من کوتاه صحبت میکنم. میدانم که سناتور ایالت تنسی مایل است بحث در این مورد را پایان دهد. گمان میکنم هر آنچه لازم بوده درباره جزئیات این توافق گفته شود، پیش از این گفته شده است.
اما میخواهم سخنانم در تاریخ ثبت شود، زیرا میدانم اگر این توافق به اجرا درآید، چه اتفاقی خواهد افتاد. ایران فوراً از پولی که از لغو تحریمها به دست میآورد برای تقویت توان نظامی متعارف خود استفاده خواهد کرد. این کشور به قدرتمندترین نیروی نظامی منطقه، پس از ایالات متحده، تبدیل میشود و هزینه حضور ما در خاورمیانه را بالا خواهد برد. آنها توانمندیهای ضددسترسی ایجاد خواهند کرد، موشکهایی خواهند ساخت که قادرند ناوهای هواپیمابر و کشتیهای ما را نابود کنند، و قایقهای تندرویی ادامه خواهند داد که میتوانند به نیروهای دریایی ما هجوم آورند و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه را دشوارتر و خطرناکتر سازند.
همچنین با دیگر گروههای تروریستی منطقه همکاری خواهند کرد تا نیروهای نظامی زن و مرد آمریکایی را هدف قرار دهند. ممکن است دخالت خود را انکار کنند یا نه، اما قطعاً ما را هدف خواهند گرفت و هزینه حضور ما در خاورمیانه را آنقدر بالا خواهند برد تا سرانجام ما را به خروج کامل از منطقه وادار کنند.
آنها همچنین به ساخت موشکهای دوربرد ادامه خواهند داد، موشکهایی که قادرند خاک ایالات متحده را هدف قرار دهند. این توافق مانع آن برنامهها نمیشود و ایران همانگونه که پیشتر هم کرده، به ساخت آنها ادامه خواهد داد.
و در مقطعی از آینده نزدیک، زمانی که شرایط را مناسب ببینند، به سمت ساخت سلاح اتمی خواهند رفت. در آن زمان میدانند که خود را از هر ضربهای مصون کردهاند و ما دیگر توان یا اراده حمله به برنامه هستهایشان را نخواهیم داشت، زیرا بهای چنین اقدامی بسیار سنگین خواهد بود.
این فقط یک خیالپردازی نیست؛ نمونهاش در جهان امروز وجود دارد—کُره شمالی—جایی که فردی دیوانه دهها سلاح اتمی و موشکهای دوربرد در اختیار دارد که میتوانند به خاک آمریکا برسند، و ما عملاً کاری از دستمان برنمیآید. حمله به کره شمالی امروز به معنای حمله متقابل به توکیو، سئول، گوام، هاوایی یا حتی کالیفرنیاست. بنابراین جهان ناچار است با واقعیتی زندگی کند که در آن فردی دیوانه سلاح هستهای در اختیار دارد.
و این همان هدفی است که ایران نیز دنبال میکند—رسیدن به نقطهای که در برابر هر تهدید نظامی معتبری ایمن شود، زیرا بهای حمله بسیار سنگین خواهد بود. آنگاه ایران به قدرتی هستهای تبدیل خواهد شد؛ و هرگز در تاریخ بشر رژیمی با چنین سلاحهای ویرانگری وجود نداشته است. ایران امروز تحت رهبری رهبر عالیای است که روحانی شیعهای تندرو با نگاهی آخرالزمانی به آینده است. او کنشگری ژئوپلیتیک به معنای سنتی آن نیست؛ تصمیماتش نه بر اساس مرزها، نه تاریخ، و نه جاهطلبیهای سیاسی استوار است، بلکه بر اساس دیدگاهی مذهبی و آخرالزمانی است—دیدگاهی که به درگیری میان جهان مسلمان و جهان غیرمسلمان فرا میخواند و او خود را مکلف به شعلهور ساختن چنین درگیریای میداند. و حال قرار است او صاحب سلاح هستهای شود؟
این همان جهانی است که در آستانه سپردنش به فرزندانمان هستیم، و شاید خود ما نیز ناچار شویم در آن زندگی کنیم.
بنابراین میخواهم سخنانم در تاریخ ثبت شود، حتی اگر هیچ فایدهای جز این نداشته باشد که بگویم ما، مخالفان این توافق، میدانستیم این مسیر به کجا ختم میشود و مرتکب اشتباهی بزرگ شدهایم. و بیم آن دارم که تصویب این توافق، جلوگیری از پیامدهایش را بسیار دشوارتر کند.
با این حال امید دارم هنوز زمانی برای بازنگری باقی مانده باشد. خبر خوب این است که ایران ممکن است رهبر عالی داشته باشد، اما آمریکا چنین چیزی ندارد. در این کشور ما یک جمهوری هستیم و بهزودی رهبران تازهای خواهیم داشت—شاید در همین مجلس و شاید در قوه مجریه. و دعا میکنم در نخستین روز زمامداریشان این توافق را لغو کنند، تحریمها را بازگردانند و آن را با تهدیدی معتبر از نیروی نظامی پشتیبانی کنند، وگرنه تاریخ ما را به خاطر کوتاهی در انجام وظیفه در این لحظه خطیر محکوم خواهد کرد.
