پاسخ سرکوبگرانه به اعتراضات، نفرت مردم از رژیم را عمیقتر کرده است و ایرانیان در حال اعتراض (بیان مخالفت) هستند.
نویسندگان: مارگریتا استانکاتی و بنوا فوکون تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ (۵ فوریه ۲۰۲۶)
فوران دوباره خشم در ایران
موج جدیدی از خشم مردمی در ایران در حال شکلگیری است؛ چرا که مردم، خشمگین از کشتار دستهجمعی معترضان در ماه گذشته، با وجود خطرات ناشی از تداوم سرکوبها، بیزاری خود را از رژیم ابراز میکنند.
جلوههای نافرمانی
خانوادههای سوگوار در مراسم تدفین و یادبود، شعارهای ضدحکومتی سر میدهند. دانشآموزان از خواندن سرودهای میهنی در مدارس خودداری میکنند. کادر درمان علناً بازداشت همکارانی را که به مداوای مجروحان اعتراضات پرداخته بودند، محکوم میکنند و گروههایی از فعالان محلی آشکارا خواستار سقوط رهبر معظم، علی خامنهای، هستند.
این نمایشهای نافرمانی — که گاه پرسرصدا و پرخطر و گاه آرام و شخصی است — در حالی رخ میدهد که ایرانیان با ابعاد کامل خشونتهای ماه ژانویه و حکومتی که دستور آن را صادر کرده بود، روبرو شدهاند. این اعتراضات در حالی جوانه میزنند که رژیم موجی از بازداشتها را علیه معترضان و حامیان آنها، از بستگان مجروحان گرفته تا کادر پزشکی و فعالان مدنی، به راه انداخته است.
فشار روانی و تنشهای بینالمللی
زنی از شهر کرمانشاه در پیامی متنی گفت: «مردم سرشار از ترس و در عین حال خشم هستند. ما همه به آسمان خیره شدهایم و امیدواریم ترامپ ما را بمباران کند تا فقط خامنهای و رژیمش نابود شوند. ما حاضریم یکی یکی بمیریم، اما نمیخواهیم فرزندانمان درد و شکنجه ما را تحمل کنند.»
این نارضایتیهای شعلهور در حالی رخ میدهد که پرزیدنت ترامپ، پس از هشدار به رژیم مبنی بر عدم کشتار معترضان، در حال تقویت نیروهای آمریکایی در سواحل ایران برای اقدام نظامی احتمالی است. ایالات متحده و ایران قرار گذاشتهاند روز جمعه در عمان دیدار کنند تا امکان دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک را بررسی کنند.
مراسم یادبود به مثابه سنگر اعتراض
در سراسر ایران، مراسمهای تدفین و یادبود به فرصتی برای تخلیه خشم ایرانیان تبدیل شده است و جمعیت عزاداران در سراسر کشور شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند. دانشجویان در شهرهای مشهد، تبریز و شیراز در این هفته مراسم یادبودی برای همکلاسیهای خود که در ناآرامیهای اخیر کشته شدند، برگزار کردند.
طبق ویدئویی که توسط «استوریفول» (Storyful) تأیید شده، گروهی از دانشجویان پزشکی در مشهد شعار میدادند: «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد.»
مقاومت در دانشگاهها و مدارس
بر اساس ویدئوهای منتشر شده توسط «اتحادیه آزاد کارگران ایران» که توسط «استوریفول» تایید شده است، دانشجویان پزشکی در شیرازاین هفته تحصنی چند روزه برگزار کردند. آنها شعارهایی در حمایت از معترضان کشته شده و پزشکانی که به دلیل مداوای مجروحان بازداشت شده بودند، سر دادند. آنها فریاد میزدند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد! دکتر با شرف آزاد باید گردد!»
دانشآموزان دبیرستانی نیز دست به اقدامات اعتراضی دستهجمعی زدهاند. یک نوجوان ۱۷ ساله در تهران به والاستریت ژورنال گفت که دانشآموزان در مدرسه آنها از خواندن سرود ملی در مراسم صبحگاه خودداری میکنند. به گفته این دانشآموز، زمانی که نیروهای امنیتی قصد تفتیش مدرسه را داشتند، معلم از قبل به آنها هشدار داده و توصیه کرده بود هر کسی که زخمی شده، برای جلوگیری از بازداشت در خانه بماند. همچنین معلم از همه خواسته بود ویدئوها و عکسهای با محتوای سیاسی را از گوشیهای خود پاک کنند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای عمومی اعلام کرد: «اعتراض مسالمتآمیز مردمی با مطالبات عادی به خاک و خون کشیده شد. این سوگ به نفرتی عمیق در قلب و استخوان ما تبدیل شده است.»
واکنش چهرههای سرشناس و مخالفان داخلی
الناز شاکردوست، بازیگر سرشناس ایرانی، در پی این سرکوبها اعلام کرد که از حرفه خود کنارهگیری میکند. او این هفته در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دیگر هرگز در سرزمینی که بوی خون میدهد نقش بازی نخواهم کرد.»
مخالفان برجسته داخلی نیز آشکارا خواستار پایان دادن به رژیم هستند. میرحسین موسوی، نخستوزیر سابق که سالهاست در تهران در حصر خانگی بهسر میبرد، اظهار داشت که ابعاد کشتارها نشان میدهد جمهوری اسلامی اصلاحپذیر نیست و باید جایگزین شود. موسوی گفت: «زمانی که لباس جنگ علیه مردم خود را بر تن کردید، با تبر به ریشه خود زدید. اسلحه را زمین بگذارید و از قدرت کنارهگیری کنید تا خود ملت بتواند این سرزمین را به سوی آزادی و رفاه هدایت کند.»
این تندترین انتقاد موسوی از جمهوری اسلامی تا به امروز محسوب میشود. او که پیشتر از چهرههای اصلاحطلب بود، پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ و اعتراضات گسترده ناشی از آن، به چهره مخالف ملی تبدیل شد. انتقادات او در سالهای اخیر به تدریج شدت یافته و شامل فراخوان برای رفراندوم جهت تشکیل مجلس مؤسسان شده است.
همچنین، گروهی متشکل از ۱۷ فعال مدنی ساکن ایران در نامهای سرگشاده، کشتارهای دستهجمعی را «جنایت علیه بشریت» توسط دولت توصیف کرده و تأکید کردند که مسئولیت آن بر عهده علی خامنهای است.
مسئولیت سرکوب و هزینههای انسانی
در این نامه سرگشاده آمده است: «مسئولیت اصلی این وضعیت هولناک بر عهده شخص اول مملکت و ساختار سرکوبگر حاکم بر جمهوری اسلامی است.»
به گفته بنیاد نرگس (که این نامه را به نمایندگی از نرگس محمدی، برنده زندانی جایزه صلح نوبل، امضا کرده است)، پس از انتشار این نامه، سه تن از امضاکنندگان آن یعنی ویدا ربانی، عبدالله مؤمنی و مهدی محمودیان بازداشت شدند.
ساکنان و فعالان حقوق بشر میگویند هر کسی که اکنون علیه دولت صحبت میکند، با خطرات عظیمی روبروست. طبق گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، از زمان آغاز تظاهرات در اواخر دسامبر، کشته شدن حدود ۷۰۰۰ نفر تأیید شده است. این گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا همچنین اعلام کرد که در همین مدت بیش از ۵۰ هزار نفر بازداشت شدهاند.
به گزارش رسانههای دولتی، مقامات ایرانی حدود ۳۰۰۰ کشته و بازداشت چند صد نفر را تأیید کرده و آنها را «اغتشاشگر» یا «تروریست» نامیدهاند.
یورش به خانهها و بیمارستانها
گروههای حقوق بشری و ساکنان محلی میگویند بسیاری از بازداشتشدگان در جریان خودِ اعتراضات دستگیر شدند، اما عدهای دیگر در خانههایشان یا در زمان مراجعه برای درمان پس از سرکوبها بازداشت شدهاند.
هادی قائمی، مدیر اجرایی «کمپین حقوق بشر در ایران» (مستقر در نیویورک)، میگوید: «جمهوری اسلامی پس از کشتن هزاران غیرنظامی، اکنون خانه به خانه میرود تا کسانی را که جرأت اعتراض داشتند مجازات کند و هرگونه جرقه احتمالی برای مقاومت بیشتر را سرکوب نماید.»
به گفته گروههای حقوق بشری و یک شاهد عینی، مردان مسلح با لباس شخصی به بیمارستانها در سراسر کشور یورش بردهاند تا مجروحان را شناسایی و با خود ببرند. یک پزشک که والاستریت ژورنال با او تماس گرفته، گفت که شاهد بوده نیروهای امنیتی معترضان مجروح را از بیمارستانش در تهران منتقل میکردند.
دوستِ نزدیک یک زن که هدف گلوله ساچمهای قرار گرفته بود، گفت که او پس از مراجعه به بیمارستانی در تهران بازداشت شد. به گفته این دوست، این زن در تاریخ ۱۸ دی (۸ ژانویه) در راه بازگشت به خانه در میان درگیریها گرفتار شده بود؛ نیروهای امنیتی با دیدن جراحاتش، او را معترض قلمداد کرده و بازداشتش کردند.
بازداشت کادر درمان
به گفته شاهدان، ساکنان و گروههای حقوق بشری، نیروهای امنیتی همچنین پزشکان و پرستارانی را که معترضان مجروح را در بیمارستانها، درمانگاهها یا مراکز درمانی موقت مداوا کرده بودند، بازداشت کردهاند.
محمد رئیسزاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران، در مصاحبه با خبرگزاری نیمهدولتی ایسنا اعلام کرد که ۱۷ تن از کادر درمان در پی سرکوبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه (۸ و ۹ ژانویه) بازداشت شدهاند. او گفت که پروندههای آنها در دست بررسی است و اتهام آنها صرفاً مداوای معترضان نیست.
هدف قرار دادن کادر درمان
کیانا کثیری، عضو یک شبکه غیررسمی از پزشکان ایرانی خارج از کشور، اعلام کرد که گروه او بازداشت بیش از ۳۰ نیروی درمانی را به اتهام مداوای معترضان مستند کرده است. او اشاره کرد که برخی از این افراد با تودیع وثیقه آزاد شدهاند.
علیرضا گلچینی، جراح سرطان ساکن قزوین، در تاریخ ۱۷ دی (۷ ژانویه) در صفحه اینستاگرام خود پیامی منتشر کرد و پیشنهاد مداوای معترضان مجروح را داد؛ درست همانطور که در جریان اعتراضات حقوق زنان در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) انجام داده بود. به گفته نیما گلچینی، پسرعموی او، مقامات امنیتی پس از ضربوشتم، علیرضا را از خانهاش بردند. نیما میگوید: «ما بسیار نگران هستیم.»
بازداشت کادر درمان خشم ایرانیان را برانگیخته و سازمان نظام پزشکی را واداشته است تا خواستار امنیت برای شاغلان حوزه سلامت شود. این سازمان روز چهارشنبه اعلام کرد:
«کادر درمان بر اساس سوگند حرفهای، تعهدات قانونی و استانداردهای اولیه اخلاقی، وظیفه دارند در هر شرایطی و بدون توجه به وضعیت اجتماعی، سیاسی یا امنیتی، مراقبتهای پزشکی لازم را به تمامی بیماران ارائه دهند.»
پیشبینی موج جدید ناآرامیها
تشکل معلمان اعلام کرد که کشتارها و سرکوبهای مداوم، در کنار وخیمتر شدن مشکلات اقتصادی کشور، به ناچار سوختِ ناآرامیهای مردمی بیشتری را فراهم خواهد کرد.
این تشکل در وبسایت خود نوشت: «هیچ راه دیگری جز آمدن به خیابانها و اعتراض همهجانبه علیه این وضعیت اسفبار و ایجاد همبستگی و وحدت برای پایان دادن به این ظلم و استبداد روزمره باقی نمانده است.»
عقبنشینیهای تاکتیکی و فراخوانهای جدید
شدت واکنشهای عمومی باعث شده است که حاکمان ایران در برخی مواردِ جنجالی عقبنشینی کنند تا فشارها بر رژیم کاهش یابد. در اواخر ژانویه، مقامات عرفان سلطانی، یکی از معترضان برجسته را که خانوادهاش بیم اعدام او را داشتند، با تودیع وثیقه آزاد کردند.
همچنین در پایان هفته، دولت اعلام کرد که صدور رسمی گواهینامه موتورسیکلت برای زنان را آغاز میکند؛ این اقدام، جدیدترین مورد از سلسله تلاشهایی است که با هدف جلب حمایت عمومی از طریق کاهش سختگیری در قوانین اجتماعی صورت میگیرد.
تداوم اعتراضات و چهلمین روز کشتار
بعید به نظر میرسد که این امتیازهای کوچک در حال حاضر تفاوت چندانی ایجاد کند. بازاریان بازار بزرگ تهران — جایی که اعتراضات برای نخستین بار در اواخر دسامبر از آنجا شعلهور شد — از کسبه سراسر کشور خواستهاند تا در روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن (۱۷ و ۱۸ فوریه) بار دیگر به خیابانها بیایند. این روزها مصادف است با پایان دوره سنتی ۴۰ روزه سوگواری برای کشتهشدگان وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه.
یک تشکل صنفی از کارکنان بازار در کانال تلگرامی خود اعلام کرد: «ما از مردم شریف ایران در سراسر کشور دعوت میکنیم تا همزمان در شهرهای خود، یاد جانباختگان را زنده نگه داشته و قیام ملی را ادامه دهند.» در این بیانیه آمده است که هدف از این کار، «گرفتن انتقام بزرگترین کشتار خیابانی در تاریخ معاصر» است.
