رگبار موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل، تلاشی است برای ایجاد یک معادله بازدارندگی که آزادی عمل اسرائیل در لبنان را محدود کند و از حزبالله در برابر فرسایش بیشتر توانمندیهایش محافظت نماید – اسرائیل باید سریعاً و قاطعانه این معادله را در هم بشکند.
حملات گسترده موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل: تلاشی برای ایجاد سپر دفاعی برای حزبالله
حملات گسترده موشکی ایران به اسرائیل، تلاشی است جهت برقراری یک معادله بازدارندگی تا آزادی عمل اسرائیل در لبنان را محدود کرده و مانع از تضعیف بیش از پیش توانمندیهای حزبالله شود؛ اسرائیل باید هرچه سریعتر و با قاطعیّت این معادله را در هم بکند.

حملات موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل
حملات موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل (۷ ژوئن) این بار بیش از آنکه به فشارهای اقتصادی یا تهدیدات نظامی علیه خود ایران مرتبط باشد، به تحولات اخیر در صحنه لبنان گره خورده است.
توافق میان اسرائیل و دولت لبنان، در کنار اعلام آتشبس در لبنان (۴ ژوئن)، مشروعیتی — هرچند نسبی — برای اسرائیل فراهم کرد تا به عملیات نظامی خود در جنوب لبنان ادامه دهد. در کنار این، توافق مذکور چراغ سبز محدودی نیز برای حملات به عمق خاک لبنان صادر کرد، مشروط بر اینکه حزبالله به پرتاب راکت و پهپاد به سمت شهرکهای شمال اسرائیل ادامه دهد.
جرقه این درگیری خیلی زود زده شد. صبح روز ۷ ژوئن، حزبالله راکتهایی را به سمت شهرکهای شمالی پرتاب کرد. پاسخ ارتش اسرائیل بلافاصله با حمله هوایی هدفمند نیروی هوایی اسرائیل به آپارتمانهای زیرساختی حزبالله در محله المریجه در منطقه ضاحیه بیروت انجام شد.
ایران بلافاصله دریافت که بدون یک پاسخ جدی از سوی «محور [مقاومت]»، این وضعیت به یک سراشیبی خطرناک منجر خواهد شد؛ امری که به اسرائیل فرصت میدهد تا با استفاده از موقعیت، حملات شدید خود را علیه حزبالله در عمق خاک لبنان تشدید کند. این مسئله میتوانست ضربه سهمگین و شاید تعیینکننده دیگری به این سازمان وارد کند. ایرانیها احتمالاً بیش از هر کس دیگری از وضعیت واقعی حزبالله آگاهند و نیاز فوری به متوقف کردن آنچه را که آغاز طرح اسرائیل برای تشدید اقدامات نظامی علیه حزبالله میدانند، درک میکنند — طرحی که تحت چتر مشروعیت لبنانی و شاید آمریکایی حاصل از توافق آتشبس پیش میرود.
تحت این شرایط، ایران خود را مجبور دید که یک طناب نجات برای حزبالله بیندازد؛ اقدامی که اندکی بعد در قالب یک حمله موشکی، که در حال حاضر محدود است، به سمت شمال اسرائیل محقق شد. هدف ایران روشن است: برقراری یک معادله بازدارندگی که آزادی عمل اسرائیل در لبنان را محدود کند، بهطوری که اهرم فشار ایران اساساً واشنگتن را هدف قرار داده است تا اورشلیم (قدس). بر اساس این منطق، ایران ترجیح میدهد به یک حمله موشکی محدود به شمال بسنده کند، با این انتظار که ایالات متحده مداخله کرده و بهسرعت وضعیت را آرام کند. حتی اگر اسرائیل پاسخی محدود بدهد که احتمالاً به یک «تبادل ضربات» چند روزه منجر شود، ایران مایل به پرداخت این هزینه است — و این کار را نه فقط برای نجات حزبالله انجام میدهد.
در واقع، جمهوری اسلامی همزمان با شلیک موشک به سمت اسرائیل، پیامی نیز برای آمریکاییها ارسال کرد:
-
حملات آمریکا به اهدافی در خلیج [فارس]، با حملات هدفمند جمهوری اسلامی به اهدافی در کشورهای خلیج [فارس] (کویت، بحرین) پاسخ داده خواهد شد.
-
حملات اسرائیل به زیرساختهای اصلی حزبالله (در بیروت و دره بقاع)، با حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل پاسخ داده خواهد شد.
ایرانیها به نوبه خود، این بار روی ترامپ قمار کردهاند. این اقدام احتمالاً بر اساس ارزیابی آنهاست مبنی بر اینکه آمریکاییها برای ورود دوباره به یک جنگ علیه ایران عجله نخواهند کرد، بلکه در عوض ترجیح میدهند از فشارهای اقتصادی — از جمله تحریمها و محاصره اقتصادی — برای تحت فشار قرار دادن ایران جهت دستیابی به یک توافق هستهای و راهحل دیپلماتیک استفاده کنند.
این معادلهای است که اسرائیل باید آن را در هم بشکند — سریع و قاطعانه. برای دستیابی به این هدف، اسرائیل باید آمریکاییها را با خود همراه کند، ضربهای دردناک در درون ایران (و شاید در لبنان) وارد آورد و به شکلی کاملاً آشکار و بیابهام نشان دهد که اگرچه این معادله درک شده است، اما به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.
ایتای مدینا رئیس انستیتو سیاست امنیتی IDSF ایتای مدینا به عنوان رئیس انستیتو سیاست امنیتی IDSF (تجمع امنیتی دفاعی اسرائیل) خدمت میکند و از اعضای رهبری این جنبش است. او کارشناس استراتژی و امنیت در عرصههای منطقهای و بینالمللی و همچنین در حوزه تروریسم اسلامی است.

