“جبهه ملی ایران و نگاه بیمناک شبه اپوزسیون”

By | 2018-08-02

چک نوشته ها ی اشکان رضوی

10 امرداد 1397 خورشیدی

به باور عده ای جبهه ملی ایران به تاریخ پیوسته و سخن گفتن از این جریان سیاسی در شرایط کنون ایران شاید کمی عجیب به نظر برسد، یعنی اساسا تلاش شده تا نقشی برای این سازمان سیاسی تاریخ ساز در اتمسفر سیاسی ایران در نظر گرفته نشود . دهها و چه بسا صدها تریبون از سوی مدعیان مبارزه سیاسی در جناح ها و گرایشات سیاسی مختلف به صورت مداوم در تلاش هستند تا در هیچ کجا نامی از جبهه ملی ایران به میان نیاید. از سویی رژیم حاکم بر ایران در چهار دهه گذشته به شکلی مستمر چنین هدفی را دنبال کرده و از سویی طیف بزرگی از جریان هایی که خود را اپوزسیون می نماند. از فرقه ی مجاهدین خلق گرفته تا جریان چپگرایان و سلطنت طلبه و تجزیه طلبان ، همه ی اینان اگر در هر چیز اختلاف داشته باشند در یک مورد به شدت به صورت اتوماتیک در کنار هم قرار خواهند گرفت و آن تخریب و سرکوب شدید جبهه ملی ایران و اعضاء آن است.

چیستی و چرایی این بیم و هراس در چه می تواند باشد که لشکری چنین ستُرگ به مبارزه با جبهه ملی ایران برمی خیزند و حتا از زیر پا نهادن بدیهی ترین اصول اخلاق سیاسی برای تخریب نام و اعتبار جبهه ملی ایران نیز هیچ ابایی ندارند.

پرداختن به این مهم بی گمان از حوصله نوشتار آماتور گونه ی نگارنده که تلاش دارد تا در چند سطر اشارتی به این موضوع داشته باشد خارج است اما واقیعت این است که جبهه ملی ایران با همه مشکلاتی که در ساختار تشکیلاتی خود داشته و دارد (که البته بخش بزرگی از این کاستی ناشی از دخالت و دسیسه های نهاد های امنیتی است)از پتانسیل مبدل شدن به آلترناتیوی برای فردای آزادی ایران برخوردار است که این مهم را به جرات می توان گفت در هیچ کدام از جریان های سیاسی دیگر به سادگی نمی توان یافت هر چند که به جز جریان سلطنت طلبان که در بخشی از عوام دارای پایگاه سیاسی نوستالوژیک هستند جریان های دیگر نه تنها از حداقل پایگاه برخوردار نبوده بلکه تا حدود زیادی همچو فرقه ی مجاهدین منفور تک تک باشندگان ایرانی نیز هستند.

جبهه ملی ایران به دلیل خوش نام بودن بنیانگذاران آن و همچنین آلوده نبودن عموم کادرها و رهبران کنونی آن چون دکتر هرمیداس باوند، دکتر علی رشیدی، مهندس کورش زعیم و جمال درودی و همراهی طیف گسترده ای از خوش فکران و تحصیلکردگان جوان با دیدگاه ها و شیوه مبارزاتی جبهه ملی ایران که بر اساسا پیشرو ترین منشور و اساسنامه سیاسی و سازمانی حال حاضر ایران است توانسته همچنان در پایگاه سیاسی خود را داشته باشد . کمتر اشتباه سیاسی حتا به صورت تاکتیکی را می توان در چهار دهه گذشته در جبهه ملی بر شمرد که بر خلاف منافع ملت ایران باشد. اگر اقدامات نسنجیده و ضد دموکراتیک دکتر سنجابی را نادیده انگاریم جبهه ملی را می توان از پاک ترین جریان های سیاسی ایران در پیش و پس از رویداد سال 57 دانست.

البته نمی توان منکر اقدامات شخصی عده ای از وابستگان به این جریان سیاسی در سپهر سیاسی ایران شد کماکان این که هنوز نیز عده ای تلاش می کنند تا با نام و اعتبار و به امضاء این سازمان سیاسی برای منافع شخصی و باندی خود در رسانه ها ظاهر شده و موارد نادرستی را بیان کنند اما حقیقت این است که میدان دادن به اشخاص مطرود شده که محلی از اعراب در دایره ی سیاست گذاری های کلان جبهه ملی ایران ندارند هدفمند بوده و در راستای تخریب نام و اعتبار جبهه ملی ایران است. بد دفاع کردن این افراد که دارای حداقل های دانش سیاسی و مبارزاتی نمی باشند از نام و سیاست های جبهه ملی اتفاقا همان آب به آسیاب دشمن ریختن است ، چو اینکه چندی است شاهد حضور و بروز شخصی در قامت کذایی مسئول فلان ارگان جبهه ملی ایران در رسانه ها هستیم اما رفتاری این گونه نمی تواند بیان کننده سیاست های تبین شده ی جبهه ملی ایران باشد.

یا اینکه فردمعلوم الحال دیگری که شوربختانه سالهاست در میدان سیاست و مبارزه ایران نقش مخرب و چماقداررا داشته و هم اینکه با تجزیه طلبان نرد عشق می بازد و تلاش دارد تا امریکا نیز گوشه چشمی بدان داشته باشد ،چندی پیش در حرکتی سخیف و چاله میدانی مواردی را بر علیه رهبران جبهه ملی و اساسا اندیشه ی ملی گرایی بیان داشت و بالطبع عده ای از دشمنان وابسته در قامت اپوزسیون نیز برای وی هورا کشیدند و سوت و کف زدند اما حقیت این است همین فرد به هنگام تشیع جنازه شادروان مهندس امیر انتظام بارها تلاش کرد تا به شعار دادن و بیان حرف های رادیکال جو مراسم را به رسم دیرینه ی چماق داری بهم بریزد و فضا را رادیکال نماید که خوشبختانه این رفتار زشت او با خشم و حتا هو کردن وی توسط حاضرین خنثی و او بادیدن چنین واکنشی مراسم را ترک نمودو این چنین جایگاه سیاسی او که بر پای بیانیه های کذایی امضاء دبیر کل فلان جریان به تاریخ پیوسته سیاسی یک نفره را می گذارد بر همگان آشکار شد.

حال در چنین شرایطی کدام جریان سیاسی ایران است که همچنان مستقل بوده و وامدار هیچ کشور بیگانه نباشد و همواره بر مدار آرمان های آزادی خواهانه ی ملت ایران بر پایه دموکراسی و حقوق بشر گام برداشته باشد جز جبهه ملی ایران که از اقبال قابل قبولی حتا در گرایشات سیاسی مختلف جامعه ایرانی نیز برخوردار بوده باشد؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *