اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

By | اردیبهشت ۲, ۱۴۰۵

ایران در وضعیتی میان بیم و امید، روزهای پس از جنگ و آتش‌بس موقت را سپری می‌کند اما آنچه شهروندان در خیابان‌ها تجربه می‌کنند، نه آرامش، بلکه خفقانی است که با تکیه بر پروپاگاندا و حضور نظامی، چهره شهرها را به یک پادگان بزرگ بدل کرده است.

در حالی که اینترنت در ایران همچنان قطع است، ماشین تبلیغات جمهوری اسلامی تصاویری گزینشی از «عادی بودن اوضاع» مخابره می‌کند، اما واقعیت روی زمین چیز دیگری است.

در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، چهره خیابان‌ها به فضای دهه ۶۰ و دوران جنگ هشت ساله بازگشته است.

شهر در تسخیر «ایستگاه‌های صلواتی» و نمادهای جنگی

حاکمیت نه تنها آثار تخریب را از برخی مناطق جمع‌آوری نکرده تا از آن بهره‌برداری تبلیغاتی کند، بلکه با برپایی ایستگاه‌های دائمی موسوم به «صلواتی»، سنگربندی‌های جنگی را به محلات بازگردانده است.

بوی اسپند، بلندگوهایی که تا نیمه‌شب نوحه پخش می‌کنند و حضور «موکب‌های عراقی» که به گفته حکومت، به‌وسیله شهروندان عراقی اداره می‌شوند، زیست روزمره مردم را مختل کرده است.

از سوی دیگر، رژه متناوب کاروان‌های موتوری مسلح، از جمله نیروهای حزب‌الله لبنان و حشدالشعبی، فضایی از رعب و وحشت را القا می‌کند که پیامی جز اشغال نظامی فضاهای شهری ندارد.

ایست‌‌های بازرسی‌ با حضور نوجوانان بسیجی و نیروهای خارجی

شدت گرفتن ایست‌های بازرسی در اتوبان‌ها و ورودی شهرها، رفت و آمد عادی را به کابوسی برای شهروندان بدل کرده است. برخی از این ایست‌ها به دست نوجوانان بسیجی اداره می‌شود که به گفته شاهدان، رفتاری پرخاشگرانه و تهاجمی دارند.

در برخی مناطق حساس مانند عوارضی‌های قزوین و قم، مواردی از حضور نیروهای غیر‌ایرانی برای تفتیش خودروها گزارش شده است.

یک شهروند در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، از بن‌بست اعتراض به وضعیت موجود گفت.

او تاکید کرد: «هیچ راهی برای اعتراض نیست؛ نه به ترافیک ناشی از تجمع‌های حکومتی و نه به بستن مسیرها و نه سر و صداهای چند ساعته بعد از نیمه‌شب یا حتی ادامه‌دار تا صبح. کافی است با احترام بخواهی راه را باز کنند تا با چنان پرخاشگری عجیبی روبه‌رو شوی که عواقبش نامعلوم است.»

این شهروند به ارعاب و تهدید از سوی افرادی اشاره کرد که در برخی محله‌ها، برای هموار کردن مسیر راهپیمایی یا تجمعات خیابانی، رخ می‌دهد. بسیجی‌ها و لباس‌شخصی‌های مسلحی که شهروندان را برای جابه‌جا کردن خودروهایشان از مقابل خانه یا محل کسب به مکان‌های دیگر، تحت فشار قرار می‌دهند.

در موارد بسیاری نیز نیروهای حکومتی، کسبه را در شهرهای مختلف ایران برای نصب تصاویری از علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، و مجتبی خامنه‌ای، کسی که به‌عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شده، تهدید می‌کنند.

یک شهروند که صاحب شیرینی‌فروشی در یکی از خیابان‌های شهر رشت است، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تاکید کرد هم‌زمان با مراسم چهلم خامنه‌ای، نیروهای سرکوبگر با تهدید و ارعاب، آن‌ها را به بستن مغازه‌ها وادار کردند.

او گفت: «همان نیروها در شب‌های گذشته ما و چندین مارکت را مجبور کردند به حاضران در تجمعات حکومتی، خوراکی و شربت نذری یا صلواتی بدهیم.»

علاوه بر این، هجوم بی‌وقفه پیامک‌های تهدیدآمیز یا تبلیغ پویش‌های ساختگی مانند «جان‌فدا» که مدعی آمادگی میلیونی برای جنگ هستند، آرامش روانی شهروندان را نیز هدف گرفته است.

همچنین پیامک‌های تهدیدآمیز نهادهای مختلف برای آنچه «رصد همکاری با دشمن متخاصم و رسانه‌های معاند» می‌نامند و انتشار ویدیوها و سخنرانی‌های مسئولان باقی‌مانده در سیستم از جمله غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه‌قضاییه جمهوری اسلامی، درباره برخورد شدید با معترضان و سخن گفتن درباره «رسیدگی به پرونده‌ها با آرایش جنگی»، از دیگر نمونه‌های جنگ روانی جمهوری اسلامی با شهروندان است.

جاسوسی در صف خرید؛ وقتی محله دیگر امن نیست

در کنار تفتیش تلفن‌های همراه و سرک کشیدن به گالری تصاویر شهروندان و بازجویی در مورد چگونگی اتصال آن‌ها به اینترنت در ایست‌های بازرسی، حالا روایت‌هایی از حضور افراد مشکوک در مراکز خرید و فروشگاه‌های محلی به گوش می‌رسد.

شهروندی از شرق تهران که خود در اعتراضات دی‌ماه مجروح شده، از تغییر محسوس فضای محله‌اش گفت و تاکید کرد: «اینکه ندانی آدمی که در میوه‌فروشی از کنارت رد می‌شود یک شهروند عادی است یا یک نیروی سرکوب لباس‌شخصی، ترسناک است. احساس می‌کنی شاید همین فرد، همان کسی است که در خیابان به سمت تو یا همراهت شلیک کرده است.»

شهروند دیگری از جنوب کشور در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، از تغییر شکل شهرها با حضور نیروهای «حشدالشعبی» گفت.

او که به‌دلیل موقعیت شغلی خود بین چندین شهر جنوبی در رفت‌وآمد است، چنین روایت کرد: «هنوز کاروان‌های مختلفی با شکل و ظاهر متفاوت وارد شهرهای جنوبی ایران می‌شوند، از آن‌‌ها با اسپند و گل و غذا پذیرایی می‌شود و در کوچه و خیابان‌ها پرسه می‌زنند. همگی هم بدون هیچ تعارفی سلاح‌های جنگی به دست دارند و در شهر رژه می‌روند.»

پیش از این نیز تصاویری از ورود کاروان‌های شبه‌نظامیان حشدالشعبی از جنوب کشور منتشر شده بود. افرادی که بر اساس ویدیوهای جدید منتشر شده، حالا به پایتخت رسیده‌اند و در قلب تهران، اسلحه‌های خود را بر دوش گذاشته و مدعی «بیعت با مجتبی خامنه‌ای» هستند.

آرایش جنگ خیابانی به تلافی شکست در جنگ واقعی

خیابان‌های ایران امروز، صحنه‌ نمایشی است که کارگردانان آن سعی دارند با دود اسپند، پرچم‌های سیاه و حضور نیروهای مسلح نیابتی، بر واقعیت ترس و فروپاشی، سرپوش بگذارند.

برای شهروندی که در محله‌ خود احساس غریبگی می‌کند و تلفن همراهش در دست نوجوانی عصبانی تفتیش می‌شود، «آتش‌بس» معنایی ندارد.

در این خفقان نظام‌مند، خانه‌ها آخرین پناهگاه‌های شهروندان هستند که آن‌ها هم با لرزه‌ پیامک‌های تهدیدآمیز و صدای بلندگوهای خیابانی، دیگر جای امنی برای آرامش نیستند.

نسل زخمی از ساچمه و گلوله، اکنون شاهد رژه پرچم نیروهای شبه‌نظامی کشورهایی‌ست که میهن‌ را غنیمت گرفته‌اند.

سمیرا راهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *