سابق بر این گروه های سیاسی چپ ایران همواره شعار زیر را بدون آنکه شناخت دقیقی از جهان و سرمایه داری داشته باشند تکرار میکردند.
*مرگ بر امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا*
همانموقعی که چپها شعار بالا را طوطی وار تکرار میکردند، سرمایه داری جهانی در اتحاد کامل و در تبعیت بی قید و شرط از امریکا بسر نمی برد بلکه از سلیقه ها،منافع ملی،اختلافات و تضادهای معین برخوردار بودند.
چپ ایران فقط مجری اهداف و شعارهای شوروی و چین بود اما رهبران مسکو و پکن بخوبی می دانستند که امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا بسر نمی برد و همانموقع شوروی علیرغم نارضایتی امریکا توانسته بود به اروپا گاز بفروشد و امریکا دوران ریچارد نیکسون با چین روابط نزدیکی داشت.
در دهه ۱۹۷۰، شوروی قراردادهای بلندمدتی با کشورهای اروپای غربی، به ویژه آلمان غربی، برای صادرات گاز طبیعی از طریق خط لوله امضا کرد.
جمهوری اسلامی از جریانات چپ ایران هوشیارتر بود و از دیرباز از اختلافات جهان سرمایه داری آگاهی داشت و در ۴۷ سال گذشته توانست با مانور دادن میان بلوکهای سرمایه داری به تجارت و دور زدن تحریم ها امریکا دست بزند.
یکی از دلایل ماندگاری جمهوری اسلامی در بهره برداری زیرکانه از اختلافات جهان سرمایه داری نهفته است.
در حال حاضر نیز سرمایه داری جهانی علیرغم ضربات سختی که از بسته شدن تنگه هرمز و گرانی انرژی دریافت کرده اما در مورد سرنگونی جمهوری اسلامی در اتحاد کامل بسر نمی برد!
برای مثال آلمان تحت عنوان VÖLKERRECHT مخالف حمله نظامی امریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی می باشد!
این در حالیست که جمهوری اسلامی نماینده اکثریت مردم ایران نیست!
پس از بسته شدن تنگه هرمز که فقط ۲۰درصد صدور انرژی به تاخیر افتاده است ،تحلیل گران اروپایی در ضدیت با امریکا بدروغ از فاجعه و بحران اقتصادی بی نظیر در جهان سخن میگویند اما این در حالیست که جهان فجایع اقتصادی وحشتناک تری را پشت سر گذاشته است!
برای مثال تحریم نفتی زمستان سرد ۱۹۷۳ که اروپا کاملا فلج شد.
اتحاد کشورهای غربی در سایه تحریم نفتی عربستان سعودی در زمستان سرد ۱۹۷۳ میلادی رُخ داد !
غرب تصمیم گرفت تا خاورمیانه نفت خیز را به گونه ای به بحران و جنگ خونریزی بکشاند که وابستگی غرب به نفت حکومت های منطقه نفت خیز پایان یابد و بالعکس حکومت های دارای طلای سیاه برای فروش نفت به غرب وابسته گردند!
زمینه های شورش و نارضایتی در ایران از طریق صدور بحران معروف “بیماری هلندی در حوزه اقتصاد” کلید خورد! پیش زمینه های یک بحران اجتماعی به رهبری روحانیت و به زعامت خمینی از مدت ها پیش رصد می شد و لاجرم در سال 57 به یک فاجعه تاریخی تبدیل شد و چهره استراتژیکی منطقه می بایستی برای همیشه عوض می شد! بحران و مناقشه مرزی ایران و عراق که با قرار داد 1975 در دوران شاه ، ظاهرا پایان یافته بود اما با ورود خمینی به ایران و تلاش وی برای وحدت شیعیان عراق و ایران ـ بهترین زمینه ها را برای آغاز یک جنگ بیهوده بین ایران و عراق را آماده ساخت .اعراب در سال ۱۳۶۰ خورشیدی در وحشت از پیشروی شیعه صفوی به رهبران ایران مبلغ 100 میلیارد دلار غرامت جنگی اعطاء کردند تا آن جنگ در همان آغاز به پایان برسد اما رژیم ولایت فقیه آرزوی تصاحب همه کشورهای اسلامی را در رویای خویش داشت !
اتحاد تاریخی اعراب علیه اسرائیل در وحشت از صدور انقلاب شیعه صفوی به منطقه ، به ائتلاف اعراب علیه رژیم اسلامی تبدیل شد و این روزها کم کم به اتحاد اعراب و اسرائیل علیه حاکمان اسلامی تبدیل خواهد شد!
در زمستان سرد سال 1973 ملک فیصل پادشاه عربستان ،مدت سه ماه فروش نفت به اروپا را تحریم کرد.شاه ایران درآن قضیه شرکت نکرد اما بعدا تهدید که ایران نیز در سال 1979 از کنسرسیوم نفت خارج خواهد شده و به تملک ملت ایران در می آید که مصادف با سرنگونی حکومتش شد! غرب در انتقام از تحریم نفتی عربستان سعودی که عامل بحران یعنی ملک فیصل را از طریق پسر بردارش که یک دوست دختر موطلائی امریکائی داشت، ترور کرد و ملک خالد متمایل به غرب به جای برادرش نشست. پس ترور ملک فیصل نوبت به سرنگونی شاه ایران رسید.
پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، دنیای سرمایه داری وارد مرحله ای دیگر از حیات خود خواهد شد و بلوک بندی اقتصادی نوینی در خاورمیانه و جهان آغاز خواهد شد
حضرت عبدالبهاء گفته بود:
“ایران مرکز انوار گردد. این خاک تابناک شود و این کشور منوّر گردد و این بی نام و نشان شهیر آفاق شود و این محروم محرم آرزو و آمال و این بی بهره و نصیب فیض موفور یابد و امتیاز جوید و سرافراز گردد.
