآرامی‌ها استفاده خواهد شد.

تعطیلی کسب‌وکار آقای سعیدی‌نیا برای بسیاری از ایرانیان نمادین بود؛ کسانی که هدف قرار دادن نمادهای فرهنگی توسط حکومت را تلاشی برای تضعیف روحیه مخالفان می‌بینند.

وقتی دادستان کل ایران، محمد موحدی آزاد، به قوه قضائیه دستور داد تا دارایی‌های چهره‌های مشهوری را که از اعتراضات حمایت کرده‌اند شناسایی و مصادره کنند، گفت که این اقدام «برای برخورد با تروریست‌ها و حامیان آن‌ها به گونه‌ای است که درس عبرتی برای دیگران باشد.»

در اواسط ژانویه، دادستان‌های تهران به رسانه‌های دولتی گفتند که برای ۱۵ ورزشکار و بازیگر و همچنین ۱۰ نفر دیگر که بیانیه بزرگترین صنف فیلم‌سازان ایران را امضا کرده بودند، پرونده قضایی تشکیل داده‌اند؛ بیانیه‌ای که در آن اعلام شده بود آن‌ها «در کنار مردم مظلوم ایران ایستاده‌اند.»

سخنگوی دولت ایران به درخواست‌ها برای اظهارنظر درباره اقدامات سرکوبگرانه پاسخی نداد.

مقامات ایرانی حتی صداهایی را که خود را اصلاح‌طلب می‌دانند و نه مخالف نظام، ساکت می‌کنند؛ مانند روزنامه «هم‌میهن» که در ۱۹ ژانویه توقیف شد. هم‌میهن یکی از معدود نشریات داخل ایران بود که اخبار اعتراضات و جراحت‌های شدید و کشته‌شدگان را پوشش می‌داد. محمدجواد روح، سردبیر این روزنامه، در یادداشتی که پس از آن منتشر شد، نوشت که رهبری کنونی ایران، مانند شاه پیش از سرنگونی‌اش در سال ۱۹۷۹، دچار تزلزل در تصمیم‌گیری شده و توانایی یافتن راه خروجی از بحران‌های فزاینده را ندارد.

«آقای روح در مصاحبه‌ای گفت: «به همین دلیل است که مردم احساس می‌کنند آینده‌ای ندارند. آن‌ها می‌بینند که در عمل، هیچ دولت کارآمدی در ایران وجود ندارد.» آقای روح اظهار داشت که «هم‌میهن» اولین رسانه‌ای است که از سال ۲۰۱۶ تاکنون توقیف شده و هنوز هیچ تاریخ دادگاهی برای اعتراض به این حکم به روزنامه داده نشده است.

سرکوب حتی دامن‌گیر سوگواران نیز شده است؛ چرا که مقامات به طور منظم مراسم خاکسپاری کشته‌شدگان در جریان اعتراضات را زیر نظر گرفته و ممنوع می‌کنند. یک شهروند ایرانی به نام عباس گفت که او و بستگانش هنگام برنامه‌ریزی برای مراسم سه تن از اعضای خانواده‌شان که در جریان اعتراضات در شهری در شمال تهران به ضرب گلوله کشته شده بودند، بارها احضار شدند. او گفت که مقامات آن‌ها را مجبور کردند تا تعهدنامه‌ای مبنی بر سکوت امضا کنند.

عباس که نمی‌خواست نسبت خانوادگی‌اش فاش شود، گفت: «آن‌ها ما را مجبور کردند تعهد بدهیم که گریه نکنیم و درِ خانه‌ای را که مراسم یادبود در آن برگزار می‌شود، باز نگذاریم.» در حالی که به نظر می‌رسد دولت تا حد زیادی اعتراضات را سرکوب کرده است، امید معماریان، تحلیلگر اندیشکده، نسبت به «سدی که می‌تواند ناگهان ترک بخورد» هشدار داد. او گفت: «این اقدامات ممکن است عزم مردم را جزم‌تر کند و در صورت ادامه اعتراضات، دولت را به جای آنکه قوی‌تر کند، آسیب‌پذیرتر سازد.» برخی از ایرانیان همچنان جرأت می‌کنند که صدای نافرمانی خود را به گوش برسانند.

هفته گذشته، ۱۷ تن از رهبران برجسته جامعه مدنی، فیلم‌سازان، وکلا و فعالان حقوق بشر با انتشار بیانیه جدیدی، رهبر ایران را مسئول سرکوبی دانستند که آن را «جنایت سازمان‌یافته دولتی علیه بشریت» نامیدند. چندین نفر از امضاکنندگان این بیانیه بازداشت شدند که در میان آن‌ها مهدی محمودیان، فیلم‌نامه‌نویس فیلم «فقط یک تصادف بود»، دیده می‌شود؛ فیلمی که امسال نامزد دریافت دو جایزه اسکار شده است.

روز سه‌شنبه، دانشجویان ۳۱ دانشکده پزشکی، پرستاری و دندان‌پزشکی در سراسر کشور، در اعتراض به کشته شدن هم‌کلاسی‌های خود در جریان سرکوب‌ها و ادامه بازداشت کادر درمان، امتحانات خود را تحریم کرده یا دست به تحصن زدند.

سوگواران نیز راهی برای مبارزه یافته‌اند؛ با جشن و پایکوبی به جای اشک و گریه. در روزهای اخیر، ویدیوهای منتشر شده در رسانه‌های اجتماعی سوگوارانی را نشان می‌دهد که موسیقی می‌نوازند و نقل و کاغذ رنگی پخش می‌کنند؛ فضایی که بیشتر به مراسم عروسی شباهت دارد تا تشییع جنازه. در یکی از ویدیوهایی که توسط نیویورک تایمز تأیید شده است، اعضای خانواده در حال رقصیدن و هم‌خوانی با یک ترانه محلی دیده می‌شوند. آن‌ها می‌خوانند: «دل دیگه از دلتنگی پر نبود… ناگهان دیوانه شد. جنگ شد.»

مونیکا چوراک و آریتا لایکا در تهیه این گزارش مشارکت داشته‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *