جمهوری اسلامی در اوج بحران؛ چرا روسیه و چین تنها نظاره‌گر مانده‌اند؟

By | ۱۴۰۴-۱۲-۱۵

خبرگزاری رویترز نوشت در پی کشته شدن علی خامنه‌ای و تداوم حملات بی‌وقفه آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی تا حد زیادی منزوی شده است و چین و روسیه که از مهم‌ترین شرکای تهران به شمار می‌روند، در واکنش به این تحولات تنها به محکومیت‌های دیپلماتیک و ابراز نگرانی بسنده کرده‌اند.

بر اساس این گزارش که پنج‌شنبه ۱۴ اسفند منتشر شد، حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت انرژی شده، به بی‌ثباتی بازارهای جهانی انجامیده و اقتصادهای بزرگ را وادار کرده است برای مدیریت بحران کنونی، دست به اقدامات فوری بزنند.

به گفته تحلیلگران، خویشتنداری روسیه و چین از یک محاسبه واقع‌گرایانه ناشی می‌شود: مداخله در تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، هزینه‌های سنگین، دستاوردهای محدود و ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی به همراه خواهد داشت.

به نظر می‌رسد پکن و مسکو آمادگی پذیرش چنین هزینه‌ها و خطرهایی را ندارند.

آنا بورشچفسکایا، کارشناس مسائل روسیه در موسسه واشینگتن، در همین رابطه به رویترز گفت: «پوتین اولویت‌های دیگری دارد و مهم‌ترین آن‌ها اوکراین است. برای روسیه بسیار غیرعاقلانه خواهد بود که وارد یک رویارویی نظامی مستقیم با ایالات متحده شود.»

یک منبع ارشد روسی نیز گفت: «تشدید تنش‌ها در ایران و خلیج فارس همین حالا هم توجه‌ها را از جنگ اوکراین منحرف کرده؛ این یک واقعیت است. باقی حرف‌ها صرفا واکنش‌های احساسی درباره یک “متحد سقوط‌کرده” است.»

رویترز گزارش داد چین و روسیه در سال‌های گذشته برای تقویت توان نظامی به جمهوری اسلامی کمک کرده‌اند.

این حمایت‌ها شامل تامین موشک، سامانه‌های پدافند هوایی و فناوری‌هایی بوده که با هدف تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی و افزایش هزینه هرگونه حمله به ایران طراحی شده‌اند.

با این حال، به نظر می‌رسد دامنه این حمایت‌ها اکنون به سقف خود رسیده باشد.

چرا روسیه و چین تنها به محکومیت دیپلماتیک بسنده کرده‌اند؟

چین طی سال‌های گذشته تلاش کرده جایگاه خود را در تحولات دیپلماتیک خاورمیانه تقویت کند، در حالی که روسیه ایران را به‌عنوان یکی از ارکان ائتلاف ضدغربی خود مطرح کرده است.

با این حال، هنگامی که تنش‌ها بالا گرفت، هر دو قدرت با محدودیت‌هایی روبه‌رو بودند؛ چین به‌دلیل وابستگی‌اش به انرژی و تجارت با کشورهای خلیج فارس و همچنین تمرکز امنیتی‌اش بر آسیا، و روسیه به‌دلیل جنگ فرسایشی در اوکراین که توان آن را برای حمایت از شرکایش کاهش داده و در عین حال نیازش را به حفظ روابط با کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس بیشتر کرده است.

در نتیجه یک تناقض آشکار شکل گرفته است: ایران همچنان برای هر دو کشور از نظر راهبردی اهمیت دارد، اما این اهمیت آن‌قدر نیست که برای دفاع از جمهوری اسلامی وارد رویارویی با آمریکا و اسرائیل شوند.

بورشچفسکایا گفت اگر روسیه به‌طور مستقیم جمهوری اسلامی را زیر چتر حمایتی خود می‌گرفت، کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را از خود دور می‌کرد؛ موضوعی که پوتین تمایلی به آن ندارد.

واکنش محتاطانه پکن نیز بازتاب یک راهبرد قدیمی است: پرهیز از پذیرش تعهدات امنیتی الزام‌آور در مناطقی که خارج از حوزه منافع اصلی چین قرار دارند.

تمرکز چین بر تجارت، سرمایه‌گذاری و فروش تسلیحات

رویترز نوشت برخلاف آمریکا که اتحادهایش بر پایه تعهدات دفاعی متقابل شکل گرفته است، چین ترجیح می‌دهد روابط خود را بر اساس تجارت، سرمایه‌گذاری و فروش تسلیحات بنا کند.

اوان فایگنباوم، عضو موسسه کارنگی برای صلح بین‌المللی، گفت این نوع شراکت‌ها عمدا طوری طراحی شده‌اند که چین را از کشیده شدن به درگیری‌های نظامی دور نگه دارند.

هنری توگندهات، عضو موسسه واشینگتن، نیز تاکید کرد حتی اگر چین بخواهد نقش فعال‌تری ایفا کند، حاضر نیست توجه راهبردی یا دارایی‌های نظامی خود را از مسائل امنیتی اصلی منحرف کند. به گفته او، اولویت‌های پکن در مقطع کنونی تایوان، دریای چین جنوبی و تهدیداتی است که از سوی آمریکا و ژاپن متوجه آن می‌شود.

‫این بحران حتی می‌تواند برای چین فرصت‌هایی ایجاد کند. پکن بدون آنکه مستقیما وارد منازعه شود، شاهد آن است که نیروهای آمریکا در منطقه‌ای دور از شرق آسیا درگیر شده‌اند و بخشی از توان و ذخایر نظامی واشینگتن در این میدان مصرف می‌شود.

هم‌زمان، بحران خاورمیانه برای چین این امکان را فراهم می‌آورد تا عملکرد، توانایی‌ها و الگوهای عملیاتی ارتش آمریکا را به‌طور مستقیم رصد کند. این اطلاعات می‌تواند در ارزیابی‌های راهبردی پکن درباره سناریوهای احتمالی مرتبط با تایوان نقش مهمی داشته باشد.

با این حال، آسیب‌پذیری اصلی چین همچنان جریان انرژی از تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود ۴۵ درصد واردات نفت این کشور از آن عبور می‌کند.

کارشناسان می‌گویند پکن با ایجاد ذخایر راهبردی و نگهداری حجم قابل توجهی از نفت ایران در نفتکش‌ها یا مخازن ذخیره، تا حدی این خطر را مدیریت کرده است.

روسیه چه نفعی از مناقشه کنونی می‌برد؟

‫روسیه نیز از تحولات جاری بی‌نصیب نمی‌ماند. افزایش قیمت نفت می‌تواند به تقویت اقتصاد این کشور در زمان جنگ کمک کند و هم‌زمان درگیری دولت آمریکا در بحران خاورمیانه باعث می‌شود واشینگتن زمان و تمرکز کمتری برای پرونده اوکراین داشته باشد.

به گفته بورشچفسکایا، مسکو از سقوط حکومت ایران سودی نمی‌برد، اما در عین حال سرنوشت خود را هم به بقای نظام در تهران گره نزده است.

به همین دلیل، مسکو می‌تواند در آینده با هر حکومتی که در ایران روی کار بیاید رابطه برقرار کند، حتی اگر آن حکومت به واشینگتن نزدیک باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *