شب ژنرالها, آن شب بر بام مدرسه رفاه چه گذشت؟
از همان خُردی، به یاد دارم شبهای شاهنامهخوانی پدرم را، شبهای حافظ و مولانا و شب بیهقی را که بعد از خواندن صفحهای، اشکهایش جاری میشد و من هم گاه با او میگریستم، که اشکهای پدر و مادرم به هر سببی اشکبرانگیز بود. بزرگتر که شدم، همه آن کتابها را خواندم و مقدمه خواجه ابوالفضل بیهقی… ادامه مطلب »
