بازار غیرقانونی، اما پررونق کلیه , مرگ کسب و کار من است

By | 2018-08-03

چند روز پیش، رئیس انجمن خیریه‌ی حمایت از بیماران کلیوی ایران، داریوش آرمان، در نامه‌ای به رئیس پلیس فتا و دادستان تهران خواهان توقیف تارنماها و کانالهای تلگرامی خرید و فروش کلیه و برخورد انتظامی با دلالان اعضای بدن و گردانندگان این شبکه‌های غیرقانونی شد.

در بازارِ خرید و فروش غیرقانونی اعضای بدن، بهای هر کلیه میان ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان برپایه‌ی گروه خونی، نیاز بیمار و نیاز مالی فروشنده است.

کمتر شهروندی است که از کوچه‌خیابانهایی که در آنها بیمارستانی است یا آزمایشگاهی یا مرکزی درمانی رد نشده باشد و آگهی خرید و فروش کلیه و دیگر اعضای بدن به چشمش نخورده باشد. البته چندی است که از حجم این آگهیها در فضای شهری کاسته شده و دربرابر به تارنماها و شبکه‌های اجتماعی منتقل شده است؛ سایتهایی که با وصل خریدار و فروشنده خود نیز از این معرکه سودی کلان به جیب می‌زنند.

جولان دلالان در بی‌نظارتی مسئولان
به گزارش «مردم‌سالاری آنلاین»، چند روز پیش، رئیس انجمن خیریه‌ی حمایت از بیماران کلیوی ایران، داریوش آرمان، در نامه‌ای به رئیس پلیس فتا و دادستان تهران خواهان توقیف تارنماها و کانالهای تلگرامی خرید و فروش کلیه و برخورد انتظامی با دلالان اعضای بدن و گردانندگان این شبکه‌های غیرقانونی شد.
رئیس انجمن بیماران کلیوی در این نامه نوشته است: «وبسایتهای مختلف و کانالهای تلگرامی ناشناس اقدام به انتشار آگهیهای خرید و فروش کلیه و اعضای بدن می‌کنند که این امر نه‌ تنها یک اقدام غیرقانونی و غیرانسانی است که دلالان گرداننده‌ی این سایتها و کانالها با استفاده از مشکلات مردم نیازمند و ارائه اطلاعات گمراه‌کننده باعث سرگردانی و گرفتاریهای فراوان پزشکی، درمانی و نیز شکایات حقوقی فراوان شده‌اند.»
چنان‌که از این نامه برمی‌آید روشن است که تا کنون برخوردی جدی با این دلالان نشده بوده است که این مسئله رئیس انجمن خیریه‌ی حمایت از بیماران کلیوی را برآن داشته تا از مسئولان چنین درخواستی بکند.
از یک جست‌وجوی اینترنتیِ ساده‌ هم برمی‌آید این تارنماهای پرشمار حتی فیلتر هم نیستند و بالاتر از آن نام و نشان تارگردان، آنجا که شماره‌ی حساب بانکی خود را گذاشته، هم مشخص است. در یکی از این تارنماها که نام خود را «بانک جامع اهداکنندگان عضو» نهاده روزانه دست کم پنج – شش آگهی تازه برای فروش کلیه و کبد دیده می‌شود. برای نمونه، در آخرین آگهی‌ای که در این تارنما به تاریخ ۷ امرداد در بخش گروه خونی +A گذاشته شده دیده می‌شود که پیمان‌نامی با گذاشتن شماره تلفن خود نوشته است: «سلام. گروه خونی +A. بدن سالم. متاهل دارای رضایت‌نامه‌ی محظری (محضری). ساکن تهران. فروش کلیه یا کبد. قیمت: من به ۴۰ملیون احتیاج دارم ولی بازم پیشنهادتون رو پیامک کنید.» رضانامی نیز با نهادن شماره‌ی تلگرام و تلفنش نوشته است: «سلام. کلیه‌ام رو می‌فروشم.

در جامعه‌ای که به ازای ۱۰ فروشنده‌ی کلیه تنها یک خریدار وجود دارد، در جامعه‌ای که فرد با به خطر انداختن هستی خویش عضوی از بدن خود را در برابر بهایی ناچیز می‌فروشد، روشن است که تنها و تنها از روی استضعاف این کار را کرده است. از آدم مستضعف هم که به نان شب خویش محتاج است، نمی‌توان آینده‌نگری و حفظ کرامت انسانی خویش را انتظار داشت که فقر بی‌گمان احتضار فضیلت آدمی است.

گروه خونی O منفی. ۳۷ سالمه، سالم. مجرد هستم. حداقل قیمت ۸۰ تومن. فروشنده‌ی واقعیم.»

,
گزارشها حاکی از آن است که برخی از بیمارانی که به پیوند فوری کلیه نیاز داشته‌اند و به ناچار روی به دلالان اعضای بدن آورده‌اند، هم مال خود را باخته‌اند و هم جانشان را در معرض خطر جدی و گاهی مرگ قرار داده‌اند. با همه‌ی این، و به رغم غیراخلاقی و غیرقانونی بودن خرید و فروش اعضای بدن، هنوز بازار این دلالان از سکه نیفتاده است و آنان واسطه‌ی توافقی پنهانی میان فروشندگان و خریداران‌اند.
زمانی که فهرست دریافت‌کنندگان با سیاهه‌ی اهداکنندگان همخوانی ندارد، در چنین شرایطی، برخی نوبت خود را به انتظار می‌کشند ولی برخی دیگر روی به دلالان می‌آورند. این جماعتِ سودجو نیز با بهره از نیاز بیمار از یک‌سو، و تنگدستی کسانی که از ناچاری به فروش عضوی از بدن خود روی آورده‌اند از سویی دیگر، شغلی پردرآمد برای خود دست‌وپا کرده‌اند.
شیوه‌ی این دلالان و این خرید و فروش غیرقانونیِ پنهانی چنین است که پس از آن که خریدار و فروشنده با یاری دلال یکدیگر را یافتند، پس از همداستانیِ میانِ گیرنده و دهنده بر سر بهای کلیه و دیگر مسائل جانبی، دهنده به نامِ اهداکننده‌ی عضو به گیرنده‌، خود را به بیمارستان معرفی می‌کند و پس از آن، سایر کارها به روال انجام می‌شود.
گفتنی است که در بازارِ خرید و فروش غیرقانونی اعضای بدن، بهای هر کلیه میان ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان برپایه‌ی گروه خونی، نیاز بیمار و نیاز مالی فروشنده است.

آن ‌گاه که فقر احتضار فضیلت آدمی است
در جامعه‌ای که به ازای ۱۰ فروشنده‌ی کلیه تنها یک خریدار وجود دارد، در جامعه‌ای که فرد با به خطر انداختن هستی خویش عضوی از بدن خود را در برابر بهایی ناچیز می‌فروشد، روشن است که تنها و تنها از روی استضعاف این کار را کرده است. از آدم مستضعف هم که به نان شب خویش محتاج است، نمی‌توان آینده‌نگری و حفظ کرامت انسانی خویش را انتظار داشت که فقر بی‌گمان احتضار فضیلت آدمی است و بدیهی است، در جامعه‌ای که فقر از یک در وارد شود، این فضیلت آدمی و کرامت انسانی است که از دری دیگر خارج می‌شود.
راهکار نیز روشن است، ریشه‌کنی فقر و پس از آن، آگاهی‌دادن به شهروندان که فروش عضوی از بدن همچون کلیه هر چند برای کوتاه‌مدت دردی از آنها دوا خواهد کرد، لیک در درازمدت دردشان را صدچندان خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *